الاُصول (اصول)

الاُصول (اصول)

 

میزان الحکمه ، جلد 1 ، صفحه 171 - 177

الاُصول

اصول

و لمزيد الاطّلاع راجع : بحار الأنوار : ٢/٢٦٨ باب ٣٣ «ما يمكن أن يُستنبطَ من الآيات و الأخبار مِن متفرّقاتِ مسائلِ اُصول الفقه».

اُنظر: الحديث : باب ٧٣١.

٩٩ - كُلُّ شَيءٍ مُطلَقٌ

همه چيز مطلق و آزاد است

٥٥٤- الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : كلُّ شيءٍ مُطْلَقٌ حتّى يَرِدَ فيه نَصٌّ . [1]امام صادق عليه السلام : هر چيزى مطلق (آزاد) است تا آن كه درباره آن سخنى [ از معصوم عليه السلام ]برسد.

٥٥٥- عنه عليه السلام : كلُ شيءٍ مُطلقٌ حتّى يرِدَ فيه نَهْيٌ . [2]امام صادق عليه السلام : هر چيزى مطلق است، تا زمانى كه درباره آن نهيى برسد.

٥٥٦- عنه عليه السلام : كلُّ شيءٍ هو لَك حَلالٌ حتّى تَعلمَ أنّه حَرامٌ بعينِه فتَدَعهُ ... و الأشياءُ كلُّها على هذا حتّى يستبينَ لكَ غيرُ ذلك أو تَقومَ به البيّنةُ . [3]امام صادق عليه السلام : همه چيز براى تو حلال است، مگر آن كه دقيقا بدانى آن حرام است؛ كه در اين صورت بايد آن را وا گذارى ... همه چيزها همين حكم را دارند تا زمانى كه خلاف آن برايت روشن شود يا دليل آشكارى بر آن اقامه شود.

٥٥٧- عنه عليه السلام : الأشياءُ مطلَقةٌ ما لم يَرِدْ عليكَ أمرٌ و نَهْيٌ ، و كلُّ شيءٍ يكونُ فيه حَلالٌ و حَرامٌ فَهُوَ لكَ حلالٌ أبدا ، ما لم تَعرِفِ الحرامَ منه فَتَدعَهُ . [4]امام صادق عليه السلام : همه چيز، تا زمانى كه امرى و نهيى درباره آن به تو نرسيده آزاد است . هر چيزى كه حلال و حرام دارد، همواره براى تو حلال است، تا آنگاه كه به حرام آن يقين پيدا كنى و آن را وا گذارى .

٥٥٨- عنه عليه السلام : كلُّ شيءٍ يكونُ فيه حَرامٌ و حلالٌ فهو لك حَلالٌ أبدا حتّى تَعرِفَ الحرامَ منه بعينِهِ فَتَدعَهُ . [5]امام صادق عليه السلام : هر چيزى كه حلال و حرامى در آن باشد همواره برايت حلال است تا آنگاه كه دقيقا حرام آن را بشناسى و آن را وا گذارى.

١٠٠ - كُلُّ شَيءٍ طاهِرٌ

همه چيز پاك است

٥٥٩- الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : كلُّ شيءٍ نَظيفٌ حتّى تَعلَم أنّه قَذِرٌ ، فإذا علِمتَ فَقَد قَذُرَ ، و ما لم تَعلمْ فليسَ عليكَ . [6]امام صادق عليه السلام : هر چيزى پاك است، تا آن كه از نجس بودن آن آگاه شوى و هنگامى كه آگاه شدى، آنگاه، نجس خواهد بود، و تا زمانى كه نمى دانى، وظيفه اى ندارى.

(انظر) وسائل الشيعة : ٢/١٠٥٣ باب ٣٧.

١٠١  - لا يُنقَضُ اليَقينُ بِالشَّكِّ

يقين با شك كردن از ميان نمى رود

٥٦٠- الإمامُ عليٌّ عليه السلام : مَن كان على يقينٍ فأصابَهُ شَكٌّ فلْيَمْضِ على يقينِهِ ، فإنّ اليقينَ لا يُدْفَعُ بالشَّكِّ .[7] امام على عليه السلام : هر كه نسبت به چيزى يقين داشته باشد و سپس دچار ترديد شود، بر يقين خود بماند؛ زيرا يقين با شك از بين نمى رود.

٥٦١- الإمامُ الباقرُ عليه السلام ـ في رَجُلٍ شَكّ في وُضوئهِ ـ : لا يَنْقُضُ اليقينَ أبدا بالشَّكِّ ، و لكنْ ينقضُهُ بيقينٍ آخَرَ . [8]امام باقر عليه السلام ـ درباره كسى كه در وضويش شك كرده بود ـ فرمود : هرگز يقين را با شك از ميان نبرد، بلكه آن را با يقينى ديگر از ميان بَرَد.

١٠٢  - ما غَلَبَ اللّه ُ عَلَيهِ

مواردى كه در دست خدا [و خارج از اختيار بشر ]است

٥٦٢- الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : كلُّ ما غَلَبَ اللّه ُ علَيهِ مِن أمرٍ فاللّه ُ أعذَرُ لعبدِهِ .[9] امام صادق عليه السلام : هر امرى كه خداوند بر آن غلبه كند، خود عذر بنده اش را مى پذيرد.

٥٦٣- عنه عليه السلام : ما غَلَبَ اللّه ُ عليهِ فاللّه ُ أولى بالعُذْرِ . [10]امام صادق عليه السلام : هر چه در دست خدا باشد [و از توان و اختيار بشر خارج باشد ]خداوند عذر آن را مى پذيرد.[11]

١٠٣ - ما حَجَبَ اللّه ُ

آنچه را خدا پوشيده داشته است

٥٦٤- الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : ما حَجَبَ اللّه ُ عنِ العبادِ فَهُوَ مَوضوعٌ عَنْهُم .[12] امام صادق عليه السلام : هر چه را خداوند از بندگان پوشيده داشته، [تكليف و مسؤوليت] آن از گردنشان برداشته شده است.

٥٦٥- عنه عليه السلام : إنّ اللّه يَحْتَجُّ علَى العِبادِ بما آتاهُمْ و عَرَّفَهُم . [13]امام صادق عليه السلام : خداوند با آنچه به بندگان داده و به ايشان شناسانده است، بر آنان احتجاج مى كند.

(انظر) عنوان ٩٩ «الحجّة».

١٠٤ - الاُصولُ المُختَلِفَةُ

اصول گوناگون

٥٦٦- رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : حُكْمِي علَى الواحِدِ حُكْمي علَى الجَماعةِ . [14]پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : حكم من درباره فرد، درباره جماعت نيز صادق است.

٥٦٧- عنه صلى الله عليه و آله : إنّ النّاسَ مُسَلَّطونَ على أموالِهِم .[15] پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مردم اختياردار ثروت خود هستند.

٥٦٨- عنه صلى الله عليه و آله : كلُّ ما كانَ في أصلِ الخِلْقةِ فَزَادَ أو نَقُصَ فهو عَيْبٌ .[16] پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر چيزى كه در اصل خلقت وجود داشته باشد، كم يا زياد بودن آن عيب است. [17]

٥٦٩- عنه صلى الله عليه و آله : المسلمونَ عندَ شُروطِهم . [18]پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسلمانان بايد به شروط خود پايبند باشند.

٥٧٠- الإمامُ عليٌّ عليه السلام : أبْهِمُوا ما أبهمَهُ اللّه ُ . [19]امام على عليه السلام : آنچه را خداوند مبهم گذاشته است شما نيز مبهم گذاريد.

٥٧١- الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : قَضى رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله بينَ أهلِ المدينةِ في مَشارِبِ النَّخْلِ أنّه لا يُمْنَعُ نَقْعُ الشّيءِ ، و قضَى بينَ أهلِ الباديةِ أنّه لا يُمنعُ فَضْلُ ماءٍ لِيُمنعَ به فضلُ كَلاءٍ ، و قال : لا ضَرَرَ و لا ضِرارَ . [20]امام صادق عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله براى مردم مدينه درباره آبيارى نخلستان چنين حكم كرد كه نبايد مانع استفاده مردم از آب اضافى شد. و براى باديه نشينان چنين حكم كرد كه نبايد جلو آب اضافى را گرفت، تا اضافى مرتع گرفته شود [21] و فرمود: زيان رساندن به خود و ديگران ممنوع است.

 

 

 

٥٧٢- عنه عليه السلام : كلُّ شيءٍ في القرآنِ «أو» فصاحِبُهُ بِالخيارِ ، يَختارُ مَا يشاءُ . [22]امام صادق عليه السلام : «اَو» [ به معناى «يا»] در قرآن نشان دهنده آزادى عمل است، [ مكلّف ]هر طرف را بخواهد برمى گزيند.

٥٧٣- عنه عليه السلام : ليسَ شيءٌ ممّا حَرّمَ اللّه ُ إلاّ و قَدْ أحَلَّهُ لِمَن اضطُرَّ إليهِ . [23]امام صادق عليه السلام : هيچ چيزى نيست كه خداوند حرام كرده باشد، مگر اين كه آن را براى فرد مضطر حلال نموده است.

٥٧٤- عنه عليه السلام ـ لمّا سُئلَ عنِ الجُنُبِ يَغتسِلُ، فيَنْتَضِحُ الماءُ من الأرضِ في الإناءِ ـ : لا بأسَ ، هذا ممّا قالَ اللّه ُ تعالى :    «ما جَعَلَ عَلَيْكُم فِي الدِّينِ مِن حَرَجٍ»   [24]. [25]امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از حكم ترشّح آب غسلِ انسان جُنُب كه بر اثر برخورد با زمين، درون ظرف مى افتد ـ فرمود : اشكالى ندارد. اين از مواردى است كه خداوند فرموده است: «در دين براى شما سختى قرار نداده است».

٥٧٢

 

[1] . بحار الأنوار : ٢/٢٧٢/٣ .

[2] . وسائل الشيعة : ١٨/١٢٧/٦٠ . أقول : انظر بيان صاحب الوسائل في توضيح الحديث.

[3] . الكافي : ٥/٣١٣/٤٠ .

[4] . بحار الأنوار : ٢/٢٧٤/١٩ .

[5] . بحار الأنوار : ٢/٢٨٢/٥٨ .

[6] . وسائل الشيعة : ٢/١٠٥٤/٤.

[7] . بحار الأنوار : ٢/٢٧٢/٢.

[8] . بحار الأنوار : ٢/٢٧٤/١٧.

[9] . بحار الأنوار : ٢/٢٧٢/١.

[10] . الكافي : ٣/٤١٣/٧.

[11] . به امام صادق عليه السلام عرض شد: اگر كسى يك يا دو يا سه روز در حالت اغما باشد نمازهايش را چگونه قضا كند ؟ حضرت در پاسخ او اين قاعده را بيان داشت ـ م.

[12] . الكافي : ١/١٦٤/٣.

[13] . الكافي : ١/١٦٤/٤.

[14] . بحار الأنوار : ٢/٢٧٢/٤.

[15] . بحار الأنوار : ٢/٢٧٢/٧.

[16] . بحار الأنوار : ٢/٢٧٥/٢٤ .

[17] . فقيهان از اين حديث براى خيار عيب در معامله استفاده كرده و زيادت و نقصان نسبت به اصل خلقت را عيب دانسته اند ـ م .

[18] . بحار الأنوار : ٢/٢٧٧/٣٠ ، اُنظر العهد : باب ٢٩١٨.

[19] . عوالي اللآلي : ٢/١٢٩/٣٥٥.

[20] . بحار الأنوار : ٢/٢٧٦/ ٢٨ ، انظر الضرر : باب ٢٣٣٧ و الكافي: ٥/٢٩٤/٦.

[21] . لسان العرب ذيل ماده «كلأ» اين حديث را آورده و چنين توضيح مى دهد كه اگر در بيابان چاه يا چشمه آبى باشد و در نزديكى آن چراگاه و مرتعى وجود داشته باشد و كسى بيايد و آن چاه يا چشمه را در اختيار بگيرد و اجازه ندهد كه ديگران از آب آن استفاده كنند، با اين كار خود از چراى مرتع نيز جلوگيرى كرده است ؛ زيرا وقتى كسى شتر خود را در آن مرتع بچراند اما اجازه نداشته باشد شتر خود را از آب آن چاه سيراب كند، شتر از تشنگى خواهد مرد . پس كسى كه جلو استفاده ديگران از آب چاه را مى گيرد، طبيعتا مانع استفاده ديگران از چراگاه نزديك آن چاه نيز مى شود ـ م.

[22] . تفسير العيّاشي : ١/٩٠/٢٣٢.

[23] . بحار الأنوار : ٢/٢٧٢/٩.

[24] . الحجّ : ٧٨ .

[25] . بحار الأنوار : ٢/٢٧٤/١٥ .

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

 

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آفرينش اهل بيت (ع) در نهج البلاغه

يكى از پژوهش گران سنّى، نيكو و دادگرانه سخن گفته، آن جا كه گويد:هر كس يكى از اصحاب پيامبر را بر ديگر اصحاب برترى دهد، منظور او به يقين برترى دادن بر على نيست؛ زيرا على از اهل بيت پيامبر است.پس برترين آفريدگان بعد از حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله خاندان او هستند، و اين، همان واقعيّت و حقيقت است؛ زيرا آنان مانند پيامبر بر تمامى پيامبران الاهى برترى جستند و آنان مهتر آفريدگان در آفرينش، اخلاق و كمالات هستند.
 نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
 امامت از ديدگاه نهج البلاغه

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
 رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
 امامت به مفهوم حجت در نهج البلاغه

امامت به مفهوم حجت در نهج البلاغه

اين جمله ها هر چند نامى ولو به طور اشاره از اهل بيت برده نشده است، اما با توجه به جمله هاى مشابهى که در نهج البلاغه درباره اهل بيت آمده است، يقين پيدا مى شود که مقصود، ائمه اهل بيت مى باشند. از مجموع آنچه در اين گفتار از نهج البلاغه نقل کرديم معلوم شد که در نهج البلاغه علاوه بر مساله خلافت و زعامت امور مسلمين در مسائل سياسى، مساله امامت به مفهوم خاصى که شيعه تحت عنوان " حجت " قائل است عنوان شده و به نحو بليغ و رسائى بيان شده است.

پر بازدیدترین ها

 نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
 مدرسان واقعی وحی از نگاه نهج البلاغه

مدرسان واقعی وحی از نگاه نهج البلاغه

درباره امیرالمومنین (علیه السلام) فرموده است «انا مدینة العلم و علی بابها؛ من شهر دانشم و علی در آن است.»جابربن حیان، پدر علم شیمی، در دانشگاه امام صادق(علیه السلام) دانش آموخت؛ حسن بصری، مؤسس مکتب کلامی اشاعره؛ واصل بن عطاء مؤسس مکتب کلامی معتزله؛ ابوحنیفه، بنیانگذار مکتب فقهی حنفی؛ مالک، بنیانگذار مکتب فقهی مالکی، از شاگردان دانشگاه جعفری بوده اند.
 نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʃ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(3)

اویس کریم؛ در کتاب المعجم الموضوعی لنهج البلاغه، با انتقاد از باب بندی های گذشته و ناقص دانستن آنها، مباحث نهج البلاغه را در 22 باب تقسیم نموده و هر یک چندین فصل دارد و هر فصلی دارای موضوعاتی است که مجموعاً 604 موضوع می شود. عناوین باب های آن چنین است: 1) العقل و العلم؛ 2) الاسلام و الایمان و الیقین و الشرک و الشک؛
 نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
 دیدگاه نهج البلاغه درباره «حکومت و حکومت داری و رهبری »

دیدگاه نهج البلاغه درباره «حکومت و حکومت داری و رهبری »

کتاب شریف نهج البلاغه با 239 خطبه، 79 نامه و 472 حکمت و موعظه پس از قرآن مجید و در کنار احادیث شریف، کتاب دنیا و آخرت است؛ کتابی است که به شؤونات مختلف دنیوی و اخروی انسانها از جمله مبحث: «حکومت اسلامی، آیین زمامداری، رهبری، و ویژگی های حاکم اسلامی » نیک پرداخته است که امید است مجموعه مقالات این شماره برای علاقه مندان به این مبحث مهم، قابل توجه و سودمند باشد .
Powered by TayaCMS