اللّه

اللّه میزان الحکمه ، جلد 1 ، صفحه 201 - 205

اللّه

اللّه

انظر : عنوان ١٥١ «الخالق» ، ٣٤٦ «معرفة النفس» ، ٣٤٧ «معرفة اللّه ».

١١٦ - اللّه ُ

اللّه

وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللّه ُ» . [1]«و اگر از آنان بپرسى كه چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است، بى گمان مى گويند: اللّه ».

٧١٨- الإمامُ عليٌّ عليه السلام : «اللّه ُ» أعظَمُ اسمٍ مِنَ أسماءِ اللّه ِ عزّ و جلّ ، و هُوَ الاِسمُ الَّذي لا يَنبَغي أن يُسَمّى بِهِ غَيرُ اللّه ِ ، و لَم يَتَسَمَّ بِهِ مَخلوقٌ . [2]امام على عليه السلام : اللّه بزرگترين اسم خداوند عزّ و جلّ است و آن اسمى است كه كسى را جز خداوند نبايد بدان ناميد و مخلوقى را بدان نام نهاد .

٧١٩- الإمامُ الرِّضا عليه السلام : إنَّ في تَسمِيَةِ اللّه ِ عزّ و جلّ الإِقرارُ بِرُبوبِيَّتِهِ و تَوحيدِهِ .[3] امام رضا عليه السلام : در ناميدن خداوند عزّ و جلّ به اللّه ، اقرار به ربوبيت و يگانى او نهفته است .

٧٢٠- الإمامُ العسكريُّ عليه السلام : اللّه ُ هُوَ الّذِي يَتَألَّهُ إلَيْهِ عِنْدَ الحَوَائِجِ وَ الشَّدائِدِ كُلُّ مَخْلُوقٍ ، عِنْدَ انْقِطَاعِ الرَّجَاءِ مِنْ كُلِّ مَنْ دُونَهُ . [4]امام عسكرى عليه السلام : اللّه ، هموست كه هر آفريده اى به هنگام نيازها و سختيها و نااميدى از هر كس جز او، بدو پناه مى برد.

١١٧ - مَعنَى اللّه ُ

معناى «اللّه »

٧٢١- الإمامُ عليٌّ عليه السلام : اللّه ُ مَعْناهُ المَعْبُودُ الّذِي يَأْلَهُ فِيْهِ الْخَلْقُ وَ يُؤْلَهُ إلَيْهِ ، وَ اللّه ُ هُوَ المَسْتُورُ عَنْ دَرْكِ الأبْصَارِ ، المَحْجُوبُ عَنِ الأوْهَامِ وَ الخَطَرَاتِ . [5]امام على عليه السلام : اللّه به معناى معبودى است كه آفريدگان درباره او حيرانند و [نيز ]كسى كه بدو پناه برده مى شود. اللّه ، هموست كه از ديده ها پوشيده است و از وهم و خيال در پرده.

٧٢٢- الإمامُ الباقرُ عليه السلام : اللّه ُ مَعْنَاهُ المَعْبُودُ الّذِي ألِهَ الخَلْقُ عَنْ دَرْكِ مَاهِيَّتِهِ و الإحَاطَةِ بِكَيْفِيَّتِهِ .[6] امام باقر عليه السلام : اللّه به معناى معبودى است كه خلايق در رسيدن به چيستى او و احاطه بر چگونگى اش حيرانند.

٧٢٣- الإمامُ الكاظمُ عليه السلام ـ في معنى «اللّه » ـ : اسْتَوْلى عَلى مَا دَقَّ وَ جَلَّ . [7]امام كاظم عليه السلام ـ درباره معناى اللّه ـ فرمود : [آن كه ]بر هر ريز و درشتى استيلا دارد.

پی‌نوشت‌ها

[1] . لقمان : ٢٥ ، الزمر: ٣٨ .

[2] . التوحيد : ٢٣١/٥ .

[3] . عيون أخبار الرضا : ٢/٩٣/١

[4] . بحار الأنوار : ٣/٤١/١٦ ، انظر تمام الحديث في باب : ١٠٨٣.

[5] . التوحيد : ٨٩/٢.

[6] . التوحيد : ٨٩/٢.

[7] . التوحيد : ٢٣٠/٤.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

 

جدیدترین ها در این موضوع

 جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.
  اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغهʁ)

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغه(1)

واحدي كه مبدأ كثرت است و كم متصل و منفصل را به وسيلة آن تقسيم مي‌كنند و خلاصه آن يك كه بعدش دو، سه و چهار شمرده مي‌شود كه خداوند واحد به اين معني نيست زيرا اولاً: خدا يكي است كه ثاني و ثالث ندارد؛ ثانياً: از اوصاف اين معني قلت و كمي است يعني دو و سه و چهار بيشتر از آن است و خداوند موصوف به قلت نمي‌شود زيرا تمام اوصاف كماليه در ذات باري به نحو اتمّ و اكمل موجود است. علي (عليه السّلام)در عبارت اوّل و پنجم مذكور به اين معني اشاره فرموده و چنين وحدتي را از خداوند نفي نموده است.
 مشتركات قرآن و نهج البلاغهʄ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(4)

خداوند در ذيل بسياري از آياتي كه نعمتهاي خود را شرح مي‌دهد، مي‌فرمايد:«إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ؛ (رعد/ 4) همانا در آنچه ذكر شد، نشانه‌ها و عبرتهايي براي گروه خردمندان است.»
 مشتركات قرآن و نهج البلاغهʃ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(3)

مولي الموحّدين نيز در نهج البلاغه مي‌فرمايد: «بَعَثَ رُسُلَهُ بِما خَصَّهُمْ بِهِ مِنْ وَحْيِهِ وَ جَعَلَهُمْ حُجَّةً لَهُ عَلي خَلْقِهِ لِئَلّا تَجِبَ الْحُجَُّة لَهُمْ‌ بِتَر‌كِ الْإعْذارِ إِلَيْهِمْ؛‌(خطبة 144) خداوند پيغمبرانش را با اختصاص وحي، برانگيخت و ايشان را بر مخلوقش، حجّت گردانيد تا آنها را بر خدا دستاويزي و عذري نباشد.»
 اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
Powered by TayaCMS