تاریخ ولادت حضرت زینب (س)

تاریخ ولادت حضرت زینب (س)

ولادت با سعادت حضرت زینب سلام اللَّه علیها در مدینه طیبه در سال پنجم یا ششم هجری در این روز واقع شده است.

(عقیله بنی هاشم علیها السّلام: ص 5. زینب الکبری علیها السّلام: ص 17. منتخب التواریخ: ص 9594. ریاحین الشریعه: ج 3، ص 33)

اقوال دیگر در ولادت آن حضرت

(ریاحین الشریعه: ج 3، ص 33)

عبارت است از 5 جمادی الاولی سال 6 ه’، اوایل شعبان سال 6 ه’، ماه رمضان سال 6 ه’، دهه آخر ربیع الثانی در سال 5 یا 6 یا 7 ه’

پدر بزرگوار آن حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام، و مادر گرامی اش حضرت صدیقه طاهره سلام اللَّه علیها است. همسر آن حضرت جناب عبداللَّه بن جعفر ابی طالب علیه السّلام، و فرزندان آن حضرت، علی، عون، عباس، محمّد و امّ کلثوم هستند که عون و محمّد در کربلا شهید شدند.

کنیه آن مخدره ام کلثوم، امّ عبداللَّه و امّ الحسن است، ولی کنیه های خاص حضرت امّ المصائب، امّ الرزایا و امّ النوائب است.

القاب آن مخدره

بسیار است، و از آن جمله: عقیله بنی هاشم، عقیله الطالبین، صدیقه صغری

(اشاره به مادرش که صدیقه کبری است و پدرش که صدیق اکبر است)

عصمت صغری، ولیه اللَّه، الراضیه بالقدر و القضاء، صابره البلوی من غیر جزع و لا شکوی، امینه اللَّه، عالمه غیر معلمه، فهمه غیر مفّهمهمحبوبه المصطفی صلّی اللَّه علیه و آله، ثانیه الزهراء سلام اللَّه علیها، الشریفه.

(ریاحین الشریعه: ج 3، ص 48)

از نسل علی فرزند حضرت زینب سلام اللَّه علیها که معروف به زینبی است فرزندان زیادی به دنیا آمده اند، که سیوطی رسابه زینبیه را در باره آنها تألیف کرده است.

(منتخب التواریخ: ص 113. تاریخ الخمیس: ج 2، ص 317. تذکره الخواص: ص 4)

ماجرای ولادت حضرت :

هنگام ولادت آن حضرت، پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله در سفر بودند. امیر المؤمنین علیه السّلام برای نامگذاری این مولود فرمودند: «بر پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله سبقت نمی گیرم». تا آنکه حضرت آمدند و منتظر وحی شدند. جبرئیل نازل شد و عرض کرد: خداوند سلام می رساند و می فرماید: «این دختر را زینب نام بگذار، چه اینکه این نام را در لوح محفوظ نوشته ایم».

پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله حضرت زینب سلام اللَّه علیها را طلب کرده بوسیدند و فرمودند: «وصیت می کنم به حاضرین و غائبین که این دختر را به خاطر من پاس بدارید، که همانا وی به خریجه کبری سلام اللَّه علیها مانند است». سکینه و وقار آن حضرت را به خدیجه کبری سلام اللَّه علیها و عصمت و حیایش را به فاطمه زهرا سلام اللَّه علیها و فصاحت و بلاغتش را به علی مرتضی علیه السّلام و

حلم و بردباریش را به حسن مجتبی علیه السّلام و شجاعت و قوّت قلبش را به حضرت سیّد الشّهداء علیه السّلام همانند نموده اند.

ابن حجر در اصابه و ابن اثیر در اسد الغابه در حالات آن حضرت نوشته اند: در مجلس یزید لعنت اللَّه علیه حضرت زینب سلام اللَّه علیها کلماتی فرمودند که دلالت بر قوّت قلب آن حضرت دارد. آن حضرت در کرم و بصیرت و حلم مشهور خاندان بنی هاشم و عرب بوده، و بین جمال و جلال، سیرت و صورت و اخلاق و فضیلت جمع کرد. شبها در عبادت بود و روزها روزه و او به اهل تقوی معروف بود .

(مجله الاسلام: شماره 27، محمّد غالب شافعی)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

میزان حسنات

میزان حسنات

مهمان خدا

مهمان خدا

ما هميشه خود را ميهمان خدا مي بينيم . ” هميشه ! يعني اينكه ماها هميشه و هميشه ، حداقل اون حالي رو كه در مهماني هاي با مردم داريم ، در زندگي مون نسبت به خدا داريم . ما دو راه داريم : راه اول اينكه : در اين زماني كه زنده هستيم و در اين كره زمين زندگي مي كنيم ، با وسواس و سختگيري به خودمون چه در مسائل مادي و چه مسائل معنوي ، با تكلف و ناراحتي و سختي يك زندگي سخت رو داشته باشيم و..
از خود تا خدا (قسمت نهم)

از خود تا خدا (قسمت نهم)

من دنيا رو به دلم نبستم ، هروقت هم دلم خواست رهاش مي كنم . پس رمز دل نبستن به دنيا اينه كه انسان وابسته نباشه .
از خود تا خدا (قسمت ششم)

از خود تا خدا (قسمت ششم)

خواجه نصيرالدين توسي از كساني بود كه خيلي اعتقاد داشت بايد خدا رو از طريق عقل شناخت . هر كسي از راه مي رسيد ازش سؤال مي كرد : آقا ! من مي گم خدا نيست ، نظر تو چيه ؟ خيلي بحث مي كرد ، به يه بيابوني رسيد ديد يه پيرمرد خاركني بيل مي زنه ، هر بيلي كه مي زد مي گفت : يا الله . بهش گفت : ببخشيد پدرجان ! اگه يه كسي بگه : خدا نيست ، تو چكار مي كني ؟ گفته بود : كي گفته ؟! ـ حالا اگه يه نفر پيدا بشه و بگه خدا نيست ! گفت : همچين با اين بيل مي زنم تو سرش كه مُخش بياد تو دهنش !
از خود تا خدا (قسمت پنجم)

از خود تا خدا (قسمت پنجم)

خيلي ها اومدند در مورد خلقت ، چيزهايي گفتند ، يه عده گفتند :‌ هدف از خلقت اين هست كه ماها عبادت كنيم و به بهشت برسيم . يه عده گفتند : مثلاً خدا مي خواست نشون بده چقدر قويه ، چقدر قادره ، چقدر رحيمه ، چقدر كريمه ، يه محيطي فراهم كرد كه تو اين محيط اينها رو ثابت كنه ! اون روايتي كه مي گه : خداوند فرمود ” كُنْتُ كَنْزَاً مَخْفِيّاً ” من يه گنج مخفي بودم . مردم و ‌همه موجودات را خلق كردم براي اينكه بفهمند من چي هستم و كشف بشم . اون يه بحث جداگانه است .

پر بازدیدترین ها

No image

سخنرانی استاد رفیعی با عنوان ویژگیهای دوران جوانی و جوانان

سخنرانی استاد رفیعی با عنوان ویژگیهای دوران جوانی و جوانان در رابطه با موضوع اخلاق در این قسمت قرار دارد.
حضور قلب در نماز

حضور قلب در نماز

نعمت هاي معنوي

نعمت هاي معنوي

Powered by TayaCMS