آفات زبان

آفات زبان

آفات زبان

مسأله زبان خیلی مهم است.

آفات زبان:

1- یکی از گناهان زبان بی دلیل حرف زدن است.

2-- یکی از گناهان بزرگ ما گناه مسخره است

علامه طباطبائی

3- جدال و جر و بحث:

4- یکی از گناهان زبان اظهار فقراست.

5- یکی از گناهان زبان افشاگری است.

6- یکی از گناهان زبان بد حرف زدن است

7- فخرفروشی یکی دیگر از گناهان زبان است(من آنم که رستم بُوَد پهلوان)

آفات زبان

فیض کاشانی در کتاب محجه البیضاء بحثی دارد بنام آفات اللسان(گناهان زبان)، ایشان در آنجا بیست گناه را نقل می کند.

یکی از علمای قم کتابی را نوشته اند فکر کردند و این بیست گناه را سی تا کردند. یکی از علمای اصفهان کتابی نوشته اند این 30 تا را 190 تا کرده اند و می شود گفت به نحوی بیشتر گناهان به زبان مربوط می شود. ما حرف زدن برایمان خیلی آسان است.

کافر نجس است اگر بگوید "أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّه" پاک می شود. با حرف زدن پاک نجس می شود مسلمان اگر یکی از ضروریات دین را منکر بشود، کافر می شود.

با حرف زدن، حرام به حلال تبدیل می شود دختر و پسر به هم حرامند صیغه شان را که خواندی حلال می شوند.

با حرف زدن آدم می تواند جهنم را به بهشت تبدیل کند. گناهکار با گفتن حرف استغفار، توبه می کند و نجات پیدا می کند. مهر، قهر می شود قهر، مهر می شود.

خدا می داند که چقدر اختلافات زناشویی است که ریشه اش را جستجو کنید می گوید مادر شوهرم یک کلمه گفت می خواهم ببینم این را به چه کسی گفت می خواهم انتقام بگیرم.

گاهی به خطر یک کلمه جنگهای خانمانسوز یا فتنه های گروهی حزبی پیش می آید.

مسأله زبان خیلی مهم است.

قرآن می گوید: گاهی حرف زدن از پول دادن بهتر است:

"قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَهٌ خَیْرٌ مِنْ صَدَقَهٍ یَتْبَعُها أَذیً" بقره/263

اگر می خواهی کمک کنی بعد منت بگذاری نمی خواهد کمک کنی. سلام گرم بکنی از پول دادن بهتر است. و متأسفانه ما خیلی بد حرف می زنیم.

چگونه حرف بزنیم؟ معمولی ترین بحثهاست اما سخت ترین کارهاست دهها آیه در این زمینه داریم. اگر می خواهیم در جامعه خوبی ها زیاد شود تشویق کنید مرحبا احسنت آفرین بگویید.

می خواهید یک نفر را بشکنید با حرف می شود شکست. می توان با حرف زدن شخصیت یک نفر را بالا برد و یا یک نفر را کوبید. با یک کلمه حرف از نظر حقوقی می تواند به حبس ابد برود. مثلاً در فقه اسلامی اگر کسی دستور داد بکش به نا حق، قاتل را باید کشت دستور دهنده را باید تا آخر عمر زندانی کرد.

با یک کلمه اسلام با یک کلمه کفر با یک کلمه بهشت با یک کلمه جهنم.

آخر این زبان بر خلاف همه عضوهاست اول که درد ندارد غیر از راه رفتن است قشنگی ندارد خرج ندارد هر زمان می شود در تاریکی چشم نمی تواند گناه کند اما زبان می تواند. هر جا که باشد.

با هر عضوی که بخواهی گناه کنی یک شرط می خواهد مثلاً جا باشد پول باشد مکان باشد روشنایی باشد وسیله باشد تنها چیزی که هیچ خرج و زمانی ندارد گناه با زبان است.

و ما چقدر راحت حرف می زنیم، بر عکس بیشترین عبادت هم توسط زبان است. حالا ما بعد از این می خواهیم وارد بحث گناهان زبان بشویم.

آفات زبان:

1- یکی از گناهان زبان بی دلیل حرف زدن است.

"وَ لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ" اسراء/36 قرآن می گوید چیزی را که نمی دانی نگو.

از پزشک سوال می کنند بگوید نفهمیدم نمی دانم.

"إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ یَخْرُصُونَ" انعام/ 116. یک مشت آدمها علم ندارند همینطور الکی می گویند.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: "مَنْ أَفْتَی النَّاسَ بِغَیْرِ عِلْمٍ لَعَنَتْهُ مَلَائِکَهُ السَّمَاءِ وَ الْأَرْض" (المحاسن، ج 1، ص 205)

اگر کسی که اطلاعات ندارد آخوندی که مجتهد نیست، فتوا بدهد، تمام فرشته های زمین و آسمان نفرین می کنند. پس حرف زدن بدون علم یکی از گناهان است.

2-- یکی از گناهان بزرگ ما گناه مسخره است

همه همدیگر را مسخره می کنند آنهایی که تربیت نشدند خیال می کنند چون کلاس پنجم هستند می توانند کلاس دومی ها را مسخره کنند دانشجو می تواند دبیرستانی را مسخره کنند یا تاجر کاسب را و پدر. . . .

هر گناهی آدم بکند و یک مرتبه استغفار کند خدا می بخشد بعضی از گناهان است که خدا با استغفار نمی بخشد اگر رسول اکرم استغفار کند خدا می بخشد. اما اگر کسی مؤمنی را مسخره کند و رسول اکرم هم هفتاد بار استغفار کند باز هم خدا این گناه را نمی بخشد.

"لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ" حجرات/11 مسخره نکنید.

قرآن می گوید: ریشه مسخره این است که تو خودت را بهتر می دانی. شاید آن کسی را که مسخره می کنی بهتر از تو باشد.

"وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ" حجرات/11 خانم ها همدیگر را مسخره نکنید. گاهی یک کسی بلد نیست حرف بزند ما می خندیم خوب نمی تواند حرف بزند حالا مگر چی شده؟

حضرت زینب(س) فرمود: شام از کربلا به من بدتر گذشت چون کربلا خون بود شام مسخره بود.

روزی که پیغمبر مکه را گرفت همه را بخشید اما فرمود چهار نفر را اعدام کنند چرا؟ فرمود این چهار نفر مرا(دین و مقدسات مرا) مسخره می کردند.

مسخره گناهی است پیغمبر در روز عفو عمومی بت پرست را بخشید اما مسخره کن را نبخشید. ماشینش قشنگ است می رسد به یک ماشین غیر قشنگ، متلک می گوید.

قرآن می گوید: "ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْقِلُونَ" مائده/58

آدمی که مسخره می کند عقل ندارد. اگر در یک جایی دیدید آیت الهی و نشانه های توحید دارند مسخره می شوند آنجا ننشینید حق نشستن در آن جلسه را ندارید گر چه آن جا جلسه مهمی باشد در این جلسه به مرد خدا ولی خدا. . . توهین شده است و نشستن در اینجا ممنوع است.

"إِذا سَمِعْتُمْ آیاتِ اللَّهِ یُکْفَرُ بِها وَ یُسْتَهْزَأُ بِها" نساء/140 گر شنیدید در جایی به آیات خدا و خدا مردان توهین می شود نشستن در آنجا ممنوع است.

امام حسین در کربلا با شمشیر قیام کرد و مخالفین او هم با شمشیر قیام کردند. پنج نفر در کربلا به امام حسین متلک می گفتند آن وقت امام حسین این پنج نفر را نفرین کرد و آنها همانجا افتادند. یعنی امام حسین جلوی شمشیر دشمن می رفت جلوی نیش نمی رفت پشت خیمه امام حسین گودی کنده شده بود و داخل اینها هیزم بود که اگر دشمن خواست به خیمه ها حمله کند اینها را آتش بزند تا دشمن نتواند به خیمه نزدیک شود.

یکی از طرفداران یزید به امام حسین گفت: حسین عجله داری برای آتش جهنم، فردا می روی زود آتش روشن کردی مثل اینکه دلتنگ جهنم شده ای امام حسین همانجا نفرینش کرد و او آنجا در همان گودال افتاد.

خدا همه ی ما را بیامرزد خدا می داند چقدر ما نیش زده ایم.

"وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ" همزه/1

وای به آنهایی که نیش می زنند کفشش پاره بود لبخند زدی کیفش پاره بود لبخند زدی. . . .

حالا شما فکر کن ببین چقدر از این لبخندها در عمرمان زدیم.

علامه طباطبائی

علامه طباطبایی به دوستش گفته بود اگر از من عیبی دیدی به من تذکر بده. در نجف اشرف سر درس نشسته بودند استاد درس می داد طلاب نشسته بودند یکی از طلاب لبخندی زد فوری آن یکی دوستش به او گفت چرا لبخند زدی. نمی شود صاف به هر کسی خندید.

پول برای جبهه جمع می کردند پولهای کلان کلان. یک کسی چند تا دانه خرما آورد گفت این را هم من برای جبهه می دهم تا دیدند چند تا خرما آورده برای کمک به جبهه زدند زیر خنده.

"الَّذینَ یَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعینَ مِنَ الْمُؤْمِنینَ فِی الصَّدَقاتِ" توبه/79

بخاطر اینکه پولش کم بود خندید یک گونی پول آورده بودند خدمت امام رضا یک پیرزنی هم دو سه فلس فرستاده بود.

امام رضا ع فرمود گونی پول را نمی خواهم همان دو سه فلس را بدهید.

به امیرالمومین گفتند: خیلی خودت را به دردسر می اندازی خیلی زحمت می کشی چقدر خودت را خسته می کنی. حضرت فرمود: واللَّه قسم که نمی دانم حتی یکی از کارهایم قبول شده است یا نه. دوباره تکرار کرد. در یک حدیث یک سطری تا حالا ندیده بودم حضرت علی(ع) دو بار قسم بخورد آخر قسم خوردن آنها با ما فرق می کند.

در یک ماجرا به امام صادق(ع) گفتند: قسم بخور و الا باید 400 هزار درهم بدهی گفت 400 هزار درهم را می دهم اما قسم راست هم نمی خورم چه برسد به قسم دروغ. قسم اولیاء خدا بار دارد و خرج دارد و زود به زود خرج نمی کنند.

حتی زناکار را شلاق بزن اما مسخره اش نکن. حق نداری به او توهین کنی حتی نگو بدبخت اگر این پسر رفته روی پشت بام کبوتربازی کند نگو خاک توی سرت اگر آن عشقی که توی کله او هست توی کله تو هم بود تو هم کبوتربازی می کردی.

این گرفتار شده که معتاد شده است. این گرفتار شده که گناهکار شده است. گرفتار را نصیحت بکنید متجاوز را شلاق بزنید ولی نیش به او نزنید. گاهی کتک کاری ها فراموش می شود اما نیش زبان فراموش نمی شود. باید مواظب باشیم کسی را مسخره نکنیم.

ابوذر غفاری به یک مردی گفت: "یَا ابْنَ السَّوْدَاءِ"(الزهد، ص 60) برو مادرت سیاه است پیغمبر خیلی ناراحت شد. گفت ابوذر تو چه گفتی؟ ابوذر گفت ببخشید اشتباه کردم. آن صحابی بزرگ صورتش را روی خاک گذاشت و آنقدر صورتش را به خاک مالید که پیغمبر گفت بخشیدمت. خود سازی می کردند.

مگر راحت می شود که آدم به زنش نیش بزند. گاهی مادر دخترش را لت و پار می کند بخصوص جلوی مهمانها و این دختر رنگ عوض می کند و جلوی مهمانها نمی تواند به مادر حرفی بزند این مادر هم می بیند موقعیت خوبی است دختر عفت نشان می دهد و مادر به رگبار می بندد. خدا مادرها را بیامرزد خدا پدرها را بیامزد.

3- جدال و جر و بحث:

قرآن می گوید: شیطان به دوستان خودش وحی می کند که جر و بحث کنیدو می گوید که بنشینید تا بحث را کشش بدهیم.

امام رضا(ع) به عبدالعظیم حسنی فرمود: به یاران من بگو که جر و بحث سر چیزهای بیخود نکنند.

"وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یُجادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ" حج/8 و3

در دو جای قرآن می فرماید که بعضی از مردم عمرشان را در جر و بحث می گذرانند.

یک آیه داریم که می گوید: "سَیَقُولُونَ ثَلاثَهٌ رابِعُهُمْ کَلْبُهُمْ" کهف/22

قرآن انتقاد می کند و می گوید بجای اینکه بنشینند و بگویند این اصحاب کهف چه کراماتی و چه مردانگی ای داشتند بجای اینکه هدف اینها را دنبال کنند، مثل اینکه استاد دارد درس می دهد شاگردان بگویند استاد چند کیلوست؟ و سر وزن استاد چونه بزنند بابا مگه معلم کیلویی است یا متری است. حدیث داریم روز قیامت نوار عمر برویتان باز می شود: ساعتهایی که دری بری گفتید آه و حسرتی دارید که غیر قابل وصف است.

گاهی وقتها عمر چنان تلف می شود. خانم می خواهد ماست بیاورد سر سفره بیست دقیقه می شود از این ترب گل درست می کند و نعناع را شکل گل لاله می کند بابا یک دقیقه دیگر این به هم می خورد مگه تو عمرت را باد آورده است بنشین و یک صفحه مطالعه کن.

عمرتان را حرام نکنید.

روایت است که در روز قیامت سؤال می کنند که لحظات عمرتان را چه کردید این کشاورزها چند تا چاه می کَنند و زیر چاهها را به هم وصل می کنند و میشود قنات بعد این آب را به مزرعه می رسانند. کشاورز باید مراقبت کند که آب قنات به مزرعه برود و آب هدر نرود. اگر آب هدر برود چیزی از آن به مزرعه نمی رسد.

شما خیلی از این چاهها دارید. پدر مادر کتاب استاد اخیراً هم در جمهوری اسلامی نفت و دلارمان زیاد شده است. عزتمان بالا رفته است اسیرهایمان آزاد شد نفتمان گران شد دشمنان ما تسلیم شدند حیف نیست این جوانی این عمر را تلف می کنی.

4- یکی از گناهان زبان اظهار فقراست.

قرآن می گوید: "یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّف" بقره/273 مؤمن جوری زندگی کند که خیال کنند که او غنی است. اظهار عجز پهلوی غیر خدا نکنید.

5- یکی از گناهان زبان افشاگری است.

حالا اگر شما بگویید حقوق ما کم است مگر کسی به شما پول می دهد. پس بهتر است که نگویید.

افشاگری نابجا: البته افشاگری دو جور است یک وقت جامعه در خطر است یک راننده مست پشت فرمان است اینجا باید افشا کرد. آهای مردم راننده مست است، سوار نشوید یک وقت نه من برای اینکه رقیبم را زمین بزنم آبروی او را می برم.

6- یکی از گناهان زبان بد حرف زدن است

قرآن می گوید: "وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً" بقره/83.

معلم اگر خواست شاگردش خوب درس بخواند باید او را مؤدب صدا بزند. قرآن وقتی با ما حرف می زند می گوید: "یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا"

قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع: "أجملوا فی الخطاب تسمعوا جمیل الجواب"(غررالحکم، ص 436) مودب حرف بزنید تا خوب جواب بشنوید.

قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع: "سوء المنطق یزری بالقدر و یفسد الأخوه"(غررالحکم، ص 223) بد حرف زدن برادری را از بین می برد و قدر منزلت انسان را کم می کند و کینه به وجود می آورد.

ما در کلاسهای نهضت سواد آموزی یک وقت می بینیم که یک خانم نیامد وقتی بررسی می کنی می گوید آموزشیار وقتی خواست حاضر و غایب کند به او گفت فاطمه خانم به من گفت فاطمه خالی گاهی برخوردها و تبعیضها مشکل آفرین است.

امام سجاد(ع) می گوید توفیق بده مرا که جوری خودم را تربیت کنم که هر کسی غیبتم را می کند من تعریفش را بکنم. این روح بزرگ است.

قرآن می گوید علامت مؤمن این است که وقتی نیش به او می زنی او به تو جواب خوب می دهد. نگو: کلوخ انداز را پاداش سنگ است.

انتقام نگیریم.

7- فخرفروشی یکی دیگر از گناهان زبان است(من آنم که رستم بُوَد پهلوان)

"وَ بِیَدِکَ لَا بِیَدِ غَیْرِکَ زِیَادَتِی وَ نَقْصِی وَ نَفْعِی وَ ضُرِّی" (إقبال الأعمال، ص 685) در مناجات شعبانیه می گویید خدا عزت و ذلت من دست توست. پس افتخار نکنید.

امام می گوید: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع: "لا حمق أعظم من الفخر" (غررالحکم، ص 311) چقدر احمق است کسی که پز بدهد. حماقتی بالاتر از پز دادن نیست. آقا پارچه را 100 تومن خریده

است می گوید 200 تومن. ماشین من خانه من. . . .

"لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا" انفال/32 ما هم اگر می خواستیم می توانستیم مثل همین آیات را بیاوریم. مردم به پیامبر لاف می زدند.

آدم با زبان حسنات خودش را آتش می زند و گناه زبان گناهی است که آدم بدون خرج بدون هزینه در تاریکی در روشنایی در شب، روز، کوچک، تنهایی، جامعه و. . . . می تواند انجام دهد.

زبان کوچک، ولی خطرناک است.

"والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته"

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آفرينش اهل بيت (ع) در نهج البلاغه

يكى از پژوهش گران سنّى، نيكو و دادگرانه سخن گفته، آن جا كه گويد:هر كس يكى از اصحاب پيامبر را بر ديگر اصحاب برترى دهد، منظور او به يقين برترى دادن بر على نيست؛ زيرا على از اهل بيت پيامبر است.پس برترين آفريدگان بعد از حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله خاندان او هستند، و اين، همان واقعيّت و حقيقت است؛ زيرا آنان مانند پيامبر بر تمامى پيامبران الاهى برترى جستند و آنان مهتر آفريدگان در آفرينش، اخلاق و كمالات هستند.
 نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
 امامت از ديدگاه نهج البلاغه

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
 رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
 امامت به مفهوم حجت در نهج البلاغه

امامت به مفهوم حجت در نهج البلاغه

اين جمله ها هر چند نامى ولو به طور اشاره از اهل بيت برده نشده است، اما با توجه به جمله هاى مشابهى که در نهج البلاغه درباره اهل بيت آمده است، يقين پيدا مى شود که مقصود، ائمه اهل بيت مى باشند. از مجموع آنچه در اين گفتار از نهج البلاغه نقل کرديم معلوم شد که در نهج البلاغه علاوه بر مساله خلافت و زعامت امور مسلمين در مسائل سياسى، مساله امامت به مفهوم خاصى که شيعه تحت عنوان " حجت " قائل است عنوان شده و به نحو بليغ و رسائى بيان شده است.

پر بازدیدترین ها

 دیدگاه نهج البلاغه درباره «حکومت و حکومت داری و رهبری »

دیدگاه نهج البلاغه درباره «حکومت و حکومت داری و رهبری »

کتاب شریف نهج البلاغه با 239 خطبه، 79 نامه و 472 حکمت و موعظه پس از قرآن مجید و در کنار احادیث شریف، کتاب دنیا و آخرت است؛ کتابی است که به شؤونات مختلف دنیوی و اخروی انسانها از جمله مبحث: «حکومت اسلامی، آیین زمامداری، رهبری، و ویژگی های حاکم اسلامی » نیک پرداخته است که امید است مجموعه مقالات این شماره برای علاقه مندان به این مبحث مهم، قابل توجه و سودمند باشد .
 امام شناسی در نهج البلاغه

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
 نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
 مدرسان واقعی وحی از نگاه نهج البلاغه

مدرسان واقعی وحی از نگاه نهج البلاغه

درباره امیرالمومنین (علیه السلام) فرموده است «انا مدینة العلم و علی بابها؛ من شهر دانشم و علی در آن است.»جابربن حیان، پدر علم شیمی، در دانشگاه امام صادق(علیه السلام) دانش آموخت؛ حسن بصری، مؤسس مکتب کلامی اشاعره؛ واصل بن عطاء مؤسس مکتب کلامی معتزله؛ ابوحنیفه، بنیانگذار مکتب فقهی حنفی؛ مالک، بنیانگذار مکتب فقهی مالکی، از شاگردان دانشگاه جعفری بوده اند.
 رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS