خمس

خمس

خمس

در این آیه قرآن می فرماید:

اهمیت این نکته در این است که

پیغمبر فرمود:

حال اشاره ای به تقسیمات خمس می کنیم.

یک تفاوت عمده ای زکات با خمس دارد.

نکته دیگری در رابطه با خمس

در بحث زکات فاطمه می فرماید:

خمس

در سوره انفال آیه ای است که صریحاً در آن موضوع خمس مطرح شده است و شأن نزول این آیه به بعد از اتمام جنگ بدر برمی گردد، جنگ بدر اولین جنگی که مسلمین در آن با کفار روبرو شدند نزول این آیه بعد از اتمام جنگ بدر و به سبب اختلافی است که بین بخشی از مسلمانان در تقسیم غنائم جنگی رخ داد. پس از پایان جنگ در توزیع غنائم و تقسیم آن اختلافی بین مسلمانها واقع شد. و این آیه نازل گردید:

وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلی عَبْدِنا یَوْمَ الْفُرْقانِ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدیرٌ.

1- (13). کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی( ط- الإسلامیه)، ج5، ناشر: دار الکتب الإسلامیه، نوبت چهارم، سال 1407 ق، ص 537.

(7). سوره توبه، آیه60.

(8). مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی- روحانی علی آبادی، محمد، زندگانی حضرت زهرا علیها السلام( ترجمه بحار الأنوار)، ناشر: انتشارات مهام، نوبت اول،1379 ش، ص697.(9).سوره طلاق،آیات 2،3.

در این آیه قرآن می فرماید:

رسول ما به مسلمانها بگو

وَ اعْلَمُوا بدانید أَنَّما غَنِمْتُمْ ... شیء

هر چیزی که شما منفعتی از آن نصیبتان شد و غنیمتی به شما رسید خمسش را بپردازید، وخمس آن باید شش قسمت بشود. یک حق خداوند و لِلرَّسُولِ حق پیامبر وَ لِذِی الْقُرْبی حق منسوبین پیامبر که این را هم عرض خواهیم کرد که چه کسانی هستند و وَ الْیَتامی کدام یتیم؟ وَ الْمَساکینِ کدام مسکین؟ و وَ ابْنِ السَّبیلِ که ششمین مورد است. یعنی بیست درصد منافع کسب را بین این شش مورد تقسیم کنید. حال سه قسمت تحت عنوان سهم مبارک امام مطرح است و سه قسمت هم تحت عنوان سهم سادات . اگر منفعتی نصیب شما شد تقسیم کنید و خمسش را در این موارد بدهید

إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ

اگر به خدا ایمان دارید. در جنگ بدر مسلمان ها در یک قلت و از نظر وضعیت نظامی و نفرات عدّه و عُدّه در اقلیت، و کفار در اکثریت. از این رو کسانی که در صف اسلام ایستادن واقعاً مسلمان بودند و کفار در طرف دیگر و در جنگ بدر فرق بین حق و باطل تمیز داده شد

یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعان

روزی که دو جمعیت با هم التقاء پیدا کردن.

اهمیت این نکته در این است که

نشانه ایمان فقط ادعای ایمان نیست، کسی بگوید من نماز شب می خوانم من مؤمن هستم، قرآن را قبول دارم اهل بیت را قبول دارم حتی نشانه ایمان حضور در جبهه هم نیست. گروهی در زمانی یک در جبهه حاضرند اما به مقاصد دیگر، قرآن در این آیه شریفه پرداخت دین واجب را نشان ایمان نام می برد؛ دقت کنید، قرآن می فرماید

إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلی عَبْدِنا

اگر ایمان دارید به خداوند و به قرآن و به پیغمبر خمستان را بدهید. این آیه برای کسانی است که در جنگ بدر شرکت کردند. خداوند به مجاهدین فی سبیل الله جنگ بدر را می فرماید: اگر راست می گوید ایمان دارید خمستان را بدهید بدر آمدن هنر نیست ادعای اینکه پیغمبر ما رسول الله است هنر نیست؛ اگر تبعیت از خدا می کنید در عمل باید نشان بدهید

إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ

اگر ایمان دارید از آن منافعی که بدست آوردی خمسش را بپرداز.

پیغمبر فرمود:

یا علی وقتی دیدی مردم به مستحبات می پردازند تو به واجبات بپرداز.

إذا رأیت النّاس یشتغلون بالفضائل فاشتغل أنت باتمام الفرائض.(2)

واجبات را انجام بدهید اگر انجام دادی و توفیق پیدا کردی مستحبات را انجام بدهید.

مواردی که مشمول خمس می شود شامل: منفعت کسب، معدن، گنج، مال مخلوط به حرام، برای تطهیرش باید خمسش را بدهید، جواهر و گوهرهای که به واسطه غواصی افراد بدست می آورند، غنائم جنگی و زمینی که کافر از مسلمان بخرد.

در قرآن آیاتی است که در رابطه با موضوع خاصی است اما آیه عمومیت پیدا کرده است و در مصادیق مختلفی از این نموونه در قرآن است:

وَ أَقیمُوا الصَّلاهَ(3)

نماز بخوانید. صریح نماز آیات را در قرآن نداریم، و این در حالی است که شیعه و سنی معتقد به نماز آیات هستند. نماز آیات را از سنت، از روایات استخراج کرده اند

وَ مَا ءَاتَئکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نهََئکُمْ عَنْهُ فَانتَهُواْ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَاب(4)

این یک دستور کلی است که هر چه پیغمبر می فرماید بگیرید و هر چه پیغمبر نهی می کند ترک کنید؛ اما این آیه مورد نزولش به اتفاق شیعه و سنی نسبت به پیروی از دستور پیامبر اکرم در خصوص فیء غنائمی که مسلمانها از کفار بدون زحمت می گرفتند. قرآن می فرماید: هر چه پیغمبر فرموده است عمل کنید. آیه عمومیت پیدا کرد در تمام زوایای زندگی مسلمانان یعنی در هر مسأله ای پیغمبر هر چه فرمود شما باید تابع او باشید. در آیه دیگری می فرماید:

ِ لا تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَها(5)

از این آیه استفاده می شود که، کسی که توانایی ندارد، تکلیفی هم ندارد، یکی از شرایط تکلیف توان فرد است اما نزول این آیه نسبت به زنان شیرده است اما جریان پیدا کرد در تمام مصادیق به عنوان حکم کلی و عدم تکلیف به مالا یطاق. آیه خمس نزولش بعد از جنگ بدر بود ولی عمومیت پیدا کرد در تمام مواردی که مصادیق خمس بر آنها مترتب می شود.

حال اشاره ای به تقسیمات خمس می کنیم.

قرآن خمس را شش قسمت می کند:

حق خداوند، حق پیامبر، حق ذوالقربی، حق یتیم، حق مسکین، حق ابن السبیل. حق خداوند و حق پیامبر و حق ذوالقری اینها می آید در دایره سهم مبارک امام علیه السلام. خداوند حقی را معین فرموده که این حق را در اختیار ولی خودش رسول، و امام معصوم قرار می دهد. ذوالقربی چه کسانی هستند ذوالقربی منسوبین پیغمبرند اما نه همه منسوبین بلکه ائمه ذو القربی هستند؛ یعنی آقا امیرالمؤمنین، امام حسن مجتبی و... امروز ذوالقربی وجود مقدس امام عصر عج الله است پس عموم سادات در ذوالقربی نیستند. امام صادق علیه السلام می فرماید:

ذوالقربی ما اهل البیتیم(6)،

ما هستیم که ولایت الهی خدا به عهدی ماست؛ پس نیمی از این خمس متعلق به این سه حق است و نیم دیگر مربوط به مساکین، ابن سبیل و یتامی از سادات محترم نه غیر سادات.

چرا خدا برای سادات حق ویژه ای قرار داده است؟ خداوند در قرآن سهم سادات را به سه گروه از سادات متعلق می داند سیدی که مسکین است؛ فقیری که وضع مالی و اقتصادی او دچار بحران شده است و یا یتیمی که سرپرست ندارد و ابن السبیل وضعش خوب است اما در سفر اموالش را برده اند و گرفتار شده و پولی ندارد. خداوند دو صندوق معین کرده است برای فقرای جامعه، یک صندوق زکات و دیگری صندوق خمس است. زکات را برای فقراء غیر سید و خمس سهم سادات و فقرا سید است. نیاز فقرای غیر سید را از پول زکات تأمین می کنند و فقرای سید را از پول سهم سادات تأمین می کنند. هیچ تبعیضی نیست از این رو زکات برای سادات حرام است.

یک تفاوت عمده ای زکات با خمس دارد.

زکات صرف اموال عمومی مردم هم می شود از این رو افراد خودشان نیز می توانند زکاتشان را بدهند. هشت مورد زکات را خداوند در قرآن(7) نام می برد، که این زکات ها را می شود صرف ساخت مسجد، راه سازی، پل سازی، حسینیه و ... کرد؛ می توان صرف ساخت اموال عمومی در جامعه کرد. مسأله خمس مربوط به حکومت اسلامی است این اشتباهی که بعضی از مردم می کنند بعضیها می روند خودشان خمس را می دهند؛ خمس جزء مناصب فقیه است و بدون اذن فقیه کسی نمی تواند تصرف در خمس کند. از این رو بعضی ها می گویند من خمس خودم را خودم می دهم. زکات جزء اموال عمومی است می توانید بروید و بدهید با مسئولیت خودتان ولی خمس اینگونه نیست. خمس از مناصب حکومت اسلامی است در زمان ظهور امام باید عرضه به امام بشود و در زمان غیبت باید زیر نظر فقیه جامع الشرایط، مرجع تقلید یا نمایندگان محترم مرجع شما به مصارف شرعیه خودش برسد.

نکته دیگری در رابطه با خمس

آثار و فوائد دنیوی و اخروی خمس است. اصلاً خمس برای پول دار شدن است یکی از برکات انفاق مالی، خوب شدن وضع مالیتان است. شخصی خدمت پیامبر رسید و عرض کرد یا رسول الله وضعم خوب نیست پیغمبر فرمودند برو صدقه بده و انفاق کن، دوباره فردا آمد یا رسول الله وضعم خوب نیست. چه کار کنم گفتند برو صدقه بده روز سوم آمد رسول الله فرمودند می دانم وضعت خوب نیست برو صدقه بده اگر چیزی هم نداری چیزی قرض بگیر و در راه خدا بده، ده برابر به تو می دهد.

در بحث زکات فاطمه می فرماید:

الزَّکَاهَ تَزْکِیَهً لِلنَّفْسِ، وَ نَمَاءً فِی الرِّزْق.(8)

خداوند می فرماید:

وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً *وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ.(9)

نمی توانی حساب کنی چگونه مالت افزایش می یابد زیرا قرآن می فرماید لا یَحْتَسِبُ اگر می توانستی حسابش را بکنی نمی فرمود لا یَحْتَسِبُ. اگر کسی لذت پول خرج کردن برای خدا را چشید دیگر لذت تکاثر اموال برایش لذت نیست، این جزء منافع هم دنیا ست و هم آخرت. زندگی ها پاک می شود تربیت ها صالح می شود. از برکات و آثار ارزشمند مال پاک و خمس داده است. خمس ضمانت نامه اجرایی خدا ست برای حفظ اموال.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

 

جدیدترین ها در این موضوع

 جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.
  اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغهʁ)

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغه(1)

واحدي كه مبدأ كثرت است و كم متصل و منفصل را به وسيلة آن تقسيم مي‌كنند و خلاصه آن يك كه بعدش دو، سه و چهار شمرده مي‌شود كه خداوند واحد به اين معني نيست زيرا اولاً: خدا يكي است كه ثاني و ثالث ندارد؛ ثانياً: از اوصاف اين معني قلت و كمي است يعني دو و سه و چهار بيشتر از آن است و خداوند موصوف به قلت نمي‌شود زيرا تمام اوصاف كماليه در ذات باري به نحو اتمّ و اكمل موجود است. علي (عليه السّلام)در عبارت اوّل و پنجم مذكور به اين معني اشاره فرموده و چنين وحدتي را از خداوند نفي نموده است.
 مشتركات قرآن و نهج البلاغهʄ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(4)

خداوند در ذيل بسياري از آياتي كه نعمتهاي خود را شرح مي‌دهد، مي‌فرمايد:«إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ؛ (رعد/ 4) همانا در آنچه ذكر شد، نشانه‌ها و عبرتهايي براي گروه خردمندان است.»
 مشتركات قرآن و نهج البلاغهʃ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(3)

مولي الموحّدين نيز در نهج البلاغه مي‌فرمايد: «بَعَثَ رُسُلَهُ بِما خَصَّهُمْ بِهِ مِنْ وَحْيِهِ وَ جَعَلَهُمْ حُجَّةً لَهُ عَلي خَلْقِهِ لِئَلّا تَجِبَ الْحُجَُّة لَهُمْ‌ بِتَر‌كِ الْإعْذارِ إِلَيْهِمْ؛‌(خطبة 144) خداوند پيغمبرانش را با اختصاص وحي، برانگيخت و ايشان را بر مخلوقش، حجّت گردانيد تا آنها را بر خدا دستاويزي و عذري نباشد.»
 اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.

پر بازدیدترین ها

 بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بهترين‌ وجه‌ معقول‌ آفرينش‌ جهان‌، همانا تجلّي‌ است‌؛ كه‌ از ظريف‌ترين‌ تعبيرهاي‌ قرآني‌ و روايي‌ است‌، چنان‌كه‌ در آية‌ «فلما تجلي‌ ربه‌ للجبل‌ جعله‌ دكّا وخرّ موسي‌ صعقا» آمده‌ است‌. و در جريان‌ معاد هم‌، تلويحاً به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌است‌؛ زيرا، خداوند در آية‌ «قل‌ اءنما علمها عند ربّي‌ لايُجَليها لوقتها الا هو»، تجلية‌ساعت‌ و قيامت‌ را به‌ خود اِسناد داده‌ است‌ و چون‌ در قيامت‌ كبرا و حشر اكبر،تمام‌ اشخاص‌ و اشيا به‌ عنوان‌ مبدأ قابلي‌ حضور و ظهور دارند نه‌ به‌ عنوان‌مبدأ فاعلي‌ ـ زيرا همة‌ آن‌ها، تحت‌ قهر حاكم‌اند ـ بنابراين‌، تنها عامل‌ تجلّي‌قيامت‌، ظهور خود خداوندِ متجلّي‌ خواهد بود.
ادله جامعيت و جاودانگي قرآن كريم در نهج البلاغهʁ)

ادله جامعيت و جاودانگي قرآن كريم در نهج البلاغه(1)

نهج البلاغه، اخو القرآن و بهترين و نابترين منبعي است كه مي تواند ره پويان طريق را در شناخت صحيح و حقيقي قرآن مجيد ياري دهد. در نگاه اميرمؤمنان علي عليه السلام، قرآن نسخه اي جامع و جاوداني است كه از نيازهاي بشر براي رسيدن به سرمنزل سعادت و كمال، فروگذار نكرده است. حضرت در موارد گوناگون و به شيوه هاي زيبا و حكيمانه به ترسيم اين ويژگي پرداخته است ؛ در يكي از خطبه هاي نهج البلاغه[1] با استناد به آيات قرآن، جامعيت آن را بوضوح تشريح كرده است.
 بررسي‌ نظام‌ غايي‌ قرآن‌، در نهج‌البلاغه‌

بررسي‌ نظام‌ غايي‌ قرآن‌، در نهج‌البلاغه‌

آن‌ فاعل‌ غيرمتناهي‌ هم‌،اوّل‌، و مبدأ فاعلي‌ بالذات‌ تمام‌ ماسوي‌ است‌؛ و هم‌، آخِر، و مبدأ غايي‌ بالذات‌همة‌ ماعدي‌. هدفمند بودن‌ نظام‌ هستي‌ ـ كه‌ قرآن‌ تكويني‌ است‌ ـ و نيز هدفدار بودن‌قرآن‌ حكيم‌ ـ كه‌ جهان‌ تدويني‌ است‌ ـ بر اساس‌ دو اسم‌ از اسماي‌ حسناي‌خداوند خواهد بود.
 اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغهʄ)

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغه(4)

قرآن مجيد بعد از بيان اين كه منافقين از مؤمنين در قيامت تقاضايي مي كنند و نتيجه نمي گيرند، مي فرمايد: «... أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ قالُوا بَلي وَ لكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَ تَرَبَّصْتُمْ وَ ارْتَبْتُمْ وَ غَرَّتْكُمُ الْأَمانِيُّ حَتَّي جاءَ أَمْرُ اللَّهِ... (حديد/14) مگر ما در دنيا با شما نبوديم؟)اهل ايمان(مي گويند: آري. ليكن شما خويشتن را به فتنه افكنديد و منتظر مانديد و شك آورديد و آرزوها فريبتان داد تا فرمان خدا آمد.»
 قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

انسان کامل قرآن مجسم و تکوینی است و هموست که می‏تواند حقیقت قرآن را به صورت کامل معرفی کند. معصومان و یکی از آنان امیرالمؤمنین (ع) انسان‏های کاملند. بنابراین امام علی (ع) سزوارترین فرد برای معرفی قرآن کریم است. در نهج البلاغه قرآن به عنوان کتابی توصیف شده که گویای نظام فاعلی و غایی جهان است.
Powered by TayaCMS