اذان، يكي از مواقع استجابت دعا

اذان، يكي از مواقع استجابت دعا

کلیلد واژه ها: دعا- زمان دعا- نماز- اذان- برکات زمان اذان.

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ نِدَائِي إِذَا نَادَيْتُكَ وَ اسْمَعْ دُعَائِي إِذَا دَعَوْتُكَ وَ أَقْبِلْ عَلَيَّ إِذَا نَاجَيْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ وَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ» .
اجابت دعا هنگام اذان
با بررسي روايات می بینیم که در اين ها چند احتمال مطرح است. يكي اينكه احتمال دارد در اين روايات زمانِ خاص» برای اینکه در اجابت دعا مؤثر است، هدف گیری شده باشد، يا «عملِ خاص» و يا هر دوي اينها كه من اين ها را توضيح خواهم داد.
در یک روایتی است از پیغمبر اکرم دارد، حضرت فرمود:

«إذا أُذِّنَ بالأذان فُتحَتْ أبوابُ السَّماءِ واستُجیبَ الدُّعاءُ» آنگاه که اذان گفته می شود درب های آسمان، باز می شود و دعا به اجابت می رسد.
در اینجا من سه تا احتمال را مطرح می كنم؛ یک، این که ممكن است نظر روايت، به عامل زمان باشد. يعني مي خواهد عامل زمان را مطرح کند. اذان در زماني گفته می شود كه مردم بايد نمازهای فریضه را انجام دهند و اوقات فرائض هم، اوقات خاصی است. یعنی زمانی که انسان مي خواهد نمازهای واجب را بخواند، با اذان اعلام می شود كه وقت خواندن نمازها فرا رسيده است. و وقت نمازها هم مشخص است؛ طلوع فجر، زوال شمس، مابین ظهر و عصر و هنگام غروب. در جلسات گذشته همه این ها را تقریباً بررسی کردیم؛ هم طلوع فجر را گفتیم، هم زوال شمس را. ممكن است كه این مطلب مورد نظر روايات باشد كه آنچه به عنوان عامل تأثیرگذار مطرح است، عامل زمان باشد.
احتمال دیگر این است «نفس عمل اذان» در اجابت دعا مؤثر باشد. همانگونه که در باب روزه و وضو و ديگر اعمال قربي و خيرات گفتیم كه اينها روي دعا مؤثر است، ممكن است اذان گفتن هم ـ خودش ـ مؤثر باشد. این هم احتمال دوم؛ اما احتمال سوم این است که هر دوی این ها، این مجموعه «زمان و عمل» بر روي دعا مؤثر باشد. هیچ مشکلی هم پيش نمي آيد كه مسأله اينطور باشد. چون ما در روایات ديديم که هم بر روي زمان تأكيد شده است و هم بر روي عمل .
روایت دوم دوباره از پیغمبر اکرم است كه: «قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): إذا نُودِیَ بِالصَّلَوۀِ أدْبَرَ الشَّیطانُ فِی مَا بَیْنَ الزَّوحَاءِ حَتَّی لایَسْمَعَ صَوتَ التَّأذینِ وَ فُتِحَتْ أبْوَابُ السَّمَاءِ وَ أبْوَابُ الجَنَانِ وَ أُستُجیبَ الدُّعَاءُ» حضرت فرمود: وقتی که صدا به نماز بلند می شود ـ كه این نداي به نماز، همان اذان است ـ شیطان از آن شخص فرار می کند و فاصله می گیرد، فاصلش هم تا «زوحاء» است؛ یک محلی بین مکه و مدینه است و فاصله اش هم ده ها کیلومتر است، تا صوت اذان را نشنود،

«حَتَّی لایَسْمَعَ صَوتَ التَّأذینِ». بعد حضرت فرمودند: در اين هنگام درب های آسمان و بهشت باز می شود و دعا هم مستجاب است.
روایت دیگر،

« إذَا کَانَ عِنْدَ الأذَانِ فُتِحَتْ أبْوَابُ السَّمَاءِ وَ اُسْتُجِیبَ الدَّعَاءُ وَ إذَا کَانَ عِنْدَ الإقَامَۀِ لَمْ تُرَدْ دَعْوَۀً» دارد پیغمبر اکرم فرمود: هنگامی که اذان می شود درب های آسمان باز می شودو «عند الإقامۀ» دعا رد نمی شود، اینجا اقامه اضافه شد. من دراینجا یک نکته ادبی است می گویم برای آن کسانی که اهلش هستند. دراین دو روایت چون إذای زمانیه به کار رفته چه بسا ظهورش در زمان بیشتر باشد، اینجا«إذا کان» و آنجا هم «إذا نودی» تعبیر شده است.
روایت دیگر، از پیغمبر اکرم است كه فردي از ايشان سؤال کرد:

«إنّ رجُلاً قالَ: یَا رَسُولُ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سلَّم): إنَّ المُؤذِّنِینَ یَفضُلُونَا؟» آيا كساني كه اذان می گویند، بر ما برتری دارند؟ حضرت فرمودند «فَقَالَ رَسُولُ اللهِ قُل کَمَا یَقُولُونَ» تو هم همان چيزهایی که آن ها می گویند را بگو! اذان را حکایت كن! « فَإذَا انْتَهَیْتَ فَسْئَلْ تُعْطَهَا» وقتی که تمام شد از خدا درخواست کن كه به تو عطا می کند. این روایت، خودِ اذان را مؤثر دانسته است. بحث، بحث زمان نیست بلكه عملِ اذان گفتن مطرح است.
دعاي بين اذان و اقامه رد نمي شوددر روایاتی از پیغمبر اکرم آمده است که حضرت فرمود:

«لایُرَدُّ الدُّعاءُ بَیْنَ الأذانِ و الإِقامَۀِ» وقتي انسان اذان گفت، اگر بین اذان و اقامه اش دعا کند، دعایش رد نمی شود. در یک روایت دیگر که خیلی روشن تر است، اينطور آمده است كه « الدُّعَاءُ بَینَ الأذانِ وَ الإقامۀِ مُسْتَجَابٌ فَادْعُوا» . دعا در بين اذان و اقامه مستجاب است پس دعا كنيد! البته به شما بگویم كه من از ميان روايات، چند روايت را به صورت نمونه انتخاب کرده ام.
از این مجموعه به دست می آید که اولاً «زمان» خودش در باب تأثير گذاري بر روي دعا، مدخلیّت دارد، ثانياً این دو عمل ـ اذان و اقامه ـ هم مدخلیّت دارند. حتی در این دو روایت آخر که به دعا كردن بین این دو عمل سفارش فرموده بود، روی عمل تکیه می کند. يعني وقتي مي فرمايد: بین این دو عمل اگر دعا کني، دعا مستجاب است؛ ديگر بحث زمان مطرح نيست و آنچه اثر دارد عمل است.
دعای مأثور معنایش این است كه او به تو می گوید این را بگو! خواسته ات اين باشد.
مثلاً در باب وضو داریم كه وقتي آب را روي صورتت می ریزی، بگو:

>«اللهم بیِّضْ وَجْهِي....» آب را كه روي دست راستت می ریزی، بگو: «اللهمَّ أعْطِنِی کِتابِی بِیَمِیِنِی ....» دست چپ را كه مي شوري، بگو: «اللهمَّ لاتُعْطِنِی كِتابِي بِيَسَارِي ...» آن ها دعای مأثور است. من در مورد آنها بحث نمی کنم. این ها بحث جدایی دارد و من بحثم دعاهای غیرمأثور است، یعنی حاجت هایی را که خودم دارم، از خدا بخواهم.
این روایات همه نگرششان به همین دعاهای غیرمأثور و حاجاتی است که بنده دارد. می گویند هم از نظر زمانی، هم از نظر عملی، از این فرصت ها استفاده کن! تو که داری اذان می گویی، حاجتت را هم از خدا بخواه! تو که اذانت را گفتی و بعد می خواهی اقامه بگویی و نمازت را بخوانی، بین اذان و اقامه یک حاجت بخواه! مطلب را خیلی ساده کردم.

رحمت واسعه خدا، مدار اجابت دعا

رحمت واسعه حق تعالي یک مداری را براي اجابت دعاي بندگان باز مي كند كه هم مرتبط با زمان است و هم مرتبط با عمل. نگاه کنید! این «فتحت»ها را خوب توجه کنید! من این ها را از خودم نمی گویم. همه اين مطالب در روایات است كه درب های رحمت و فضل خدا در اين زمان ها و با اين كارها باز می شود. وقتي كه شما در این زمان ها قرار مي گيريد يا این اعمال را برای خدا انجام می دهید، از اين موقعيت پيش آمده استفاده کنيد! بهره گیری کنيد! از آن هایی نباشید که غفلت دارند! غفلت نکنيد و از این موقعیت ها استفاده کنيد! این روايات دارد موقعیت هایی را بيان می کند که در آن ها، فضل و رحمت واسعه حق تعالی بر بندگانش، گسترش پیدا می کند. هم زمانی آن را می گوید و هم عملی اش را.
موقعی که شما این کارها را می کنید، برای خدا انجام مي دهيد. اذان که می گویی برای شیطان که نمی گویی؟ چون شیطان فرار می کند؛ اینطور که در روايت گفته ، شیطان فرار می کند و فاصله اش هم با آدم، ده ها کیلومتر است. تو این اذان را برای خدا می گویی؛ خدا هم درب فضل و رحمتش را بر تو باز مي كند؛ از اين موقعیت استفاده کن!
لذا از نظر موازین معرفتی ما هیچ مانعی نیست که هر دو عامل ـ چه زمانی و چه عملی ـ بر دعا مؤثر باشد. قبل از عمل، بعد از عمل، وسط عمل و در اين زمانها دعا كردن وارد شده است. ببین کجاها را گرفته است. این قدر توسعه اش داده است كه تو از او حاجتت را بخواهي. این موجب می شود که خدا دعايت را به اجابت برساند.
اوقات نماز، بهترين ساعات اجابت دعا
این ها یک دسته از روایات هستند ولي دسته دیگر از روایات داریم که این ها را مي شود دو چهره ای تعبير کرد.

«قالَ رسولُ اللهِ  (صلّی اللهُ علَیهِ وَ آلِه وَ سَلّمَ): وَ ارْفَعُوا إِلَيْهِ أَيْدِيَكُمْ بِالدُّعَاءِ فِي أَوْقَاتِ صَلَاتِكُمْ فَإِنَّهَا أَفْضَلُ السَّاعَات ِ» در اوقات نمازهايتان، دست هاتان را به دعا کردن و درخواست کردن، به سوی خداوند بلند کنید. اینجا اشاره به اوقات نماز های فریضه است . حضرت در ادامه ويژگي اوقات را بيان می کند. «يَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهَا بِالرَّحْمَةِ إِلَى عِبَادِهِ يُجِيبُهُمْ إِذَا نَاجَوْهُ وَ يُلَبِّيهِمْ إِذَا نَادَوْهُ وَ يُعْطِيهِمْ إِذَا سَأَلُوهُ وَ يَسْتَجِيبُ لَهُمْ إِذَا دَعَوْهُ» خواسته هايشان را می دهد چه به طریق مناجات باشد، چه به طریق ندا باشد، چه دعا باشد. این روايت در عامل زمانی ظهور دارد.
روايتي از امام باقر (علیه السلام) است كه:

«الْمَسْأَلَةُ قَبْلَ الصَّلَاةِ وَ بَعْدَهَا مُسْتَجَابَة» دعاي پيش از نماز و بعد از نمازمستجاب است. در اينجا حضرت، «عمل» را مطرح کرده اند. می خواهی از خدا درخواست کنی؟ چه وقت دعا كني بهتر است؟ قبل از نماز و بعد از نماز بهترين زمان است. همان وقتي كه ایستاده ای و می خواهی نماز بخوانی، زود دعا كن! فرصت طلب باش! بیا از این فرصت استفاده کن! فرصت طلبی همین را اقتضا می کند، آدم عاقل و کسی که به خدا اعتقاد دارد اينطور است.
امام صادق (صلوات الله علیه) فرمود:

«عَلَيْكُمْ بِالدُّعَاءِ فِي أَدْبَارِ الصَّلَوَاتِ فَإِنَّهُ مُسْتَجَابٌ» بعد از نماز. بر شما باد که دعا کنید و مستجاب است. نگاه کنید! من این دو روايت را به ترتیب خواندم؛ اولی بحث زمان بود و دومی بحث عمل. روايت سوم را که می خوانم هم در مورد زمان است، هم در مورد عمل. اين روايت از امام صادق (علیه السلام) است كه: «إِنَّ اللَّهَ فَرَضَ عَلَيْكُمُ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسَ فِي أَفْضَلِ السَّاعَاتِ فَعَلَيْكُمْ بِالدُّعَاءِ فِي أَدْبَارِ الصَّلَوَاتِ» همانا خداوند نمازهاي پنجانه را در بهترين ساعات بر شما واجب گردانيده است، پس بر شما باد به دعا كردن بعد از نمازها.
بخش اول روايت اشاره به زمان دارد كه فرمود:

«إِنَّ اللَّهَ فَرَضَ عَلَيْكُمُ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسَ فِي أَفْضَلِ السَّاعَاتِ» خداوند، نمازهاي پنج گانه را در بهترین اوقات، بر شما واجب کرد. پس معلوم مي شود «زمان» خودش فضیلت دارد. در بخش دوم كه داشت: «فَعَلَيْكُمْ بِالدُّعَاءِ فِي أَدْبَارِ الصَّلَوَاتِ» بحث «عمل» را پیش کشید. گويي اين روايت يك سفارشِ دو قبضه است. «بهترین ساعات» عامل زمانی است و «بهترین عمل» ـ نم از ـ عامل عملي است. پس از این موقعیت استفاده کن! وقتی اول وقت به نماز ایستادی، زمان اجابت دعا است. نمازت که تمام شد هم، هنوز وقت، وقت اجابت دعا است. نماز خودش عامل دیگری است كه دعايت مستجاب شود. هر عامل به تنهايي بر دعاي تو اثر مي گذارد، چه رسد به اينكه دو عامل در کنار هم باشد! ببین اگر اينها با هم جمع شوند، چقدر اثر می گذارد. من دیگر نمی رسم همه روايات را بخوانم، چون روایات خیلی زیاد است، شاید من از این روایات بین ده تا بیست روایت دیدم .
اما آن چيزي که در همه این ها سریان دارد و مشترک است، بحث «حالت داعی» است. موقعی که اذان می گوید، برای شیطان که ـ نعوذبالله ـ اذان نمی گوید، برای خدا می گوید؛ آن حال توجه مؤذن به خدا است كه او را براي دعا كردن مهيا كرده و دعايش را تقويت مي كند كه به هدف اجابت برسد. مابین اذان و اقامه باز حال توجه به خدا است. بعد از اذان و اقامه حال توجه به خدا است. قبل از صلوۀ و موقع تكبير «الله اکبر» توجه به خدا است. نمازت كه تمام شد، هنوز منقطع نشده اي و به این زودی، توجهت به خدا گرفته نشده است؛ شیطان به این زودی نمی تواند توجه به خدا را از تو بگیرد.
در تمام این حالات یک چیز دارد و او حال داعی است و آنچه که در دعا اثر اساسی دارد نيز همين توجه تامّ داعی به خداوند است. یعنی دعا كه لقلقه زبان نیست، یک حالت اتصال به معبود است. می گوید همین که سیم متصل شد، از این فرصت استفاده کن! از همان حال خودت بهره بگير! از این حال خوبت که متوجه خدا شده ای، استفاده کن! همانجا درد دل ها و گره هایت را با خدا در میان بگذار. ببین چطور جواب مي دهد! اگر مؤثر نبود؟! آنچه که در تمام این موارد مشترک است اين است كه تمام عمل هایی را که مطرح می کند، برای يك حالت توجه به معبود است.

دعا و سلام بر اهل بیت علیهم السلام

من پيرامون اثر توسل به اولیای خدا قبلاً بحث کرده ام. الآن فقط یک تذکر می دهم كه وقتی خواستی دعا کنی، «به حق محمد و آل محمد» دعا کن! که این یکی از اموری است كه در سفارشات ما هم هست. یک وقت از آن غفلت نکنی! بعضی از بزرگان ما بودند که قبل از ورودشان به نماز، یک سلامی به حسین (علیه السلام) می دادند. می گفتند: خیلی کاربرد دارد. سلام به او خیلی کاربرد دارد. قبل از نمازشان وقتي كه می خواستند به نماز بایستند، یک سلام می دادند بعد وارد دعاهایشان مي شدند و اذان و اقامه مي گفتند.

ذكر مصيبت

در مقاتل می نویسند حسین (علیه السلام) روز عاشورا در آن لحظات آخر که آن حوادث سنگین و تلخ پیش آمد، یک مختصر رمقی داشت، یک وقت نگاه کرد، دید لشکر دشمن دارد به خیمه ها حمله می کند. خیلی سخت است، براي حسینِ غیور كه ببیند به خانواده اش حمله می کنند. چه وضعی است. جملاتی را از او نقل می کنند که یک جمله اش این بود، به آن ها خطاب کرد و گفت: «یا شیعۀ آل ابی سفیان إن لم یکن لکم دین فکونوا احراراً» اگر شما دین ندارید، از نظر دنیاییتان آزاده باشيد! آخر این زن و بچه، چه کار کردند که شما سراغ آن ها می روید. بعضی ها هم نقل کردند به اینکه خطابي هم به اصحابش کرد و گفت: «قوموا عن نومتکم أیها الکرام» بلند شوید! ببینید این ها دارند به خيام حمله می کنند. «فادفعوا عن حرم الرسول» این ها اولاد پیغمبرند.

امام حسین (علیه السلام) روی زمین بود. مرکب حسین (علیه السلام) از او دفاع می کرد. واقعاً آدم نمی داند چه بگوید. تا آنجایی که توانست دفاع کرد. دید دیگر نمی تواند كاري كند، خودش را به خون های حسین (علیه السلام)آغشته کرد و رفت به سوی خیمه ها. اما صیحه می کشد. این بی بی ها به سفارش حسین (علیه السلام) در خیمه ها بودند، از خیمه ها بیرون نمی آمدند. خبر نداشتند که چه شده ، وقتی صدای مرکب حسین (علیه السلام) را شنیدند، ابتدا خوشحال شدند، گفتند حتماً آقا از میدان برگشته است. ولی وقتی آمدند بیرون مواجه شدند با مرکبی که، راکب ندارد و آغشته به خون است. اطراف این مرکب را گرفتند، هر کسی یک چیزی می گوید. در این میان نازدانه دختر حسین آمد. سکینه است. رو کرد به او گفت: «یا جواد! هل سقی أبی أم قتلوه عطشانا؟» بگو به من آیا به بابایم آب دادند، یا با لب تشنه شهیدش کردند؟
آیت الله آقا مجتبی تهرانی

 

جدیدترین ها در این موضوع

سهيم بودن نسلهاي آينده در اعمال گذشتگان

سهيم بودن نسلهاي آينده در اعمال گذشتگان

تمام مؤمنان امروز، و آنها که در رحم مادرانند و هنوز متولّد نشده اند يا کسانى که قرنها بعد از اين از صلب پدران در رحم مادران منتقل و سپس متولّد و بزرگ مى شوند، در ميدان جنگ «جمل» حضور داشته اند! چرا که اين يک مبارزه شخصى بر سر قدرت نبود، بلکه پيکار صفوف طرفداران حق در برابر باطل بود و اين دو صف همچون رگه هاى آب شيرين و شور تا «نفخ صور» جريان دارد و مؤمنان راستين در هر زمان و مکان در مسير جريان حق و در برابر جريان باطل به مبارزه مى خيزند و همه در نتايج مبارزات يکديگر و افتخارات و برکات و پاداشهاى آن سهيم اند.
No image

اطلاعات عمومی (1)

حضرت علی(علیه السلام)در مورد مسلمان واقعی می‌فرماید: مسلمان واقعی كسی است كه مسلمانان از زبان و دستش در امان باشند مگر آن جا كه حق اقتضا كند. و آزار رساندن به هیچ مسلمانی جز در مواردی كه موجبی( به حكم خدا) داشته باشد روا نیست.
بهترین ترجمه های نهج البلاغه کدامند؟

بهترین ترجمه های نهج البلاغه کدامند؟

گاهی در بعضی مجالس دینی و مذهبی پاره ای از کلمات این کتاب را خوانده و معنی می کردم. شنوندگان به شگفت آمده و می گفتند: اگر علما و رجال دینی ترجمه فرمایشات امام علی(ع) در کتاب نهج البلاغه را به طوری که در خور فهم فارسی زبانان باشد نوشته بودند، همه از آن بهره مند می شدند ولی افسوس که از ترجمه و شرح هایی که در دسترس است، چنا نکه باید استفاده نمی شد. بنابراین بر نگارنده واجب شد که دست از کار بردارم و این کتاب جلیل را به زبان فارسی سلیس و روان ترجمه کنم.
كتابي معتبرتر از نهج البلاغه

كتابي معتبرتر از نهج البلاغه

گروهى از هوى پرستان مى گويند: بسيارى از نهج البلاغه گفتارهايى برساخته است كه گروهى از سخنوران شيعه آنها را پديد آورده اند و شايد هم برخى از آنها را به سيد رضى نسبت داده اند. اينان كسانى اند كه تعصّب ديده هايشان را كور كرده و از سر كجروى و ناآگاهى به سخن و شيوه هاى سخنورى ، از راه روشن روى برتافته، و كجراهه در پيش گرفته اند
تفاسير نهج البلاغه

تفاسير نهج البلاغه

ترجمه اى كه مؤلف براى متن نهج البلاغه ارائه مى دهد ترجمه اى روان است، گرچه كه بلاغت و فصاحت متن پارسى شده به متن عربى نمى رسد، چونان كه مؤلف خود نيز در مقدمه كوتاهى بر جلد نخست بدين حقيقت تصريح مى كند كه «هيچ ترجمه اى هر اندازه هم دقيق باشد نمى تواند معنايى را از زبانى به زبان ديگر چنان منتقل نمايد كه هيچ گونه تغيير و تصرفى در آن معنا صورت نگيرد

پر بازدیدترین ها

No image

اطلاعات عمومی (1)

حضرت علی(علیه السلام)در مورد مسلمان واقعی می‌فرماید: مسلمان واقعی كسی است كه مسلمانان از زبان و دستش در امان باشند مگر آن جا كه حق اقتضا كند. و آزار رساندن به هیچ مسلمانی جز در مواردی كه موجبی( به حكم خدا) داشته باشد روا نیست.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
سهيم بودن نسلهاي آينده در اعمال گذشتگان

سهيم بودن نسلهاي آينده در اعمال گذشتگان

تمام مؤمنان امروز، و آنها که در رحم مادرانند و هنوز متولّد نشده اند يا کسانى که قرنها بعد از اين از صلب پدران در رحم مادران منتقل و سپس متولّد و بزرگ مى شوند، در ميدان جنگ «جمل» حضور داشته اند! چرا که اين يک مبارزه شخصى بر سر قدرت نبود، بلکه پيکار صفوف طرفداران حق در برابر باطل بود و اين دو صف همچون رگه هاى آب شيرين و شور تا «نفخ صور» جريان دارد و مؤمنان راستين در هر زمان و مکان در مسير جريان حق و در برابر جريان باطل به مبارزه مى خيزند و همه در نتايج مبارزات يکديگر و افتخارات و برکات و پاداشهاى آن سهيم اند.
 بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
  پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS