مهارت جذ ب جوانان 13

مهارت جذ ب جوانان 13

عوامل ایجاد محبت و محبوبیت:

عوامل اجتماعی عبارتند :

عوامل علمی:

عوامل اخلاقی:

روش های تربیتی مورد عنایت اهل بیت (ع)

روش های عنایت آمیز

بسم الله الرحمن الرحیم

عوامل ایجاد محبت و محبوبیت:

از چند نظر باید بررسی شود عوامل یا اجتماعی؛ یا علمی و یا اخلاقی هستند.

عوامل اجتماعی عبارتند :

  1. رعایت آداب اجتماعی
  2. مردم داری، خوش اخلاقی
  3. عفو و گذشت
  4. تکریم مردم
  5. ،
  6. احسان و محبت
  7. تفقد و رسیدگی
  8. سوز دینی و عشق به تبلیغ
  9. هماهنگی در گفتار
  10. و رفتار
  11. ـ نوع رهبری و مشورت.

عوامل علمی:

  1. مخاطب شناس بودن
  2. هر چه باسوادتر باشی محبوب تری
  3. آگاهی
  4. استناد به کلام وحی
  5. برنامة صحیح تبلیغی داشتن
  6. توجه به تفاوت استعدادهای طبیعی
  7. توجه به ظرفیت
  8. های افراد
  9. زمان و مکان شناس بودن
  10. هر حرفی را هر جایی نباید زد
  11. نوگرایی درمحتوا
  12. شیوه و غالب های نو داشته باشی حرف تازه داشتن
  13. داشتن قدرت بیان

عوامل اخلاقی:

  1. انتقاد
  2. قاطعیت و شهامت
  3. سعة صدر
  4. منظم و ساده زیستی
  5. دلسوز بودن
  6. حامی محرومان بودن
  7. خوش سابقه
  8. راستگویی
  9. عزت نفس
  10. تواضع
  11. اخلاص
  12. اخلاق خانوادگی
  13. رازداری و امانت داری
  14. ادب خوب داشتن
  15. نظافت و بوی خوش
  16. در پی درک و همدلی
  17. شنوندة خوب بودن

یک بخش از روش های تربیتی هستند که در ایجاد محبت و دوستی، اجرای آن روش ها، بسیار مؤثر و جذاب می باشد. یک دسته از این روش ها روش های جلب هستند.

روش های تربیتی مورد عنایت اهل بیت (ع)

  1. روش پذیرش یعنی رفق و مدارا و کنار آمدن با طرف «إن الله یحب الرفق فی الأمور کله»
  2. روش احترام یعنی برخورد احترام آمیز موضعی آرام و ساده نسبت به جوان داشتن.
  3. روش تقرب یعنی به خود نزدیک کردن، خود را در شأن پدر و برادر و خیرخواه او قرار بدهد.
  4. روش التفاط یعنی تفهیم به جوان که تو مورد نظر و عنایت من هستی. (روش رودربایسی)
  5. روش لطف یعنی جوان را از گرفتاری نجات بدهیم از اشتباه بزرگش درگذریم.
  6. روش تفخیم؛ بزرگ به حساب آوردن افراد مثلا تو برتر از آن هستی که فلان خلاف را انجام بدهی.
  7. روش تکریم یعنی برخورد احترام آمیز طوری که برای ارزش خود حسابی باز کند.
  8. روش عفو و گذشتن و نادیده گرفتن از کاری که انجام داده تا اصلاحش را فراهم کنیم.
  9. روش آزادی عمل مثلا برای سخنرانی 5 موضوع می نویسی می گویی کدام را دوست داری؟ انتخاب عمل به او می دهیم.
  10. روش شخصیت دادن.

روش های عنایت آمیز

    روش تغافل خود را به غفلت و بی خبری زدن. دیدی ولی طوری برخورد می کنی که من ندیدم.
  1. روش تسامح آسان و راحت گرفتن خودمانی از چیزی گذشتن غیر از عفو است.
  2. روش عبور کریمانه طوری از کار طرف بگذریم که او متوجه شود که ما می توانستیم او را تنبیه کنیم ولی از خطایش گذشتیم.
  3. روش تجاهل خود را به ندانی زدن گویا خبر و علم از این کار ندارم.
  4. روش امهال «فمهل الکافرین امهلهم رویدا» مهلتی به طرف بدهیم که در ادامه مسیر به کجا می رسد.
  5. روش غفران نوعی بخشودن است که در صورت عدم او ناگزیر به تحمل عقوبت سختی خواهد شد. «ربنا ظلمنا و إن لم تغفرلنا وترحمنا لنکونن من الخاسرین» خدایا اگر مرا نبخشی عقوبت سختی منتظر من خواهد بود.
  6. روش دفع به نیکوترین وجه یعنی بدی را با خوبی پاسخ دادن، »ادفع بالتی هی احسن»
  7. روش نشان دادن دوستی از کسی که خوشمان نمی آید به علتی بیاییم خود را به شکل دوست به او نشان دهیم که او احساس دوستی و صمیمیت کند. «فإذا الذی بینک و بینه عداوة کأنه ولی حمیم»

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

 

جدیدترین ها در این موضوع

 جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.
  اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغهʁ)

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغه(1)

واحدي كه مبدأ كثرت است و كم متصل و منفصل را به وسيلة آن تقسيم مي‌كنند و خلاصه آن يك كه بعدش دو، سه و چهار شمرده مي‌شود كه خداوند واحد به اين معني نيست زيرا اولاً: خدا يكي است كه ثاني و ثالث ندارد؛ ثانياً: از اوصاف اين معني قلت و كمي است يعني دو و سه و چهار بيشتر از آن است و خداوند موصوف به قلت نمي‌شود زيرا تمام اوصاف كماليه در ذات باري به نحو اتمّ و اكمل موجود است. علي (عليه السّلام)در عبارت اوّل و پنجم مذكور به اين معني اشاره فرموده و چنين وحدتي را از خداوند نفي نموده است.
 مشتركات قرآن و نهج البلاغهʄ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(4)

خداوند در ذيل بسياري از آياتي كه نعمتهاي خود را شرح مي‌دهد، مي‌فرمايد:«إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ؛ (رعد/ 4) همانا در آنچه ذكر شد، نشانه‌ها و عبرتهايي براي گروه خردمندان است.»
 مشتركات قرآن و نهج البلاغهʃ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(3)

مولي الموحّدين نيز در نهج البلاغه مي‌فرمايد: «بَعَثَ رُسُلَهُ بِما خَصَّهُمْ بِهِ مِنْ وَحْيِهِ وَ جَعَلَهُمْ حُجَّةً لَهُ عَلي خَلْقِهِ لِئَلّا تَجِبَ الْحُجَُّة لَهُمْ‌ بِتَر‌كِ الْإعْذارِ إِلَيْهِمْ؛‌(خطبة 144) خداوند پيغمبرانش را با اختصاص وحي، برانگيخت و ايشان را بر مخلوقش، حجّت گردانيد تا آنها را بر خدا دستاويزي و عذري نباشد.»
 اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
Powered by TayaCMS