نصیحت به عثمان

نصیحت به عثمان
دوران خلافت عثمان بود، مسلمین به گرد امام علی (علیه السلام) حلقه زدند و از عثمان در مورد کارهایش شکایت نمودند، و از امام علی (علیه السلام) تقاضا کردند، تا با عثمان صحبت کند و او را از خطاهایش بر حذر دارد.
امام علی (علیه السلام) (از کنار این مسائل سیاسی بی تفاوت رد نشد، و نگفت بگذار من هم مانند سایرین تماشاچی باشم) به درخواست آن ها احترام گذاشت و نزد عثمان رفت و به نصیحت او پرداخت.
در این نصیحت، پس از ذکر شکایات و اعتراضات مردم و ... فرمود: بدان که بهترین بندگان خدا، در پیشگاه او، رهبر عادلی است که خود هدایت یافته و دیگران را هدایت می کند، سنّت معلوم اسلامی را بر پا و استوار می دارد و سنت مجهول را می میراند. سنت های اسلام، روشن و مشخص می باشند، و بدعت ها نیز با نشانه هائی که دارند آشکارند.
«و انّ شرّ النّاس عند الله امام جائر ضلّ و ضلّ به، فامات سنّه مأخوذه، و احیا بدعه متروکه ...؛ بدترین انسان ها در پیشگاه خدا، رهبر ستمگری است که هم خودش گمراه است و هم دیگران را گمراه می کند، سنّت های صحیح را نابود می کند و بدعت های متروک را زنده می نماید، رسول خدا ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ فرمود: پیشوای ظالم را در روز قیامت حاضر می کنند، در حالی که نه یاوری دارد و نه عذر خواهی، او را به آتش دوزخ می افکنند و او هم چون سنگ آسیاب در آتش، به چرخش می افتد، سپس او را در قعر جهنّم به زنجیر می کشند، نکند تو همان پیشوای مقتول باشی که پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ همواره می فرمود: «در این امّت، پیشوائی کشته می شود، و پس از او تا قیامت، درهای کشت و کشتار به روی آن ها باز می گردد ...».
و پس از گفتاری فرمود: تو را به خدا سوگند می دهم مبادا زمام امور خود را بدست مروان بدهی، تا هر جا که بخواهد، آن را بکشد...
عثمان گفت: «از مردم بخواه به من مهلتی بدهند، تا حقوق از دست رفته آن ها را تأمین کنم».
امام فرمود: در مورد مدینه، مهلتی در آن نیست، و باید فوری اقدام کرد، و در مورد خارج از مدینه، مهلتش به اندازه رسیدن دستور تو، به آن ها است.[1]
به این ترتیب: در این تابلو نیز می نگریم، که امام علی (علیه السلام) به عالی ترین اصول اخلاقی و سیاسی، که نصیحت برای اصلاح امور می باشد، اقدام می کند و با کمال منطق و ادب به رسیدگی امور می پردازد.
[1] . نگاه کنید به خطبه 164 نهج البلاغه.
منبع :محمد محمدي اشتهاردي ؛داستان هاي نهج البلاغه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خانه وسیع

خانه وسیع

علاء عرض كرد: عبائى (ناچيز) پوشيده و از دنيا كناره گرفته است . على عليه السلام فرمود: او را نزد من بياور، وقتى كه عاصم به حضور على عليه السلام آمد، حضرت به او فرمود: (اى دشمنك جان خود، شيطان در تو راه يافته و تو صيد او شده اى آيا به خانواده ات رحم نمى كنى ؟ تو خيال مى كنى خداوند خداوند كه طيبات (زندگى خوب ) رابر تو حلال كرده ، دوست ندارد كه از آنها بهره مند شوى ؟!
سرکشي ابليس

سرکشي ابليس

ولي سرانجام ابليس (پدر شيطانها) او را فريب داد، و بر او حسادت ورزيد، چرا که ابليس از اينکه حضرت آدم در بهشت در جايگاه هميشگي و همنشين نيکان است، ناراحت بود، وسوسه هاي او باعث شد که آدم(ع) يقين خود را به شک و وسوسه او از دست داد، و تصميم محکم خويش را باسخنان بي اساس او مبادله کرد.
No image

یاد جانسوز علی (ع) از یاران شهید

سپس با صدای بلند فریاد زد: «الجهاد الجهاد عباد الله، الا و انّی معسکر فی یومی هذا، فمن اراد الرّواح الی الله فلیخرج؛ بندگان خدا، جهاد! جهاد! ... همگان بدانید که من امروز لشکر به سوی جبهه، حرکت می دهم، هر آن کس که هوای کوچ به سوی خدا را دارد، از خانه بیرون آید و با ما حرکت کند».
انتقاد شدید به حامیان باطل

انتقاد شدید به حامیان باطل

امام علی (علیه السلام) به این ترتیب به همه کوته فکران و جاهلان، هشدار داد که فریب شیّادان را نخورند، بنده شکم و پول نباشند، و از ستمگران و مفسدین، تقلید ننمایند، و گرنه همچون مردم بصره، صید شیادان قدّاره بند می شوند و دنیا و آخرتشان تباه می گردد.
اعلام آماده باش

اعلام آماده باش

در روز موعود، افراد پاکدل و مؤمنان واقعی در محل حاضر شدند، ولی تعداد آنها کمتر از سیصد نفر بود، وقتی که تعداد این جمعیت را به علی (علیه السلام) گزارش دادند، آن حضرت فرمود: اگر عده این افراد به هزار نفر می رسید، درباره آنها رأی و حکمی داشتم ولی اکنون فرمانی در این باره نخواهم داد.

پر بازدیدترین ها

مرد عمل باشید نه حرف!

مرد عمل باشید نه حرف!

همان گونه که بیان شد، سرانجام علی (علیه السلام) جبهه را فراموش نکرد، و خود حرکت نمود و حجر بن عدی را با چهار هزار نفر به سوی ضحاک فرستاد، و حجر قهرمان به سوی جبهه رفت و با کمال پیروزی، بازگشت. این نیز ورق دیگری از درس شهامت و رشادت است که علی (علیه السلام) به پیروانش آموخت.
سرکشي ابليس

سرکشي ابليس

ولي سرانجام ابليس (پدر شيطانها) او را فريب داد، و بر او حسادت ورزيد، چرا که ابليس از اينکه حضرت آدم در بهشت در جايگاه هميشگي و همنشين نيکان است، ناراحت بود، وسوسه هاي او باعث شد که آدم(ع) يقين خود را به شک و وسوسه او از دست داد، و تصميم محکم خويش را باسخنان بي اساس او مبادله کرد.
ناله عقیل از آهن گداخته

ناله عقیل از آهن گداخته

«سوگند به خدا برادرم عقیل را دیدم که در زیر چنگال فقر و تهی دستی، دست و پا می زد تا آن جا که از من خواست از گندمی که از حقوق شما است به او ببخشم، در حالی که فرزندان او از شدت فقر، پریشان و غبارآلود دیدم، گویا صورت شان با نیل، سیاه شده بود، عقیل چند بار رفت و آمد کرد و مکرر در هر بار با حالت جانسوزی، خواسته اش را بازگو کرد من حرف های او را گوش می دادم، او گمان کرد که من دینم را می فروشم.
 وظیفه انسان در آشوب ها

وظیفه انسان در آشوب ها

امام به ابن عباس فرمود: «لَا تُخَاصِمْهُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّ الْقُرْآنَ حَمَّالٌ ذُو وُجُوهٍ تَقُولُ وَ یَقُولُونَ وَ لَكِنْ خَاصِمْهُمْ بِالسُّنَّهِ فَإِنَّهُمْ لَنْ یَجِدُوا عَنْهَا مَحِیصاً؛ به وسیله آیات قرآن با خوارج مناظره مکن، زیرا قرآن کتابی است که می توان آیاتش را با احتمالات و توجیهات گوناگون معنی کرد، تو چیزی می گویی و آنها چیز دیگر (و سخن به جایی نمی رسد) ولی با سنت پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم) با آنها بحث کن که در برابر آن پاسخی نخواهند یافت
 فاصله بین حق و باطل

فاصله بین حق و باطل

امام (علیه السلام) انگشتان را كنار هم گذارد و بین گوش و چشم خود قرار داد، سپس فرمود: «الباطل ان تقول سمعت، والحق ان تقول رایت؛ ؛باطل آن است كه بگوئی شنیدم، و حق آنست كه بگوئی دیدم
Powered by TayaCMS