نظام خانواده در اسلام

نظام خانواده در اسلام

خانواده نخستین نهاد اجتماعی است كه در زندگی جمعی انسان شكل گرفته و مهم ترین نقش را در توسعه و رشد مراحل حیات بشر در امتداد تاریخ انسان از خود نشان داده است و از ابتدا تا فرجام زندگی، نسبت به سایر نهادهای اجتماعی از ارزش و اهمیت خاصی برخوردار بوده و خواهد بود.

مقدمه

اول ذی الحجه سالروز ازدواج مبارك امیر المؤمنین علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا علیها السلام است. آغاز این زندگی مشترك در خانه ای ساده؛ اما پر از نور و مهر بود. یاد خدا چلچراغ خانه آنان بود و غیر از جلب رضایت حق خواسته دیگری آنها را به خود مشغول نكرد. حضرت زهرا علیها السلام رازدار و كفو علی علیه السلام بود و علی علیه السلام پناهگاه و تكیه گاه فاطمه علیها السلام . این خانواده ساده و بی آلایش برای جهانیان مایه بركت شد و زیباترین گلهای وجود در همان خانه پرورش یافت.

امام خمینی قدس سرّه در توصیف این خانه می فرماید:

«یك كوخ چهار ـ پنج نفری در صدر اسلام داشته ایم و آن كوخ فاطمه علیها السلام است، بركات این كوخ چند نفری آن قدر زیاد است كه عالم را از نورانیت پر كرده است، كوخ نشینان این كوخ محقّر در مراتب معنوی آن قدر بالا بودند كه دست ملكوتیها هم به آ نها نمی رسد. جنبه های تربیتی این كوخ آن قدر والا بوده است كه همه بركات بلاد مسلمین، خصوصاً در مثل بلاد ما، همه از بركات آنها است.»(صحیفه امام خمینیR، مجموعه آثار، مؤسسه تنظیم و نشر آثار، چاپ چهارم، 1385ش، ج‏‏17، ص‏373.(

به همین مناسبت بنا داریم در طی سلسله مباحث و مقالاتی به موضوع نظام خانواده در اسلام بپردازیم، بدان امید كه با الهام گرفتن از مبانی نورانی قرآن و عترت خانواده ای موفق داشته و یا تشكیل بدهیم.

خانواده و اسلام

خانواده نخستین نهاد اجتماعی است كه در زندگی جمعی انسان شكل گرفته و مهم ترین نقش را در توسعه و رشد مراحل حیات بشر در امتداد تاریخ انسان از خود نشان داده است و از ابتدا تا فرجام زندگی، نسبت به سایر نهادهای اجتماعی از ارزش و اهمیت خاصی برخوردار بوده و خواهد بود. تأثیر خانواده بر رشد، تعالی و شكوفایی افراد و جامعه به حدّی است كه هیچ اندیشمندی آن را انكار نمی كند، از این رو تمام صاحب نظران علوم انسانی از ابتدای تاریخ درباره خانواده توصیه هایی داشته اند.

ادیان الهی نیز به جهت نقش مهم خانواده در اخلاق و معنویت انسانها، در این زمینه آموزه های مهمی ارائه كرده اند و در همین راستا آخرین دین الهی؛ یعنی اسلام، خانواده را از مهم ترین و ا ساسی ترین واحدهای اجتماعی می داند. كه بنای آن بر اُلفت، همدلی و خوشی استوار گشته و این بنا محبوب ترین بناها در پیشگاه خداوند است كه روابط آن بر مودّت و رحمت پایه گذاری شده؛ لذا نهاد خانواده از منظر اسلام، دارای حیات و قداست ویژه ای است كه قابل قیاس با هیچ نهاد اجتماعی دیگری نیست.

پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید: «مَا بُنِیَ بِنَاءٌ فِی الْإِسْلَامِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنَ التَّزْوِیج ؛(

من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص: 383 ح 4343)

در اسلام بنیادی نهاده نشده است كه نزد خدا از ازدواج محبوب تر باشد.»

منابع اسلامی به این نكته تأكید می ورزند كه تشكیل خانواده، زمینه ساز رشد و كمال است و عزوبت، زمینه ساز انحطاط و عقب ماندگی. از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نقل شده است: «رَكْعَتَانِ یُصَلِّیهِمَا مُتَزَوِّجٌ أَفْضَلُ مِنْ رَجُلٍ عَزَبٍ یَقُومُ لَیْلَهُ وَ یَصُومُ نَهَارَهُ؛(

من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص: 384 ح 4347)

دو ركعت نمازی كه مرد متأهل می خواند، برتر از (عمل) مرد مجردی است كه شبش را به عبادت و روزش را به روزه داری می گذراند.»

با توجه به متون دینی، عمده آثاری را كه خانواده سالم می تواند در رشد و ارتقای اعضا و پویایی جامعه ایفا كند، می توان چنین بر شمرد:

  1. خانواده، بهترین پایگاه تلاقی ویژگیهای مكمل زن و مرد است، و این پیوند می تواند تعادل روحی و روانی را برای كلیّه اعضا به ارمغان آورد و این بهترین راه كسب توشه برای پیمودن مسیر كمال است.
  2. ارضای صحیح قوای جنسی در خانواده، علاوه بر اینكه زمینه ساز سلامت جسم و روان است، سلامت اجتماعی و مصونیتهای اخلاقی جامعه را نیز در پی دارد.
  3. خانواده بهترین محیط برای شكل گیری شخصیت فرزند است، و در انتقال ارزشهای اخلاقی بیشترین نقش را ایفا می كند و زمینه ساز سلامت اخلاقی نسل آینده است.
  4. خانواده بهترین محل برای بروز استعدادهای زن و مرد، و تربیت فرزند و كار آمد نمودن اعضا و بهترین خدمتی است كه خانواده به جامعه ارائه می كند.

هدف از تشكیل خانواده

از نگاه قرآن و روایات، تشكیل خانواده دارای حكمتها و دلایل متنوع روانی، اخلاقی، اجتماعی و دینی است و این علل در واقع، اصول و پایه های تأكید اسلام بر تشكیل خانواده و ضرورت تقویت و تحكیم این نهاد شمرده می شود كه در این مجال به چند نمونه از آنها اشاراتی می رود:

1. امنیت و آرامش:

نخستین و اساسی ترین حكمتی كه قرآن مجید با صراحت بدان می پردازد، رسیدن انسان به آرامش روحی و روانی در پرتو تشكیل خانواده است:

«وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فی ذلِكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ»؛روم / 21.

«از نشانه های او این است كه از (جنس) خودتان همسرانی برای شما آفرید تا در كنارشان آرام گیرید و میانتان دوستی و مهر نهاد. براستی كه در این (نعمت) برای مردمی كه می اندیشند، قطعاً نشانه هایی است.»

در واقع آرامش و مودّت، جان مایه تحكیم پیوند خانوادگی است و هر قدر این جان مایه تقویت شود، نهاد خانواده مستحكم تر می گردد و آرامش بیشتری بر زندگی حاكم می شود.

از سنن آفریدگار جهان این است كه مرد و زن را به گونه ای آفریده است كه مكمل یكدیگرند و از این رو، تا در كانون خانواده و در كنار هم قرار نگیرند، آرامش پیدا نمی كنند و به یقین سعادت زن و مرد در ا ین است كه از سنتهای آفرینش خارج نشوند و تحت تأثیر جذبه های سطحی و زودگذر قرار نگیرند و در پی آن گونه جاذبه ای باشند كه تمام وجود آنها را به یكدیگر پیوند دهد و آنها را در اعماق جان و دل متحد سازد.

مرحوم علامه طباطبایی رحمه الله در ذیل آیه فوق الذكر می فرماید: «هر یك از زن و مرد به دستگاه خاصی مجهز شده است، به گونه ای كه در عمل، هر یك كار دیگری را تكمیل می كند، و تولید نسل، برآیندی از مجموع آن دو است، پس هر یك از زن و مرد فی نفسه ناقص و نیازمند دیگری است و از مجموع آن دو یك واحد تام به وجود می آید كه می تواند تولید نسل را موجب شود، به دلیل همین نقص و نیازمندی است كه هر یك از آن دو به سوی دیگر كشیده می شود تا با پیوند با او آرامش یابد؛ زیرا هر ناقصی مشتاق كمال خویش است و هر نیازمندی به كسی یا چیزی مایل است كه نیاز او را برطرف سازد.»(المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبایی، دار الكتب الاسلامیه، طهران، الطبعه الثمانیه، 1390‏ق،‏‏ ج‏‏16، ص‏173.)

خانواده فقط محیط آمیزش جسمها نیست؛ بلكه والاتر از آن، محیط آمیزش روحها و جذب باطنی زن و مرد به یكدیگر و پر شدن خلأ روحی هر یك به دیگری است و این همان چیزی است كه با خلقت و آفرینش زن و مرد هماهنگ است، و آنها بدین وسیله به مرحله ای می رسند كه خود را جدای از یكدیگر نمی بینند و حتی به جرأت می توان گفت كه علاقه هر یك از آنها به خود، عین علاقه به یكدیگر و علاقه به دیگری، عین علاقه به خویش است و از این رو است كه مولوی می گوید:

  • من كیم لیلی و لیلی كیست، من هر دو یك روحیم اندر دو بدن

و به درستی اگر چنین نباشد، عیب و نقص انسانها است كه با دور ماندن از اقتضای آفرینش و الهام نگرفتن از وحی الهی، گرفتار دامها و تاریكیهایی شده اند كه خود مسبّب آن بوده اند.

مردی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسید، با تعجب و شگفتی عرض كرد: «اِنَّ الرَّجُلَ یَتَزَوَّجُ الْمَرْأه وَمَا رَآهَا وَمَا رَأتْهُ قَطُّ حَتَّی اِذَا ابْتَنَی بِهَا اِصْطَحَبَا وَمَا شَیءٌ اَحَبَّ اِلَیْهِمَا مِنَ الْآخَرِ. فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله: «وَجَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً»؛ (دانشنامه قرآن و حدیث، محمد محمدی ری‌شهری با همكاری جمعی از پژوهشگران، انتشارات پژوهشكده علوم و معارف، دار الحدیث، قم، 1390ش، ج‏‏3، ص‏282).

مرحوم علام طباطبایی رحمه الله درباره نقش دوستی و مودّت در خانواده می نویسد: «خانواده یكی از بارزترین جلوه گاه های مودّت و رحمت است كه از یك طرف دو زوج را به یكدیگر پیوند می دهد و از طرف دیگر، موجب می شود كه هر دو به ویژه زن، بر فرزندان خردسال خود كه در تأمین نیازهای جسمانی و حیاتی خویش عاجز و ضعیف اند، مهر بورزند و به پناه دادن، نگهداری، پوشش، تغذیه و تربیت آنها اقدام كنند و اگر این مهرورزی نبود، نسل بشر منقرض می شد و نوع انسان هیچ گاه امكان تداوم حیات نمی یافت.»)المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبایی، ج‏‏16، ص‏166 ).

2. زن و مرد لباس یكدیگرند:

از نگاه قرآن، تشكیل خانواده به معنای تهیه لباس تقوا از سوی پسر و دختر برای یكدیگر است. در فرازی از آیات خداوند در كنار لباس و زیورهای مادی برای تن و جسم، تقوا را به عنوان لباس و زیور روح مطرح می فرماید: «وَ لِباسُ التَّقْوى ذلِكَ خَیْر»؛(اعراف / 26).

«لباس تقوا بهترین لباسها است.»

از سوی دیگر تصریح می فرماید كه زن و شوهر لباس یكدیگرند: «هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُن »؛(بقره / 187).

اگر این دو آیه نورانی را در كنار هم قرار دهیم، به روشنی دلالت دارند كه تشكیل خانواده یكی از بارزترین مصادیق لباس تقوا است، از این رو پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أَحْرَزَ نِصْفَ دِینِهِ فَلْیَتَّقِ اللَّهَ فِی النِّصْفِ الْبَاقِی؛(

بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏100، ص: 219 ح14) هر كس ازدواج كند، نصف دینش را احراز كرده است، پس نصف باقی مانده را نگهداری كند.»

صاحب «تفسیر تسنیم» آیت الله جوادی آملی(دام ظله) در ذیل آیه «هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُن »؛(بقره / 187).

می گوید: «در این تشبیه لطیف (تشبیه همسر به لباس)، نكات تربیتی دقیقی است كه برخی از آنها بدین شرح است:

جامه یکدیگر

الف) لباس مانع از آسیب است؛ ازدواج هر چند اطفای غریزه را به همراه دارد؛ لیكن صبغه ملكوتی آن صیانت از گناه و حراست از نگاه آلوده است. مهم ترین بهره ای كه از ازدواج نصیب همسران می شود، صیانت گوهر دین از غارت ابلیس از خارج و چپاول هوس از داخل است.

ب) لباس، عیوب انسان را می پوشاند و آبرو را حفظ می كند؛ زن و شوهر نیز باید عیوب هم را بپوشانند و آبروی اجتماعی یكدیگر را حفظ كنند.

ج) لباس، انسان را از گرما و سرما و.... حفظ می كند؛ زوجین نیز باید در حوادث تلخ و شیرین، گرم و سرد زندگی، موجبات دلگرمی هم را فراهم كنند.

د) میان لباس و كسی كه آن را پوشیده رابطه ای تنگاتنگ و صمیمی است كه بیگانه میان آن دو راه ندارد، رابطه زوجین نیز باید چنین باشد تا بیگانه ای به درون زندگی آنان راه نیابد كه به اسرارشان پی برده، احیاناً فتنه گری كند.

هـ) اعضای بدن با لباس در تماس است و لباس از تماس مستقیم آنها با بیرون ممانعت می كند؛ زوجین نیز باید در همان ارتباط صمیمی زناشویی خویش تماس غریزی برقرار كنند؛ زیرا نه می توان زن و شوهر را از داشتن تمایل جنسی برحذر داشت و نه می توان جلوی آن را برای بیگانه بازگذارد؛ بلكه باید غرایز را بدون تعطیل، محدود و تعدیل كرد، چنان كه لباس انسان را محدود می كند.

و) انسان پوشیدن لباس آلوده و وصله دار را خوش ندارد؛ در انتخاب همسر نیز باید چنین دقت هایی اعمال شود.

ز) لباس مایه آرامش انسان است؛ زن و شوهر نیز موجب آرامش یكدیگرند.

ح) لباس آرایه انسان است، و به وی زینت می بخشد؛ زن و شوهر نیز باید زینت یكدیگر باشند.»(تفسیر تسنیم، عبد الله، جوادی آملی، انتشارات اسراء، قم، 1385ش، ج‏‏9، ص‏462).

3. خانواده، كمال جامعه:

از جمله پیامدهای مثبت تشكیل خانواده، آثار مطلوب و مفید آن بر جامعه انسانی است.

امام هادی علیه السلام می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ الصِّهْرَ مَأْلَفَهً لِلْقُلُوبِ وَ نِسْبَهَ الْمَنْسُوبِ أَوْشَجَ بِهِ الْأَرْحَامَ وَ جَعَلَهُ رَأْفَهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیاتٍ لِلْعالَمِین ؛(فروع كافی، محمد بن یعقوب كلینی، دار الاضواء، بیروت، 1405‏ق،‏‏ ج‏‏5، ص‏372، ح 6.)

خداوند وصلت (ازدواج) را مایه اُلفت دلها و پیوستگی نَسبی قرار داده و ]به واسطه آن[ رشته های خویشاوندی را به هم پیوست و آن را مایه مهر و محبت ساخت و در این ]پدیده[ برای مردمان، نشانه هایی از ]قدرت و رحمت[ خداوند است.»

نقش خانواده در پویایی و تحكیم جامعه انسانی به اندازه ای است كه امام رضا علیه السلام ضمن خطبه ای می فرماید: «اگر هیچ دلیل روشنی از كتاب و سنت به اهمیت تشكیل خانواده وجود نداشت، آثار و بركاتی كه به سبب این امر نصیب اجتماع می شود، تنها برای ترغیب و تشویق انسانها بر ایجاد كانون خانواده كافی بود.»(دانشنامه قرآن و حدیث، محمد محمدی ری‌شهری، ج‏‏3، ص‏286، ح 51.)

4. بقای نسل بشر:

یكی از عمده تأكیدات اسلام بر تشكیل خانواده، بقای نسل انسان است. پسر و دختری كه تشكیل خانواده می دهند، طالب این هستند كه با مشاهده ثمره وجود خویش، خود را بر مسند پرافتخار مادری و پدری بنگرند و در حقیقت فرزند، جلوه وحدت ثمره پدر و مادر است.

قرآن كریم می فرماید: «نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُم »؛(بقره / 223).

«همسران شما همچون كشتزارهای شما هستند، پس در آنها بكارید هر چه را كه می خواهید.»

صاحب تفسیر «تسنیم» ذیل این آیه می گوید: «زنان برای بقای نوع و تكثیر نسل بشر، كشتزار مردان اند. این آیه در مقام بیان مسئله زناشویی و تولید نسل برای بقای نوع انسان، مرد را مانند كشاورز بذرافشان و زن را چون كشتزاری می داند كه نطفه مرد در رحم او رشد می كند، و زن با تولید فرزند مایه بقای نسل آدمی است. برای تأكید بر حفظ نسل كه هدف اصیل عمل زناشویی است، واژه «حرث» در آیه تكرار شده است. هدف از آمیزش جنسی كه می تواند هر وقت و به هر گونه و در هر جا باشد، تنها لذایذ جنسی نیست؛ بلكه لذت جنسی مُزدی نقد برای تحمل زحمات طاقت فرسای تولید فرزند و پرورش او است. خداوند برای ترغیب به هدفدار كردن آمیزش جنسی می فرماید كه از رهگذر مباشرت با زنانتان فرزندان شایسته ای برای آخرت خود بفرستید، پس تولید مثل و بقای نسل مهم است... .»(تفسیر تسنیم، جوادی آملی، ج‏‏11، ص‏186.)

پیامبر صلی الله علیه و آله در حدیثی كه به این حكمت مهم اشاره دارد، می فرماید: «مَا یَمْنَعُ الْمُؤْمِنَ أَنْ یَتَّخِذَ أَهْلًا لَعَلَّ اللَّهُ أَنْ یَرْزُقَهُ نَسَمَهً تُثْقِلُ الْأَرْضَ بِلَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ؛»

من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص: 382 ح 4340 )

چه چیزی مانع می شود كه انسان مؤمن زن بگیرد؟! شاید خداوند به او فرزندانی روزی كند كه زمین را از «لا اله الا الله» سنگین كنند.»

منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره158.

www.zitova.ir

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

 

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آفرينش اهل بيت (ع) در نهج البلاغه

يكى از پژوهش گران سنّى، نيكو و دادگرانه سخن گفته، آن جا كه گويد:هر كس يكى از اصحاب پيامبر را بر ديگر اصحاب برترى دهد، منظور او به يقين برترى دادن بر على نيست؛ زيرا على از اهل بيت پيامبر است.پس برترين آفريدگان بعد از حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله خاندان او هستند، و اين، همان واقعيّت و حقيقت است؛ زيرا آنان مانند پيامبر بر تمامى پيامبران الاهى برترى جستند و آنان مهتر آفريدگان در آفرينش، اخلاق و كمالات هستند.
 نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
 امامت از ديدگاه نهج البلاغه

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
 رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
 امامت به مفهوم حجت در نهج البلاغه

امامت به مفهوم حجت در نهج البلاغه

اين جمله ها هر چند نامى ولو به طور اشاره از اهل بيت برده نشده است، اما با توجه به جمله هاى مشابهى که در نهج البلاغه درباره اهل بيت آمده است، يقين پيدا مى شود که مقصود، ائمه اهل بيت مى باشند. از مجموع آنچه در اين گفتار از نهج البلاغه نقل کرديم معلوم شد که در نهج البلاغه علاوه بر مساله خلافت و زعامت امور مسلمين در مسائل سياسى، مساله امامت به مفهوم خاصى که شيعه تحت عنوان " حجت " قائل است عنوان شده و به نحو بليغ و رسائى بيان شده است.

پر بازدیدترین ها

 رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
 اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
 امامت از ديدگاه نهج البلاغه

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
No image

آفرينش اهل بيت (ع) در نهج البلاغه

يكى از پژوهش گران سنّى، نيكو و دادگرانه سخن گفته، آن جا كه گويد:هر كس يكى از اصحاب پيامبر را بر ديگر اصحاب برترى دهد، منظور او به يقين برترى دادن بر على نيست؛ زيرا على از اهل بيت پيامبر است.پس برترين آفريدگان بعد از حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله خاندان او هستند، و اين، همان واقعيّت و حقيقت است؛ زيرا آنان مانند پيامبر بر تمامى پيامبران الاهى برترى جستند و آنان مهتر آفريدگان در آفرينش، اخلاق و كمالات هستند.
 امام شناسی در نهج البلاغه

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS