عوامل، خوشبختی و خانواده(2)

عوامل، خوشبختی و خانواده(2)

5. عفت و پاک­دامنی

از جمله عوامل خوش­بختی در خانواده عفت و پاک­دامنی است. اگر ما به قرآن کریم و روایات معصومان دقت کنیم به خوبی می­فهمیم که آنان بر عفت و پاک­دامنی تاکید فراوان می­کردند. قرآن شریف در همین زمینه می­فرماید: «الزّانی لا یَنکحُ الا زَانیَهً او مُشرِکَه وَ الزّانیهُ لا یَنکحُهَا الا زَانٍ او مُشرِکُ وَ حُرّمَ ذَلک عَلَی المُومنین؛(النور /3 ) مرد زناکار جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج نمی­کند و زن زناکار را جز مرد زناکار یا مشرک، به ازدواج خود در نمی­آورد و این کار بر مومنان حرام شده است.»

همچنین رسول خدا(ص) می­فرماید: "خداوند متعال می­فرماید: «وقتی اراده کنم که خیر دنیا و آخرت را برای یک مسلمان جمع کنم، قلبی خاشع و زبانی ذاکر و تنی صابر بر بلا به او عطا می­کنم و همسری به او می­دهم که از نگاه کردن به وی شادمان شود و آن زن در غیاب شوهر از نفس خود و مال [دارایی] شوهرش نگه­داری کند.»

(وسائل الشیعه، ج14، ص23).

همچنین امام صادق(ع) می­فرماید: «کفو بودن در این است که عفیف و پاک­دامن باشد و از امکانات اقتصادی نیز برخوردار باشد.»

(وسائل الشیعه، ج14، ص51).

و نیز امام صادق(ص) در باره­ی سعادت و خوش­بختی انسان می­فرماید: «خوشا به حال کسی که مادرش عفیف و پاک­دامن باشد.»(.مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج5، ص285، بیروت: موسسه­ی الوفا، 1409.(

این­ که در فرهنگ دینی و سفارش پیشوایان معصوم(ع) به پاکی و عفت مردان و زنان تاکید فراوان شده، برای آن است که اگر پدر و مادر بدرفتار و ناپاک باشند و توجه به دستورات شرعی نداشته باشند، در اخلاق و روش کودک اثر نامطلوبی برجای خواهد گذاشت و اغلب کودکان به­خصوص دختران قدم جای قدم مادران می­گذارند.

آن چه که از این آیه و روایات به خوبی می­فهمیم، این است که زندگی زناشویی بر پایه­ی انحصار و اعتماد برپا می­شود. زن و شوهر قصد دارند تمام وجود یک­دیگر را تصاحب نمایند و دیگر­ی در این کانون راه نداشته باشد. مرد از همسرش انتظار دارد که چشم طمع از مردان بیگانه قطع کند و تمام وجودش را در انحصار او قرار دهد به مردان بیگانه نگاه نکند، محبت دیگری در دلش نباشد، زیبای­هایش را در معرض دید دیگران قرار ندهد، با آن­ها گرم نگیرد و شوخی و مزاح نکند و عفیف و پاک­دامن باشد.

مرد به هنگام گزینش همسر، درصدد یافتن زن عفیف، با­حیا و پاک­دامن است که صد در صد مورد اعتماد باشد و این خواسته­ی بسیار باارزش و مشروعی است زیرا زندگی با یک زن خیانت­کار برای یک مرد غیور غیرقابل تحمل است. زن نیز به هنگام ازدواج درصدد یافتن شوهر عفیف و پاک­دامنی است که صد در صد مورد اعتماد باشد، چشم­چرانی نکند و دلش را از محبت زنان بیگانه خالی گرداند و تمام وجودش را در انحصار همسر مشروعش قرار دهد.

6.اهداف مشترک

یکی دیگر از عوامل خوش­بختی در خانواده، اهداف مشترک محسوب می­شود. هر چه مشترکات میان افراد، افزایش یابد به همان مقدار امکان توافق، بیشتر می­شود. وقتی دو انسان، علاقه­ها و مشترکات فراوان دارند، امکان بیشتری برای همزیستی سالم دارند. در پیمودن راه زندگی باید بر مشترکات طرفینی افزود و از زمینه­های اختلاف کاست. به گفته­ی مولوی مشترکات، زاغ و لک­لک را نیز سازگار می­نماید:

آن حکیمی گفت: دیدم هم تکی در بیابان زاغ را با لک لکی

  • در عجب ماندم بجستم حال­شانتا چه­ قدر مشترک یابم نشان
  • چون شدم نزدیک، من حیران و دنگخود بدیدم هردوان بودند لنگ

(مولوی بلخی، جلال­الدین محمد، مثنوی معنوی، ص269، اقبال سال1374).

البته این مسئله، را هم تجربه اثبات می­کند، هم عقل و هم روان­شناسی، چنان که یکی از روان­شناسان می­نویسد: «روشن است که بسیاری از الگوهای روابط زناشویی می­توانند عمل­کرد رضایت­بخش داشته باشند. عناصر مشترک زیر احتمالا در این الگوها دیده می­شود:

  1. احترام متقابل: زن یا شوهر در همسر خود توانایی یا ویژگی­ مهمی را می­بیند که از نظرش قابل احترام است.
  2. شکیبابی: توانایی زن و شوهر در پذیرش کم­بودهای یک­دیگر.
  3. توانایی توافق بر سر هدف­های مشترک و پیش­برد آن­ها.( الکسنو، ریتال و ربچاد، زمینه­ی روان­شناسی، ترجمه­ی محمدتقی براهنی، ج1، ص180، بهروز، تهران، سال1367.)

بنابراین، وقتی که می­خواهیم هم­سفر یا همسر را انتخاب کنیم، باید کسی را برگزینیم که با ما در یک مسیر و به سوی هدف مشترک در حرکت بوده و به ارزش­های مورد پسندمان پای­بند باشد، چون ارزش­های مشترک بین دو انسان الفت و صمیمیت ایجاد می­کند ولی کدامین هدف مشترک، بالاتر از ارزش­های شرعی ودینی است؟

7.عمل صالح

از مهم­ترین عوامل خوش­بختی انسان در دنیا و آخرت عمل به احکام شرعی و دینی است و این مطلب را می­توان از آیات قرآن کریم استخراج کرد. قرآن شریف خانواده­ا­ی را طراحی می­کند که مکتب و معبدی است که اعضای آن مدارج بندگی را طی می­کنند و به حیات طبیه راه می­یابند. افراد در خانواده، علاوه بر تامین حقوق دنیوی خود مانند امنیت، آرامش، تغذیه، بهداشت مناسب، تحصیل علوم و عدالت اجتماعی و ... حقوق معنوی خود را نیز جست­وجو می­کنند. مرد و زن موظف به ایجاد شرایط مقتضی و رفع موانع برای دست­یابی یک دیگر به این حقوق هستند.

در همین زمینه قرآن کریم می­فرماید: «مَن عَملَ صالحاً مِن ذَکَرٍ او انثَی وَ هوَ مُومن فَلَنُحیِیَنَّه حَیَاهً طَیبهً وَلَنَجزیِنَهُم اجرهُم بِاحسنِ مَا کَانوا یَعملُونَ؛( ­نحل، آیه­ی 97.)

هر کس کار شایسته­ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مومن است، او را به حیاتی پاک، زنده می­داریم و پاداش آن­ها را به بهترین اعمالی که انجام می­دادند خواهیم داد». خداوند در این آیه­، شرط رسیدن به حیات طبیه و دخول در بهشت و اجر اعمال را، ایمان و عمل صالح ذکر می­کند و این دو، تنها در محیط خانواده کسب می­شود.

دین اسلام هیچ گونه فرق میان زن و مرد در کسب حقوق معنوی نگذاشته است: «کُلُ نَفسٍ بِمَا کَسَبَت رَهِینه؛

(مدثر، آیه­ی 38.)

(آری) هر کس در گرو اعمال خویش است.»

و نیز در آیه­ی دیگر می­فرمایند: «وَالّذینَ یَقُولُونَ رَبَنّا هَب لَنَا مِن ازوَاجِنَا وَ ذُرِیّاتَنا قُرهَ اعَیُنٍ وَ اجعَلنَا للمُتّقِینَ امَاماً؛(فرقان، آیه­ی 74.)

و کسانی که می گویند: پروردگارا! از همسران و فرزندان­مان مایه­ی روشنی چشم ما قرار بده و ما را برای پرهیزگاران پیشوا گردان.»

«قره»­ از واژه­ی قرار است و منظور از «قره­ اعین»، آرامش دیدگان است. چشم انسان در چیزی که خوشایند اوست، آرام می­گیرد. در این آیه، عباد الرحمن از خداوند درخواست می­کنند که همسران و فرزندان­شان را مایه­ی آرامش چشم آن­ها قرار دهد و از آن جا که چشم و دل مومن جز به رضای حق آرام نمی­گیرد، نتیجه­ی آیه این است که: پروردگارا، نسل و اهل خانه­ی ما را در مسیر خود و مورد رضای خود قرار ده. خلاصه آن که مومنین – عبادالرحمن – علاوه بر انجام مسئولیت خود در قبال تامین حقوق معنوی خانواده، برای کمال معنوی آنان و رسیدن به رضای حق نیز دعا می­کنند.( حسینی، اکرم، تحکیم خانواده در آموزه­های قرآنی، نشریه­ی کتاب زنان، ش26؛ ص68، سال 1383.)

شاید انگیزه برای این خیرخواهی و دعا، این آیه باشد: «وَالّذینَ امَنُوا وَاتّبَعَتهُم ذُرِیّتُهُم بِایمَانٍ الحَقنَا بِهِم ذُرِیَتَهُم وَ مَا التنَاهُم مَن عَمَلِهِم مِن شَیء کُلُ امرِیٍ بِمَا کَسَبَ رَهِین؛(طور، آیه­ی 21.)

کسانی که ایمان آوردند و فرزندان­شان به پیروی از آنان ایمان اختیار کردند، فرزندان­شان را در بهشت به آنان ملحق می­کنیم؛ و از پاداش عمل­شان چیزی نمی­کاهیم؛ و هر کس در گرو اعمال خویش است.»

در تفسیر قرطبی، ذیل همین آیه­ی فوق از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که فرمودند: «خداوند ذریه­ی مومن را در بهشت همدرجه­ی او قرار می­دهد، هر چند آن ذریه از حیث عمل و پاداش از او نازل­تر باشند، برای آن که به وجود ایشان و پیوستگی ایشان، چشم روشن شود.»( قرطبی، محمد بن­ احمد، تفسیر قرطبی، ج17، ص45، بیروت: دار الکتب العلمیه، سال 1420.)

در قرآن کریم از خیرخواهی، نصیحت و دعای والدین برای فرزندان، شواهد دیگری نیز وجود دارد؛ نظیر نصایح لقمان به فرزندش که در طی پنج نصیحت عمده، وی را به توحید و دوری از شرک، حسن خلق، نماز، امر به معروف و نهی از منکر، صبر و شکیبایی و میانه­روی توصیه می­کند و از تکبر، خودپسندی، فخر و مباهات به دیگران منع می­کند. همچنین درخواست حضرت نوح برای پسرش که خداوند او را به خویش ملحق گرداند: «وَ نَادَی نُوحُ رَبَهُ فَقَالَ رَبِ انَّ ابِنی مِن اهِلی وَ انَّ وَعدَکَ الحَقُ وَ اَنتَ احکَمُ الحَاکِمِینَ؛(هود، آیه­ی 45.(

نوح به پروردگارش عرض کرد: «پروردگارا! پسرم از خاندان من است و وعده­ی تو (در مورد نجات خاندانم) حق است؛ و تو از همه­ی حکم­کنندگان برتری.» اما از آن جا که پسر نوح غیرصالح بود و از اهل او حساب نمی­شد، پاسخ شنید: «قَالَ یَا نُوحُ انهُ لَیسَ مِن اهلِکَ اِنّهُ عَمَلُ غَیرُ صَالحٍ فَلا تَسالنی مَا لَیسَ لَکَ بِهِ عِلمُ انّی اعِظُکَ ان تَکُونَ مِن الجَاهِلِینَ؛(هود آیه­ی 46.)

ای نوح ! او از اهل تو نیست؛ او عمل ناصالحی است [ فرد ناشایسته­ای است] پس آن چه را آگاه نیستی از من مخواه.»

پدر مورد تایید قرآن که به عنوان الگوی والدین معرفی می­شود، حضرت ذکریا(ع) است که فرزندی موحد و حکیم چون یحیی دارد و قرآن او را به عنوان فرزندی نیکوکار نسبت به والدین و پرهیزگار و دور از ستم­گری و عصیان می­ستاید و به او درود می­فرستد: «و براً بوالدیه و لم یکن جبار عصیاناً و سلام علیه یوم ولد و ...(مریم/ آیه­ی 14-15.)

او نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود و جبار (و متکبر) و عصیان­گر نبود. سلام بر او، آن روز که تولد یافت و آن روز که می­میرد و آن روز که زنده برانگیخته می­شود!» و مریم مادر نمونه­ای که فرزندی چون عیسی به دنیا می­آورد و خداوند فرزندش را به نیکی به مادر توصیه می­کند. «و اوصانی بالصلوه و الزکاه مادمت حیا و براً بوالدتی و لم یجعلنی جباراً شقیاً،( مریم/ آیه­ی 31-32.)»

جمع­بندی و نتیجه­گیری

باید برای سعادت و خوش­بختی در خانواده عوامل منطقی و درستی در دست داشته باشیم که بهترین عوامل، در آیات قرآن کریم و روایات معصومان(ع) بیان شده است. از آن جمله می­توان به:

  1. دقت در انتخاب همسر
  2. ایمان و دین­داری
  3. عقل و هوش
  4. تفاهم اخلاقی
  5. عفت و پاک­دامنی
  6. اهداف مشترک
  7. و

  8. عمل صالح

اشاره کرد.

این عوامل سبب سعادت و خوش ­بختی انسان در دنیا و آخرت می ­شود. باید به مرد و زن جوانی که می ­خواهند با هم ازدواج کنند توصیه شود در انتخاب همسر به این عوامل دقت کامل داشته باشند که چه کس را در دین و اسرار خود آگاه می­سازند. مسلما یک همسر با ایمان، عاقل، بااخلاق و پاک­­دامن نمی ­تواند با یک همسر بی­ایمان، بی­ عقل، بداخلاق و خیانت­ کار و بی ­عفت ازدواج کند و عمرش را با بد بختی بگذراند.

منابع:

  1. قرآن کریم، ترجمه­ی آیت­ الله مکارم شیرازی.
  2. امینی، ابراهیم، انتخاب همسر، ص102، تهران: موسسه­ی انتشارات امیر کبیر، سال 1378.
  3. بایار، ویرجینیا، چگونه انسان بهتر باشیم، ترجمه­ی ناهید فخرایی، ص190، بنگاه ترجمه­ و نشر کتاب، تهران: بی­تا.
  4. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج4، ص17، تهران: المکتب الاسلامیه، 1367.
  5. حسینی، اکرم، تحکیم خانواده در آموزه­های قرآنی، نشر کتاب زنان، ش26، ص68، سال 1383.
  6. ر. ک زمانی، مصطفی، عشق و خودکشی، به نقل از زمزم معارف، ش16، ص38، قم: سال 1387.
  7. صداقت، محمدعارف، زمزم معارف، ش16، ص38، قم: سال 1387.
  8. الطبرسی، حسن بن ­فضل، مکارم الاخلاق، ص233، تهران: سال 1376.
  9. قرطبی، محمد بن­احمد، تفسیر قرطبی، ج17، ص45، بیروت: دارالکتب العلمیه، 1420.
  10. کلینی، محمد بن­ یعقوب، اصول کافی، ترجمه­ی سید جواد مصطفوی، ج1، ص30، تهران، چاپ دوم، 1377.
  11. فروع الکافی، ج5، ص333، بیروت: دارا الاضواء، سال 1405.
  12. لپ، انیاس، روان­شناسی عشق ورزیدن، ترجمه­ی کاظم سامی و محمود ریاضی، ص317، رز، تهران، 1356.
  13. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج5، ص285، بیروت: موسسه­ی الوفاء، 1409.
  14. مولوی بلخی، جلال­الدین محمد، مثنوی معنوی، ص269، اقبال، سال 1374.
  15. نوری الطبرسی، میرزاحسین، مستدرک الوسائل، ج14، ص193، قم: موسسه­ی آل­البیت، سال 1407.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

 

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آفرينش اهل بيت (ع) در نهج البلاغه

يكى از پژوهش گران سنّى، نيكو و دادگرانه سخن گفته، آن جا كه گويد:هر كس يكى از اصحاب پيامبر را بر ديگر اصحاب برترى دهد، منظور او به يقين برترى دادن بر على نيست؛ زيرا على از اهل بيت پيامبر است.پس برترين آفريدگان بعد از حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله خاندان او هستند، و اين، همان واقعيّت و حقيقت است؛ زيرا آنان مانند پيامبر بر تمامى پيامبران الاهى برترى جستند و آنان مهتر آفريدگان در آفرينش، اخلاق و كمالات هستند.
 نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
 امامت از ديدگاه نهج البلاغه

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
 رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
 امامت به مفهوم حجت در نهج البلاغه

امامت به مفهوم حجت در نهج البلاغه

اين جمله ها هر چند نامى ولو به طور اشاره از اهل بيت برده نشده است، اما با توجه به جمله هاى مشابهى که در نهج البلاغه درباره اهل بيت آمده است، يقين پيدا مى شود که مقصود، ائمه اهل بيت مى باشند. از مجموع آنچه در اين گفتار از نهج البلاغه نقل کرديم معلوم شد که در نهج البلاغه علاوه بر مساله خلافت و زعامت امور مسلمين در مسائل سياسى، مساله امامت به مفهوم خاصى که شيعه تحت عنوان " حجت " قائل است عنوان شده و به نحو بليغ و رسائى بيان شده است.

پر بازدیدترین ها

 امامت از ديدگاه نهج البلاغه

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
 نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
 اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
 امام شناسی در نهج البلاغه

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
 نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS