مهارت ايجاد ارتباط

مهارت ايجاد ارتباط

مهارت ایجاد ارتباط

نتایج ریکمن در فرهنگ جامعة خودش

شش موردی که در ارتباط دور غیرکلامی قابل توجه است برای مبلغین

مثال کاربردی

ارتباط نزدیک غیرکلامی

راجع به حالت چهره

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه چهارم/استاد هادی پور (زید عزه)

مهارت ایجاد ارتباط

برای اینکه بتوانیم یک ارتباط قوی برقرار کنیم ارتباطی که اگر خوب برقرار شود می تواند کار ما را ساده کند و تأثیرگذاری آن را چند برابر کند و دوام تأثیر را بدنبال داشته باشد مراحل دوازده گانه ای را باید طی کنیم؛ گفتیم این دوازده مرحله هر کدام بحث های فنی و علمی و کاربردی دارد،

مرحلة اول ایجاد ارتباط: ارتباط دور غیرکلامی

مرحلة دوم: ارتباط نزدیک غیرکلامی

مرحلة سوم: ارتباط یک طرفة کلامی

این دوازده مرحله اگر الگوی ارتباطی ما برای کار در کلاس باشد باید ملکة شما قرار بگیرد.

مرحلة چهارم: بازخورگیری ارتباط اولیه

مرحلة پنجم: مهارت گوش کردن

مرحلة ششم: ارتباط ثانوی

مرحلة هفتم: فرصت تخلیة میانی

مرحلة هشتم: ایجاد نیاز ارتباطی،

این مرحله خیلی اهمیت دارد و باعث می شود تداوم ارتباط ما تأمین شود اگر موفق نشوید نیاز ارتباطی تان را ایجاد کنید یعنی او احساس نیاز نکند با شما مرتبط باشد ممکن است ارتباطی قوی برای شما ایجاد نشود.

مرحلة نهم: دادن پل ارتباطی

این هم برای ایجاد نیاز احساس کاربردی .

مرحلة دهم: بازخورگیری نهایی یا اعتراف گیری و اقرار گیری ارتباط

بسیار در اینکه این ارتباط نهادینه شود اثرگذار است .

مرحلة یازدهم: ارتباط پایانی یا فراموقعیتی.

مرحلة دوازدهم: تثبیت یا تعمیق ارتباط.

اگر دوازده مرحله را طی کردید موفق می شوید هم یک جلسة با ارتباط بالا داشته باشید و هم کاری کنید مستمعین بتوانند با شما ارتباط مداوم را داشته باشند. این دوازده مرحله برای یک جلسة کلاس است. یعنی فضاهایی را که مبلغ برای ارتباط برقرار کردن یا تقویت ارتباط دارد شناسایی کردیم اینکه در هر کدام از این فضاها چه کار باید بکند تا این ارتباط قوی برقرار شود روی آن کارهای مطالعاتی شده حال شما در یک کلاس دوازده فرصت برای دوازده گونه ارتباط دارید که یک ارتباط قوی را با مخاطبانتان سازمان دهی کنید.

در مرحلة اول می خواهیم ارتباط دور غیر کلامی برقرار کنیم، چگونه می شود ارتباط دور غیرکلامی را برقرار کرد؟

نکته: شخصی به نام ریکمن نظرسنجی را در سال 1986 انجام داد در این نظرسنجی مشخص شد که آدمها توافق بسیار بالایی دارند در ذهنیتی که نسبت به اندام آدمها دارند یعنی اکثر افرادی که آدم چاق را می بینند نسبت به او بدون اینکه از او حرفی شنیده باشند همین که هیکل او را می بینند ذهنیتی در ذهنشان ایجاد می شود. که این احتمالاً چنین آدمی است یک آدم کشیده می بینند چیز دیگر در ذهنشان قوی هیکل هم همین طور ریکمن بررسی کرد ببیند آدمها در برخورد با اندامهای مختلف چه چیزی به ذهنشان می رسد که نتایجی بدست آورد .

مثال کاربردی :

وقتی شما می روید به دبیرستانی ، دانش آموزان دبیرستانی همین که شما را از دور می بینند اکثریتشان از دیدن اندام شما هیکل و نوع راه رفتن شما و چیزهایی که هنوز شما حرف نزدید با دیدن اولیة شما از دور یک ذهنیتی به ذهنشان می رسد و شما می توانید در این ذهنیت دخالت کنید اگر بفهمید با هر کدام از این حرکات شما چه چیزی در ذهن آنها جرقه می زند.

لذا ریکمن آمد بعد چاقی و لاغری و هیکل را بررسی کرد به این نتایج رسید؛ اما ما این را درمی یابیم که معلوم است آدمها بطور اتوماتیک بخاطر برخوردهایی که داشتند در طول عمرشان حالتی را که می بینند بخاطر آن ذهنیتی پیدا می کنند.

در آمارهایی که غربی ها مي گیرند معمولا سعی می کنند مجموعه ای که از آن دارند نظر سنجی می کنند از اقشار مختلف باشد تا این نظرسنجی قابل اعتنا باشد اگر آمدند از یک سن خاص گرفتند ممکن است آن که می خواند می گوید آقا این سن خاص این دیدگاه را دارند لذا از زن و مرد و افراد مختلف می گیرند تا بتوانند ادعا کنند که این حرف ما کلیت دارد. این چیزهایی که بدست آورده برای فرهنگ خودشان منطبق است . پس آدمها از ارتباط غیر کلامی دورشان به یک مسأله های مشترکی می رسند.

نتایج ریکمن در فرهنگ جامعة خودش:

او پس نظر سنجی می گوید آدمهای چاق یا فربه تن معمولا اطرافیانشان نسبت به آنها این ذهنیت را دارند که آنها آدمهایی بدخلق بی دقت غمگین کثیف و بی تحرک هستند، آدمهای کشیده تر کسانی که لاغر و کشیده اند در بیشتر صفات متوسط اما نسبت به افراد دیگر ترسوتر آراسته تر و باهوش ترند و در مورد افراد ستبرتر یا قوی هیکل تلقی عمومی این است که آدمهایی باهوش مهربان دوست داشتنی سالم و شجاع هستند. این نتیجة نظرسنجی است که آنها انجام دادند.

اما توصیة ما به مبلغی که می خواهد برود در دبیرستان: در شش قسمت حواسش باشد این شش قسمت ارتباط دور غیرکلامی برقرار می کند. اینها جنبة غلبه دارد یعنی غالبا اینطور است و عموما ذهنیت که ایجاد می شود اینگونه است که خواهیم گفت .

منابع این درس در کتابهای متعددی بوده کتاب مهارت های اجتماعی در ارتباطات میان فردی ، از آقای اون هارجی، تکنیک های روابط عمومی از دکتر رحمان سعیدی، و کتاب دیگری که مطالب مفیدتری دارد کتاب روانشناسی روابط انسانی از آقای رابرت مولتوناین که فرآیند ارتباط را خوب بررسی کرده و نکات قابل استفاده ای دارد.

شش موردی که در ارتباط دور غیرکلامی قابل توجه است برای مبلغین:

  1. رنگ لباس
  2. حالت راه رفتن
  3. شانة افتاده یا سینة جلو حالت هیکل
  4. حالت دست ها
  5. سر بالا و نگاه مستقیم (حالت سر ما)
  6. اسباب و وسایل در دست ها (آنچه که در دست ماست).

این شش تا از دور اثرات روانی دارد .

مرحلة اول ارتباط شما جایی است که شما از ماشین پیاده می شوید بچه ها عده ای جلوی در دبیرستان ایستادند می آیید داخل حیاط مسافتی را طی می کنید تا وارد ساختمان شوید و بروید داخل دفتر تا جایی که بروید وارد کلاس شوید چون وارد حیاط که می شوید از اقصی نقاط حیاط شما را می بینند و یک عده ای از این افراد در هر کدام از این ساعتها می خواهند مخاطب شما شوند شما باید ارتباط گیری کنید یک عده ای در فضای ساختمان هستند جایی که از پله ها بالا می روید عده ای اطراف شما هستند از دور و نزدیک نگاه مي کنند اینها فضاهایی است که ما حواسمان نیست و از آن استفاده نمی کنیم نمی دانیم چگونه می شود از این فضا بهینه استفاده کرد.

مثال کاربردی

همایشی در استان کرمان داشتیم همایش بزرگی بود در دانشگاه آزاد کرمان من از صند لی ام که بلند شدم تا بروم بنشینم پشت میز ، قابل توجه اینکه دانشجوها خانم هایشان قبلا در اردوی روز جمعه آشنایی با هم داشتیم ولی آقایان اولین برخورد بود داشتیم من بلند که شدم تا آمدم بنشیم پشت میز دیدم اینها با هم چیزی می گویند همه با هم اول فکر کردم دارند شلوغ می کنند مثل مدیرشان مسخره می کنند. یک لحظه نگاه که کردم دقت کردم دیدم حرفشان این است که حاج آقا دوست داریم بدون مقدمه سخنت را گوش بدهیم . هنوز ما حرف نزدیم فقط از جا که بلند شدم با ژست و لباس خاصی نوع تیپ و راه رفتن من نوع ژست من همه دست به دست هم داد دیدم این ها در اولین ارتباط احساس مثبت دارند خود من هم قوت قلب گرفتم وقتی دیدم حرف نزده احساسشان مثبت است و زمینة ارتباط فراهم است.

در رنگ لباس مطالعاتی پیرامون روانشناسی رنگ داشتم ، دیدم رنگ های مختلف اثرات روانی متفاوتی دارد مثلا رنگ قرمز محرک است تحریک کننده است اگر خواستید تابلویی بزنید جلب توجه کند و تحریک شوند بیاند به سمتش رنگ قرمز مناسب است رنگ زرد ایجاد نشاط می کند رنگ سبز ایجاد نشاط می کند اما اینها که نمی شود لباس ما باشد اما چه رنگی اثر روانی مثبت اینجا برای ما دارد رنگ سفید اثر روانی دارد آنهایی که می بینند احساس مي کند آدم بانشاطی هستیم و روحانی جوان پسندی هستیم روحیه به جوان ها نزدیک است رنگ سفید چون رنگ سفید از روحیة انسان ها خبر می دهد رنگ آبی، آبی روشن نشان دهنده روحیة ملایم یعنی شما آدم آرامی هستید شر نیستی. رنگ تیره اعم از اینکه سرمه ای پوشیده باشی یا مشکی این نشان دهندة این است که شما آدمی هستی که قدری عبوسی و گرفته ای هستی نشاطت کم است آدم جدی هستی این ذهنیت ها ایجاد می شود. چادر مشکی خانم ها در جامعة ما نمود دیگری دارد یعنی اینطور نیست که هر رنگ مشکی این تلقی ازش بشود روحانی که لباس تیره دارد به نظر می رسد او زیاد آدم پر نشاطی نیست اما در محرم یا مناسبتها مشکی پوشیدن ما اثر این شکلی ندارد چون مخاطب درک می کنند به این دلیل پوشیدیم نشان دهندة روحیة ما نیست.

دوم حالت راه رفتن است ، نکتة مهمی است همانطور که وقتی رنگ لباس را از دور می بینند ذهنیت ایجاد می شود در مورد راه رفتن هم همینطور است بنابراین وقتی با جوان ارتباط دارم تا جایی که مي توانم باید خودم را به او و روحیه اش نزدیک کنم بعضی ها مخالفند با اینکه آدم به رنگ لباس به نوع پوشش ، مخصوصا سفید باشد برسد اما نمی داند که این موجب اقبال بیشتر مخاطب می شود اینجا مته به خشخاش گذاشتن جایی ندارد، به قول آقای جنتی خود مقام معظم رهبری فوق العاده به نوع لباسشان تناسب رنگش توجه می کردند. ما به نتایجی رسیدیم شاید کسی بخاطر دلایلی نخواهد این را رعایت کند اجبار نیست فقط نکاتی است که به نظر می رسد خوب است.

نوع راه رفتن ما معمولاً خیلی از ماها راه رفتن معمولی داریم که همه جا همان طور راه می رویم، در حالی که مبلغ متخصص همه جا یک جور راه نمی رود در مسجد وقتی با پیرمردهای مسجد است باید سنگین و با معنویت و با وقار راه بروم اما در دبیرستان که اینطور نیست من با یک مشت جوانی که از سر کولشان انرژی بالا می رود مواجهم آنجا نوع راه رفتن نباید زیاد آهسته باشد چون تلقی می شود که شما چقدر بی حال و شل هستی مقداری باید سرعت را زیاد کنید تند راه رفتن نشان می دهد که با انرژی هستی و نمی توانی خودت را کنترل کنی. هر کس می بیند تلقی می کند که حاج آقا سرزنده و سرحال است تند تند راه می رود. قدری که نشان داده شود سرعت باید مقداری زیادتر از حالت معمول باشد، تند راه رفتن دو جور است گاهی طرف یه جوری راه می رود که نشان می دهد آدم عجولی است انگار که استرس دارد ولی یک وقت طرف در عین اینکه تند راه می رود منطقی است.

سوم شانة افتاده و سینة جلو چون خیلی از ماها که آدمهای متواضعی هستیم افتاده ایم بخاطر خشوعی که در نماز زیاد داشته آنجا جای این شکل و قیافه و هیکل نیست آنجا مخصوصاً اگر پسرانه بود باید سعی کنید هیکل را کسی که افتاده است احساس می شود از روحانیونی است که تو سری خور و ساده است اما حالت راه رفتن سینه جلو و شانه ها باز احساس متفاوت به مخاطب دست می دهد.

چهارم حالت دستها مهم است چیزهایی که می گویم قدرت غیرکلامی را می بینید چیزهایی است که شما ته حیاط هم باشید یک چیزهایی از آن می یابید. به خاطر همین می گوییم ارتباط دور غیرکلامی. بعضی ها از دستهایشان هیچ استفاده ای نمی کنند معمولی توجه ندارد وارد که می شود دستش به عبایش است یک دست به عبا یک دست هم کتاب یا چیزی، در حالی که باید عبا را اتو بزنیم که مرتب باشد و آنرا مچاله در دستمان نکنیم.

توی حیاط مدرسه هم چشمتان را از بچه ها ندزدید چون احساس می کنند از آنها می ترسید نافذ و با تسلط باشید تا احساس کنند شما روحانی هستی که از این بچه ها واهمه ای نداری، حالت چهره تان غیرطبیعی نشود، حاج آقایی بود از اساتید اصول درس می داد به ما می خواست ارتباط برقرار کند ولی بارها احساس منفی به من دست داد چرا؟ چون خیلی قیافه اش تصنعی می شد. این ها اثر خوبی ندارد، از دور یکی می گوید سلام حاج آقا در این مواقع می توانیم از ارتباط غیرکلامی و با دست استفاده کنیم سلام احوال شما...

پنجم سر بالا و نگاه مستقیم : سر بالا بودن مهم است، سرتان پایین نباشد نگاه کنید بهشان جمع ها را نگاه کنید در نگاهتان هم چند نوع نگاه داریم نگاه مهربانانه است یه وقت نگاه من صمیمی هست اما نوعی جذبه توش خوابیده با حالت پلک هم می شود این موضع را گرفت، نفوذ من بیشتر می شود این مقدار از تغییر برای کسانی خوب است که قدری نزدیک ترند آنکه دور است فقط همین قدر که ببیند ما مستقیم نگاه می کنیم کفایت می کند.

آخرین مورد از ارتباط دور وجود کیف یا چیزی که در دست ماست غالبا نسبت به کسی که چیزی در دستش است مخصوصاً کیف قشنگ و زیبا و شکیل کیف هایی که گاهی داخلش نوت بوک می گذارند حالتهای زیبایی دارد بردن نوت بوک در مدرسه از جهت نگرش مخاطبین برایش تغییراتی دارد ، داشتن کیف در دست نوعی تلقی دارد اگر ما بدون اینگونه وسایل رفتیم تلقی آنها ولو درست نیست اما می گویند روحانی معمولی است ، ژست با کیف قدری روحانی را متخصص تر دانشگاهی تر تحصیل کرده تر نشان می دهد وقتی می بینند چیزی ندارد فکر می کنند آمده نماز جماعت اقامه کند. وقتی نه دستش کیف است می آید انگار که این آقا پرستیژ تدریس دارد این برداشت های آدمهاست هیچکدام از این برداشت ها دلیل بر واقعیت نیست تلقی آدمهاست اما بالاخره این تلقی از ما می شود و ما باید تا جایی که موافق شأن روحانیت است بر خلاف این تلقی ها رفتار نکنیم که این هم برای اثر گذاری بیشتر است . این راجع به ارتباط دور غیرکلامی.

ارتباط نزدیک غیرکلامی:

در اینجا باید یازده مورد توجه شود :

1. حالت چهره

2. نوع نگاه

3. تا کردن عبا

4. ژست

5. مرتب کردن میز

6. اشاره های دست و صورت

7. حرکات معنادار دست و سر

8. بستن در

9. دست توی جیب

10.عدم بازی دو دست با هم یا لرزیدن دست

11. عدم مشغول شدن به چیزی غیر از توجه

راجع به حالت چهره:

اولین مورد ارتباط نزدیک است صورت ما از جایی که در را باز می کنید وارد کلاس می شوید تا جایی که می گویید بسم الله الرحمن الرحیم. این فضا فضایی است که مرحلة دوم در آن اجرا می شود این ها مربوط به فاصلة 5 دقیقه ای است. بعضی ها همین که وارد می شود بچه ها که می نشینند می گوید بسم ا... اشتباه می کنی نباید زود شروع کنی از خود فرصت را می گیری زود شروع کردن باعث می شود قسمتی را که اینها مشغول این هستند که از ظواهر شما یک برداشت برای خودشان ایجاد کنند با 5 دقیقة اول صحبت شما تداخل مي کند و آنها متوجه نمی شوند. چون در 5 دقیقة اول دارند وارسی می کنند پایین تا بالا چهره و لباس و قیافه ذهن بدون چیزی درگیر ظواهر می شود در این فرصت من باید از این توجه مخاطبان به ظاهر حداکثر استفاده را کنم اگر کار دیگری انجام بدهم از بین می رود. لذا این 5 دقیقه حواسمان باشد تبسم روی لبمان باشد البته خندة زیاد اثر منفی دارد می گویند چه خوش،ضحک الانبیاء بالتبسم انبیاء هم تبسم روی لبشان بوده همین قدر بس است لبخند کوچک که از خشکی در بیاد این حالت تلقی ایجاد می کند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مواد سخنرانی

مواد سخنرانی

در متن حاضر به مواد سخنرانی مورد نیاز برای سخنرانی آموزشی در تبلیغ دینی پرداخته شده است.
تعریف، اهداف و تقسیمات (آموزش فن خطابه)

تعریف، اهداف و تقسیمات (آموزش فن خطابه)

در این متن اهداف و تقسیمات‏ در موضوع آموزش فن خطابه بیان شده است.
 تبليغ و سخنوري

تبليغ و سخنوري

No image

تاريخ سخنوري

پر بازدیدترین ها

Powered by TayaCMS