راهنمای خانواده در پیشگیری از انحرافات (2)

راهنمای خانواده در پیشگیری از انحرافات (2)

دروغگویی

هر سخنی که از نظر گوینده اش بر خلاف حقیقت باشد، دروغ نام دارد. بنابر این هر گاه شخصی برخلاف ماجرا یا حقیقتی که خود بدان اعتقاد داشته و قبول دارد سخنی را بیان کند، دروغگو محسوب می­گردد. بدیهی است چنانچه گوینده­ای سخنی را بر زبان آورد سپس خلاف آن مساله برایش آشکار شود، دروغگو نبوده بلکه این شخص مرتکب گفتار اشتباه شده است.

هر شخص گرسنه­ای به منزل دوست ‏خود برود و دوستش براى اوغذا بیاورد و او بگوید من سیرهستم، این سخن دروغ است، چون بر خلاف حقیقت است و در این صورت گوینده سخن نیزدروغگو است، زیرا بر خلاف حقیقت ‏خبر داده‏است.

کم را بیش گفتن یا بیش را کم گفتن، دروغ است و گوینده‏اش دروغگو مى‏باشد، چنان که بود را نبود و یا نبود را بود خبر دادن دروغ گویى مى‏باشد. همچنین بد را خوب و خوب را بد یا کوچک را بزرگ و بزرگ را کوچک خواندن، دروغ ‏محسوب می­شود.

منافقان نیز بدلیل اینکه گفتارشان بر خلاف اعتقادشان است در زمره دروغگویان بشمار می­آیند.

در این باره پیامبر خدا فرمودند : «اِن اَعظم الخطایا عندالله اللسان الکذوب: بزرگترین گناهان نزد خدا، زبان بسیار دروغگو است.»

(مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏9، ص: 85 ح 10283)

حضرت امام خمینی در کتاب چهل حدیث خود آورده است: دروغ از جمله گناهانی است که عقلاً و نقلاً نهی شده و این خود نه تنها گناه است، بلکه گاه مفاسد و گناهان دیگری هم بر آن مترتب می­گردد؛ و گاهی چنان انسان را از اعتبار ساقط می­کند که امکان جبران وجود ندارد.

امام باقر(ع) فرمود: خدای متعال برای شر، قفل­هایی قرارداد و کلیدهای آن قفل­ها را شراب مقرر نمود و دروغگویی از شراب بدتر است.

دروغ گفتن حتی به عنوان مزاح و شوخی هم ممنوع شده و علمای دین از جمله صاحب « وسایل الشیعه» حکم به حرام بودن آن داده اند. امام خمینی (ره) در بخشی دیگر فرموده اند: براساس این روایات از رسول خدا 6و ائمه علیهم السلام، بسیار جرأت و شقاوت می­خواهد که انسان به این گناه بزرگ دست بزند. چنین روایاتی زنگ خطر جدی است و دل انسان را می­لرزاند، اما این گناه از بس رواج یافته، زشتی آن از بین رفته است.

وظایف پیشگیرانه والدین

به یقین اولین راه مبارزه با بیماری دروغ، شناختن ریشه­ها و عوامل یا زمینه­های آن گناه است. بدون تردید وجود یک حالت یا انگیزه روانی در باطن افراد، آنان را به سوی دروغگویی می­کشاند و تا زمانی که آن علت بر طرف نشود بیماری دروغ علاج نخواهد شد.

ترس، عجز، ‌ضعف شخصیت، ‌احساس حقارت، ‌عقده حقارت یا بعضی از حالات نفسانی نظیر اینها می­تواند بشر را از راه مستقیم فطرت منحرف کند و به دروغگویی وادارش نماید. بنابراین با توجه به ریشه­های دروغ در فرزندان، والدین باید بکوشند با از بین بردن ریشه­های آن وهمچنین اصلاح رفتار خویش با کودکان، محیط مناسبی را برای پرورش صحیح فرزندان ایجاد کرده و آنان را به مسیر صداقت و راستگویی راهنمایی کنند.

1- تقویت باورهای دینی

مهمترین وظیفه تربیتی والدین این است که در پی تقویت اعتقادات دینی و افزایش باورهای مذهبی خود و فرزندانشان برآیند. این مهم با استعانت از خدای بزرگ و انجام واجبات و ترک محرمات امکان پذیر خواهد بود. براساس سخن امام صادق (ع) می­بایست با کارها و رفتارهایمان مردم را به خوبی ها و کارهای نیک دعوت کرد. از این جهت رفتارهای صادقانه والدین در معرض نگاه و درس آموزی فرزندان قرار داشته و پیام راستگویی را به آنان منتقل می کند. علاوه برآن بیان احادیث و روایات مربوط به پرهیز از دروغگویی در تقویت اندیشه دینی موثر است.

2- پرهیز از رفتارهای دروغ آموز

والدین باید تلاش کنند تا به صورت عملی به فرزندان و نوجوانان یا کودکان خود درس صداقت را یاد دهند. انجام کارهای روزمره و برخورد یا عکس العمل نامناسب و دروغگویانه والدین، نوعی آموزش عملی دروغ گویی است.

مثلا وقتی به او می­گویند گوشی تلفن را جواب بده و بگو من در خانه نیستم، یا هنگامی که فردی در پشت درب سراغ والدین را می­گیرد و آنان با اشاره و امثال آن می­گویند به فرد مزبور دروغ بگوید، در حقیقت به فرزندان خود بطور عملی درس دروغگویی می­دهند. تاسف بار اینکه والدین برای توجیه گناه خود، به او یاد می­دهند که این دروغ مصلحتی است و گفتنش اشکالی ندارد.

در این صورت او نیز یاد می­گیرد که به والدین، بستگان، دوستان و همه کسانی که با آنان ارتباط دارد، دروغ بگوید و اگر آنان دلیل دروغگویی­اش را بپرسند می­گوید شما خودتان هم دروغ مصلحتی می­گویید.

بنابراین، باید فضای خانه و روابط بین والدین و فرزندان به گونه­ای باشد که فرزندان احساس کنند که می­تواند بدون هیچگونه مصلحت جویی به راحتی حقیقت را به والدین خود بگویند.

3- وفا به عهد و پیمان

عمل کردن و وفا نمودن به قول و قرارها و وعده ها از سوی والدین در آموزش این مهارت اجتماعی موثر می­باشد و چنانچه بدلایلی والدین مجبور به شکستن آن شدند، از فرزندان عذرخواهی کنند. همچنین هرگاه در حضور فرزندان خود مرتکب دروغگویی شدند، بجای توجیهات نادرست، به آن اعتراف کرده یا حداقل دلایل منطقی و واقعی آن را برای فرزندان بیان کنید.

4- انضباط متعادل

والدین نباید برای جلوگیری از دروغگویی فرزندان، مقررات سختی را در خانه برپا کنند زیرا در این صورت فرزندان بدلیل ترس و فرار از مجازات­های مقررات مزبور، به دروغ های بیشتری رو می آورند و برای فاش نشدن یا توجیه دروغشان، بیشتر دروغ می­گویند. در این مواقع نباید فضای خانه به یک دادگاه و محل محاکمه تبدیل شود بلکه می­بایست به فرزندان فرصت داد تا بدون هیچگونه واهمه­ای به اشتباهات خود اعتراف کنند از این رو والدین در هنگام مواجه با این رفتارها خونسردی و آرامش خود را حفظ کنند تا راه بهتری برای مبارزه با دروغ گویی فرزندان بدست آورند.

5- علت یابی دروغ

پدر و مادر همواره این را بیاد داشته باشند که شناخت و از بین بردن عامل دروغ گویی فرزند، بسیار اساسی تر و جدی­تر از مبارزه با دروغی است که او گفته است. پس باید تلاش کرد تا ریشه­های اولیه دروغ گویی (ترس،‌ نیاز، خودنمایی، ...) شناسایی و سپس حل گردد.

6- پرهیز از نسبت دروغگویی

حتی الامکان از بیان صریح دروغ گویی فرزندان باید پرهیز نمود. هرگاه فرزند به والدین خود دروغ­های آشکار بگوید، نباید به او گفت: «تو یک دروغگو هستی».

البته والدین نباید طوری رفتار کنند که فرزندان فکر کنند دروغ گویی شان معلوم نشده است. همچنین هرگاه فرزندان در حضور والدین به دیگران دروغ بگویند، می­بایست در خلوت و تنهایی و بدور مشاهده دیگران، آن دروغ را به وی گوشزد کرد. ذکر این نکته هم ضروری است که تا قبل از یقین کامل به دروغ گویی فرزندان، نباید آنان را متهم به دروغ گویی کرد.

7- افزایش قدرت اعتماد به نفس

تقویت اعتماد به نفس در آدمی وی را از متوسل شدن به سخنان کذب باز داشته و موجبات حقارت و پستی را از فرد دور می­کند. شهید مرتضی مطهری می­گوید: اگر انسان خود واقعی پیدا کرد دیگر احساس حقارت نمی­کند، احساس قدرت و عظمت می­کند، تکبر و تجبر نمی کند چون با روحش ناسازگار است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

 

جدیدترین ها در این موضوع

 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 براهین وجودشناختی و جهان شناختی در نهج البلاغه

براهین وجودشناختی و جهان شناختی در نهج البلاغه

گویی اندیشمندان شرق و غرب، در این راه به مسابقه پرداخته اند، تا دقیق ترین و صحیح ترین و استوارترین برهان وجود شناختی را عرضه کنند. غربی ها در این راه به اعتراف خودشان شکست خورده و علی الظاهر به بن بست رسیده اند.
Powered by TayaCMS