آشنايي با اسلوبهاي تحريك احساس

آشنايي با اسلوبهاي تحريك احساس

اهداف این درس

اسلوبهای تحریک احساس

1. داستانى

2. توصيفي و ترسيمي

3. تخيّلى و شاعرانه

4. ادبى

5. مناجاتى

6. موعظه اي

7. تعظيمي

8 . تكراري

9. تأكيدي

نکات قابل توجه

پرسش نامه

آشنایی با اسلوبهای تحریک احساس-درس یازدهم

درس یازدهم

اهداف این درس

1.آشنایی با اسلوبهای تحریک احساس؛

2. شناخت نکات کاربردی درباره مواد و اسلوبهای سخن.

اسلوبهای تحریک احساس

در درس گذشته با برخی اسلوبهای اقناع اندیشه آشنا شدیم. اکنون بعضی از اسالیب تحریک احساس را بررسی می كنیم.

جهت برانگيختن احساس مخاطبان از اسلوبهاى ذيل مى توان استفاده كرد:

1. داستانى

در اسلوب داستانى، يك داستان به خوبى پرورانده مى شود و با بيان ظرافتهاى واقعه و گره زدن آنها با مخاطب و موضوع بحث، تحريك احساس در مخاطب ايجاد مى شود. خداوند متعال در قرآن کریم، این اسلوب را به خوبی اجرا کرده است. نمونه بسیار زیبای آن را در سوره یوسف می توان دید و چگونگی پرورش داستان و گره خوردن مطالب آن با مخاطب را بررسی كرد. همچنین به لحاظ اجرای این اسلوب در سخنرانی، نمونه هاى بسيار گوياى آن را در سخنرانيهاى مرحوم كافى مى توان يافت.

2. توصيفي و ترسيمي

مى توان با توصيف كردن يك واقعه، فرد، شى ء، انديشه، مكتب و يا هر چيز ديگرى، احساسات مخاطبان را برانگيخت؛ براي نمونه آن گاه كه امام حسين % با اوصاف زيبايش توصيف مى شود، علاقه و محبت نسبت به او در مخاطبان برانگيخته مى شود و آن گاه كه يزيد بن معاويه توصيف مى شود، احساس نفرت عجيبى در انسان به وجود مى آيد و آن گاه كه مهدى فاطمه سلام الله علیها با ويژگيها و اوصاف ظاهرى و معنوي اش توصيف مى شود، انسانها به او علاقه مند مى شوند.

قرآن كريم وضعيّت سابقون را در قيامت چنين توصيف و ترسيم كرده است: عَلى سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ* مُتَّكِئِينَ عَلَيْها مُتَقابِلِينَ * يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ * بِأَكْوابٍ وَ أَبارِيقَ وَ كَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ * لا يُصَدَّعُونَ عَنْها وَ لا يُنْزِفُونَ * وَ فاكِهَةٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُونَ * وَ لَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ * وَ حُورٌ عِينٌ * كَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ * جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ * لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً * إِلاَّ قِيلاً سَلاماً سَلاماً؛[1] «آنها بر تختهايى كه صف كشيده و به هم پيوسته است قرار دارند، در حالى كه بر آن تكيه زده و رو به روى يكديگرند. نوجوانانى جاودان [در شكوه و طراوت ] پيوسته گرداگرد آنان مى گردند، با قدحها و كوزه ها و جامهايى از نهرهاى جارى بهشتى [ و شراب طهور]؛ امّا شرابى كه از آن دردسر نمى گيرند و مست نمى شوند و ميوه هايى از هر نوع كه انتخاب كنند، و گوشت پرنده از هر نوع كه مايل باشند و همسرانى از حور العين دارند؛ همچون مرواريد در صدف پنهان. اينها پاداشى است در برابر اعمالى كه انجام مى دادند. در آن [باغهاى بهشتى ] نه لغو و بيهوده اى مى شنوند، نه سخنان گناه آلود، تنها چيزى كه مى شنوند، سلام است سلام.»

با شنیدن این آیات، در مخاطب احساس اشتياق به بهشت ایجاد می شود.

3. تخيّلى و شاعرانه

تخيل در لغت به معناي خيال بستن، خيال كردن و پنداشتن[2] آمده است. و شاعرانه يعني، مربوط به شاعران، به شيوه گويندگان، جنبه شاعرانه، همچون شاعران، به سبك شاعران.[3]

شعر سخن و كلامي خيال انگيز است كه از تخيلات آدمي سرچشمه مي گيرد. گاهي انسان در افكار و انديشه هاي خود يك سري امور خيالي مي سازد و بين آنها روابطي برقرار مي كند و به صورت موزون با قافيه هاي متناسب ارائه مي كند كه به آن شعر گفته مي شود.[4]

در عرف عام نظم[5] را از روي تسامح به شعر نيز اطلاق مي كنند؛ در حالي كه نظم در اصطلاح سخني است كه موزون و مقفا باشد و شعر – طبق تعريف قدما - «كلام موزون و مخيّل» است.[6] بنابراين، مقفا بودن جزء ماهيت شعر نيست و «نثر شعرگونه» يا «شعر منثور» هم مي تواند وجود داشته باشد، و طبق تعريف علمي و امروزي، شعر «گره خوردگي عاطفه و تخيل است كه در زباني آهنگين شكل گرفته باشد.» و بنابراين تعريف، عناصر سازنده شعر عبارت است از: عاطفه، تخيل، زبان، موسيقي و تشكّل؛ اما نظم تنها، كلامي موزون و مقفاست و از عنصر عاطفه و تخيل به دور مي باشد.[7]

اهل منطق نيز شعر را چنين تعريف كرده اند: «شعر، كلامي خيال انگيز است كه از سخنان موزون، [ابيات و مصراعهاي] مساوي يكديگر وداراي قافيه تأليف شده است.»[8]

چنانكه پيداست بين تخيّل و شعر پيوندي عميق وجود دارد و هر سخن شاعرانه اي لزوما تخيلي نيز هست، گرچه هر سخن تخيّلي شعر نيست.

البته شعر در منطق قديم به معني كلام تخيلي و خيالي است و حيثيت وزن و قافيه داشتن در آن لحاظ نشده است. بنابراين اگر سخني منظوم باشد ولي تخيلي نباشد، از نظر ارسطو و امثال او شعر محسوب نمي شود. از اينرو سخنان منظومي كه در باب مسائل علمي يا تاريخي مانند الفيه ابن مالك، منظومه حاج ملاهادي سبزواري و از اين قبيل مطرح شده، شعر به اصطلاح منطقي نيستند؛[9] چنانكه در اصطلاح علمي ادبيات امروز نيز به دليل فاقد تخيل بودن، شعر محسوب نمي شوند.[10]

برخى مخاطبان از سخنان تخيّلى و شاعرانه بيشتر متأثر مى شوند. مخاطبان احساسى، افراد داراى ذوق هنرى، همچنين بسيارى از كودكان و نوجوانان به اين اسلوب بيش تر علاقه نشان مى دهند. در اسلوب تخيّلى و شاعرانه از قوه خيال پردازى استفاده مى شود و افراد زیادی به این نوع مطالب، علاقه بيشتری دارند و با آنها حس می گیرند. در اينجا توجه به نوع مخاطب بسيار مهم است؛ زيرا برخى مخاطبان نيز اين گونه سخن گفتن را خيالبافى و كار بچه ها مى دانند.

4. ادبى

در اسلوب ادبى از دست مايه هاى ادبى مثل نظم و نثرادبي زيبا استفاده مى شود. استفاده از صنايع ادبى، زيبايى خاصى به سخن مى بخشد و حسّ زيبايى دوستى و نوگرايى انسان را ارضا مى كند.

برخي از دانشمندان علم ادبيات، معتقدند ادبيات را مي توان به دو بخش تخيلي و غير تخيلي تقسيم كرد و عناصر تخيّل، تصويرگري و امكان برداشتهاي گوناگون از متن را مهم ترين صفات مميزة ادبيات تخيلي دانست، و اصالت، انشاي والا، ابتكار و ارزشهاي زيبايي شناختي را از ويژگيهاي بارز ادبيات غيرتخيّلي برشمرد. براين اساس مي توان آثاري مثل غرليات مولانا و حافظ را جزو ادبيات تخيّلي و آثاري همچون تاريخ بيهقي و سفرنامه ناصر خسرو را جزو ادبيات غيرتخيلي به شمار آورد.[11]

با اين حساب موارد تفاوت و شباهت اسلوب ادبي با اسلوب تخيلي و شاعرانه روشن مي شود. در اسلوب ادبي گاهي همچون اسلوب تخيلي و شاعرانه از قوه خيال بهره گرفته مي شود و گاهي چنين نيست. همچنين در اسلوب ادبي گاهي از شعر و زماني از نثر ادبي استفاده مي شود. درباره استفاده از شعر و نثر ادبي در سخنراني ديني در درسهاي بعدي توضيحات بيش تري خواهد آمد.

5. مناجاتى

مناجات در لغت به معناي راز و نياز كردن با كسي، نجوي كردن با كسي، با خدا راز و نياز كردن، رازگويي، عرض نياز به درگاه خدا،[12] خواستنِ برآورده شدنِ حاجت از خداوند و راز و نياز كردن با او همراه با سپاس از وي[13] آمده است. از اينرو گرچه در اصطلاح مشهور، لفظ مناجات را فقط درباره گفتگوي يك طرفه با خداي متعال بكار مي برند؛ ولي از نظر لغوي شامل گفتگو با غير خدا نيز مي شود.

در اسلوب مناجاتى، سخنران به گفتگوى يك طرفه با خدا، انسانهاي والامقام، طبيعت، گياهان و... مى پردازد و در قالب اين مناجات و گفتگوى يك طرفه، مفاهيم مورد نظر را به مخاطب منتقل مى كند؛ مثلاً ممكن است سخنران درباره حوادث قبل و بعد از جنگ تحمیلی با شهدا سخن بگويد و بسيارى از مشكلات امروز و راهى را كه بايد رفت با آنها در ميان بگذارد و يا از اوّل تا آخر سخنرانى با خدا سخن بگويد.

بيش تر دعاها و مناجات امام سجاد% با خداى بزرگ، سرشار از معارف اسلامى است و آن حضرت معارف دينى را در قالب مناجات به مخاطبان خويش ارائه كرده و در عین حال، احساس عشق به خدا و معنویت را در آنان ایجاد کرده است.

6. موعظه اي

موعظه به معناي وعظ و پند و اندرز [14]، نصيحت و بيان مطالب اخلاقي، به ويژه از سوي علماي ديني[15] مي باشد. در اسلوب موعظه از جملات بيان كننده امر و نهى، عتاب و خطاب و سرزنش، و سؤال و پرسش استفاده مى شود و در همه اين گونه جملات، احساس مخاطب برانگيخته مى شود.

سخنرانيهاى اساتيد اخلاق به طور عمده با اين اسلوب ارائه مى شوند كه نمونه هاى بارز آن را در سخنرانيهاى اخلاقی امام راحل)، استاد مظاهرى (حفظه اللّه) ومرحوم آيت اللّه مشكينى مى توان ديد.

7. تعظيمي

گاهى براى برانگيختن احساس مخاطبان به بزرگداشت يك شييء، شخص يا عقيده و مكتب و مهم قلمداد كردن آن مي پردازيم؛ البته نه به گونه اى كه باعث غلوّ و تحريف در دين شود؛ بلکه در حقیقت بزرگی و اهمیت یک چیز بزرگ و مهم را به خوبی بیان می کنیم. در قرآن كريم نيز از اين گونه بيان استفاده شده است؛ مثلاً خداوند متعال مى فرمايد: إِنَّآ أَنزَلْنَهُ فِى لَيْلَةِ الْقَدْرِ * وَ مَآ أَدْرَلكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ * لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ؛[16] «ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم و تو چه مى دانى كه شب قدر چيست؟ شب قدر از هزار ماه بهتر است.»

8 . تكراري

گاهى مطالب خود را تكرار مى كنيم تا اهميت آن را بيان كنيم و احساس مخاطب را نسبت به آن برانگيزيم. خداوند متعال از اين اسلوب به وفور در قرآن استفاده كرده است؛ مثلاً مى فرمايد: يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ؛[17] «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! از خدا بپرهيزيد، و هر كس بايد بنگرد تا براى فردايش چه چيز از پيش فرستاده است و از خدا بپرهيزيد كه خداوند از آنچه انجام مى دهيد، آگاه است.»

چنان كه ملاحظه مى كنيد در اين آيه، عبارت «اتقوا اللّه» تكرار شده است. همچنين امام على% با تكرار كلمه اللّه در جمله هاى ذيل به تحريك احساس مخاطبان خود پرداخته است: «اَللَّهَ اَللَّهَ فِى الاَْيْتامِ، اَللَّهَ اَللَّهَ فى جيرانِكُمْ، اَللَّهَ اَللَّهَ فِى الْقُرْآنِ؛[18] خدا را خدا را درباره يتيمها [رعايت كنيد]، خدا را خدا را درباره همسايگانتان [رعايت كنيد]، خدا را خدا را درباره قرآن [رعايت كنيد].»

9. تأكيدي

گاهى با تأكيد سعى مى كنيم احساس مخاطب را برانگيزيم؛ مثل اين جمله خداوند متعال كه مي فرمايد: ]اِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً[؛[19] «خداوند حتماً همه گناهان را مى بخشد.» در اين آيه كلمه اِنَّ، جمله اسميه، ال در الذنوب، و جميعاً، همه دلالت بر تأكيد دارند و احساس شوق انگيزى در مخاطب براى حركت به سوى خدا و توبه به درگاه حضرتش ايجاد مى كنند.

نکات قابل توجه

1. معمولاً در يك سخنرانى از چند اسلوب استفاده مى شود كه براى تنوع بخشى نيز چنين كارى مناسب تر است؛ اما اگر از ابتدا تا انتهاى سخنرانى يك اسلوب رعايت شود، آن سخنرانى را مى توانيم با همان اسلوب نامگذارى كنيم و مثلا آن را سخنرانی ادبی یا داستانی و ... بنامیم.

2. ذائقه برخى مخاطبان به محتواها و اسلوبهاى خاص، گرايش بیش تری دارد؛ مثلاً طلاب و قشر متديّن جامعه با اشرف مواد و اسلوب توضيح و تبيين انس بيشترى دارند؛ از اینرو در تنظیم محتوا باید به گرایشهای آنان توجه کرد.

3. گاهى برخى مواد سخنرانى براى توضيح مواد ديگر به كار گرفته مى شوند؛ مثلاً از روايتى براى توضيح آيه يا روايت ديگرى استفاده مى شود. اين گونه سخنرانيها علمى تر مى نمايانند واز اتقان بيش ترى برخوردارند و از تحريف مصون تر مى مانند.

انتخاب صحیح و دقت لازم در آیات و احادیث توضیح دهنده، سخنرانى را ارزشمند مى سازد, سخنرانى كه در توضيح يك آيه از چند روايت استفاده مى كند و حتى قصه هاى روايى را براى توضيح آن آيه به كار مى گيرد و يا براى توضيح يك آيه از چند آيه ديگر استفاده مى كند و در عين حال، جاذبه و سطح فهم سخنرانى را حفظ مى كند؛ سخنرانى ارزشمندى را ارائه كرده است.

پرسش نامه

  1. اسلوبهای تحریک احساس را نام ببرید
  2. اسلوب داستانی را با یک مثال قرآنی توضیح دهید.
  3. چگونه با اسلوب توصیفي و ترسیمي به تحریک احساس مخاطبان می پردازیم؟
  4. اسلوب تخیّلی و شاعرانه برای چه نوع مخاطبانی مناسب تر است؟
  5. اسلوب مناجاتی را توضیح دهید.
  6. در اسلوب موعظه اي از چه نوع جملاتی استفاده می شود؟
  7. با استفاده از آیات قرآن، اسلوبهاي تعظيمي، تأکیدي و تکراري را توضیح دهید.
  8. 8 . منظور از اسلوب ادبی چیست؟ مثال بزنید.
  9. آیا سخنرانیها معمولا تک اسلوبی هستند یا چند اسلوبی؟ توضیح دهید.

پژوهش و تمرین

  1. از طریق مباحثه با دوستان خود، اسلوبهای دیگری برای تحریک احساس بیابید.
  2. هر یک از اسلوبهای تحریک احساس را در گروههای چند نفره و یا در صورت وجود فرصت، در کلاس و زیرنظر استاد خود تمرین کنید.

[1]. واقعه/ 15 - 26.

[2]. فرهنگ فارسي، دكتر محمد معين، ج1، ص1054.

[3]. همان، ج2، ص 1998.

[4]. فن مناظره، محسن غرويان – حميده غرويان، ص72.

[5]. «سخن بر دو گونه است: يا نثر است يا نظم. نثر، در لغت به معني پراكندن و افشاندن و نيز به معني افشانده و پراكنده است؛ و در اصطلاح سخني است كه مقيد به وزن و قافيه نباشد.»: زبان و نگارش فارسي، حسن احمدي گيوي – اسماعيل حاكمي – يدالله شكري – سيدمحمود طباطبايي اردكاني، سمت، چاپ چهاردهم، تهران، 1378، ص110.

[6]. معيار الاشعار، خواجه نصيرالدين طوسي، به اهتمام محمد فشاركي و جمشيد مظاهري، سهروردي، اصفهان، 1363، ص1.

[7]. زبان و نگارش فارسي، همان مؤلفان، ص124.

[8]. «اِنَّهُ كَلَامٌ مُخَيَّل ٌمُؤَلَّفٌ مِنْ اَقْوَالٍ مَوزُونَةٍ مُتَسَاوِيَةٍ مُقَفَّاةٍ»: المنطق، محمدرضا مظفر، انتشارات فيروزآبادي، قم، بي تا، ص405.

[9]. فن مناظره، محسن غرويان – حميده غرويان، ص72.

[10]. زبان و نگارش فارسي، همان مؤلفان، ص124.

[11]. نقد ادبي، حميدرضا شايگان فر، انتشارات دستان، چاپ دوم، تهران، 1384، ص 15 و16.

[12]. فرهنگ فارسي، دكتر محمد معين، ج4، ص4368.

[13]. فرهنگ بزرگ سخن، دكتر حسن انوري، انتشارات سخن، چاپ دوم، تهران، 1382، ج7، ص7363.

[14]. فرهنگ فارسي، دكتر محمد معين، ج4، ص4442.

[15]. فرهنگ بزرگ سخن، دكتر حسن انوري، ج7، ص7491.

[16]. قدر/1 - 3.

[17]. حشر/18.

[18]. نهج البلاغه، صبحي صالح، انتشارات دار الهجره، قم، نامه 47، ص 421.

[19]. زمر/ 53.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

 

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آفرينش اهل بيت (ع) در نهج البلاغه

يكى از پژوهش گران سنّى، نيكو و دادگرانه سخن گفته، آن جا كه گويد:هر كس يكى از اصحاب پيامبر را بر ديگر اصحاب برترى دهد، منظور او به يقين برترى دادن بر على نيست؛ زيرا على از اهل بيت پيامبر است.پس برترين آفريدگان بعد از حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله خاندان او هستند، و اين، همان واقعيّت و حقيقت است؛ زيرا آنان مانند پيامبر بر تمامى پيامبران الاهى برترى جستند و آنان مهتر آفريدگان در آفرينش، اخلاق و كمالات هستند.
 نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
 امامت از ديدگاه نهج البلاغه

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
 رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
 امامت به مفهوم حجت در نهج البلاغه

امامت به مفهوم حجت در نهج البلاغه

اين جمله ها هر چند نامى ولو به طور اشاره از اهل بيت برده نشده است، اما با توجه به جمله هاى مشابهى که در نهج البلاغه درباره اهل بيت آمده است، يقين پيدا مى شود که مقصود، ائمه اهل بيت مى باشند. از مجموع آنچه در اين گفتار از نهج البلاغه نقل کرديم معلوم شد که در نهج البلاغه علاوه بر مساله خلافت و زعامت امور مسلمين در مسائل سياسى، مساله امامت به مفهوم خاصى که شيعه تحت عنوان " حجت " قائل است عنوان شده و به نحو بليغ و رسائى بيان شده است.

پر بازدیدترین ها

 مدرسان واقعی وحی از نگاه نهج البلاغه

مدرسان واقعی وحی از نگاه نهج البلاغه

درباره امیرالمومنین (علیه السلام) فرموده است «انا مدینة العلم و علی بابها؛ من شهر دانشم و علی در آن است.»جابربن حیان، پدر علم شیمی، در دانشگاه امام صادق(علیه السلام) دانش آموخت؛ حسن بصری، مؤسس مکتب کلامی اشاعره؛ واصل بن عطاء مؤسس مکتب کلامی معتزله؛ ابوحنیفه، بنیانگذار مکتب فقهی حنفی؛ مالک، بنیانگذار مکتب فقهی مالکی، از شاگردان دانشگاه جعفری بوده اند.
 نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
 نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʃ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(3)

اویس کریم؛ در کتاب المعجم الموضوعی لنهج البلاغه، با انتقاد از باب بندی های گذشته و ناقص دانستن آنها، مباحث نهج البلاغه را در 22 باب تقسیم نموده و هر یک چندین فصل دارد و هر فصلی دارای موضوعاتی است که مجموعاً 604 موضوع می شود. عناوین باب های آن چنین است: 1) العقل و العلم؛ 2) الاسلام و الایمان و الیقین و الشرک و الشک؛
 نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
 دیدگاه نهج البلاغه درباره «حکومت و حکومت داری و رهبری »

دیدگاه نهج البلاغه درباره «حکومت و حکومت داری و رهبری »

کتاب شریف نهج البلاغه با 239 خطبه، 79 نامه و 472 حکمت و موعظه پس از قرآن مجید و در کنار احادیث شریف، کتاب دنیا و آخرت است؛ کتابی است که به شؤونات مختلف دنیوی و اخروی انسانها از جمله مبحث: «حکومت اسلامی، آیین زمامداری، رهبری، و ویژگی های حاکم اسلامی » نیک پرداخته است که امید است مجموعه مقالات این شماره برای علاقه مندان به این مبحث مهم، قابل توجه و سودمند باشد .
Powered by TayaCMS