مقایسه فلسفه ازدواج در اسلام و مسیحیت

مقایسه فلسفه ازدواج در اسلام و مسیحیت

از جمله مسائل مهم و اساسی در ازدواج مسئله روابط جنسی است؛ که بسیاری از اختلافات و مشکلات با توجّه دقیق به این مطلب حل خواهد شد. در این بحث مطالبی پیرامون آمیزش، زیبایی و جمال، مرتب بودن، آرایش، نظم، بوی خوش، بهداشت و نظافت، بهداشت روانی، رهبانیّت، سرگرمی، حیاء، آداب آمیزش، یاد خدا، عمر جاودانه، علاج هیجان جنسی و در نهایت نتیجه مورد تحلیل قرار می‌گیرد. در مجموع، سخن از توجّه به مطلب روابط زناشویی و به خصوص جنسی است که اسلام و مسیحیت، دو دین برجسته ی الهی و آسمانی هستند و هر دو مدعی اصلاح و تربیت بشر و هدایت انسان به سمت کمال و تعالی می باشند و «ازدواج» نیز یکی از عوامل و شاید برجسته ترین و موثر ترین عامل در رهسپاری انسان به سوی کمال و تعالی است. لذا این دو آیین آسمانی باید در این مورد سخنی و پیامی برای رهروان خود داشته باشند تا از رهگذر ازدواج صحیح و مناسب، مسیر ترقی و کمال را به روی پیروان خود بگشایند؛ چرا که نمی توان دین و مسلکی را یافت که در مورد مؤثرترین عامل سعادت و کمال آدمی، حرف و سخنی نداشته باشد.

1- آیا هر دو دین اسلام و مسیحیت به یک اندازه به ازدواج اهمیت می دهند؟

2- آیا هر دو دین از یک دیدگاه به ازدواج نگاه می کنند و از آن یک تعریف و جایگاه ارائه می دهند؟

3- آیا هر دو دین بر اساس یک راهکار از این عامل برای سعادت بهره می گیرند؟

4- آیا هر یک با هدفی خاص به ازدواج روی می آورند و هدف مخصوص خویش را تعقیب می کنند یا اهداف یکسان و مشترک دارند؟

5- آیا وظایف و کارکردهایی که برای ازدواج بیان می شود و از آن انتظار می رود، در هر دو دین اسلام و مسیحیت یکسان است یا تفاوت دارد؟

1- ازدواج در اسلام

الف- فلسفه ازدواج در اسلام

از دیدگاه اسلام، ماهیت ازدواج یک قرارداد و پیمان با شرایطی ویژه است. این پیمان و قرارداد افزون بر این که از استحکام خاص برخوردار است، «میثاقا غلیظا» ترجمه: پیمان محکم (نساء، 21) دارای یک ارزش و منزلت الهی و خدایی ویژه می باشد و در سطح دیگر قراردادهای اجتماعی قرار نمی گیرد تا صرفا از قواعد عمومی آن قراردادها پیروی کند. شاید بتوان گفت: قویترین پیمان و مقدس ترین قرارداد است که آدمی با اعتماد به آن، والدین و خواهر و برادر خود را رها کرده و راضی می شود با فردی که شناخت زیادی از وی ندارد، هم پیمان شود و همه ی دارایی خود را با او به مشارکت گذارد. گویا به همین جهت است که در روایات از این قرارداد به «قلاده» تعبیر شده و هشدار داده شده است که متوجه باشید عنان اختیار خود را به دست چه کسی می دهید. و چه کسی را کنار خود قرار می دهید و شریک مال و دین و اسرار خویش می سازید. اینک باید دید که اسلام این پیمان وثیق را به چه قصدی پی می ریزد و بر آن اهتمام می ورزد؟ لیکن قبل از بیان علل و فلسفه ازدواج، ذکر یک نکته ضروری است و آن تفاوت «فلسفه و چرایی» با «هدف یا اهداف» است که این دو چه سان در این بحث از یکدیگر منفک شده اند؟ مقصود از هدف، وضعیت مطلوبی است که به طور آگاهانه سودمند تشخیص داده شده و برای تحقق آن تلاش می شود ولی در «علت یا فلسفه» نسبت به انتخاب آگاهانه، تلاش هدفمند و تأثیر اراده ی انسانی در تحقق آن هیچ توجهی نیست؛ یعنی علت وقوع یک پدیده می تواند عاملی غیر انسانی باشد؛ ولی اهداف همیشه با اراده نیرویی انسانی و هدفدار محقق می شود. تشریع ازدواج و ترغیب به آن در اسلام، از یک علت و فلسفه ی اساسی و از چندین چرایی فرعی و غیر اساسی برخوردار است. بر این اساس، می توان این علل را به دو دسته اساسی و فرعی تقسیم نمود:

1- علت اساسی تشریع ازدواج

علت اساسی تشریع ازدواج، پاسخ به ندای فطرت و نیازهای (روحی، روانی، جسمی) طبیعی انسان است. تمام قوانین و مقررات اسلام، از زیر ساخت های فطری و طبیعی به ودیعه نهاده شده در نهاد انسان، سرچشمه می گیرند. این قوانین و مقررات به شکلی برآورنده ی نیازها ی فطری و طبیعی انسان هستند و در پرتو این قوانین، سلامت و رشد آدمی تضمین می شود. فلسفه ی اساسی و بنیانی ازدواج همانند تمام احکام و مقررات آن، پاسخ به ندای فطرت خداجوی انسان است. ازدواج از این روی در اسلام، تشریع و مورد ترغیب قرار گرفته است که می تواند به نیازهای فطری آدمی پاسخ شایسته داده و سلامت و تعالی وی را زمینه سازی نماید. لذا افرادی که از ازدواج روی می گردانند، در واقع به طور ناخودآگاه با فطرت و طبیعت خود به جنگ برخاسته اند. در نتیجه، چون برخلاف فطرت و نیاز طبیعی حرکت می کنند، با دشواری و مشکلات فراوان مواجه می شوند و از مسیر اعتدال و جاده ی تکامل و رشد خارج می شوند.

2- علل فرعی تشریع ازدواج

- تأمین آرامش روح و روان و سکون دل و جان

از جمله علل ازدواج در دیدگاه اسلام، تأمین آرامش و سکون است. «من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و... » ترجمه: و از نشانه هاى او این که از خودتان همسرانى براى شما آفرید تا در کنارشان آرام گیرید، و میانتان دوستى و مهربانى نهاد. آرى در این [نعمت ] براى مردمى که مى اندیشند نشانه هایى است. (روم، 21)، «از نشانه های خدا این است که از جنس خودتان برای شما همسرانی را آفرید تا در کنار آن ها آرامش بیابید. » این آرامش از این جا ناشی می شود که این دو جنس مکمل یکدیگر و مایه ی شکوفایی و نشاط و پرورش یکدیگر می باشند.

- حفظ نوع بشر

از دیگر علل تشریع ازدواج در اسلام همانا حفظ نوع بشر در قالب توالد و تناسل سالم و مشروع می باشد. این علت تا به آن حد مورد نظر اسلام است که روایات نقل شده از اولیای دین، فرزندآور بودن را از صفات شایسته زنان برای ازدواج می شمارد و فرزند داشتن را مایه برکت می داند.

- حفظ دین

ازدواج نوعی تأثیر در تأمین مصونیت از انحراف ها، کژی ها و لغزش ها دارد و همین حالت موجب فراهم شدن جایگاهی متفاوت با قبل برای شخص مزدوج می شود و نوعی، فضیلت، برتری و دوری گزیدن از تخلفات را به همراه دارد و تقید فرد را به فضایل، آداب دینی و معنوی بیشتر می سازد. گویا از همین روی اولیای دین می فرمایند: «کسی که ازدواج کند، نیمی از دین خود را حفظ نموده است ». یا در سخنی نورانی و نغز، پیامبر رحمت(ص) می فرمایند: «مردان مجرد را زن دهید تا خدا اخلاقشان را نیک و ارزاقشان را وسیع و جوانمردیشان را زیاد کند. »

- رشد شخصیت و احساس مسئولیت اجتماعی

مسئولیت پذیری و بیرون آمدن از حصار خودبینی و طبیعت فردی و متعهد شدن در برابر دیگران و به دنبال آن فراهم شدن زمینه ی رشد اجتماعی، از دیگر علل و فلسفه های تشریع ازدواج است. این تأثیر را در هیچ عمل و رفتار فردی و اجتماعی دیگر نمی توان سراغ گرفت. انسان تنها در پرتو ازدواج می تواند به شخصیت اجتماعی خود دست یابد و پختگی شخصیت پیدا کند. ازدواج اولین مرحله ی خروج از خود طبیعی فردی و توسعه پیدا کردن شخصیت انسان است. اگر راهی غیر از این برای رسیدن به این مطلوب وجود داشت، به طور یقین اسلام آن را معرفی می نمود. این پختگی جز در پرتو ازدواج و تشکیل خانواده پیدا نمی شود.

ب- اهمیت و جایگاه ازدواج در اسلام

1- محبوبیت ازدواج نزد خداوند

ازدواج از منظر اسلام بسیار پسندیده و مطلوب است و از منظر فقه اسلامی، عملی مستحب و چه بسا مستحب موکد و در برخی موارد واجب شمرده می شود و مانند هر عمل مستحب بر انجام آن ثواب و پاداش دنیوی و اخروی مترتب می شود؛ چرا که مورد طلب و درخواست الهی واقع شده است: «وانکحوا الایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله و الله واسع علیم» ترجمه: و زنان و مردان مجرد خود و بردگان و کنیزان درستکارتان را همسر دهید. اگر تنگدست باشند، خداوند آنها را به فضل خویش بى نیاز خواهد کرد، و خدا گشایشگر داناست (نور، 32) هر عملی که مورد درخواست اولیای دین واقع شود، نشان از فضیلت و رجحان آن عمل در دیدگاه اولیای دین دارد و از مطلوبیت ذاتی آن عمل حکایت می کنـد. لذا در منظر اسلام، ازدواج عملی مطلوب درگاه الهی و مستحب موکد شمرده می شود و انجام دهنده ی آن مستحق ثواب و پاداش الهی است.

2- ازدواج، پیمانی مقدس

در حالی که برای بیان اهمیت ازدواج، مطلوبیت ذاتی و الزام استحبابی آن در اسلام کفایت می نماید، اما قداست ویژه آن در بارگاه الهی خود شاهد دیگری بر این اهمیت و جایگاه خاص است. به بیانی دیگر، افزون بر الزام الهی در ازدواج که خود به صورت غیر مستقیم از اهمیت ازدواج حکایت می کند، در برابر برخی مکاتب و مذاهب که با نگاهی حیوانی، دنیوی و فرو افتاده به ازدواج می نگرند و فضیلت انسانی را در ترک ازدواج می جویند، اسلام برای ازدواج جایگاهی قدسی قائل است. اسلام ازدواج را از مجموعه ی رفتارهای برخاسته از شهوت و تمایلات حیوانی خارج نموده و در پایگاه قدسی خاص، آن را معرکه ی فضیلت جویی معرفی می نماید و به انسان ها توصیه می کند که فضائل را در این وادی جستجو کنند. لذا ازدواج را موجب آبادانی خانه ها می داند و می فرماید: هیچ چیزی نزد خدا محبوب تر از خانه ای که با ازدواج آباد می شود، نیست: «ما من شیء احب الی الله من بیت یعمر بالنکاح»(وسائل الشیعه ،ج22 ص7) هیچ چیزی دوست داشتنی تر از خانه ای نیست که بر پایه ازدواج بنا می شود. افزون بر روش های فوق، اسلام در مقام بیان اهمیت ازدواج، از دریچه های مختلف به آن نگاه می کند و بر اساس نقشی که برای ازدواج قائل است، اهمیت و جایگاه آن را گوشزد می نماید. بنابراین، بر پایه نقش هایی که اسلام برای ازدواج در نظر گرفته است، اهمیت ازدواج مشخص می شود.

3- ازدواج، فضیلت بخش عبادت ها و اعمال

در اسلام، افزون بر این که ازدواج خود عملی ارزشمند و مورد پسند خداوند تلقی می شود، بلکه موجب ارزشمند ی دیگر اعمال و به خصوص عبادات افراد نیز خواهد بود؛ یعنی ازدواج سبب می شود عبادت فرد متأهل از فضیلت برتری نسبت به فرد مجرد برخوردار باشد. این برتری گاه بدان مرتبه می رسد که هفتاد رکعت نماز انسان مجرد نمی تواند با دو رکعت نماز انسان متأهل برابری کند: «رکعتان یصلیهما المتزوج افضل من سبعین رکعة یصلیها اعزب»(کافی ،ج5،ص328) و حتی اگر فرد مجرد تمام شب ها به نماز و روزها را به روزه مشغول باشد، باز هم نمی تواند در فضیلت با دو رکعت نماز شخص متأهل هم ترازی کند: «الرکعتان یصلیهما رجل متزوج افضل من رجل اعزب یقوم لیله، و یصوم نهاره... »(میزان الحکمه ، ح ۷۸۱۰) در برخی تعابیر شخص متأهلی که خوابیده است، فقط به عنوان این که متأهل است بر انسان مجردی که روزه دار و نمازگزار است، برتری دارد، «المتزوج النائم افضل من الصائم القائم العزب».(بحارالانوار،ج100،ص221)

4- ازدواج، مایه برکت و موجب خیر

از جمله تعابیر رسا و نغز اسلام در بیان اهمیت ازدواج، همانا بیان ثمرات و فواید مادی و معنوی مترتب بر آن است. با این روش، هم جایگاه ازدواج را نزد خداوند بیان می کند و هم انسان ها را به انجام آن ترغیب می نماید. بر همین اساس، در مکتب اسلام، ازدواج مایه ی فزونی رزق و روزی و سبب زیادی ثروت معرفی شده و موجب به تاخیر افتادن مرگ و بلندی عمر، دانسته شده است. به هنگام ازدواج ابواب آسمان گشوده و رحمت الهی به زمین فرو می ریزد.

5- ازدواج، سیره ی عملی انبیاء و اولیای دین

همان گونه که در بین انسان ها مرسوم است، از جمله راه های نشان دادن اهمیت یک عمل و ترغیب مردم به انجام آن به عنوان یک الگوی اجتماعی، انجام آن عمل توسط انسان های برجسته و شاخص آن جامعه همانند معلمان، مربیان، متولیان و حاکمان است. در این جا هم اسلام برای بیان جایگاه ازدواج و ترغیب مردم به آن، اعلام می کند که ازدواج سیره و روش اولیا و انبیا است. اگر شما می خواهید در زمره ی ائمه هدی و حضرات معصومین (ع) باشید، پس همانند آن ها عمل کنید و به آن ها تأسی نمایید. از این رو، در دین اسلام، پیامبر این آیین حنیف، به مسلمانان گوشزد می نماید که اگر دوست دارید، پیرو سنت و مرام من باشید، ازدواج کنید و توجه داشته باشید که اگر از ازدواج روی گردانید، نمی توانید از پیروان آیین من باشید: «فان التزویج سنة رسول الله (ص) فانه کان یقول من کان یحب ان یتبع سنتی فان من سنتی التزویج» و در کلامی دیگر با صراحت بیشتر ازدواج را سنت خویش قرار داده و ترک آن را خروج از دایره ی سنت نبوی بیان فرموده اند: «النکاح سنتی فمن رغب عن سنتی فلیس منی» (بحارالانوار ،ج100،ص220)در برخی تعابیر این اهتمام آن قدر شدت پیدا می کند که پیامبر خدا می فرماید: «هر که می خواهد بر فطرت من (دین فطری) باشد، باید طبق سنت من رفتار کند، یکی از سنت های من ازدواج است ». گویا ازدواج نکردن برابر با خروج از فطرت و دین رسول خاتم (ص) است.

ج- اهداف ازدواج از دیدگاه اسلام

اسلام در پرتو تشریع ازدواج، اهداف و انتظاراتی را تعقیب می نماید و از مزدوجین نیز توقع و انتظار دارد تا این اهداف را فراهم آورند. به بیانی دیگر، در اسلام افزون بر این که ازدواج به خودی خود می تواند هدف قرار بگیرد ‍‍ و به تعبیری مطلوبیت ذاتی دارد، از مطلوبیت غیری نیز برخوردار است و برای رسیدن به اهدافی خاص مورد ترغیب و تشویق قرارگرفته است. از مردان و زنانی که با هم پیمان همسری می بندند، می خواهد در مسیر این پیمان الهی و آسمانی، به این مقاصد و اهداف لباس تحقق بپوشانند. از دیدگاه اسلام با فراهم آمدن این اهداف، هم زمینه ی شکوفایی توان نهفته و استعداد بالقوه در نهاد انسان مهیا می شود و هم ذخیره ای گران و سرمایه ای بی پایان و جاودان ‍ (مانند تربیت نسل پاک و فرزند صالح) به بشریت ارزانی می شود. لذا اگر ازدواجی به اهداف بیان شده نرسد یا مسلمانان مزدوج، این اهداف را فراهم نیاورند، نه تنها زمینه ی شکوفایی استعداد به ودیعه نهاده را تباه کرده اند، بلکه سرمایه ای جاودان را برباد داده اند؛ در حالی که اسلام به هیچ یک از این دو خسران رضایت نمی دهد. بر ایـن اسـاس مشاهده می شـود، اسـلام در شـرایط انتخاب همسـر، آیین ازدواج و...، توصیه هایی را ارائه می نماید که تمام این دستورات و توصیه ها به منظور رسیدن به این اهداف بیان شده اند. شدت اهتمام اسلام به رعایت این دستورات وتوصیه ها نشانه ی آن است که اسلام هرگز به از دست دادن این اهداف رضایت نمی دهد و نمی پسندد که ازدواجی انجام پذیرد، ولی اهدافش تأمین نشود. تذکر این نکته خالی از فایده نیست که اسلام با بیان اهداف تعریف شده برای ازدواج، مسلمانان را از برخی اهداف نابجا و ناپسند برحذر می دارد و سخت هشدار می دهد که مبادا برای رسیدن به اهدافی غیر از آن چه بیان شد یا به غرض نیل به اهدافی که با فلسفه و جایگاه ازدواج در تعارض است، به سراغ ازدواج بروند. پس اسلام از ازدواج، اولا اهدافی خاص و معین را تعقیب می نماید و برای نیل به اهداف مطلوب در مراحل مختلف انجام ازدواج تدابیری را اندیشیده است و با توجه به شدت اهتمام به این تدابیر و توصیه ها هرگز به از دست دادن این اهداف رضایت نمی دهد. ثانیا، اهداف ناثواب و نابجا را مردود می شمارد و مسلمانان را از این گونه ازدواج ها که به این نوع اهداف ختم می شود، منع می کند. چه بسا افراد زیادی در جامعه ما به جهت کم اهمیّت دانستن این مطلب و عدم توجه به درخواست طرف مقابل اعم از زن و شوهر با مسائل روانی گسترده دست و پنجه نرم می‌کنند؛ از این باب بر آن شدم که پیرامون این بحث از مسائل ازدواج را به صورت جزئی‌تری مورد بررسی قرار دهم. امید است؛ به این هدف نائل گردم.

وَانْکِحُوا الایامی مِنْکُم و الصّالحینَ مِن عِبادکُم وَ امائِکُم ...،(نور/32)

مردان بی زن، زنان بی شوهر و بندگان صالح خود را به نکاح آورید، اگر فقیر هم باشند خداوند از فضل خویش آنها را بی نیاز می‌سازد و خداوند وسعت دهنده داناست.

در آ‌غاز سخن با آیه فوق بحث را شروع می‌کنیم. خداوند در این آیه به بزرگترها دستور می‌دهد که حتّی اگر جوانان فقیر و محروم هستند و امکانات تشکیل زندگی و خانواده را ندارند وظیفه شماست که امکانات را برایشان فراهم کنید و آنها را به ازدواج دعوت نمایید. طبیعی است؛ اگر نسل جوان دارای امکانات بود خود به این امر مقدّس همت می‌ورزیدند؛ ولی عواقب شوم تأخیر ازدواج و عدم یاری رسانی به نسل جوان برای تشکیل خانواده بر دوش بزرگان قوم، فامیل، دولت و ملّت است با این سخنان وارد این موضوع می‌شوم که از مهّمترین مسائل بعد از ازدواج مسائل جنسی است؛ که باید بیش از پیش به صورت دقیق و تخصّصی از نظر دیدگاه دین مبین اسلام مورد بررسی قرار گیرد؛ که چه بسیاری از مشکلات روحی و روانی در خانواده‌ها به این امر و عدم دقّت در آن باز می‌گردد. امید است بتوانیم با پرداختن به آن باری هر چند کم از دوش اجتماع بردارم و رسالت خویش را آنگونه که رضایت حقّ در آن است انجام دهم.

اهمیّت ازدواج

پیرامون موضوع ازدواج در اسلام و اهمیت آن در بنیان خانواده و در پرتوی آن اجتماع صحبت بسیار است. این سنت حسنه در بر دارنده ابعاد فردی و اجتماعی بسیاری است. ظرفیّت‌سازی فردی و اجتماعی یکی از ابعاد مهّم در ازدواج است. آن زمان که انسانی در جایگاه فردی از افراد خانواده و در حقیقت رکن اساسی و اصلی یعنی زن و شوهر واقع می‌شود، غیر از خود باید در امور دیگران را هم مدّ نظر قرار دهد، و به آنها اهمیت دهد. قبول کردن دیگران در کنار خویش با وجود اختلافات فکری و شخصّیتی بسیار اهمیّت دارد؛ زیرا هیچ انسانی مثل انسان دیگر نیست. جمع شدن در عین وجود اختلافات نیاز به ظرفیّت دارد، با وجود اینکه انسان دائم در حال امتحان است؛ ازدواج امتحان بزرگی برای افراد خواهد بود؛ چه بسیار افرادی که خود و جامعه آنها را خوب و متعالی فرض می‌کرد؛ ولی در ازدواج موفق نبودند؛ و چه بسیار افراد بد و پست که به واسطه ازدواج در اوج قرار گرفتند؛ این نشان از ناشناخته بودن ازدواج در جامعه است. انسان با ازدواج کامل می‌شود و بهتر از بگوییم تجزیه می‌شود؛ و نا خالصیهایش نمایان می‌شود. اگر استقامت کند بارور و شکوفا، و در غیر اینصورت دچار ضعف و بدبینی و دیگر مشکلات خواهد شد؛ برای خود و دیگران مانع پیشرفت خواهد شد. به واسطه ازدواج زندگی او محور و آرامش پیدا می‌کند. قرآن مجید هدف از ازدواج را آرامش، صفا، صمیمیت و رحمت می‌داند. «خلق لَکُمْ مِن اَنْفُسِکُمُ اَزْواجاً لِتَسْکُنُوا اِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوُدَهً وَ رَحْمَه» (روم/21)

پس باید نسبت به تکمیل نسل جوان و قراردادن محور آرامش و آسایش او همّت ورزیده تا از گناه و انحراف مصون و محفوظ بماند.

حضرت رسول اکرم (ص) می‌فرماید:

اذا جاءکم من ترضون خلقه و دینه فزوجوه الاّ تفعلوه تکن فتنه فی الارض و فساد کبیر (کافی ج5،ص347)

هنگامی که فردی به عنوان خواستگاری آمد که از نظر خلق، اخلاق و دیانتش راضی هستید؛ پس او را به ازدواج در آورید. اگر چنین نکردید فتنه و فساد بزرگ بر روی زمین بوجود خواهد آمد. راستی این فتنه و فساد همین بالا بودن آمار جرم، جنایت و انحرافات اجتماعی نیست که جهان را در بر گرفته است و یک جامعه اسلامی باید از آن پاک و مبّرا باشد.

ازدواج به موقع نیز یکی از نیازهای مهم و اساسی نسل جوان است و تأخیر یا عدم امکان ازدواج مشکلات فراوانی را برای خانواده و جامعه بوجود می‌آورد. از آنجایی که یکی از مهمترین مسائل در ازدواج بحث روابط جنسی است و اطلاعات دینی و مذهبی راجع به این موضوع کمتر در دسترس افراد هست؛ به این نتیجه رسیدم که از این باب موضوع ازدواج را مورد بررسی قرار دهم؛ و بخشی از مسائل این موضوع را مورد تحلیل قرار خواهم داد.

آمیزش جنسی ،بهترین لذت

اّلّذُّ الأشیاءِ مُباضَعَهُ النّساءِ

امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ لذّتی برای مردم در دنیا و آخرت بیشتر از لذّاتی که از زنها می‌برند نیست. سپس حضرت با قرائت آیه 15 سوره آل عمران فرمودند: همانا اهل بهشت (نیز) در بهشت از چیزی مثل آمیزش جنسی لذّت نمی‌برند حتّی از خوراکی و نوشیدنی (کافی ج 5 ص 321)

و در حدیث دیگری امام صادق علیه‌السلام از اصحاب خود سؤال نمود که لذیذترین چیزها چیست؟ هر کدام چیزی گفتند، حضرت فرمودند: لذیذترین چیزها آمیزش جنسی با زنان است. (کافی ج 5 ص 321 و 496.)

مؤلف گوید: آوردن این احادیث از زبان رهبران اسلامی که مظهر معنویّت و زهد و علم هستند از این جهت است که روشن گردد، دینداری و دستورات دینی تنها جنبة معنوی نداشته، و اسلام به کامجوئی و لذّت‌های حلال نه تنها بی‌توجّه نیست بلکه آن را مورد تشویق نیز قرار می‌دهد. آمیزش حلال ثواب دارد

امام صادق علیه‌السلام در ضمن حدیثی از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه و‌آله نقل فرمود: که حضرت به ابوذر فرمودند: برو نزد خانواده‌ات تا پاداش بری، ابوذر پرسید: یا رسول‌الله، آیا نزد ایشان روم پاداش می‌برم؟

حضرت فرمود: همچنانکه اگر از راه حرام اقدام کنی گناه کرده‌ای اگر به حلال باشد پاداش می‌بری ( کافی ج 5 ص 321 و 496.)

در حدیث دیگری حضرت نقل فرمود که روزی پیامبر وارد اتاق همسرش ام‌سلمه شد بوی خوبی استشمام نمود، سؤال فرمود که آیا حولاء (نام زنی است که با عطر سر و کار داشته است) اینجا آمده است؟ ام‌سلمه گفت: الان اینجاست و از شوهرش شکایت دارد، حولاء آمد و به حضرت عرض کرد: پدر و مادرم فدایت باد، همسرم از من روی می‌گرداند.

حضرت فرمود: بوی خوش را برایش افزون کن، عرض کرد هیچ عطری نمانده که نزده باشم با این حال از من روی می‌گرداند.

حضرت فرمود: ای کاش می‌دانست که با روی آوردن به تو چه نصیبش می‌شد؟، پرسید چه نصیبش می‌شد؟ حضرت فرمود: همینکه بطرف تو می‌آمد دو فرشته او را در برگرفته، همچون مجاهدی خواهد بود که در راه خدا شمشیر کشیده. جهاد می‌کند و چون آمیزش کند گناهان او همانند برگ درخت فرو می‌ریزند و هنگامی که غسل کند از گناهان بیرون رود. (فروع کافی ج 5 ص 496)

آمیزش یک نیاز است نه هوس

ازدواج و زناشوئی یک مسأله تشریفاتی نیست که بصورت آداب و رسوم بی‌محتوا انجام گیرد، بلکه ازدواج بمعنی پاسخ دادن به یک نیاز حیاتی در انسان است، که زن و مرد بواسطه انجام آن برای سعادت خود و اجتماع اقدام می‌کنند.

اگر به ازدواج از این دید، یعنی بعنوان یک نیاز نگاه کنیم، نسبت به آمیزش جنسی و همبستری میان زن و شوهر نظری منطقی و عاقلانه خواهیم داشت.

در این میان یکی از مهمترین پایه‌ها و ارکان هر ازدواج و زناشوئی حقیقی، تأمین نیازهای جنسی و لذّت جوئی‌های شهوی است، و اصولاً اهمیّت و فضیلت ازدواج در حدّ بالائی در گرو ارضاء همین غریزه جنسی پسر و دختر است عمل کامیابی و لذت جوئی گر چه به ظاهر مثل سایر جانداران انجام می‌گیرد.

آمیزش را منطقی و کامل انجام دهید

اما در انسان علاوه بر غریزه با فکر و روحیّات نیز همواره است، و به همین جهت، عمل آمیزش در انسان، به صورت برخورد دو نیروی جامد و بی‌احساس صورت نمی‌گیرد، و اگر کسی گمان کند، به صرف دفع منی و شهوت، به اهداف ازدواج رسیده است، در اشتباه است یک آمیزش کامل می‌تواند، روح و جسم طرفین را معتدل کند، استعدادها را شکوفا کند، صفا و صمیمیّت را برای طرفین به ارمغان آورد.

و این کار میّسر نیست، جز به کمک احساسات واندیشه و بکار بردن روشهای متناسب، گر چه جزئیات عمل آمیزش، قابل تذّکر نیست و بخاطر غریزی بودن آن، طرفین خصوصّیات متناسب را انتخاب می‌کنند، اما گفتن مطالب اساسی و تدابیر مهمی که احیاناً ممکن است مورد غفلت قرار گیرد همچنانکه در روایات آمده، لازم است.

زن و شوهر همواره باید برای یکدیگر مظهر جمال و زیبائی باشند

التذاذ و کامیابی در زندگی زناشوئی، اگر بمعنی همبستری و مقاربت باشد، محدود به زمان و مکان خاصی و هر چند روز یکبار صورت می‌گیرد، اما ارضاء غریزه جنسی تنها به مقاربت خلاصه نمی‌شود، بلکه زن و شوهر همیشه باید در مقابل یکدیگر به گونه‌ای ظاهر شوند، که برای دیگری مظهر جمال و صفا و زیبائی باشند.

زن یا مردی که سر و صورت و لباس او همواره نامناسب و یا کثیف است، و یا خانه و فرزندانش تمیز و مرتب نیست ، از دید همسر خود ساقط می‌شود.

حس زیبائی جوئی و دوست داشتن تمیزی و منظّم بودن، همیشه زنده است، و طرفین می‌بایست از آن غافل نشوند، با همین نظر است که زن و مرد هیچگاه نباید با انجام کاری یا حالتی دیگری را از خود منزجر کنند، کثیف بودن، و یا کثیف کاری کردن، و ناهنجار در مقابل هم ظاهر شدن، به روابط زناشوئی لطمه می‌زند.

زن و مرد نباید، تمیزی و زیبایی و مرتّب بودن را برای دیگران یا میهمان قرار دهند، ولی در چشم یکدیگر بصورت زشت جلوه کنند، صفای زندگی به شور و علاقه زن و شوهر به یکدیگر است، نه اینکه در مقابل دیگران تظاهر به زیبائی و تمیزی کنند ولی این زیبائی را از همدیگر دریغ دارند.

زن باید همواره مرتب باشد

لا یَنْبَغی لِلْمَرْأهِ اَنْ تُعَطِّلَ نَفْسَها وَ اِنْ تُعَلِّقْ فی عُنُقِها قَلادَهً

امام باقر(ع) فرمود: شایسته نیست زن خود را رها کند و زینت نکند گر چه با یک گردنبند باشد. (من لا یحضرالفقیه ج1،ص123) (زن باید برای شوهرش همیشه مظهر جمال و تمیزی باشد تا از نظر شوهر سقوط نکند و دیگران چشمان او را پر نکنند)

بهترین آرایش

عَلَیْها اَنْ تَتَطَیَّبَ بِأطْیَبِ طیبها وَ تَلْبَسَ اَحْسَنَ ثِیابِها وَ تُزَیِّنَ بِأحْسَنِ زینَتِها وَ تَعْرِضَ نَفْسَها عَلَیْهِ غُدْوَهً وَ عَشِیَّهً

پیامبر اکرم (ص) فرمود: بر زن لازم است که بهترین عطر خود را بکار برد و بهترین لباس را بپوشد و به زیباترین شکل زینت کند و خود را صبح و شام بر شوهرش عرضه کند (کافی ج5 ،ص508) (چرا که مرد در اثر رفت و آمدهای خارج منزل اگر تمایل جنسی داشته باشد راه وسوسه شیطان بسته باشد)

امام باقر علیه السلام خود را برای همسرش مرتب می‌نمود ،مردی بنام حسن زیات گوید: من و دوستم نزد حضرت امام محمد باقر علیه‌السلام رفتیم، حضرت را دیدیم که در اتاقی مرتب و زینت شده نشسته با لباسی زیبا و چشمها را سرمه کشیده و محاسن خویش را معطر نموده است، سؤالاتی داشتم پرسیدیم، وقتی خواستیم برویم حضرت به من فرمود: فردا تو و رفیقت بیائید پیش من، عرض کردم به چشم فدایت شوم، فردا که خدمت حضرت رسیدیم، دیدم که – برعکس دیروز- حضرت در اتاقی نشسته که جز حصیر در آن نیست، و لباس ضخیمی هم پوشیده است، حضرت به رفیق من فرمود: ای برادر اهل بصره، تو دیروز که نزد من آمدی، من در اتاق همسرم بودم، دیروز موعد او بود، اتاق هم اتاق او، اثاث همه اثاث او بود، او خود را برای من زینت کرده بود، من هم بایست متقابلاً خود را برایش زینت می‌کردم، سپس فرمود: در دلت چیزی (شبهه‌ای) نیاید.

رفیقم عرض کرد: فدایت شوم در دلم چیزی خطور کرد اما الان بخدا هر چه بود بر طرف شد و دانستم که حق همان است که فرمودی (بحار ج 46 ص 393) (یعنی مبادا کسانی بخاطر برداشت نابجا معنویت و زهد، از آراستن خود و لذّت جوئی حلال امتناع کنند).

زن و زینت

لابَأسَ عَلَی الْمَرأهِ بِما تَزَیَّنَتْ بِهِ لِزَوْجِها

امام باقر (ع) فرمود: هر چه زن برای شوهرش زینت کند مانعی ندارد(کافی ج5 ،ص119) (مبادا بانوان تمیزی، آرایش، لباس زیبا پوشیدن و سایر اموری که موجب زینت آنهاست را با دینداری و زهد و اقتصاد در زندگی منافی ببینند)

زن و بوی خوش

لِتُطَیِّبِ الْمَرْأهُ الْمُسْلِمَهُ لِزَوْجِها

امیرالمؤمنین (ع) فرمود: زن مسلمان باید خود را برای شوهرش خوشبو کند (بحارالانوارج10،ص100) (سعی اسلام بر این است که در مقابل آنهمه دستورات اکید بر ممانعت از شهوترانی، زن و شوهر چنان با یکدیگر برخورد کنند که غریزه جنسی یکدیگر را اشباع کرده و زمینه فساد از بین برود).

زیبائی و مرتب بودن عفت را زیاد می‌کند

امام رضا (ع) از پدرانش روایت کند که فرمودند: زنان بنی اسرائیل از عفت به بدکاری کشیده شدند و علتش چیزی نبود مگر اینکه شوهرانشان به خودشان نمیرسیدند و فرمود زن از تو همان می‌خواهد که تو از او می‌خواهی (لئالی الاخبار ج 3 ص 237) (زیبائی و نظافت و تمیزی را با همسرانتان رعایت کنید)

بهداشت و نظافت هنگام آمیزش

بهتر است زن و مرد قبل از آمیزش خود را تمیز کنند، مخصوصاً آلات تناسلی را با آب بشویند، بر زن و مرد لازم است که قبل از آمیزش مثانه را از ادرار خالی کنند، مخصوصاً برای زن، و بعد از آمیزش نیز حتماً ادرار کنند، تا گرفتار عفونتهای تناسلی نشوند. عدم رعایت بهداشت ممکن است مرد و زن را به بیماریهای میکروبی و یا انگلی و یا ویروسی دچار کند. اگر ناحیه تناسلی بخاطر ماندن چرک و کثافات و رسوبهای دیگر در شیارهای پوستی یا از باقیمانده‌های قاعدگی و ادرار بوی زننده دارد، می‌بایست قبل از آمیزش با آب ملایم و صابون آن را شستشو داد، مخصوصاً اگر زن استحمام بگیرد بوی خاصی از بدن او بلند می‌‌شود که برای غالب شوهران خوشایند است.

یک دستور بهداشتی روانی

پیامبر اکرم (ص) به حضرت علی علیه‌السلام فرمود: هنگام آمیزش با همسرت از دو دستمال جداگانه استفاده کنید و با یک دستمال خود را پاک نکنید ( وسائل ج 14 ص 188) (عدم رعایت این نکته از نظر بهداشت و همچنین روانی اثر نامطلوب دارد)

روش پیامبر رهبانیّت نیست

امام صادق علیه‌السلام روایت کند که: همسر مردی بنام عثمان ابن مظعون نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمد، و از بی توجهی شوهرش نسبت به او شکایت کرده گفت: او روزها را روزه و شبها را عبادت می‌کند! پیامبر اکرم با شنیدن این کلام چنان ناراحت شد که به سرعت به نزد وی آمد، عثمان مشغول نماز بودة با دیدن پیامبر نماز را پایان داد، حضرت فرمود: ای عثمان خداوند مرا به رهبانیت (دوری از حلال دنیا) نفرستاده است، من مبعوث شده‌ام به شریعت پاک و آسان، من روزه می‌گیرم، نماز می‌خوانم، با همسرم آمیزش هم می‌کنم، هر کس روش مرا می‌خواهد ، بمن اقتدا کند، و نکاح هم از سنت من است. (فروع کافی ج 5 ص 494)

آمادگی و هماهنگی در ارضاء غریزه جنسی

آمیزش هنر است

آمیزش کامل وقتی صورت می‌گیرد که زن و مرد در شرائط مناسب از نظر جسمی و روحی، دو مرحله را با موفقیّت انجام دهند.

مرحله اول: آماده ساختن تمایل جنسی در دو طرف و مرحله دوم: هیجان و اوج لذّت وانزال منی، که این دو مرحله باید منظم و پشت سر هم انجام پذیرد، آن هم با روش زیبا و مرتّب.

هر گاه یکی از ایندو مرحله ناقص انجام گیرد، سرچشمه بعضی ناراحتی‌های جسمی و روحی می‌گردد.

آری آمیزش جنسی یک هنر است، و هنرمندان این صحنه، زن و شوهر هستند که باید با ذوق و احساسات و سلیقه خود هنرمندانه آن را برگزار کنند.

در دستورات حکیمانه رهبران اسلامی به این مرحله حساس یعنی مرحله آماده‌سازی برای آمیزش بطور دقیق تذّکر داده شده است.

با شتاب اقدام نکنید

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: وقتی یکی از شما آمیزش می‌کند، همانند پرنده‌ها بطرف زن نرود (یعنی با عجله و شتاب اقدام نکند) صبر کند و خود را نگه دارد. ( کافی ج 5 ص 497)

و در حدیث دیگری پیامبر اکرم در ضمن حدیثی فرمود: آمیزش کردن مرد با اهل خود بدون بازی یک نوع جفاست . ( وسائل ج 14 ص 82 و 83.)

هماهنگی در ارضاء

امام صادق (ع) فرمود: بعضی از شما چنان نزد همسر خود می‌رود که وقتی (خود ارضاء شد) و بلند شد اگر همسرش (در اثر هیجان شهوت و عدم ارضاء) انسان سیاهی را هم پیدا کند با او در آمیزد، چون کسی آمیزش می‌کند مقداری با هم بازی کنند (تا هر دو اشباع شوند) این عمل آمیزش را کاملتر می‌کند (توجه دارید که اسلام فقط نماز و روزه و یک سلسله اعمال مخصوص نیست بلکه از هر جهت اعتدال جامعه و فرد را در نظر دارد حتی به میل جنسی که بسیاری آن را مخالف دینداری می‌دانند عنایت دارد). (وسائل ج 14 ص 82 و 83.)

سرگرمی خوب

پیامبر اکرم(ص) فرمود: سرگرمی مؤمن جز در سه چیز باطل است، در فراگیری اسب سواری، در تیراندازی و در بازی کردن مرد با همسر خویش (هنگام آمیزش) این سه حقّ است. (وسائل ج 14 ص 82 و 83.)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

پر بازدیدترین ها

No image

اذیت کردن, تحقیر, مسخره کردن, طعنه زدن در آیات و روایات اسلامی

در متن ذیل تعدادی از روایاتی که از معصومین علیهم السلام در مورداذیت کردن, تحقیر, مسخره کردن, طعنه زدن بیان شده است آورده شده.
No image

حکمت 163 نهج البلاغه : نادانى و دشمنی ها

حکمت 163 نهج البلاغه موضوع "نادانى و دشمنى‏ ها" را مطرح می کند.
No image

حکمت 151 نهج البلاغه : پرهيز از مواضع اتّهام

حکمت 151 نهج البلاغه به موضوع "پرهيز از مواضع اتّهام" می پردازد.
No image

حکمت 289 نهج البلاغه : ضرورت عبرت گرفتن

حکمت 289 نهج البلاغه به موضوع "ضرورت عبرت گرفتن" می پردازد.
No image

حکمت 2 نهج البلاغه : شناخت ضدّ ارزش‏ها

حکمت 2 نهج البلاغه موضوع "شناخت ضدّ ارزش‏ها" را مطرح می کند.
Powered by TayaCMS