فضیلت شب قدر

فضیلت شب قدر

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ نِدَائِي إِذَا نَادَيْتُكَ وَ اسْمَعْ دُعَائِي إِذَا دَعَوْتُكَ وَ أَقْبِلْ عَلَيَّ إِذَا نَاجَيْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ وَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ»[1].

عظمت ماه رمضان

ماه مبارک رمضان به حسب آنچه که در معارف ما است روی اجابت دعا بيشترين اثر را دارد و در بین روزها و شب هاي ماه مبارک رمضان هم یک زمان مخصوصی است که تأثیرگذاری اش بیشتر است که عبارت از لیالی قدر است.

امام صادق(صلوات الله علیه) درباره اين ماه و اين شب ها اينگونه تعبير كردند كه: «فَغُرَّةُ الشُّهُورِ شَهْرُ اللَّهِ عَزَّ ذِكْرُهُ وَ هُوَ شَهْرُ رَمَضَانَ»[2]؛ برجسته ترین ماه ها، ماه رمضان است؛ «وَ قَلْبُ شَهْرِ رَمَضَانَ لَيْلَةُ الْقَدْرِ»[3]. اين همان تعبیری است که من عرض کردم؛ یعنی در بین ماه ها، برجسته ترینش ماه رمضان است و در خود ماه رمضان هم، بالاترين اوقاتش، لیله قدر است.

ماه رجب در مرتبه متأخره ماه مبارک رمضان

روایات ما در مرتبه متأخّره از ماه رمضان در بین ماه ها، ماه رجب را مطرح می کنند كه از نظر ارزشی و تأثیرگذاری روی دعا، از ديگر ماه ها با ارزش تر است. در روایتی از پیغمبر اکرم(صلّی الله علیه وآله وسلّم) آمده است: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى نَصَبَ فِي السَّمَاءِ السَّابِعَةِ مَلَكاً يُقَالُ لَهُ الدَّاعِي»[4]؛ یعنی خداوند در آسمان هفتم فرشته اي را نصب کرده است كه به آن ملَك «داعي» مي گويند؛ «فَإِذَا دَخَلَ شَهْرُ رَجَبٍ يُنَادِي ذَلِكَ الْمَلَكُ كُلَّ لَيْلَةٍ مِنْهُ إِلَى الصَّبَاحِ»؛ وقتي كه ماه رجب فرا مي رسد، او در هر شب اين ماه تا صبح ندا می کند؛«طُوبَى لِلذَّاكِرِينَ طُوبَى لِلطَّائِعِينَ»؛ خوشا به حال کسانی که به یاد خدا هستند و او را اطاعت می کنند. «وَ يَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى أَنَا جَلِيسُ مَنْ جَالَسَنِي»؛ فرشته می گوید که خداوند می فرماید من همنشین کسی هستم که با من بنشیند؛ «وَ مُطِيعُ مَنْ أَطَاعَنِي وَ غَافِرُ مَنِ اسْتَغْفَرَنِي»؛ من مطيع كسي هستم كه از من فرمان بَرَد و من کسی را که از من طلب آمرزش کند، می آمرزم؛ «الشَّهْرُ شَهْرِي»؛ ماه، ماه من است؛ «وَ الْعَبْدُ عَبْدِي»؛ بنده، بنده من است؛ «وَ الرَّحْمَةُ رَحْمَتِي» رحمت هم رحمت من است.

بعد در ادامه می فرماید که فرشته از قول خداوند متعال مي گويد: «فَمَنْ دَعَانِي فِي هَذَا الشَّهْرِ أَجَبْتُهُ»؛ هر کسی كه مرا در این ماه بخواند، من جوابش را می گویم. اين خواندن همان دعا كردن است. پس معلوم می شود ماه رجب، روي دعا اثر دارد؛ آن هم روي اجابت دعا. محل استشهاد من در روایت، این جمله بود که حضرت فرمودند فرشته هر شب مي گويد: «فَمَنْ دَعَانِي فِي هَذَا الشَّهْرِ أَجَبْتُهُ وَ مَنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ وَ مَنِ اسْتَهْدَانِي هَدَيْتُهُ وَ جَعَلْتُ هَذَا الشَّهْرَ حَبْلًا بَيْنِي وَ بَيْنَ عِبَادِي فَمَنِ اعْتَصَمَ بِهِ وَصَلَ إِلَيَّ»[5].[3] هر كه مرا بخواند جوابش را مي دهم و اگر از من درخواست كند به او مي بخشم، و هر كه از من طلب هدايت و راهنمايي كند، هدايتش مي كنم. من اين ماه را ريسماني ميان خود و بندگانم قرار دادم كه هر كه به آن درآويزد، به من خواهد رسيد.

البته این روایت، روایتی است كه مسائل زیادي در خود دارد ولي آنچه که مورد استشهاد من بود، اين است كه در بین ماه ها، ماهي كه بر روي اجابت دعا مؤثر است، اوّل ماه مبارک رمضان است و در مرتبه متأخّر از آن، ماه رجب است.

لذا شما اگر دعاهایی که در ماه رجب وارد شده است را نگاه كنيد، مي بينيد مضامین همه آنها همین است كه عبد چيزي را از ربّش درخواست كند و ربّ هم به او ببخشد؛ مثلاً می گوید: «يَا مَنْ يَمْلِكُ حَوَائِجَ السَّائِلِينَ يَا مَنْ لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْكَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِيد»[6]. این ها همه گویای اين است كه عبد چیزی را از ربّش بخواهد و خدا هم به او عنایت کند. یا در دعاي ديگر دارد كه: «خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَيْرِكَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلَّا لَكَ وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلَّا بِكَ »[7].یعنی كسي كه به غير تو اميد بست ناكام ماند و يا اين دعا كه: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِينَ لَكَ »[8]. خدايا من صبر شكرگزاران درگاهت را از تو درخواست مي كنم.

من قبلاً هم عرض کردم كه «استغفار» خودش دعا است و از اعمال هر روزه ماه رجب است. قبل از ظهر و بعد از ظهر، هفتاد مرتبه وارد شده است كه انسان بگويد: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ » و بعد دستانش را بلند کند و بگوید: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي وَ تُبْ عَلَيَّ»[9]. از تمام این رواياتي که وارد شده، انسان می فهمد كه اين ماه بر روي استجابت دعا تأثير دارد كه اين قدر هم به دعا كردن سفارش شده است. در آن روایت صراحتاً گفته بود كه در بین ماه های سال، ماه رمضان در رتبه اوّل است که مؤثر است؛ پس در رتبه دوم، ماه رجب است.

آيا شبي در اندازه شب قدر هست؟

ما در روايت داشتیم كه ماه رمضان در بین ماه ها، غُرّه شُهور و برجسته ترین آنها است. بعد هم قلب شهر رمضان، لیله قدر است. من این دو ماه را مقابل يكديگر قرار می دهم و مي خواهم به مطلبي اشاره كنم. در ماه رجب این طور است كه خودش بعد از ماه مبارک رمضان سرآمد شُهور است، اما از نظر اینکه در ماه رجب شبي وجود داشته باشد که در مرتبه متأخّره از لیله القدر باشد، روايتي در معارفمان نداریم.

لذایک وقت ما به سراغ ماه ها می رویم؛ در اینجا اوّل ماه رمضان است و در مرتبه متأخّره از آن، ماه رجب است. امّا راجع به لیله قدر چطور؟ آیا در بین لیالی و شب هاي طول سال، شبي وجود دارد که برای اجابت دعا در مرتبه متأخّره لیله القدر باشد؟ در ماه رجب، ما چنين شبي را نداریم كه در معارفمان آمده باشد[10]؛اما یک شب هست که در مرتبه متأخّره از لیلة القدر است و در روايات هم به آن اشاره شده است كه آنشب نیمه شعبان است.

روایتی از امام صادق(علیه السلام) است كه حضرت فرمودند: «سُئِلَ الْبَاقِرُ (علیه السلام) عَنْ فَضْلِ لَيْلَةِ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ»[11]. از پدر بزرگوارشان، امام باقر(علیه السلام) پرسيده شد كه شب نیمه شعبان چه فضیلتی دارد؟ «فَقَالَ هِيَ أَفْضَلُ لَيْلَةٍ بَعْدَ لَيْلَةِ الْقَدْرِ»؛ حضرت خیلی روشن و شفاف پاسخ دادند، به نحوي كه ديگر در آن هیچ ابهامي نيست که آدم بخواهد تأمّل کند. حضرت فرمودند فضیلت نیمه شعبان این طور است که در بین تمام لیالی، بعد از لیله قدراست.

در ادامه می فرمایند: «فِيهَا يَمْنَحُ اللَّهُ تَعَالَى الْعِبَادَ فَضْلَهُ وَ يَغْفِرُ لَهُمْ بِمَنِّهِ»؛ خداوند در شب نیمه شعبان، فضل خویش را به بندگانش می بخشد. «وَ يَغْفِرُ لَهُمْ بِمَنِّهِ»؛ و به لطف خودش آن ها را مورد آمرزش و مغفرت قرار می دهد. «فَاجْتَهِدُوا فِي الْقُرْبَةِ إِلَى اللَّهِ فِيهَا»؛ پس کوشش کنید كه در اين شب خود را به خداوند نزدیک کنید. «فَإِنَّهَا لَيْلَةٌ آلَى اللَّهُ عَلَى نَفْسِهِ أَنْ لَا يَرُدَّ سَائِلًا لَهُ فِيهَا مَا لَمْ يَسْأَلْ مَعْصِيَةً»؛ خداوند با خود پیمان بسته است كه در این شب، هیچ درخواست کننده ای را رد نکند، امّا به شرط اینکه از خدا معصیت نخواهد. محل استشهاد من این جمله بود. این تعبیر که در اینجا فرمود هر دعايي را اجابت مي كنم، يعني اين شب، بعد از شب قدر، بيشترين تأثير را بر اجابت دعاي بندگان دارد.

بعد در ادامه دارد: «وَ إِنَّهَا اللَّيْلَةُ الَّتِي جَعَلَهَا اللَّهُ لَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ بِإِزَاءِ مَا جَعَلَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ لِنَبِيِّنَا»؛ یعنی خداوند نیمه شعبان را برای ما اهل بیت به إزای لیله قدري که برای پیغمبر ما قرار داده است، مقرر فرمود[12]. بعد در آخر روايت آمده است كه حضرت فرمودند: «فَاجْتَهِدُوا فِي الدُّعَاءِ وَ الثَّنَاءِ عَلَى اللَّهِ»[13].حضرت اینجمله را كه می فرماید، گویا می خواهند اجمالاً به این معنا اشاره فرمایند كه هر چه از برکات و خصوصیات براي شب قدر است، براي اين شب هم هست. يعني شب نيمه شعبان هم مثل شب قدر است و در آن هم، دعا مستجاب است و هم مسائل ديگری است كه الآن آنها را مطرح نمي كنم[14]. وقتي حضرت می فرماید خدا این شب را برای ما قرار داد به إزاي شب قدری که برای پیغمبر قرار داده است، قهراً این به ذهن می آید كه اين شب تمام خصوصيّات شب قدر را دارد. پس این خصوصیّت شب قدر كه شب سرنوشت نسبت به سال آینده است و امور سال آینده در شب قدر تقدیر می شود، آیا برای شب نیمه شعبان هم هست یا نه؟

حسن بن علی بن فضال خدمت امام هشتم(علیه السلام) می رود و از حضرت راجع به فضیلت نیمه شعبان می پرسد. می گوید من به امام هشتم(علیه السلام) عرض کردم: «إِنَّ النَّاسَ يَقُولُونَ إِنَّهَا لَيْلَةُ الصِّكَاكِ »؛ مردم مي گويند اين شب ـ شب نيمه شعبان ـ شب ديوان است.

مرادش از «إنّ الناس یقولون» عامّه است؛ یعنی اهل سنّت. می گوید عامّه می گویند شب نیمه شعبان، شب دیوان است. «الصّکاک» یعنی شب ثبت اعمال سال آینده است. آن ها یک چنین حرفی می زنند. این همان حرفی است که ما نسبت به شب قدر معتقدیم. حضرت فرمودند: «تِلْكَ لَيْلَةُ الْقَدْرِ فِي شَهْرِ رَمَضَان»[15].این خصوصیّت برای لیله قدری است که در ماه رمضان است؛ این خصوصیّت در شب نیمه شعبان نیست. درست است که خداوند نیمه شعبان را برای ما قرار داد به إزای شب قدری که برای پیغمبر قرار داده است، امّا بِدان كه این خصوصیّت فقط مربوط به لیله قدر است. یعنی مسأله ثبت و ضبط اعمال و خصوصیّات سال آینده تنها در شب قدر اتفاق مي افتد.

ما از اين شب ها به شب سرنوشت تعبير می كنيم و بین لیالی قدر که وارد شده است، روي شب بیست و یکم و بیست وسوم زیاد سفارش شده است.

ذكر مصيبت

ما در روایات داریم که علی(علیه السلام) در وصیت هایی که به امام حسن (علیه السلام) فرمودند، یکی از آن ها این بود كه من را شب غسل بده و شب دفن کن. واقعاً مسأله عجیبی است! خلیفه مسلمین را شب غسل دهند؟! چرا؟ قضيه چه بوده است که حضرت وصيت كرد، من را شب غسل بده و من را شب دفن کن؟ چرا محلّ دفن را هم مخفی نگه داشتند؟ می دانید که محلّ دفن علی(علیه السلام) یعنی همین جايي كه الآن در نجف است ، بیش از یک قرن مخفی بود و کسی نمی دانست كه حضرت كجا دفن هستند. چه خصوصیّاتی بوده كه این تشابه بین این دو همسر بوده است؟ چرا زهرا(سلام الله علیها) و علی(علیه السلام) هر دو اينگونه وصيت كردند؟

محمد حنفیّه برادر امام حسن و امام حسین(علیهماالسلام)، نقل می کند که در دل شب بود؛ دیدم دو برادرم امام حسن و امام حسین(علیهماالسلام) برای تجهیز بدن علی(علیه السلام) آماده شدند. امام حسین آب می ریخت و امام حسن شست وشو می کرد و من هم ایستاده بودم و نگاه می کردم. می گوید دیدم که این بدن مبارک، خودش به سمت راست و چپ حرکت می کند و نيازي نیست كه حضرات بدن را حرکت دهند. بوی مُشکی هم آنجا بلند شده بود كه تمام فضا را معطّر كرده بود. می گوید وقتی که غسل تمام شد، برادرم امام حسن خواهرش زینب را صدا کرد و به او فرمود برو و آن کافور و حنوطی که جبرائیل از بهشت آورده و سهم پدر است را بیاور؛ او هم رفت و آنها را آورد. پدر را حنوط کردند و در پنج جامه کفن کردند.

سپس این بدن مقدس را بر طبق وصیت علی(علیه السلام) در تابوتی گذاشتند؛ حسنین(علیهماالسلام) جلوی تابوت را نگرفتند، بلكه در روايت آمده که جبرائیل و میکائیل آمدند و جلوی تابوت را گرفتند و حرکت دادند. عقب تابوت را حسنین(علیهماالسلام) گرفته بودند. این تابوت بلند شد و حرکت کردند. می گوید ما از کوفه بیرون آمدیم و همين طور راه مي رفتيم. محمد حنفیّه قسم می خورد و می گوید این جنازه به هر دیوار و درختی که می رسید، همه خضوع می کرند، همه خشوع می کردند، همه خم می شدند، تا آمدیم و به محل دفن حضرت در نجف رسيديم.

تابوت روی زمین آمد. برادرم امام حسن ایستاد و با هفت تکبیر نماز خواند. وقتي آن محلّ مخصوص را باز کردند، دیديم که قبری آماده و مهیا است. جنازه پدر را در قبر گذاشتند؛ اما امام حسن بعد از آن ایستاد و دو رکعت نماز خواند. نمازش که تمام شد، دیدیم پرده ای از سُندُس، روی جنازه را گرفته است. برادرم امام حسن سمت سر علی(علیه السلام) را وقتی کنار زد، دیدیدم كه آدم صفی الله، ابراهیم خلیل الله و پیغمبر اکرم آمده اند و دارند با علی(علیه السلام) سخن می گویند. امام حسین پرده سمت پای علی(علیه السلام) را کنار زد، دیدیم حوّا، مریم، آسیه و زهرا(سلام الله علیها) آمده اند. امّا این ها چه کار می کنند؟ این ها همه نوحه و گریه می کنند...

آیت الله آقا مجتبی تهرانی

[1]. بحارالأنوار، ج91، ص96.

[2] . الكافي (ط - دارالحديث) / ج 7 / 379 / 2 - باب فضل شهر رمضان ..... ص : 379.

عن أبي عبد الله عليه السلام، قال: « «إن عدة الشهور عند الله اثنا عشر شهرا في كتاب الله يوم خلق السماوات و الأرض» فغرة الشهور شهر الله عز ذكره ، و هو شهر رمضان، و قلب شهر رمضان ليلة القدر، و نزل القرآن في أول ليلة من شهر رمضان، فاستقبل الشهر بالقرآن».

[4] . الكافي، ج4، ص65.

[5] . بحارالأنوار، ج95، ص377.

[6] . بحارالأنوار، ج 83، ص58.

[7] . بحارالأنوار، ج95، ص389.

[8] . همان

[9] . وسائل الشيعة، ج10، ص484.

[10] . من هرچه را که مطرح می کنم مربوط به آن چيزي است که در روايات وارد شده است.

[11] . مصباح المتهجد و سلاح المتعبد / ج 2 / 831 / صلاة أخرى في هذه الليلة ..... ص : 831

«روى أبو يحيى عن جعفر بن محمد ع قال سئل الباقر ع عن فضل ليلة النصف من شعبان فقال هي أفضل ليلة بعد ليلة القدر فيها يمنح الله العباد فضله و يغفر لهم بمنه فاجتهدوا في القربة إلى الله تعالى فيها فإنها ليلة آلى الله عز و جل على نفسه لا يرد سائلا فيها ما لم يسأل الله معصية و إنها الليلة التي جعلها الله لنا أهل البيت بإزاء ما جعل ليلة القدر لنبينا ع فاجتهدوا في الدعاء و الثناء على الله فإنه من سبح الله تعالى فيها مائة مرة و حمده مائة مرة و كبره مائة مرة غفر الله له ما سلف من معاصيه و قضى له حوائج الدنيا و الآخرة ما التمسه و ما علم حاجته إليه و إن لم يلتمسه منة و تفضلا على عباده قال أبو يحيى فقلت لسيدنا الصادق ع و أي شي ء أفضل الأدعية فقال إذا أنت صليت عشاء الآخرة فصل ركعتين تقرأ في الأولى الحمد مرة و سورة الجحد...».

[12] . در اين عبارت خیلی حرف است كه اینجا جای این حرف ها نيست. اين روايت خیلی بالا است.

[13] . وسائل الشيعة، ج8، ص 106.

[14] . در شب نیمه شعبان، اتصال ولی الله الأعظم به مبدأ عالم وجود اتفاق مي افتد، همان گونه که در شب قدر آن عقل اول، یعنی حقیقت حقّه ی محمّدیّه(صلی الله علیه وآله وسلم)، اتصال به مبدأ عالم وجود پیدا کرد و نزول وحی شد. در این جمله خيلي حرف هست كه اینجا جای آن نیست.

[15] . وسائل الشيعة، ص 8 ، ج59.

 

جدیدترین ها در این موضوع

 جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.
  اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغهʁ)

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغه(1)

واحدي كه مبدأ كثرت است و كم متصل و منفصل را به وسيلة آن تقسيم مي‌كنند و خلاصه آن يك كه بعدش دو، سه و چهار شمرده مي‌شود كه خداوند واحد به اين معني نيست زيرا اولاً: خدا يكي است كه ثاني و ثالث ندارد؛ ثانياً: از اوصاف اين معني قلت و كمي است يعني دو و سه و چهار بيشتر از آن است و خداوند موصوف به قلت نمي‌شود زيرا تمام اوصاف كماليه در ذات باري به نحو اتمّ و اكمل موجود است. علي (عليه السّلام)در عبارت اوّل و پنجم مذكور به اين معني اشاره فرموده و چنين وحدتي را از خداوند نفي نموده است.
 مشتركات قرآن و نهج البلاغهʄ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(4)

خداوند در ذيل بسياري از آياتي كه نعمتهاي خود را شرح مي‌دهد، مي‌فرمايد:«إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ؛ (رعد/ 4) همانا در آنچه ذكر شد، نشانه‌ها و عبرتهايي براي گروه خردمندان است.»
 مشتركات قرآن و نهج البلاغهʃ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(3)

مولي الموحّدين نيز در نهج البلاغه مي‌فرمايد: «بَعَثَ رُسُلَهُ بِما خَصَّهُمْ بِهِ مِنْ وَحْيِهِ وَ جَعَلَهُمْ حُجَّةً لَهُ عَلي خَلْقِهِ لِئَلّا تَجِبَ الْحُجَُّة لَهُمْ‌ بِتَر‌كِ الْإعْذارِ إِلَيْهِمْ؛‌(خطبة 144) خداوند پيغمبرانش را با اختصاص وحي، برانگيخت و ايشان را بر مخلوقش، حجّت گردانيد تا آنها را بر خدا دستاويزي و عذري نباشد.»
 اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.

پر بازدیدترین ها

ادله جامعيت و جاودانگي قرآن كريم در نهج البلاغهʁ)

ادله جامعيت و جاودانگي قرآن كريم در نهج البلاغه(1)

نهج البلاغه، اخو القرآن و بهترين و نابترين منبعي است كه مي تواند ره پويان طريق را در شناخت صحيح و حقيقي قرآن مجيد ياري دهد. در نگاه اميرمؤمنان علي عليه السلام، قرآن نسخه اي جامع و جاوداني است كه از نيازهاي بشر براي رسيدن به سرمنزل سعادت و كمال، فروگذار نكرده است. حضرت در موارد گوناگون و به شيوه هاي زيبا و حكيمانه به ترسيم اين ويژگي پرداخته است ؛ در يكي از خطبه هاي نهج البلاغه[1] با استناد به آيات قرآن، جامعيت آن را بوضوح تشريح كرده است.
 بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بهترين‌ وجه‌ معقول‌ آفرينش‌ جهان‌، همانا تجلّي‌ است‌؛ كه‌ از ظريف‌ترين‌ تعبيرهاي‌ قرآني‌ و روايي‌ است‌، چنان‌كه‌ در آية‌ «فلما تجلي‌ ربه‌ للجبل‌ جعله‌ دكّا وخرّ موسي‌ صعقا» آمده‌ است‌. و در جريان‌ معاد هم‌، تلويحاً به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌است‌؛ زيرا، خداوند در آية‌ «قل‌ اءنما علمها عند ربّي‌ لايُجَليها لوقتها الا هو»، تجلية‌ساعت‌ و قيامت‌ را به‌ خود اِسناد داده‌ است‌ و چون‌ در قيامت‌ كبرا و حشر اكبر،تمام‌ اشخاص‌ و اشيا به‌ عنوان‌ مبدأ قابلي‌ حضور و ظهور دارند نه‌ به‌ عنوان‌مبدأ فاعلي‌ ـ زيرا همة‌ آن‌ها، تحت‌ قهر حاكم‌اند ـ بنابراين‌، تنها عامل‌ تجلّي‌قيامت‌، ظهور خود خداوندِ متجلّي‌ خواهد بود.
 بررسي‌ نظام‌ غايي‌ قرآن‌، در نهج‌البلاغه‌

بررسي‌ نظام‌ غايي‌ قرآن‌، در نهج‌البلاغه‌

آن‌ فاعل‌ غيرمتناهي‌ هم‌،اوّل‌، و مبدأ فاعلي‌ بالذات‌ تمام‌ ماسوي‌ است‌؛ و هم‌، آخِر، و مبدأ غايي‌ بالذات‌همة‌ ماعدي‌. هدفمند بودن‌ نظام‌ هستي‌ ـ كه‌ قرآن‌ تكويني‌ است‌ ـ و نيز هدفدار بودن‌قرآن‌ حكيم‌ ـ كه‌ جهان‌ تدويني‌ است‌ ـ بر اساس‌ دو اسم‌ از اسماي‌ حسناي‌خداوند خواهد بود.
 اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغهʄ)

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغه(4)

قرآن مجيد بعد از بيان اين كه منافقين از مؤمنين در قيامت تقاضايي مي كنند و نتيجه نمي گيرند، مي فرمايد: «... أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ قالُوا بَلي وَ لكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَ تَرَبَّصْتُمْ وَ ارْتَبْتُمْ وَ غَرَّتْكُمُ الْأَمانِيُّ حَتَّي جاءَ أَمْرُ اللَّهِ... (حديد/14) مگر ما در دنيا با شما نبوديم؟)اهل ايمان(مي گويند: آري. ليكن شما خويشتن را به فتنه افكنديد و منتظر مانديد و شك آورديد و آرزوها فريبتان داد تا فرمان خدا آمد.»
 قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

انسان کامل قرآن مجسم و تکوینی است و هموست که می‏تواند حقیقت قرآن را به صورت کامل معرفی کند. معصومان و یکی از آنان امیرالمؤمنین (ع) انسان‏های کاملند. بنابراین امام علی (ع) سزوارترین فرد برای معرفی قرآن کریم است. در نهج البلاغه قرآن به عنوان کتابی توصیف شده که گویای نظام فاعلی و غایی جهان است.
Powered by TayaCMS