اخلاق اجتماعى و آداب معاشرت در مهمانی

اخلاق اجتماعى و آداب معاشرت در مهمانی

آداب مجالس و مهمانی اسلامی

از آنجا که اسلام دینی کامل است و سعادت بشر را تضمین می نماید پس آداب و رفتار خاصی نیز مورد نظرش می باشد تا انسان ها با رعایت آن آداب قدم در مسیر سعادت بگذارند. بی شک مهمترین راهنمای سعادت بشر کتاب الهی قرآن است و هر آنچه در این راه لازم باشد در قرآن آمده است.

حضور بموقع

حاضر شدن در منزل میزبان ابتدایی ترین نکته ای است که هر میهمانی باید بداند. چگونگی حضور و زمان حضور در میهمانی در آیه ای از قرآن مورد توجه قرار گرفته است:

«ای کسانی که ایمان آورده اید، داخل اتاق های پیامبر نشوید، مگر آن که برای [خوردن] طعام به شما اجازه داده شود، [آن هم] بی آن که در انتظار پخته شدن آن باشید.»(احزاب/53)

یکی از پیام های این فراز از آیه آن است که اگر برای طعام دعوت شدید، پیش از وقت غذا در منزل میزبان حاضر نشوید، به طوری که تا زمان آماده شدن غذا، مدتی طول بکشد، بلکه بموقع به آنجا بروید تا مزاحم اهل خانه نباشید و وقت صاحب خانه، بیش از اندازه ای که تعیین کرده، تلف نشود.

پرهیز از حضور بدون دعوت

یکی از آداب حضور در میهمانی، با دعوت رفتن است. شایسته نیست شخصی بدون دعوت صاحب خانه، بویژه در وقت غذا خوردن به خانه او رود. در ادامه آیه ?? سوره احزاب می خوانیم: «ولی هنگامی که دعوت شدید داخل گردید.»

این فراز، تنها مختص میهمانی های پیامبر نیست. بلکه یک دستور اخلاقی در میهمانی است. شاهد این مدعا، روایاتی است که در این زمینه آمده است.

در وصایای پیامبر(صلی الله علیه وآله) به امیر مؤمنان (علیه السلام) می خوانیم: « یا علی! هشت گروه اند که اگر به آنها اهانت شد، باید تنها خود را ملامت کنند: یکی از آنها کسی [است] که بدون دعوت به سر سفره ای می نشیند.»

رعایت این مساله، از یک سو، احترام به میزبان است و از سوی دیگر اطمینان از این که مزاحمتی برای میزبان و خانواده او ایجاد نخواهد شد.

البته قبول دعوت میزبان نیز در فرهنگ اسلامی بسیار مورد تاکید قرار گرفته است. رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: « یکی از موارد جفا آن است که انسان را به غذایی دعوت کنند و نپذیرد یا بپذیرد ولی غذا نخورد.»

ورود با اجازه به منزل میزبان

در سوره مبارکه نور آمده است: «ای کسانی که ایمان آورده اید! به خانه هایی که خانه های شما نیست داخل نشوید، تا اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام گویید.»

ابوایوب انصاری از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره معنای «حتی تستانسوا» سؤال کرد. آن حضرت در پاسخ فرمود: «هنگامی که شخص به در منزل نزدیک می شود، تسبیح و تهلیل گوید تا اهل خانه بدانند که او قصد داخل شدن دارد.»

در روایت حتی اجازه خواستن شرح داده شده است. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود: «هنگامی که یکی از شما اجازه می خواهد، باید با «سلام» آغاز کند، زیرا سلام اسمی است از اسماء خداوند عزوجل؛ و باید از پشت در قبل از نگاه کردن به درون خانه، اجازه بگیرد... اجازه خواستن، سه مرتبه است؛... نخستین مرتبه برای آگاه شدن اهل خانه است. در مرتبه دوم، ساکنان خانه آماده می شوند و در بار سوم، ایشان مختارند که اگر خواستند اجازه دهند و اگر مایل نبودند اجازه ندهند؛ که در آن صورت، میهمان باید برگردد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، چون به در خانه گروهی می آمد، قبل از آن که، سه بار با «سلام» آنها را آگاه کند، باز نمی گشت.»

سلام کردن به اهل منزل

یکی از زیبا ترین آداب دین، سلام کردن به هنگام ملاقات دیگران است. لطافت معنای این تعبیر، با توجه به آن که نامی از نام های خداست و معنای بلندی دارد، دو چندان می گردد. بخصوص اگر به ویژگی های روحی انسان ها توجه شود، ارزش این ادب آشکار تر خواهد شد. چرا که انسان، طبیعتاً موجودی سرکش و خودخواه است. این ادب، به هنگام ورود به منزل میهمان نیز مورد توجه قرار گرفته است. قرآن کریم یکی از توصیه ها به میهمان را سلام کردن ذکر کرده است:

« ای کسانی که ایمان آورده اید! به خانه هایی که خانه های شما نیست داخل مشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام گویید.»(نور/27)

«و از میهمانان ابراهیم به آنان خبر ده، هنگامی که بر او وارد شدند و سلام گفتند.»(حجر/51 و 52)

«پس چون به خانه هایی [که گفته شد] در آمدید، به یکدیگر سلام کنید.»(نور/61)

چنان که در آیات 51 و 52 سوره حجر مشاهده می فرمایید، نخستین کلام میهمانان ابراهیم(علیه السلام) که فرشتگان الهی بودند در برخورد با پیامبر خدا، «سلام» عنوان شده است. در این زمینه، روایات فراوان است. سلام کردن، حتی به هنگام ورود به منزل شخصی خود نیز تاکید شده است. به عنوان نمونه، امام صادق(علیه السلام) فرمود: «چون یکی از شما وارد خانه اش شود، اگر کسی در آن بود بر ایشان سلام می کند و اگر کسی در خانه نبود، باید بگوید: سلام بر ما از جانب پروردگارمان، خداوند می فرماید: «درود و تحیتی است مبارک و پاک از جانب خداوند.»

اجتناب از مزاحمت

میهمان باید توجه داشته باشد که دعوت از او برای مدت محدودی است. لذا نباید بیش از آن در منزل میزبان درنگ کند. این مطلب در قرآن، در مورد رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) آمده است که مسلماً قابل تعمیم نیز می باشد: «و وقتی غذا خوردید پراکنده شوید بی آن که سرگرم سخن گردید. این [رفتار] شما پیامبر را می رنجاند [ولی] از شما شرم می دارد، و حال آن که خدا از حق [گویی] شرم نمی کند.»

رعایت کردن حد میهمان، از اصول فرهنگی غنی اسلام است. امام صادق(علیه السلام) به نقل از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرموده اند: «میهمانی سه [روز] است: روز اول، حق است و روز دوم و سوم بخشش و بعد از آن به راستی صدقه ای است که به او داده می شود. سپس فرمود: نباید یکی از شما [به عنوان میهمان] بر برادرش وارد شود تا جایی که او را به گناه وادار کند. گفته شد: یا رسول الله! چگونه او را به گناه می کشاند فرمود: تا آنجا که چیزی برای انفاق به وی نزد او نباشد.»

آداب میهمانی دادن

در فرهنگ متعادل و غنی دین اسلام، پذیرایی نیکو از میهمان نیز آداب و توصیه هایی دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

تعجیل در تهیه غذا و پذیرایی مناسب

یکی از موارد احترام به میهمان، آن است که پذیرایی از او را به درازا نکشانند و بهترین پذیرایی را از او به عمل آورند. این هر دو دستور را از آیه ?? سوره هود که در مورد میزبانی حضرت ابراهیم(علیه السلام) است می توان دریافت: «فما لبث ان جاء بعجل حنیذ؛ و دیری نپایید که گوساله ای بریان آورد.»

این آیه، جریان دو میهمان گرامی حضرت ابراهیم(علیه السلام) که دو فرشته الهی بودند و پذیرایی آن حضرت از ایشان را بیان می کند. عبارت «فما لبث؛ دیر نپایید» بیانگر سرعت عمل حضرت ابراهیم(علیه السلام) در تهیه غذا و نوع غذا (گوساله بریان) نشانه پذیرایی مناسب حضرت از میهمانان است.

هر دو مورد ذکر شده، به نوعی بزرگداشت میهمان و احترام به اوست. در روایات نیز توصیه های ظریفی در مورد پذیرایی از میهمان وارد شده است. از آن جمله این سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله): «به راستی، یکی از حقوق میهمان آن است که خلال برای او آماده شود.» دقت و ظرافت این چنین در پذیرایی از میهمان، از سوی پیامبر بزرگ که جهانی را تا ابد تحت تاثیر انقلاب خود قرار داده است، عقل متفکران را خیره می سازد.

گرامی داشتن میهمان

نکته دیگری که جریان میزبانی حضرت ابراهیم(علیه السلام) به ما می آموزد، گرامی داشتن میهمان است. این مطلب را به نحو مستقیم تر در سوره ذاریات مشاهده می کنیم:

«آیا خبر میهمانان ارجمند ابراهیم به تو رسید » از آنجا که میهمانان حضرت ابراهیم(علیه السلام) با عنوان «مکرمین؛ گرامی داشته شدگان» توصیف شده اند، معلوم است که اکرام میهمان، سنتی نیکو و ادبی جمیل است. این مسئله در روایات ما نیز به نحوه مؤکدی وارد شده است. یکی از توصیه های امیر مؤمنان(علیه السلام) در هنگام وفات، به فرزند گرامی اش این بود: «فرزندم تو را به نماز در [ابتدای] وقت آن... و گرامی داشتن میهمان وصیت می کنم.»

آخرین توصیه ها پیش از مرگ، آن هم از جانب پدری به فرزندش؛ بویژه پدر و فرزندی که کاملترین انسان ها و وصایای رسول خدایند، مسلماً ارزشمندترین نکات را در برخواهد داشت.

در روایت دیگری، امیر المؤمنین(علیه السلام) از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل کرد که فرمود: «از حقوق میهمان آن است که [هنگام رفتن او] با او راه بروی و او را از حریم خود به سوی در راهنمایی کنی.»

منابع:

مقاله آقای حسین جعفری

سایت اندیشه قم

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

 

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آفرينش اهل بيت (ع) در نهج البلاغه

يكى از پژوهش گران سنّى، نيكو و دادگرانه سخن گفته، آن جا كه گويد:هر كس يكى از اصحاب پيامبر را بر ديگر اصحاب برترى دهد، منظور او به يقين برترى دادن بر على نيست؛ زيرا على از اهل بيت پيامبر است.پس برترين آفريدگان بعد از حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله خاندان او هستند، و اين، همان واقعيّت و حقيقت است؛ زيرا آنان مانند پيامبر بر تمامى پيامبران الاهى برترى جستند و آنان مهتر آفريدگان در آفرينش، اخلاق و كمالات هستند.
 نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
 امامت از ديدگاه نهج البلاغه

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
 رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
 امامت به مفهوم حجت در نهج البلاغه

امامت به مفهوم حجت در نهج البلاغه

اين جمله ها هر چند نامى ولو به طور اشاره از اهل بيت برده نشده است، اما با توجه به جمله هاى مشابهى که در نهج البلاغه درباره اهل بيت آمده است، يقين پيدا مى شود که مقصود، ائمه اهل بيت مى باشند. از مجموع آنچه در اين گفتار از نهج البلاغه نقل کرديم معلوم شد که در نهج البلاغه علاوه بر مساله خلافت و زعامت امور مسلمين در مسائل سياسى، مساله امامت به مفهوم خاصى که شيعه تحت عنوان " حجت " قائل است عنوان شده و به نحو بليغ و رسائى بيان شده است.

پر بازدیدترین ها

 دیدگاه نهج البلاغه درباره «حکومت و حکومت داری و رهبری »

دیدگاه نهج البلاغه درباره «حکومت و حکومت داری و رهبری »

کتاب شریف نهج البلاغه با 239 خطبه، 79 نامه و 472 حکمت و موعظه پس از قرآن مجید و در کنار احادیث شریف، کتاب دنیا و آخرت است؛ کتابی است که به شؤونات مختلف دنیوی و اخروی انسانها از جمله مبحث: «حکومت اسلامی، آیین زمامداری، رهبری، و ویژگی های حاکم اسلامی » نیک پرداخته است که امید است مجموعه مقالات این شماره برای علاقه مندان به این مبحث مهم، قابل توجه و سودمند باشد .
 نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
 نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
 مدرسان واقعی وحی از نگاه نهج البلاغه

مدرسان واقعی وحی از نگاه نهج البلاغه

درباره امیرالمومنین (علیه السلام) فرموده است «انا مدینة العلم و علی بابها؛ من شهر دانشم و علی در آن است.»جابربن حیان، پدر علم شیمی، در دانشگاه امام صادق(علیه السلام) دانش آموخت؛ حسن بصری، مؤسس مکتب کلامی اشاعره؛ واصل بن عطاء مؤسس مکتب کلامی معتزله؛ ابوحنیفه، بنیانگذار مکتب فقهی حنفی؛ مالک، بنیانگذار مکتب فقهی مالکی، از شاگردان دانشگاه جعفری بوده اند.
 نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʃ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(3)

اویس کریم؛ در کتاب المعجم الموضوعی لنهج البلاغه، با انتقاد از باب بندی های گذشته و ناقص دانستن آنها، مباحث نهج البلاغه را در 22 باب تقسیم نموده و هر یک چندین فصل دارد و هر فصلی دارای موضوعاتی است که مجموعاً 604 موضوع می شود. عناوین باب های آن چنین است: 1) العقل و العلم؛ 2) الاسلام و الایمان و الیقین و الشرک و الشک؛
Powered by TayaCMS