فتواهای مرجع بزرگ اسلام در مورد ازدواج موقت (3)

فتواهای مرجع بزرگ اسلام در مورد ازدواج موقت (3)

آیا اگر زن بگوید که شوهر ندارد کفایت مى کند یا باید تحقیق کرد ؟

کفایت مى کند .

 

آیا زن و مرد خودشان مى توانند صیغه عقد موقت را جارى کنند ؟

مى توانند .

 

آیا براى صیغه عقد موقت شاهد لازم است؟

لازم نیست .

آیا صیغه عقد موقت را مى توان به فارسى خواند ؟

اگر بتوانند به احتیاط واجب باید عربى بخوانند و اگر نتوانند به زبانهاى دیگر اشکال ندارد مثلاً پس از تعیین دقیق مهر و زن به مرد بگوید خود را به ازدواج تو درمدت یادشده معلوم به مهر یه یاد شده معلوم در میآورم ومدر بگوید قبول کردم .

 

آیا در صیغه عقد موقت رضایت ظاهرى طرفین بدون جارى کردن صیغه کافى است ؟ یا باید صیغه عقد موقت خوانده شود ؟

باید صیغه عقد موقت خوانده شود .

 

لطفاً مفهوم عده متعه را بیان فرمایید.

عده متعه بنابر احتیاط واجب دو حیض کامل است و اگر مقصود معناى عدّه و متعه است ، عده یعنى مدتى که زن پس از مفارقت شوهر یا آمیزش شبهه باید از ازدواج دورى کند و احکام عده را مراعات نماید . و متعه یعنى ازدواج موقت .

 

در مذهب مسیحیت طلاق را به رسمیت نمى شناسند. ازدواج موقت با زن مسیحى که قانوناً مطلقه است چه حکمى دارد ؟

اگر در عرف آنها به عنوان مطلقه شناخته شود جایز است .

 

آیا با خواهر زن می توان صیغه موقت خواند ؟

جایز نیست تا وقتی که خواهر او همسریا درعدهٌ شما است .

 

ازدواج دائم یا موقت با اهل کتاب (مسیحى، یهودى)چگونه است؟

ازدواج دائم مرد مسلمان با اهل کتاب بنابر احتیاط واجب جایز نیست ولى ازدواج موقت جایز است مشروط بر اینکه همسر مسلمان نداشته باشد و گرنه بدون رضایت او صحیح نیست بلکه با رضایت هم بنابر احتیاط واجب جایز نیست.

 

اگر دخترى پدر وجدّ پدرى اش فوت کرده باشند آیا مى توان آن دختر را صیغه کرد (در صورت رضایت خود دختر) یا نه ؟

اگر دختر داراى رُشد فکرى باشد یعنى مصلحت خود را تشخیص مى دهد مانعى ندارد .

 

اگر ضمن عقد منقطع، شرط نفقه شده باشد آیا این شرط صحیح است و بر فرض صحت تاییدیّه نفقه از ناحیه زوج وتحقق تخلف شرط آیا زوجه مى تواند تقاضاى انحلال نکاح را بنماید؟

شرط صحیح است وبر زوج واجب است بپردازد واگر نپرداخت زوجه مى تواند با مراجعه به حاکم شرع بلکه به محاکم عرفى او را ملزَم به پرداخت کند ولى نمى تواند عقد را فسخ کند.

 

اگر دختر و پسرى بخواهند با هم ازدواج کنند ولى براى شناخت و آشنایی بخواهند قبل از ازدواج دائم ازدواج موقتى داشته باشند ولى پدر دختر اجازه ندهد آیا دختر و پسر مى توانند بدون اذن پدر دختر به عقد موقت یکدیگر در ایند ؟

جایز نیست و عقد باطل است .

 

ازدواج موقت و یا دائم مرد و یا زن مسلمان شیعه با زن و یا مرد زرتشتى چه حکمى دارد ?

ازدواج زن مسلمان با مرد زرتشتى جایز نیست و همچنین ازدواج مرد مسلمان با زن زرتشتى بنا بر احتیاط واجب جایز نیست .

 

آیا مى شود با زن فاحشه ازدواج موقت کرد؟

مانعى ندارد ولى بنابر احتیاط واجب بعد از توبه اش باشد وتوبه اش به این معلوم میشود که او را به زنا دعوت کنی اگر قبول نکرد توبه کرده است.

 

لطفاً متن خطبه ازدواج موقت را بفرمایید. (بنده را وکیل کرده اند).

اگروکیل شده اید که زن را برای خود عقد موقت کنید کافى است با تعیین مهر و مدت به وکالت از زن بگوئید (انکحت موکلتى نفسى فى المدة المعلومة على الصداق المعلوم) سپس از طرف خود بگویید (قبلت النکاح لنفسى فى المدة المعلومة على الصداق المعلوم) البته در هر دو طرف باید با قصد انشاء عقد موقت و قبول آن باشد.

واگر وکیل ازطرفین هستید بگوئید (انکحت موکلتی موکلی فی المدة المعلومة علی الصداق المعلوم ) سپس بگوئید (قبلت النکاح لموکلی کذلک).

 

آیا مى شود با رضایت دختر ازدواج موقت کرد؟

اذن ولى دختر (پدر یا جد پدرى) لازم است و اگر دختر در شؤون زندگى خود مستقل است اذن ولى او ـ بنابر احتیاط واجب ـ لازم است.

 

آیا با زنان غیر اهل کتاب بدون هرگونه متعه نزدیکى کرد؟

جایز نیست.

 

اگر با زنى که شوهر ندارد نزدیکى کند و با این نیت که صیغه بخواند و اگر فراموش کند در صورتى که هر دو راضى باشند آیا حکم زنا دارد؟ و اگر دارد راه بخشش آن چیست؟

اگرخواندن صیغه را فراموش کند وطى به شبهه است و اگر نه زنا است و باید توبه کند.

 

خانمى را به عقد موقت خود درآورده ام قبل از عقد پرسیدم در عقد یا عده کسى نیست با صراحت تمام جواب منفى داد. الان شک دارم که شاید با کسى رابطه داشته است که از زمان و کیفیت آن اطلاعى ندارم اما به گمان غالب اگر رابطه اى داشته بدون عقد بوده است آیا عقد من درست است؟

عقد صحیح است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

 

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آفرينش اهل بيت (ع) در نهج البلاغه

يكى از پژوهش گران سنّى، نيكو و دادگرانه سخن گفته، آن جا كه گويد:هر كس يكى از اصحاب پيامبر را بر ديگر اصحاب برترى دهد، منظور او به يقين برترى دادن بر على نيست؛ زيرا على از اهل بيت پيامبر است.پس برترين آفريدگان بعد از حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله خاندان او هستند، و اين، همان واقعيّت و حقيقت است؛ زيرا آنان مانند پيامبر بر تمامى پيامبران الاهى برترى جستند و آنان مهتر آفريدگان در آفرينش، اخلاق و كمالات هستند.
 نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
 امامت از ديدگاه نهج البلاغه

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
 رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
 امامت به مفهوم حجت در نهج البلاغه

امامت به مفهوم حجت در نهج البلاغه

اين جمله ها هر چند نامى ولو به طور اشاره از اهل بيت برده نشده است، اما با توجه به جمله هاى مشابهى که در نهج البلاغه درباره اهل بيت آمده است، يقين پيدا مى شود که مقصود، ائمه اهل بيت مى باشند. از مجموع آنچه در اين گفتار از نهج البلاغه نقل کرديم معلوم شد که در نهج البلاغه علاوه بر مساله خلافت و زعامت امور مسلمين در مسائل سياسى، مساله امامت به مفهوم خاصى که شيعه تحت عنوان " حجت " قائل است عنوان شده و به نحو بليغ و رسائى بيان شده است.

پر بازدیدترین ها

 رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
 اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
 امامت از ديدگاه نهج البلاغه

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
No image

آفرينش اهل بيت (ع) در نهج البلاغه

يكى از پژوهش گران سنّى، نيكو و دادگرانه سخن گفته، آن جا كه گويد:هر كس يكى از اصحاب پيامبر را بر ديگر اصحاب برترى دهد، منظور او به يقين برترى دادن بر على نيست؛ زيرا على از اهل بيت پيامبر است.پس برترين آفريدگان بعد از حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله خاندان او هستند، و اين، همان واقعيّت و حقيقت است؛ زيرا آنان مانند پيامبر بر تمامى پيامبران الاهى برترى جستند و آنان مهتر آفريدگان در آفرينش، اخلاق و كمالات هستند.
 امام شناسی در نهج البلاغه

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS