غیرت 2

غیرت 2

غیرت (2)

کجا باید غیرت به خرج داد و چه جاهایی باید غیرتمند بود؟

حدود غیرت کجاست؟

آثار غیرت

اکنون چند اثر کلی را از دیدگاه علمای علم اخلاق بیان می کنم:

اولین اثر غیرت در زندگی،

دوم، مهمتر از دشمن خارجی، دشمن باطنی است.

از دیگر آثار غیرت،

نکته دیگر از برکات غیرت دینی،

غیرت (2)

امام صادق علیه السلام می فرماید:

إِنَّ الْمَرْءَ یَحْتَاجُ فِی مَنْزِلِهِ وَ عِیَالِهِ إِلَی ثَلَاثِ خِلَالٍ یَتَکَلَّفُهَا وَ إِنْ لَمْ یَکُنْ فِی طَبْعِهِ ذَلِکَ مُعَاشَرَهٌ جَمِیلَهٌ وَ سَعَهٌ بِتَقْدِیرٍ وَ غَیْرَهٌ بِتَحَصُّن.(1)

امروزه در جوامع اسلامی رواج انواع بی غیرتیها را داریم، در زمینه اقتصاد، خیلی راحت ربا می کنیم؛ در زمینه اخلاق، خیلی راحت مسائل اخلاقی را زیر پا می گذاریم، در نظام خانوادگی مسائل شرع را فراموش می کنیم. تمامی اینها نوعی بی توجهی به دین است؛ و به نوعی بی غیرتی است. نکته ای که اکنون مطرح می کنیم این است که کجا باید غیرت به خرج داد؛ و کجا غیرت ضرورت ندارد و بعد به نقش و ثمرات غیرت در حفظ اجتماع و خانواده و اساساً چه تأثیری غیرت در نظام اجتماعی ایفا می کند و چه کنیم که به غیرت و شکوفایی دینی برسیم، و از کجا باید آغاز کرد؟

کجا باید غیرت به خرج داد و چه جاهایی باید غیرتمند بود؟

فتوای امام درباره سلمان رشدی یک غیرت دینی است. اگر مقدسات دینی را زیر سؤال برند، بی تفاوت باشی در مسلمان بودن خود باید تردید کنی. اگر کسانی، دین را لگدمال کنند و ما رعایت آنها را در باطلشان کنیم،بی غیرت است. متأسفانه قرابتها و رفاقتها برای بعضی از مردم مهمتر از رضایت خدا ست؛ آنقدر که دست و پا می زنیند رفیقشان را از دست ندهند؛ دست و پا نمی زنند امام زمان را از دست ندهند. باید از روش حضرت نوح علیه السلام بهره گرفت؛ یعنی ابتدا نصیحت، اگر در مسیر نیاند

إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صالِح(2)

دیگر او را رها کرد. متأسفانه برخی دین و ایمانشان را روی فرزندان خود می دهند، از این رو بعضی ها به خاطر فرزندانشان جهنمی می شوند.

باید فرزندان خود را قبل از سن تکلیف آموزش داد تا زیرا در هنگام رسیدن به سن تکلیف، یک شبه با تکالیف دینی مأنوس نمی شوند. پیامبرصلی الله و آله و سلم فرمودند: دخترانتان را وقتی به سن تمیز می رسند نه سن تکلیف، پدران دخترها را در بغل نگیرید و به گرمی فشار ندهید؛ اینها بذر فساد ایجاد می کند.

حدود غیرت کجاست؟

پیغمبر صلی الله و آله و سلم می فرماید:

من الغیره ما یحب الله و منها ما یکره الله،فاما ما یحب فالغیره فی الریبه و اما ما یکره فالغیره فی غیر الریبه.(3)

پیامبر صلی الله و آله و سلم می فرماید:

بعضی از موارد غیرت را، خدا دوست می دارد و بعضی را خدا دوست ندارد. اما ما یحب الله فالغیره فی الریبه. در مواردی که احتمال شک می دهید اینجا فساد اخلاقی است، فساد اعتقادی است، فساد اقتصادی است غیرت به خرج دهید.

پیغمبر صلی الله و آله و سلم می فرماید:

غیرتی را که خدا دوست دارد که موارد ریبه است،از موارد مشکوک است. و اما مایکره رسول الله صلی الله و آله و سلم می فرماید بعضی جا هم غیرت خوب نیست؛ هر جا اختلاف هست به این دلیل است که ما دین را نشناخته ایم. یک انسان دیندار در هر عرصه ای از زندگی قرار گیرد خلاف نمی کند.

در مواردی که ما می دانیم طرفمان پاک هست اگر غیرت به خرج دادیم تعصب به خرج دادیم باعث آلوده شدن فرد مقابل می شویم. پیغمبر صلی الله و آله و سلم می فرماید: از مواردی که خدا غیرت را دوست ندارد زمانی است که می دانید طرفتان انسان پاکی است و نباید او را زیر حساب و کتاب کشید.

آثار غیرت

بیان چند مطلب درباره آثار غیرت. اگر جامعه، جامعه غیرتمند شد در تمام ابعاد زندگی اجتماعی، سیاسی، خانوادگی، فردی، اقتصادی غیرت را به خرج داده شود؛این به معنای رضایت خدا ست.

امام صادق علیه السلام می فرماید: خدا غیور است و هر انسان با غیرتی را دوست دارد.

إِنَّ اللَّهَ- تَبَارَکَ وَ تَعَالی- غَیُورٌ یُحِبُّ کُلَّ غَیُورٍ، وَ لِغَیْرَتِهِ حَرَّمَ الْفَوَاحِشَ ظَاهِرَهَا وَ بَاطِنَهَا.(4)

خدا چون غیرتمند است حرام و فواحش را حرام کرد، اینها غیرت خدا ست. خدای غیور می فرماید: در محضر من گناه نکن، دروغ نگو، معصیت مرتکب نشو. حال اگر در جامعه ای غیرت به کار گرفته شود، آثارش چیست؟

اکنون چند اثر کلی را از دیدگاه علمای علم اخلاق بیان می کنم:

اولین اثر غیرت در زندگی،

در روایات داریم، غیرت نیروی عظیم دفاعی در انسان ایجاد می کند. ما دو نوع دشمن داریم، یک دشمن باطنی و یک دشمن خارجی و ظاهری.

غیرت انسان را در برابر دشمن محافظت می کند. در هشت سال دفاع مقدس مملکت ما به برکت خون شهدا، مجاهدت بسیجی ها، جانبازها، رزمنده ها حفظ شد. زیرا غیرت آنها اجازه نداد آب و خاک و نوامیس این میهن اسلامی، عقاید و منویات دینی این مردم لگدمال دشمن شود.

انقلاب ما ثمره دو چیز بود، توجه به اسلام و وحدت کلمه. توجه به اسلام یعنی غیرت دینی داشتن. اگر انسان در دین خود محکم باشد، او را در برابر دشمن محافظت می کند. از این رو این مملکت تا زمانی مصون است که مردم در مسائل دینی خود غیرت داشته باشند زیرا جایی که غیرت دینی تضعیف شود، دشمن راه نفوذ پیدا می کند.

دوم، مهمتر از دشمن خارجی، دشمن باطنی است.

پیغمبر صلی الله و آله و سلم می فرماید جهاد اکبر است.کسانی که غیرت دینی دارند هوا و هوس آنها را ضربه فنی نمی کند و شیطان آنها را زمین نمی زند.

در روایت داریم با زنان مردم با عفت بر خورد کنید تا با زنان شما با عفت برخورد کنند.(5) یک مرد با ایمان ناموس مردم را ناموس خود حساب می کند.

امام صادق علیه السلام در فضایل مؤمن می فرماید:

دو صفت از صفات مؤمن این است

بَدَنُهُ مِنْهُ فِی تَعَبٍ وَ النَّاسُ مِنْهُ فِی رَاحَه(6)

بدین معنی است که مؤمن واقعی بدنش در تعب است؛ آرامش ندارد چون غیرت دارد چون تعهد دارد، نمی تواند درد کسی را ببیند و بی توجه باشد. مردم از او در راحت به سر می برند ولی بدن او از دست او در تعب است؛ یعنی بدن او در خدمت به جامعه است.

بنابراین یکی از آثار مهم غیرت مصون ماندن انسان در برابر دشمن است چه دشمن داخلی و چه دشمن خارجی.

از دیگر آثار غیرت،

رعایت غیرت است که سبب حفظ ارزشهای اخلاقی در جامعه می شود. یکی از ارزشهای اخلاقی نماز است. وقتی غیرت داشته باشیم مساجد ما پر از نمازگزار می شود. نماز باید شاقول باشد، واجبات باید اساس کار باشد. رضایت پروردگار باید اساس باشد.

اگر رعایت غیرت را بکنیم ارزشهای اخلاقی در جامعه توسعه پیدا می کند؛ از جمله ارزشهای اخلاقی اقتصاد سالم است. امروز در اقتصاد ما، در بازار ما، ربا، احتکار و اجحاف غوغا می کند؛ زیرا ایمانها ضعیف است. در بحث اقتصاد داریم ، مستحب است اگر کسی خرج روزانش را در آورد یا تامین است به روی اجناسش نکشد، حال به این مستحبات که عمل نمی شود هیچ عده ای از آن طرف عمل می کنند.

ارزشهای اخلاقی به سبب رعایت نکردن به باورها و غیرت دین اٌفت کرده است. اگر ما بخواهیم حریم ارزشهای اخلاقی محفوظ بماند باید رعایت غیرت دینی را بکنیم رضایت الهی را محور قرار بدهیم.

نکته دیگر از برکات غیرت دینی،

امنیت جامعه و ریشه کن شدن مفاسد است. هرچه فساد بیشتر امنیت پایین تر .

الْخَائِنُ خَائِف.(7)

وقتی خیانت کردی امنیت از بین می رود امنیت روانی جامعه از بین می رود. امروز در جامعه اگر کسی به چیزی نیاز دارد؛ گاهی اوقات صدها قسم هم بخورد انسان باور نمی کند زیرا آن غیرتی و واقعیتی که باید در گفتار باشد نیست. از برکات غیرت این است که امنیت جامعه توسعه پیدا می کند و مفاسد ریشه کن می شود.

قرآن در جریان حضرت لوط، قوم ایشان را قومی همجنس باز معرفی می کند همین که اکنون انگلستان و آلمان به آن افتخار می کنند. بشریت در گناه مرز نمی شناسد هر چه گناه کند خراب و خرابتر می شود. دو الی سه مهمان برای حضرت لوط آمد که مهمانها فرشته های زیبا چهره بودند؛ قوم لوط تا مهمان ها را دیدند آمدند در خانه لوط و گفتند ما به مهمانهای شما کار داریم قرآن می فرماید:

وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُون.(8)

تقوا پیشه کنید من را نزد مهمانها شرمنده نکنید . چشم گناه و فساد به مهمانهای ما دوختید.

أَ لَیْسَ مِنْکُمْ رَجُلٌ رَشیدٌ.(9)

آیا بین شما یک انسان رشید پیدا نمی شود یک آدم با غیرت پیدا نمی شود. قوم لوط بلایی که بر سرشان آمد به خاطر بی غیرتیشان بود. عذاب آمد و همه را نابود کرد. حضرت لوط برای اینکه جلو گناه اینها را بگیرد فرمود من دو دختر دارم آنها را به عقدتان در می آورم که حرام خدا انجام ندهید.

در روایت داریم اگر برای خدا از چیزی گذشتید خدا بهتر و خوبترش را در حلال به شما می دهد. برای خدا از یک مشتری بی دین گذشتی، کسی که به مقدسات دینی توهین می کند ، خدا خوبتر و بهترش را از حلال به تو عنایت می کند.

پاورقی

  1. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، ترجمه: غفاری، علی اکبر، ناشر: جامعه مدرسین، نوبت دوم، 1404 / 1363 ق، ص322.
  2. سوره هود،آیه 46.
  3. کنزالعمال، ج 3، ص 583، ح 7607.
  4. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق،کافی( ط- دارالحدیث)، ج11، ناشر: دار الحدیث، نوبت اول، سال ق 1429، ص229.
  5. ابن شعبه، حسن بن علی- ترجمه جعفری، بهراد، تحف العقول، ناشر: دار الکتب الإسلامیه، نوبت اول، 1381 ش، ص 338.
  6. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی( ط- الإسلامیه)،ج2، ناشر: دار الکتب الإسلامیه، نوبت چهارم، 1407 ق، ص231.
  7. حلوانی، حسین بن محمد بن حسن بن نصر، نزهه الناظر و تنبیه الخاطر، ناشر: مدرسه الإمام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، نوبت اول، 1408 ق، ص84.
  8. سوره حجر، آیه 69.
  9. سورهود، آیه 78.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

 

جدیدترین ها در این موضوع

 جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.
  اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغهʁ)

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغه(1)

واحدي كه مبدأ كثرت است و كم متصل و منفصل را به وسيلة آن تقسيم مي‌كنند و خلاصه آن يك كه بعدش دو، سه و چهار شمرده مي‌شود كه خداوند واحد به اين معني نيست زيرا اولاً: خدا يكي است كه ثاني و ثالث ندارد؛ ثانياً: از اوصاف اين معني قلت و كمي است يعني دو و سه و چهار بيشتر از آن است و خداوند موصوف به قلت نمي‌شود زيرا تمام اوصاف كماليه در ذات باري به نحو اتمّ و اكمل موجود است. علي (عليه السّلام)در عبارت اوّل و پنجم مذكور به اين معني اشاره فرموده و چنين وحدتي را از خداوند نفي نموده است.
 مشتركات قرآن و نهج البلاغهʄ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(4)

خداوند در ذيل بسياري از آياتي كه نعمتهاي خود را شرح مي‌دهد، مي‌فرمايد:«إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ؛ (رعد/ 4) همانا در آنچه ذكر شد، نشانه‌ها و عبرتهايي براي گروه خردمندان است.»
 مشتركات قرآن و نهج البلاغهʃ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(3)

مولي الموحّدين نيز در نهج البلاغه مي‌فرمايد: «بَعَثَ رُسُلَهُ بِما خَصَّهُمْ بِهِ مِنْ وَحْيِهِ وَ جَعَلَهُمْ حُجَّةً لَهُ عَلي خَلْقِهِ لِئَلّا تَجِبَ الْحُجَُّة لَهُمْ‌ بِتَر‌كِ الْإعْذارِ إِلَيْهِمْ؛‌(خطبة 144) خداوند پيغمبرانش را با اختصاص وحي، برانگيخت و ايشان را بر مخلوقش، حجّت گردانيد تا آنها را بر خدا دستاويزي و عذري نباشد.»
 اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.

پر بازدیدترین ها

 قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
 مشتركات قرآن و نهج البلاغهʂ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(2)

در نامه يي كه علي (علیه السلام) به قثم بن عباس بن عبدالمطلب حاكم مكه نوشته اند، مي فرمايد: «وَ لَنْ يَفُوزَ بِالْخَيْرِ اِلاّ عامِلُهُ وَ لا يُجْزي جَزاءَ الشَّرِّ اِلاّ فاعِلُهُ؛ (نامه 33) و هرگز به خير و نيكي نرسد مگر نيكوكار و هرگز كيفر بدي نبيند مگر بدكردار.»
ادله جامعيت و جاودانگي قرآن كريم در نهج البلاغهʂ)

ادله جامعيت و جاودانگي قرآن كريم در نهج البلاغه(2)

آيت الله خويي درباره حجيت ظواهر قرآن كريم كه برخي از علماي حديث [3] بر آن اشكال وارد كرده اند، مي نويسد:«ظواهر قرآن، حجيت و مدركيت دارد و ما مي توانيم در موارد مختلف به معناي ظاهري آن تكيه كرده، آن را مستقلا مورد عمل قرار دهيم و در گفتار و نظريات و استدلالهاي خويش به آن تمسك جوييم ؛ زيرا ظواهر قرآن براي عموم مردم، حجت و مدرك است.»[4] وي سپس پنج دليل را براي اثبات اين موضوع مطرح مي كند.
 جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.
 اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʂ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (2)

عرب پيش از نزول قرآن گاهي در شعر خود از اين تنوّع صورت بهره مي برد؛ امّا اغلب به دليل اسراف و تكرار، اين تنوّع آنان به ملال مي انجاميد. در نثر، چه مرسل و چه مسجّع، نيز چنين سلامت و رواني و حلاوتي كه در قرآن مشهود است، سابقه نداشت و در بهترين نثرهاي عرب عيبهايي يافت مي شد كه از سلامت و رواني تركيب آن مي كاست و امكان نداشت مثل قرآن قابل ترتيل باشند. اگر هم براي ترتيل آن پافشاري مي شد، بوي تكلّف از آن به مشام مي رسيد و از شأن كلام مي كاست.
Powered by TayaCMS