مهارت جذ ب جوانان 7

مهارت جذ ب جوانان 7

ویژگی جوانان

خصوصیات روحی و روانی جوان:

بسم الله الرحمن الرحیم

امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: هیچ حرکتی نیست مگر اینکه قبل از آن انسان نیاز و محتاج به معرفت است.

در جذب جوانان ناچاریم اول جوان را بشناسیم و بعد متناسب با ویژگی ها و خصوصیات با او برخورد کنیم تا بتوانیم دل او را بدست بیاوریم. در او نفوذ کرده صمیمیت ایجاد شود بتوان به طرف دین و مفاهیم دینی جذب کرد.

ویژگی جوانان

  1. دارای تنشهای روانی شدید، هیجانات فوق العاده، متغیر و دگرگون، دمدمی مزاج و بوالهوس است. هر لحظه جوان در یک روحیه و انگیزة نو و خاصی است این منشعب از خصوصیت ذاتی اوست. اینکه دارای تنشهای روانی شدید و زیادی است. در این رابطه باید دانست که چند چیز از جمله خصوصیات روحی و روانی جوان است.

خصوصیات روحی و روانی جوان:

الف) حساسیت و زودرنجی جوان. فوق العاده حساس است در روایات اهل بیت و معصومین (ع) به این ویژگی جوان فوق العاده توجه داشته اند لذا در این زمینه امیرالمؤمنین می فرماید: هرگاه جوانی را توبیخ کردی راهی برای او در توجیه گناهش باز گذار تا موجب لجاجت و دشمنی او نشود. (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 20، ص 333)

ب) استقلال طلب. در جذب او هرگز نباید نظر خود را به او تحمیل کنیم. از جمله چیزهایی که ما را موفق می کند مشارکت دادن جوان در تصمیم گیری هاست. مشارکت افراد در تصمیم گیری ها موجب می شود فشار روحی و روانی کمتری وارد شود و جوان راحت تر می پذیرد.

پ) تکلیف در حد وسعش از جوان بخواهیم. والا اگر کاری از او خواستیم که مافوق وسعش بود موجب به هم خوردن روحیه می شود و به هدفی که داریم چه بسا دیرتر برسیم. به اندازة طاقت و وسعش از او بخواهیم.

ت) پشتیبانی می خواهد. فکری، مالی، روحی، عاطفی .... هر وقت با مشکل روبرو شدی در هر مسائلی فکری، درسی، روحی و اخلاقی نظری خواستی خودم کمکت می کنم. این جوان را کاملا منقلب می کند.

ث) نباید وابستگی بین خود و او ایجاد کنیم. اگر وابستگی ایجاد شد ما ناچاریم حرف حق و خوب را بگوییم حرام او را منع کنیم، با کوچکترین نهی از منکر او بهم می ریزد با او رفیق باشیم اما در چارچوب خاصی. این واقعیتی است که جوانان همه رفتارهای روحانیون را زیرنظر دارند. آقای امامی در درس اخلاقشان نقل مي کردند: آقایی به نام مشکات در آنجا در بازار وضع خوبی دارد. (طلبه ها مواظب خودتان باشید همه چیزتان زیر ذره بین است) لذا آقای مشکات به من گفت یک روز من تعداد قدمهایی که از خانه تا مدرسه برمی دارید را شمرده ام. اینگونه زیر ذره بین هستیم. محال است انسان غلط زندگی کند ولی بتواند صحیح تربیت کند. پدری برای فرزندش کلاه نویی خریده بود در قطار بودند هی به بچه اش می گفت سرت را بیرون نکن کلاهت را باد می برد هر چه می گفت بچه گوش نمی کرد وقتی که سر بچه بیرون بود یواشکی کلاه بچه را از سرش برداشت و پشتش گذاشت بچه جیغ و داد کلاهم را باد برد این دید فایده ندارد. گفت پسرم چشمهایت را ببند سوت بزن کلاهت می آید و این کار را انجام داد کلاهش را گذاشت در دامنش. داشتند حرف می زدند که بچه کلاه پدر را برداشت و از قطار پرت کرد بیرون گفت ناراحت نباش پدر چشماتو ببند یک سوت بزن کلاهت می آید.

امام صادق (ع) می فرماید: «یحفظ الاطفال بصلاح آبائهم» محفوظ ماندن بچه ها از خطرات انحرافات به شایستگی پدرانشان است.

ج) موفقیت خواهی، باید کاری کرد که در یک زمینه احساس موفقیت کند. جوان می گوید من حوصله مطالعه ندارم هر کتابی را برداشتم چند صفحه خواندم گذاشتم کنار. اگر ما روش داشته باشیم فقط در خواندن یک کتاب موفق شد هم جذب و علاقة او به کتاب فراهم می شود و هم به ما.

د) با او همدلی کنیم، یعنی به حرفهایش خوب گوش کنیم ولو اینکه نتوانیم خواسته اش را اجابت کنیم. خانمی می گفت شوهرم به من گمان بد دارد خانة مادرم که می روم می گوید کجا بودی کجا رفتی؟ گفتم اگر هر کجا می خواهی بروی به او بگو اگر گفت نه، باز هم مجبور شدی بروی بهش بگو.

ز) ترس از آینده دارد، باید به او امیدواری داد عوامل ترس و نگرانی را بدست آوریم و درمانش را بگوییم. بگوییم جوان نترس! عوامل نگرانی و ترس یک جوان چند چیز است که درمانش در قرآن می باشد:

  1. یکی نگرانی از لغزش های گذشته است وقتی یاد اشتباهات گذشته می افتد عامل نگرانی می شود که درمان آن توبه است. توبه یکی از عواملی است که به انسان امید می دهد، «و بالشباب توبة و الإنابة» «ان الحسنات یذهبن السیئات»
  2. یکی دیگر از عوامل نگرانی احساس تنهایی است چون تنهاست احساس نگرانی می کند. درمانش حضور خداوند در صحنة ذهنش «إن الله معنا، ألم یعلم بأن الله یری، هو معکم أینما کنتم» هر جا باشی خدا با تو هست تنها نیستی.
  3. یکی دیگر از عوامل احساس پوچی است این عامل ترس و نگرانی از آینده است در فرهنگ قرآن هیچ چیز پوچ و بیهوده نیست، یکی را ده تا پاداش می دهم «من جاء بالحسنة فله عشر امثالها» اگر تو در صراط مستقیم بودی من به نفس کشیدن تو هم پاداش می دهم. «انبتت سبع سنابل فی کل سنبلة مئة حبة»
  4. یکی دیگر از عوامل نگرانی نرسیدن به کارهای متعدد است، زیرا کارهای متعدد دارد به اینها نمی رسد نگران می شود، در فرهنگ قرآن می گوید الویت بندی کن آنکه مهمتر است انجام بده «لایکلف الله نفسا الا وسعها» خدا در حد توانت از تو می خواهد.
  5. یکی دیگر اینکه نمی تواند همه را راضی کند در فرهنگ دین ما موظف به انجام وظیفه ایم ما موظف به راضی کردن خداییم «الهی رضا بقضائک» نه اینکه دیگران را راضی کنیم خدا که راضی بشود همه هم از دست ما راضی نباشد خداوند آنها را راضی می کند.
  6. یک عامل دیگر نگرانی از سرنوشت است نمی داند سرنوشتش چه می شود آیندة من ازدواج و شغل و فرزند و زندگی من چه می شود، ما نباید نگران سرنوشتمان باشیم باید کارها را طوری که خدا خواسته انجام بدهیم مأمور به انجام وظیفه هستیم وظیفه را درست انجام بدهیم بقیه را واگذار کنیم به خدا «أفوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد» دو اتفاق مهم در زندگی هر آدمی پیش می آید که از این دو مهمتر نیست و اختیارش دست خداست تولد و مرگ.
  7. بدنبال مطرح شدن است، صفات شایسته و اخلاق نیکو و توفیقات را بگویید و نام ببرید.
  8. نیاز به تعالی و بلندپروازی دارد،
  9. از مسخره شدن بشدت متنفر است، اگر چیزی بگوییم که احساس کند مسخره اش می کنیم دیگر عوامل جذب کردن همه از بین می رود.
  10. احساسات فوق العاده حساسی دارد ما هم احساس داریم ولی حساس نیست، احساس جوان خیلی حساس است.
  11. عدم آگاهی از تغییرات روانی، خودش خبر ندارد که دائماً تغییر می کند.
  12. باید او را دعا کرد، چون در حالت شدید تغییر است باید دعا کرد والا دست به کارهای شدید می زند.
  13. شکست پذیر است، بعضی وقتها بزرگها هستند طرف میلیاردر است چونکه پنجاه میلیونش از دست رفته سکته کرد. ولی جوان شکست پذیر است.
  14. تفکر انتقادی دارد، بخاطر شکوفایی فکرش دائما انتقاد می کند از دیگران.

در انتقاد از جوانها باید چند نکته را رعایت کرد:

  1. ـ با بیان نکات مثبتش انتقاد او را شروع کنیم.
  2. ـ اگر عیب و نقصی دارد از خودش راه حل بخواهیم هر نوع راه حلی بدهد متناسب با ویژگی روحی خودش است. «ان الانسان علی نفسه» خودش می داند کیست؟
  3. ـ به او بگویید که آنچه به نظر شما می رسد این است راهکار خودمان را به او نسبت بدهیم.

  4. ـ جدا دانستن عمل مسلمانان از اسلام را برایش بگوییم.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

 

جدیدترین ها در این موضوع

  پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
 معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
 مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
 بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
 معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".

پر بازدیدترین ها

  پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
 بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
 معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
 مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
 معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
Powered by TayaCMS