مدارا کردن با مردم، نوعی صدقه است

مدارا کردن با مردم، نوعی صدقه است

مدارا

حب و بغض

حب و بغض که در علم اخلاق از آن به شهوت و غضب تعبیر می شود مهم‌ترین انگیزه برای کسب فضائل و دوری از رذائل است. چرا که انسان تا چیزی را دوست نداشته باشد به سوی آن حرکت نمی کند و تا از چیزی متنفر نباشد از آن دوری نمی جوید .

همین خواستن‌ها و نخواستن‌ها و دوستی‌ها و دشمنی‌هاست که اساس زندگی انسان را تشکیل می دهد و با نبود آن شور و نشاط از زندگی رخت بر می بندد.

با این بیان مشخص می گردد که شناخت خوبی‌ها و بدی‌ها نمی تواند به تنهایی موجب رشد و تکامل گردد و یا جهل و نادانی را یگانه علت سقوط بدانیم چون بدون خواستن و اراده، انگیزه حرکت به سمت خوبی‌ها و دوری از بدی‌ها محقق نمی شود.

قرآن نیز در وصف پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: محمد و کسانی که با او هستند ، در برابر دشمنان سر سخت و در میان خودشان مهربان هستند.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در جمله ای می فرمایند:

" مداراةُ الناس نصفُ الایمان و الرّفقُ به هم نصف العیش "(الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 117 ح 5)

یعنی مدارا کردن با مردم نصف ایمان است و نرمی مهربانی با آنان نصف زندگی است.

همچنین در برخی روایات آمده است که مدارا باعث می شود که مکافات بد و زندگی تلخ از انسان دور شود و هر آنکس که مدارا کردن در اخلاق و رفتار او را اصلاح نکند ، مکافات بد او را اصلاح خواهد کرد (یعنی مکافات ِ بد گریبانگیر او خواهد شد.)

" قال علی (علیه السلام): مَن لم یُصلِحهُ حُسنُ المُداراة، أصلَحَهُ سوءُ المُکافاة " (تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص: 445 ح10173)

حضرت علی (علیه السلام) در جملات زیادی این آرامش بخشی و زندگی راحت را که در پرتو مدارا کردن امکان پذیر می شود را یادآوری و با بیان های مختلف تأکید می فرمایند.

از جمله اینکه سلامت دین و دنیا در مدارا کردن با مردم است (سلامةُ الدّین و الدّنیا فی مداراة ِ الناس ) ( عيون الحكم و المواعظ (لليثي) ، ص: 285 ح 5152)و نیز اینکه هرکس با دشمنان و مخالفین خود مدارا کند از جنگ‌ها و خشونت‌ها در امان خواهد ماند ( مَن داری أضدادهُ أمِنَ المحارب ) (تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص: 334 ح 7697)

امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: إن لکل شئ قفلا وقفل الایمان الرفق ؛(الكافي (ط - دارالحديث)، ج‏3، ص: 306 ح 1847) هر چیزی قفلی دارد و قفل ایمان دوستی با مردم است (یعنی تا انسان مردم دار نشود در خانه ایمان به روی او بسته است

چنانکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) نیز در جمله ای نغز خشونت و نرمی و مدارا را در مقابل هم قرار داده و یکی را مایه ی شومی و بدبختی و دیگری را مایه ی میمنت و برکت می داند:

" الخُرقُ شُۆمٌ و الرِّفقُ یُمنٌ " (نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله)، ص: 476 ح 1540) که در روایات اسلامی جلب توجه می کند اینست که رفتار مدارا جویانه نمونه ای از یک رفتار و عمل خردمندانه و کامل است. گرچه خود ِ مدارا به فرمودهء حضرت علی (علیه السلام) میوه ی خرد است (ثمرةُ العقل مداراةَ الناس) [تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص: 53 ح 416] و لیکن جدای از این خردمندی از لحاظ دینی و عقیدتی نیز کامل‌ترین رفتار در مواجهه ی با مردم و به خصوص در مواجهه با مردمی که رفتاری جاهلانه و غیر خردمندان با انسان دارند مدارا کردن است.

مدارا با مردم صدقه است

چنانکه در تعبیری ظریف، پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) مدارا کردن با مردن را «صدقه» می دانند:

"مُداراةُ الناس صدقةٌ " (نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله)، ص: 720 ح 2736)

یعنی همانطور که صدقه از انسان دفع بلا می کند.

(چنانکه حضرت رسول در مورد صدقه می فرماید: " داووا مرضاكم بالصّدقة فإنّها تدفع عنكم الأمراض‏ و الأعراض (نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله)، ص: 479 ح1554 ‏.) ہیعنی بیماری‌ها و بلایا و پیشامدها را از شما دفع می کند)؛ مدارا کردن با مردم هم نوعی صدقه است و بلایا و اضطراب‌ها و آشفتگی‌ها را از انسان دفع می کند و آرامش و آسودگی را برای آدمی به ارمغان می آورد.

آنچنان مسأله ی مدارا پر اهمیت است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) می فرماید : هرگاه خداوند اراده فرماید که برای اهلِ خانه ای و در محیط خانواده ای خیر و نیکی برقرار گردد ، آن خانواده و ارتباطات فیمابین آن‌ها را آمیخته ی با رِفق و مدارا می سازد و آنان را در فضای آرامبخش رِفق و دوستی و ملایمت و مدارا وارد می سازد:

مدارا کردن

إذا أراد الله بأهل بیتٍ خیراً أدخل علیهم الرّفقَ " (نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله)، ص: 182 ح 151) و مسأله به اینجا متوقف نمی شود ، بلکه از این رفق و مدارا خیرات و برکات دیگری نیز در آن خانواده جاری می گردد چنانکه از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند:

" عن الصادق (علیه السلام): قال: أَيُّمَا أَهْلِ بَيْتٍ أُعْطُوا حَظَّهُمْ‏ مِنَ الرِّفْقِ فَقَدْ وَسَّعَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ فِي الرِّزْق‏.... (وسائل الشيعة، ج‏15، ص: 270 ح20481)

یعنی: هرخانواده ای که نسبت به هم دیگر با رفق و مدارا برخورد کنند (این نعمت مدارا را قدر بدانند) خداوند هم به رزق و روزی آنان وسعت می بخشد و روزی فراوان نصیب آنان می سازد.

مدارا با مردم نتیجه ی دوست داشتن مردم

پس از اینکه انسان (به مقتضای دین و انسانیتش)، عاشق مردم شد دیگر مدارای با آن کار سختی نیست. صفتی که به قول حافظ آسایش دو گیتی را در پی دارد:

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

با دوستان مروت با دشمنان مدارا

در روایات نیز به نقش ارزندهء این صفت اشاره شده است:

امام باقر (علیه السلام) می فرمایند:إن لکل شئ قفلا وقفل الایمان الرفق ؛

هر چیزی قفلی دارد و قفل ایمان دوستی با مردم است (یعنی تا انسان مردم دار نشود در خانه ایمان به روی او بسته است).(جهاد النفس، ح271.

الكافي (ط - دارالحديث)، ج‏3، ص: 306 ح 1847).

همانطور که صدقه از انسان دفع بلا می کند. (چنانکه حضرت رسول در مورد صدقه می فرماید: " فأنّها تدفَعُ عنکم الأمراض و الأعراض یعنی بیماری‌ها و بلایا و پیشامدها را از شما دفع می کند)؛ مدارا کردن با مردم هم نوعی صدقه است و بلایا و اضطراب‌ها و آشفتگی‌ها را از انسان دفع می کند و آرامش و آسودگی را برای آدمی به ارمغان می آورد

و نیز می فرمایند: « من قسم له الرفق قسم له الایمان (الكافي (ط - دارالحديث)، ج‏3، ص: 306 ح 1848)؛ به هر کس مدارا با مردم روزی داده شد ، ایمان را نیز به او می دهند.

امام صادق (علیه السلام): « من كان رفیقا فی أمره نال ما یرید من الناس »؛

هر کس با مردم مدارا داشته باشد ، آنچه از مردم انتظار دارد را به دست می آورد.(الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 120.)

دوستی و مدارا در رانندگی

باید دقت کنیم حب و بغض خود را در صحنه ی بزرگی از اجتماعی به نام خیابان درست نشان دهیم و دین خود و اخلاق خود را در این دانشگاه بزرگی یعنی اجتماع نه تنها حفظ کنیم بلکه پرورش دهیم چون اجتماع علاوه بر دانشگاه، پرورشگاه هم هست.

یکی از دوستان شهید ابراهیم هادی نقل می کند:

از خیابان 17 شهریور عبور می کردیم. من روی موتور پشت سر ابراهیم بودم. ناگهان یک موتور سوار دیگر با سرعت از داخل کوچه وارد خیابان شد. جوان موتور سوار- که قیافه ی درستی هم نداشت- داد زد: هو! چیکار می کنی؟ همه می دانستند که او مقصر است.

من دوست داشتم ابراهیم پایین بیاید و جوابش را بدهد. ولی با لبخندی که روی لب داشت در جواب عمل زشت او گفت: سلام، خسته نباشید!

موتور سوار که جا خورده بود، کمی مکث کرد و گفت: سلام، معذرت می خوام، شرمنده.

شهید هادی به من گفت: اگه من هم می خواستم داد بزنم و دعوا کنم، جز اینکه اعصاب و اخلاقم را به هم به ریزم هیچ کار دیگری نمی کردم.

فرآوری: زهرا اجلال

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

منابع:

سبقت در اخلاق آزاد!؛ نوشته محمد قربانی مقدم

بیانات حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید محمد ناصر تقوی؛ مرکز اسلامی هامبورگ

http://www.tebyan.net

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

 

جدیدترین ها در این موضوع

 جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.
  اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغهʁ)

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغه(1)

واحدي كه مبدأ كثرت است و كم متصل و منفصل را به وسيلة آن تقسيم مي‌كنند و خلاصه آن يك كه بعدش دو، سه و چهار شمرده مي‌شود كه خداوند واحد به اين معني نيست زيرا اولاً: خدا يكي است كه ثاني و ثالث ندارد؛ ثانياً: از اوصاف اين معني قلت و كمي است يعني دو و سه و چهار بيشتر از آن است و خداوند موصوف به قلت نمي‌شود زيرا تمام اوصاف كماليه در ذات باري به نحو اتمّ و اكمل موجود است. علي (عليه السّلام)در عبارت اوّل و پنجم مذكور به اين معني اشاره فرموده و چنين وحدتي را از خداوند نفي نموده است.
 مشتركات قرآن و نهج البلاغهʄ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(4)

خداوند در ذيل بسياري از آياتي كه نعمتهاي خود را شرح مي‌دهد، مي‌فرمايد:«إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ؛ (رعد/ 4) همانا در آنچه ذكر شد، نشانه‌ها و عبرتهايي براي گروه خردمندان است.»
 مشتركات قرآن و نهج البلاغهʃ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(3)

مولي الموحّدين نيز در نهج البلاغه مي‌فرمايد: «بَعَثَ رُسُلَهُ بِما خَصَّهُمْ بِهِ مِنْ وَحْيِهِ وَ جَعَلَهُمْ حُجَّةً لَهُ عَلي خَلْقِهِ لِئَلّا تَجِبَ الْحُجَُّة لَهُمْ‌ بِتَر‌كِ الْإعْذارِ إِلَيْهِمْ؛‌(خطبة 144) خداوند پيغمبرانش را با اختصاص وحي، برانگيخت و ايشان را بر مخلوقش، حجّت گردانيد تا آنها را بر خدا دستاويزي و عذري نباشد.»
 اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.

پر بازدیدترین ها

 بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بهترين‌ وجه‌ معقول‌ آفرينش‌ جهان‌، همانا تجلّي‌ است‌؛ كه‌ از ظريف‌ترين‌ تعبيرهاي‌ قرآني‌ و روايي‌ است‌، چنان‌كه‌ در آية‌ «فلما تجلي‌ ربه‌ للجبل‌ جعله‌ دكّا وخرّ موسي‌ صعقا» آمده‌ است‌. و در جريان‌ معاد هم‌، تلويحاً به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌است‌؛ زيرا، خداوند در آية‌ «قل‌ اءنما علمها عند ربّي‌ لايُجَليها لوقتها الا هو»، تجلية‌ساعت‌ و قيامت‌ را به‌ خود اِسناد داده‌ است‌ و چون‌ در قيامت‌ كبرا و حشر اكبر،تمام‌ اشخاص‌ و اشيا به‌ عنوان‌ مبدأ قابلي‌ حضور و ظهور دارند نه‌ به‌ عنوان‌مبدأ فاعلي‌ ـ زيرا همة‌ آن‌ها، تحت‌ قهر حاكم‌اند ـ بنابراين‌، تنها عامل‌ تجلّي‌قيامت‌، ظهور خود خداوندِ متجلّي‌ خواهد بود.
 اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
 اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغهʄ)

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغه(4)

قرآن مجيد بعد از بيان اين كه منافقين از مؤمنين در قيامت تقاضايي مي كنند و نتيجه نمي گيرند، مي فرمايد: «... أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ قالُوا بَلي وَ لكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَ تَرَبَّصْتُمْ وَ ارْتَبْتُمْ وَ غَرَّتْكُمُ الْأَمانِيُّ حَتَّي جاءَ أَمْرُ اللَّهِ... (حديد/14) مگر ما در دنيا با شما نبوديم؟)اهل ايمان(مي گويند: آري. ليكن شما خويشتن را به فتنه افكنديد و منتظر مانديد و شك آورديد و آرزوها فريبتان داد تا فرمان خدا آمد.»
ادله جامعيت و جاودانگي قرآن كريم در نهج البلاغهʁ)

ادله جامعيت و جاودانگي قرآن كريم در نهج البلاغه(1)

نهج البلاغه، اخو القرآن و بهترين و نابترين منبعي است كه مي تواند ره پويان طريق را در شناخت صحيح و حقيقي قرآن مجيد ياري دهد. در نگاه اميرمؤمنان علي عليه السلام، قرآن نسخه اي جامع و جاوداني است كه از نيازهاي بشر براي رسيدن به سرمنزل سعادت و كمال، فروگذار نكرده است. حضرت در موارد گوناگون و به شيوه هاي زيبا و حكيمانه به ترسيم اين ويژگي پرداخته است ؛ در يكي از خطبه هاي نهج البلاغه[1] با استناد به آيات قرآن، جامعيت آن را بوضوح تشريح كرده است.
ادله جامعيت و جاودانگي قرآن كريم در نهج البلاغهʂ)

ادله جامعيت و جاودانگي قرآن كريم در نهج البلاغه(2)

آيت الله خويي درباره حجيت ظواهر قرآن كريم كه برخي از علماي حديث [3] بر آن اشكال وارد كرده اند، مي نويسد:«ظواهر قرآن، حجيت و مدركيت دارد و ما مي توانيم در موارد مختلف به معناي ظاهري آن تكيه كرده، آن را مستقلا مورد عمل قرار دهيم و در گفتار و نظريات و استدلالهاي خويش به آن تمسك جوييم ؛ زيرا ظواهر قرآن براي عموم مردم، حجت و مدرك است.»[4] وي سپس پنج دليل را براي اثبات اين موضوع مطرح مي كند.
Powered by TayaCMS