جعفر کذاب کیست؟

جعفر کذاب کیست؟

امام هادی(ع) پنج فرزند داشت(چهار پسر و یک دختر)، به نامهای: امام حسن عسکری(ع)، حسین، محمد، جعفر و علیه،لازم به ذکر است که اکثر علماى شیعه چهار فرزند پسر براى امام هادی(ع) ذکر کرده اند، اما در تعداد دختران ایشان اختلاف وجود دارد البته با توجه به قرائن و شواهد امکان دارد که امام هادى(ع) فقط دارای یک دختر بود که نام‌هاى متفاوتى داشته است....
در میان این فرزندان امام، جعفر انسانی بدکار و دروغگو بود. به طوری که لقب«کذاب» را گرفت. وی که برادر امام حسن(ع) و عموی امام زمان(عج) بود، ادعای امامت داشت و پس از درگذشت امام هادی(ع) می گفت: امام مسلمین من هستم نه برادرم؛ حتی پس از امام هادی(ع) نزد خلیفه رفت و گفت: هزار اشرفی برای تو می فرستم و از شما خواهش می کنم که فرمان دهی تا بر مسند امامت بنشینم، و این مقام را از برادرم سلب کنی! خلیفه در جواب او گفته بود : عجب آدم احمقی هستی، اگر امامت در دست ما می‌بود، آن رابرای خود قرار می‌دادیم، اگر امام شناسان و شیعیان آنچه از برادرت و پدرت از معجزات و... دیدند از تو ببینند، تو را امام خود می‌دانند، دیگر نیازی به کمک ما نداری و گرنه هرگز به تو ایمان نخواهند آورد.

کارشکنی‌های او در عصر امامت برادرش امام حسن عسکری(ع) به جایی نرسید ولی پس از شهادت برادرش دوباره شروع به ادعا کرد و اعلام داشت که امام بعد از برادرم من هستم.
و از آن جایی که امام عسکری(ع) فرموده بود: «امام بعد از من کسی است که بر جنازه ام نماز بخواند». امام حسن عسکری(ع) برای اینکه این امر بر مردم اشتباه نشود و امامت امام مهدی (عج) را از کارشکنی‌های جعفر حفظ کند، در آخرین لحظات عمرشان،به ابوالادیان وصیت کرده ونشانه های دیگری را برای اثبات امامت امام زمان (عج) به ایشان دادند .... بعد از درگذشت آن حضرت،همانگونه که دیدیم جعفر کذاب خواست بر پیکر برادر نماز بخواندکه جانشینی خود را ثابت کند اما دست خداوند مکر او را برملا ساخت ونقشه هایش رابرآب کرد وهمانگونه که امام حسن عسکری (ع) پیش بینی کرده بودند شد وامام زمان (عج) بر پیکر پدر نماز خواند ومعجزاتی از خود نشان دادوامامت خود را ثابت کرد.

قمی ها و امام زمان علیه السلام:

ابوالادیان گوید:
ما نشسته بودیم که عده ای از قم آمدند که اموال بسیاری با خود حمل میکردند که به محضر امام حسن عسکری (ع) تقدیم کنند آنها وارد شدند و احوال حضرت را پرسیدند، گفته شد: از دنیا رفت.بسیار متاثر شدند بخوص اینکه جانشین وی را نمیشناختند پرسیدند: جانشین او کیست و به چه کسی باید تسلیت بگوییم؟ مردم به جعفر کذاب اشاره کردند، آمدند سلام کردند و پس از تسلیت، مقام امامت او را تبریک گفتند و ظهار نمودند که نامه ها و اموالی با خود داریم، بگو نامه ها از کیست و اموال چقدر است؟ جعفر برخاست و با عصبانیت گفت: توقع دارید علم غیب داشته باشم؟!در این هنگام خادمی بیرون آمد و گفت: نامه هایی از فلان و فلان، و همیانی محتوی یک هزار دینار که ده دینارش قلب است، همراه شماست، پس نامه و اموال را به وی دادند و گفتند: آن کسی که این پیغام را به وسیلۀ تو فرستاده امام است.»(1)

البته این ماجرا اینگونه هم نقل شده که:
جعفر کذاب تلاش بسیاری کرد تا اموال را از دست قمی ها درآورد ولی نتوانست وآنها را به زور تهدید کرد(2)

قمی ها که خود را با خطر مواجهه دیدند به خلیفه متوسل شدند که آنها را به هر وسیله ای از آنجا بیرون آورد تا از راهی که آمده اند بازگردند وهنگامی که از سامرا با ناامیدی بیرون رفتندخادم حضرت را دیدند که به آنها نزدیک میشد ویک یک آنها را به اسم صدامیزد در حالی که هیچ ملاقات قبلی با آنها نداشت اسامی آنها را امام زمان (عج) گفته بود تا آنها دلگرم شده وبا آرامش خاطر به شهر بازگردند آنها به شهر برگشته با راهنمایی خادم پیش امام رفتند داستان این دیدار از زبان قمی ها به این قرار است :

«وارد خانه امام حسن عسکری (ع) شدیم حجت خدا را دیدیم که روی تختی نشسته صورت مبارکش چون ماه تابان وبرتنش جامه سبز بود سلام گفتیم وپاسخ فرمود آنگاه دقیقا اموال ما ومقدار آن را باز گو کرد همه ما به شکرانه شناخت حجت خدا به سجده شکر افتادیم ...حضرت به مافرمودند دیگر چیزی را به سامرانیاوریم فرمود کسی را در بغداد تعیین خواهد کرد که دستخط امام به دست او بیرون خواهد آمد وبه ما امر فرمود که اموال را به او تحویل دهیم ...»(3) دیدیم که این هم نشانه ای بود که امام حسن عسکری (ع) آن را پیشگویی کرده بودواین علم وآگاهی فراوان امام زمان (عج) را میرساندونشانه ای است محکم برای امامت او

یک شبهه:

چه دلیلی بر این موضوع وجود داشت که حضرت، همه خطرها را به جان خریده و در مقابل دید مردم قرار گرفته بود؟حضرت مهدی(عج) پس از شهادت پدر در نخستین ساعت های غیبت با حضور در کنار بدن وی و اقامه نماز بر ایشان, مسائلی را مورد توجه قرار داد, که همگی به نوعی در ارتباط با بحث امامت ایشان بودیکی از استادان معاصر می نویسد: در این روز، چهار امر باعث شد، تا مهدی علیه السلام ، خود را به گروهی از مردم بنمایاند، و به حوزه کسانی که برای مراسم تشییع و خاک‌سپاری امام یازدهم حاضر شده بودند آشکارا پا نهد:

1- این که باید امام برجنازه امام نماز گزارد. مهدی علیه السلام برای رعایت این سنّت الهی، و سرِّ ربانی، لازم بود و واجب بودکه ظاهر شود و بر پیکر پدر نماز گزارد.

2- پیش گیری از اعلام ختم امامت یعنی این که جلوگیری شود از این امر، که کسی از سوی خلیفه بیاید و بر پیکر امام نماز بخواند، و سپس جریان امامت ختم شده اعلام گردد، و خلیفه عباسی، وارثِ امامت ِشیعی معرفی شود.

3- این که جلو‌گیری شود از روی دادن انحراف داخلی در جریان امامت؛ زیرا که جعفربن علی الهادی، معروف به جعفر کذّاب، که برادر امام عسکری علیه السلام بود، و در صدد ادعای امامت بود، آمد تا بر پیکر امامِ درگذشته نماز گزارد.

4- این که ادامه جریان امامتِ حقِّه و ولایتِ اسلامیه تثبیت شود، و بر معتقدان به امامت معلوم گردد، که پس از امام حسنِ عسکری علیه السلام ، امام دیگری، امام دوازدهم، حامل این وراثت معنوی، رسالت اسلامی، و ولایت دینی و دنیایی است، و او هست، تولد یافته و موجود است. وامامت درامام زنده استمرار یافتهبه این علت‌ها بود که مردمی که برای انجام مراسم آمده بودند ناگاه دیدند، که کودکی خردسال، اما در نهایت شکوه و حشمت هم چون خورشیدی فروزان، از اندرون سرا به درآمد، و عموی خود جعفر را، که آمادة نمازگزاردن بر پیکر پیشوای فقید شده بود، به یک سوزد، و بر پیکر پدر نماز گزارد.(4)

بنابراین می‌توان گفت: یگانه دیدار عمومی آن حضرت در دوران غیبت، همین برنامه اقامه نماز بر بدن مبارک امام عسکری علیه السلام بود، و از آن پس چنین اتفاقی نیفتاده است.

یک شبهه:

چگونه میتوان ادعاکرد که کسی که بر امام نماز خوانده واو را غسل وکفن نموده امام است و آیا غسل دادن کفن کردن و نماز گزاردن بر پیکر امام معصوم با دیگر افراد فرق دارد؟و بر فرض این که امام مهدى(ع) بر جنازه پدر بزرگوارش نماز گزارده باشد چگونه مى توان تصور کرد که با وجود مراقبان وجاسوسان خلیفه و کنترل اوضاع ایشان دستگیر نشد و به آسانى در میان جمعیت ظاهر گردید؟

پاسخ:

اولا خود امام حسن عسکری (ع) قبل از شهادتشان در میان شیعیان عنوان کرده بودند کسی که بر پیکر من نماز بخواند او امام است واین را یکی از نشانه های بارز او معرفی کرده بودند
اگرکسانی این نشانه را به باد مسخره میگرند مشکل را باید در بی ایمانی آنها جستجو کرد زیرا سخن امام حسن عسکری (ع) را دروغ دانسته اند و ولایت الهی ایشان واینکه ایشان از غیب خبر دارند را انکار کرده اند وطبق روایات ائمه معصومین میدانیم انکار امامت با کفر فرقی ندارد
بالافرض هم که امام حسن عسکری (ع) این سخن را نفرموده باشند طبق روایاتی که داریم این یک امر مسلم است که امام را امام غسل وکفن میکند نه کس دیگری !!
در این زمینه روایاتى داریم که: امام معصوم را جز امام معصوم نباید غسل دهد (وطبعاً نباید نماز بگزارد) در این زمینه کلینى در کافى سه حدیث از امام رضا(ع) نقل کرده که حاصل آنها عبارت است از: (الأمام لایغسله الا الأمام)(5) .

یا امام صادق مى فرماید: (…فیما اوصانى به ابى(ع) ان قال: یا بنیّ اذا انامت فلا یغسّلنى احد غیرک فان الأمام لایغسّله الاامام.)(6)
از سفارشهاى پدرم [امام باقر(ع)] این بود که فرمود: فرزندم! هنگامى که من از دنیا رفتم جز تو کسى مرا غسل ندهد; زیرا امام را جز امام غسل نمى دهد.
کسانی که اینگونه سخنان واهی را میگویند مقام والای امامت را نشناخته اند آنها نمی دانند که امام میتواند طی الارض کرده ودر یک لحظه از مکانی به مکان دیگر برود در حالی که دیگران متوجه عدم حضور او نشوند

پس ما میبینیم که غسل وکفن امام با دیگران تفاوت دارد

غسل دادن کفن کردن و نماز گزاردن بر میّت مسلمان واجب کفایى است و همه مسلمانان وظیفه دارند که به این امور اقدام کنند. سزاوارتر به این امر خویشان میّت هستند و به نظر بسیارى از فقها اجازه آنان نیز در این مسأله شرط است ولی امام را امام باید غسل داده وکفن کند (7) ما حتی میبینیم که امام حسین (ع) وقتی به شهادت میبرسند امام سجاد (ع) با اینکه در کوفه در اسارت بودند بنابر مشیت الهی مخفیانه طی الارض کرده وخود پدر برگوارشان وهمچنین حضرت اباالفضل (ع)را به خاک میسپارندوکسی در زندان متوجه عدم حضور ایشان در زندان نشد وقبیله بنی اسد فقط در دفن کردن شهدای دیگر کربلا نقش داشتند وحتی کار شناسایی شهدا توسط امام سجاد(ع) صورت گرفت واو بود که نام هر کدام را میگفت والا قبیله بنی اسد حتی حیران بودند که این اجساد پاره پاره شده که سر نداشتند از آن چه کسانی است !!!
یا وقتی که امام رضا(ع) در طوس به شهادت رسید و امام جواد(ع) در مدینه زندگى مى کردوفاصله زیادی بین آنها وجود داشت وایشان در همان هنگام در شهر طوس ظاهر شد وپدر را غسل وکفن نمود وبر وی نماز گذارد

امام موسى کاظم(ع) در بغداد شهید شد و امام رضا(ع) در مدینه بودوبرپیکر مطهر پدر ظاهر شد واورا به خاک سپرد اثبات این امر را در سخن خود امام رضا (ع) میبینیم
هنگامی که پدر بزرگوارشان امام کاظم (ع) به شهادت رسیدند وعده ای (گروه واقفیه ) منکر امامت امام رضا (ع) شدند زیرا امام رضا (ع) آن زمان در مدینه بودند ودور از پدر بزرگوارشان ...
سه نفراز گروه واقفیه نزد امام آمدند وبا امام گفتگو کردند یکی از موضوعات بحثشان هم همین موضوع بود !!

علی بن ابی حمزه بطائنی به امام گفتند :
همانا ما روایت میکنیم از پدران شما که فرموده اند :
همانا امام عهده دار کارهای او (مانند غسل وکفن ) نمی شود مگر امامی که مثل او باشد امام رضا فرمودند : من را آگاه کن از حضرت حسین بن علی (ع) آیا امام بود یا نه ؟
علب بن ابی حمزه گفت : آری امام بود حضرت امام رضا (ع) به او فرمودند : پس چه کسی امور او را به عهده گرفت ؟ابن ابی حمزه گفت : فرزندش علی بن الحسین (ع)
امام فرمودند : امام زین العابدین (ع) کجا بودند ؟ وی گفت :در کوفه به دستور عبیدالله بن زیاد زندانی بودند آن حضرت از زندان خارج شدند وبرای کفن ودفن پدر بزرگوارشان به کربل آمدند ولشکر ابن زیاد ندانستند

امام رضا فرمودند :وقتی برای امام سجاد ممکن باشد که از کوفه به کربلا بیاید با اینکه درغل وزنجیر بود پس برای صاحب این امر (خود حضرت ) ممکن است که به بغداد برود وعهده دار امور پدرش (امام کاظم (ع) ) شود وبه مدینه بازگرددوحال آنکه نه در حبس بود ونه دراسارت(8)

امام رضا (ع) با این سخن ثابت کردند که خود ایشان بر بالین پدر حاضر شده اند وایشان را غسل وکفن نموده اند ونماز گزارده اند واینکه در تاریخ گفته میشود
بر جنازه امام کاظم(ع) سندى بن شاهک نماز گزارد.(9) یا سخنی واهی وباطل است که احتمال آن زیاد میرود ویا اگر هم اینگونه بود مسلما پس از غسل وکفن دادن ونمازگذاردن امام رضا (ع) صورت گرفته واین چیزی را عوض نمی کندزیرا بوده که پس از نمازگذاردن خانواده امام بر او به طور خصوصی که فقط خویشاوندان ویاران نزدیک حضور داشتندپس از آن عموم مردم بر پیکر امام نماز میخواندندحال به امامت هرکه میخواهد باشد زیرا قبلا اصل کار توسط جانشین امام انجام شده است

پس روزی که امام حسن عسکری (ع) به شهادت رسیدند بنا به سنت اسلامی ، می بایست ابتدا حضرت مهدی بر پیکر مقدس پدر بزرگوار خود نماز میگزارد ، تا خلفای ستمگر عباسی جریان امامت را نتوانند تمام شده اعلام کنند ، و یا بد خواهان آن را از مسیر اصلی منحرف کنند ، و وراثت معنوی و رسالت اسلامی و ولایت دینی را به دست دیگران سپارند .
واگر در تاریخ سخنانی میبینیم که این امر را دروغ میپندارد نباید آن را پذیرفت زیرا دشمنان آل پیغمبر همواره با بیان این موضوعات سعی در بطلان امامت امامان داشته اند وبا بیان این موضاعات درپی دستیابی به منافع شومشان بوده اند

پس به خواست خداوند امام زمان (ع) پدر را غسل وکفن کردند در حالی که کافران ودشمنان با خبر نشدند
سئوالی که از این افراد دارم این است که آیا خداوندی که امام ما را سالها در خفا ودر تندرستی حفاظت کرده آیا نمیتوانسته چند دقیقه ای او را محافظت کند تا پدرش را غسل وکن نماید ؟!!

یک پرسش:

چه کسانی شاهد نمازخواندن امام زمان (عج) بر پیکر پدرش بودند ؟آیا میتوان به گفته آنها اعتماد کرد وآن را درست پنداشت ؟
کسانی که بر جنازه امام حسن عسکری (ع) نماز خوانده ودر مراسم تشیع جنازه وجود اقدس حضرت امام زمان (عج) را دیده اند 39 نفر میباشند که اسامی برخی از آنها :
1-ابراهیم بن محمد تبریزی
2- احمدبن عبدالله هاشمی
3- ابوالادیان
4- ابوسهل ،اسماعیل بن علی نوبختی
5- ابوالحسن ،ضراب اصفهانی
6- راشداسدآبادی
7- ابوراجع حمامی
8- کامل بن ابراهیم
9- رشیق صاحب المادرای
10- وسی نفر دیگر از شیعیان خالص ومورد اعتمادکه همگی آنها به این امر شهادت داده اند

همانگونه که در بالا دیدیم اکثر کسانی که شاهد ماجرا بوده اند از یاران با اخلاص امام حسن عسکری (ع) بوده اند کسانی که اکثرا از عالمان عصر خود ومورد اعتماد وامین مردم بوده اند وچه لزومی دارد بخواهند موضوع به این مهمی را به دروغ بر زبان برانندجریانی که به آینده امر خطیر ومهم امامت ارتباط دارد !!! از طرفی در میان آنها جعفر کذاب وفرستاده متوکل هم بودند واگر امام زمان (عج) حاضر نشده بود چه لزومی داشت که جعفر فورا خود را به دارالعماره برساند واز وجود فرزند امام حسن عسکری (ع) خبر دهدتا سربازان اورا دستگیر کنند

 یک شبهه:

طفل پنج ساله چگونه نمازش بر جنازه امام صحیح است؟

پاسخ : منشأ این اشکال و اشکالات مشابه این است که امام را با دیگران مقایسه کرده‏اند وبراى او امتیاز خاص قائل نیستند. ولى اگر معتقد شویم که امام -اگر چه کودک باشد- کسى است که با معجزه ونصّ، امامتش ثابت شده وعقلش به عنایت الهى کامل گردیده است، دیگر او را با مردم عوام مقایسه نمى‏کنیم. ونیز پاسخ این سؤال داده مى‏شود که چگونه ممکن است طفلى هدایت تکوینى وتشریعى وباطنى داشته باشد، در حالى که هر یک از آنها وظیفه بسیار سنگینى است که احتیاج به قابلیت‏هاى خاص دارد.
پاسخ همان است که قبلاً اشاره شد، زیرا اگر خداوند به کسى مقام هدایت وامامت مى‏دهد قابلیتش را نیز عنایت مى‏کند وعقل او را به حدّ اعلاى رشد وکمال مى‏رساند، اگر چه اختیار خود نیز در رسیدن به کمال دخیل است، ولى همه به لطف وعنایت الهى است

 جعفر کذاب با دیدن این جریانات چه اقدامی انجام داد ؟

عصبانیت جعفر کذاب:

جعفر عمری در تلاش بود تا خود را امام معرفی کند واز هیچ کاری در این زمینه دریغ نکرده بود یکی از کارهای شنیع وی دامن زدن به شایعه دروغ عقیم بودن برادرش امام حسن عسکری (ع) بود تا در اذهان جانشینی خود را اثبات کند ولی اکنون با کمال ناباوری میدید که برادرش کودکی دارد که او از آن بی خبر بوده کودکی که تمام آرزوهای باطل وخبیث جعفر را بر باد میداد باید چاره ای می اندیشید ناگهان در ذهنش آمد که این همان کودکی است که حکومت سالها در انتظار به دست آوردن اوست تا او را به شهادت برساند بی درنگ خود را به دارالعماره رساند و واقعة روی داده را برای خلیفه تعریف کرد و خلیفه وقت عباسی که از طریق اخبار بارها شنیده بود که از نسل این امام مهدی این امت بدنیا خواهد آمد و تخت و تاج ستمکاران را نابود خواهد گردانید دستور داد تا مأموران به خانه امام حمله کرده ووی را دستگیر کنند ...
چقدر خوب پیشاپیش امام محمد باقر (ع) فرموده بودن «اگر اولاد فاطمه جایگاه او را بدانند بسیار حریص میشوند که او را قطعه قطعه کنند » (10)
گفتار امام باقر (ع) در آغاز امر بدست جعفر کذاب تحقق یافت!!!

همانطور که در این مقاله شاهد بودیم امامت امام زمان (عج) ووجود ایشان در همان ساعات اولیه امامت هم امری مسلم بوده وبه اثبات رسیده و به نظر من حتی نیازی به توضیح دلایل دیگر برای اثبات وجود وامامت ایشان وجود ندارد چون شواهد این جریان آنقدر روشن وپرواضح است که اگر کسی به آن شک داشته باشد باید مشکل را در جای دیگر جستجو کرد آنهم در عدم داشتن عقل سالم !!!
سئوالی که به ذهنم میرسد اینست که چرا عده ای خود را گول میزنند و چرا اینقدر مغلطه بازی در می آورند برای اینکه وجودی را انکار کنند که جهان به وجودش مقدسش استوار است
همانگونه که گفته شده :لو بقیت الارض بغیر امام لساخت باهلها (11) اگر زمین خالی از امام بماند ، ساکنانش رادرکام خود فرومیبرد.

پی نوشت:

1- رجوع شودبه کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، ص475 * 2- یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(ع)، ص74
2- منتخب الاثر ص 368 تا 370 ،بحارالانوار ج 52 ص 49 ،وفاة العسکری ص 44 وینابیع المودة ج 3 ص 125
2- الزام الناصب ص 106 وارشاد شیخ مفید ص 320 و325
4- رجوع شود به محمّد رضا حکیمی, خورشید مغرب، ص24ـ 25.
5- اصول کافى ج1/384.
6- بحارالأنوار ج27/288; (عیون اخبار الرضا) شیخ صدوق ج1/106 رضا مشهدى.
7- روض الکافی ص 332 وداستان دوستان ص 342
8-اختیارمعرفه الرجال ج 2 ص 746وعیون الاخبار الرضا وکتاب سقای معرفت ص 363و364
9- کمال الدین/38; (عیون اخبار الرضا) ج1/98.
10- بحارالانوار ج 52 ص 98 والزام الناصب ص 127 وتحف العقول ص 229
11- اصول کافى، ج 1، ص 79، الزام الناصب ص 4و245،غیبت نعمانی ص 69 ،ینابیع الموده ج 3 ص 148 ،عیون الاخبار ج 1 ص 212 غیبت شیخ طوسی ص 132

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

 

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آفرينش اهل بيت (ع) در نهج البلاغه

يكى از پژوهش گران سنّى، نيكو و دادگرانه سخن گفته، آن جا كه گويد:هر كس يكى از اصحاب پيامبر را بر ديگر اصحاب برترى دهد، منظور او به يقين برترى دادن بر على نيست؛ زيرا على از اهل بيت پيامبر است.پس برترين آفريدگان بعد از حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله خاندان او هستند، و اين، همان واقعيّت و حقيقت است؛ زيرا آنان مانند پيامبر بر تمامى پيامبران الاهى برترى جستند و آنان مهتر آفريدگان در آفرينش، اخلاق و كمالات هستند.
 نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
 امامت از ديدگاه نهج البلاغه

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
 رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
 امامت به مفهوم حجت در نهج البلاغه

امامت به مفهوم حجت در نهج البلاغه

اين جمله ها هر چند نامى ولو به طور اشاره از اهل بيت برده نشده است، اما با توجه به جمله هاى مشابهى که در نهج البلاغه درباره اهل بيت آمده است، يقين پيدا مى شود که مقصود، ائمه اهل بيت مى باشند. از مجموع آنچه در اين گفتار از نهج البلاغه نقل کرديم معلوم شد که در نهج البلاغه علاوه بر مساله خلافت و زعامت امور مسلمين در مسائل سياسى، مساله امامت به مفهوم خاصى که شيعه تحت عنوان " حجت " قائل است عنوان شده و به نحو بليغ و رسائى بيان شده است.

پر بازدیدترین ها

 رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
 اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
No image

آفرينش اهل بيت (ع) در نهج البلاغه

يكى از پژوهش گران سنّى، نيكو و دادگرانه سخن گفته، آن جا كه گويد:هر كس يكى از اصحاب پيامبر را بر ديگر اصحاب برترى دهد، منظور او به يقين برترى دادن بر على نيست؛ زيرا على از اهل بيت پيامبر است.پس برترين آفريدگان بعد از حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله خاندان او هستند، و اين، همان واقعيّت و حقيقت است؛ زيرا آنان مانند پيامبر بر تمامى پيامبران الاهى برترى جستند و آنان مهتر آفريدگان در آفرينش، اخلاق و كمالات هستند.
 امام شناسی در نهج البلاغه

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
 امامت از ديدگاه نهج البلاغه

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
Powered by TayaCMS