مدیریت خانواده در اسلام(2)

مدیریت خانواده در اسلام(2)

۲) برنامه ریزی

به طور کلی،برنامه ریزی یعنی اتخاذ روش هایی که ما را به بهترین نتیجه مطلوب برساند. به عبارت دیگر، «برنامه ریزی متضمن تعیین هدف ها و مقاصد

سازمان و تهیه ی نقشه و برنامه کار است. برنامه ها نشان می دهند که هدف ها چگونه باید تحقق یابند» (هرسی و بلانچارد؛ ۱۳۷۵، ۱۴). این عامل در هر فرایند مدیریتی نقش بزرگی برعهده دارد. حضرت علی (ع) در اهمیت این عامل مهم فرموده اند: «امارات الدّول انشاء الحیل»؛ یعنی، بقای مناصب و دولت ها مربوط به برنامه ریزی و چاره اندیشی در امور می باشد (محمدی ری شهری،۱۳۲، ۲ /۵۵۱).

مدیریت صحیح خانواده بدون برنامه ریزی های دقیق و همه جانبه امکان پذیر نمی باشد.بنابراین،توجه به این نکته یکی از مهم ترین راه کارهای مدیریت خانواده محسوب می شود. ائمه معصومین (ع) نکات بسیار ارزشمندی در نحوه ی برنامه ریزی در فرایند مدیریت خانواده گوش زد کرده اند که در ادامه ی مقاله به چند مورد از آنها اشاره می شود:

۲-۱) برنامه ریزی زمانی

مدیریت زمان در مسائل فردی و اجتماعی اهمیت بسیاری دارد. فردی که در وهله ینخست برنامه ریزی زمانی مناسبی برای فعالیت های شخصی خود نداشته باشد توان مندی اداره برنامه ها و امور موظف خود را در نهادهای اجتماعی نخواهد داشت. به طور کلی، تنظیم اوقات از دستورات مؤکد ائمه معصومین (ع) است که نحوه ی این کار در سیره ی آن بزرگواران (ع) به خوبی قابل مشاهده است. امام حسین (ع) در این باره فرموده اند:«از پدرم (ع) درباره وضع ورود حضرت رسول (ص) سؤال کردم، پدرم فرمودند: وضع ورود آن حضرت برای خودشان مجاز بود، وقتی به منزل می رفتند وقت خود را سه قسمت می کردند، یک قسمت برای خداوند- تبارک و تعالی- و یک قسمت برای خانواده و یک قسمت نیز برای خود، سپس قسمت خود را بین خود و مردم تقسیم می کردند، و اول خواص وارد می شدند و پس ازآن سایر مردم و چیزی از آن را نسبت به ایشان دریغ نمی فرمودند (شیخ صدوق، ۱۳۷۲، ۱ /۶۳۹). همان

طور که مشاهده می شود،هیچ یک از مسائل مربوط به ابعاد وجودی انسان (یعنی مسائل شخصی، خانوادگی و اجتماعی) در این زمان بندی از نظر غافل نمی ماند. البته،کاملاً واضح است که تقسیم بندی زمانی همیشه به صورت برابر و مساوی نسبت به همه ی امور انجام نمی گیرد، بله با توجه به اهمیت و ضرورت مسائل مختلف در زندگی می توان زمان های مختلفی را به هریک از این بخش ها اختصاص داد.

تقسیم بندی اوقات خانواده برای اجتماع صمیمانه اعضای خانواده، هم فکری و هم یاری با اعضای خانواده و رفع و رجوع مشکلات،دید و بازدید و صله رحم، شرکت در مراسم فامیلی، تفریحات و مسافرت ها و.. باید به نحو احسن صورت گیرد. در این موارد نیز روایات متعددی وجود دارد. به عنوان نمونه،امام رضا (ع) فرموده اند. کوشش کنید اوقات روز شما چهار ساعت باشد: ساعتی برای عبادت و خلوت با خدا، ساعتی برای تأمین معاش، ساعتی برای آمیزش و مصاحبت برادران مورد اعتماد و کسانی که شما را به عیوبتان واقف می سازند و در باطن نسبت به شما خلوص و صفا دارند و ساعتی را به تفریحات و لذائذ خود اختصاص دهید و از مسرّت و نشاط ساعت تفریح نیروی انجام وظایف ساعت دیگر را تأمین نمایید (مجلسی، ۱۳۶۳، ۱۷ /۲۰۸).

۲-۲)برنامه ریزی اقتصادی

تأمین معاش خانواده و مدیریت منابع مالی یکی ازمهم ترین وظایف و نقش ها در مدیریت خانواده است. این وظیفه بسته به شرایط مختلف می تواند بر عهده هریک از اعضای خانواده باشد، اما به طور معمول مردها ایفاگر چنین نقشی هستند. در هر صورت، از دید اسلام اجر و منزلت بسیار بالایی برای انجام صحیح این وظیفه توصیف شده است. در روایتی از امام رضا (ع) داریم: آن کس که در پی به دست آوردن مال بیش است تا با آن کفاف زندگی خانواده خود را فراهم آورد، اجرا او از کسی که درراه خدا جهاد می کند بالاتر است (حکیمی،۱۳۸۰، ۵ /۳۶).

البته،هرچند که تأمین معاش خانواده بسیار مهم است،اما،مصرف مدبرانه و صحیح درآمدهای خانواده از اهمیت بیشتری برخورداراست.هزینه ها و مخارج خانواده باید به دقت هرچه تمام براساس میزان درآمد خانواده و نیازهای حال و آینده آن مدّنظر قرار گیرند. گاهی باید برای یک هزینه ضروری تر در هزینه های دیگر صرفه جویی کرد و گاهی نیز باید از پس انداز برای رفع مشکلات استفاده کرد. به هرحال، رعایت حدّ تعادل و دوری از اسراف و اقتار (تنگ گیری در خرج و مصرف)دراین باره بسیار ضروری است. در این خصوص، روایات متعددی وجود دارد. به عنوان نمونه، از امام رضا (ع) روایتی بدین مضمون نقل شده است: عبّاسی راوی حدیث می گوید: از امام رضا (ع) برای خرج خانواده اجازه خواستم، فرمود: «میان دو حدّ ناپسند باشد»؛ گفتم : فدایت شویم، سوگند به خدا، نمی دانم دو حدّ ناپسند کدام است. فرمود: «خدایت بیامرزاد، آیا نمی دانی که خدای بزرگ اسراف و اقتار(تنگ گیری در خرج و مصرف) هر دو را مکروه و ناپسند خوانده است». آنگاه این آیه را خواند: (بندگان خدای رحمان) کسانی هستند که چون خرج کنند، نه اسراف کنند،نه تنگ چشمی نشان دهند، و میان این (دو حالت)، حدّ قوام (معتدل) خواهد بود (حکیمی، ۱۳۸۰، ۴ /۳۲۸).

امام رضا (ع) در جایی دیگر فرموده اند: «سزاواراست که مؤمن در زمستان از خوراک خانواده اش کم کند و بر چوب و زغال و وسیله گرم کننده آنها بیفزاید» (حرالعاملی، ۱۳۶۷، ۱۵ /۲۴۹). این توصیه تأکید بر مدیریت صحیح منابع مالی خانواده دارد که بسته به شرایط و مواقع مختلف می توان برداشت های مفیدی از آن داشت.

همچنین،درروایت مفصلی از امام صادق (ع) توضیحات جالب توجهی درباره ی نیازمندی ها و مخارج خانواده (تحت عنوان حق زن بر همسرش) و نحوه ی مدیریت اقتصادی درآمدها وجود دارد: شهاب بن عبد ربّه می گوید: به امام صادق (ع) گفتم: حق زن بر همسرش چیست؟ فرمود: باید غذای او را تأمین کند، و به او لباس دهد، و با او ترش رویی نکند،چون چنین نکند، به خدا سوگند

که حقّ او را ادا کرده است. گفتم: روغن چه؟ فرمود: یک روز در میان. گفتم: گوشت؟ فرمود: هر سه روز یک بار، یعنی هر ماه ده بار، نه بیش از این. گفتم: رنگ مو (حنا، روناس)؟ فرمود: هر شش ماه یک بار؛و لازم است که در هر سال چهار لباس برای او فراهم آورد: دو برای تابستان و دو برای زمستان، و شایسته نیست که خانه خود را از سه چیز خالی گذارد: روغن سر و سرکه و روغن زیتون. و روزی آنان به وزن یک مدّ باشد که من خوراک خود و عیالم را با همین اندازه قوت برگزار می کنم، که هریک از آنان سهم خود را بر می گیرد، اگر بخواهد خود می خورد، و اگر بخواهد به دیگری می بخشد، یا به صدقه می دهد، و از میوه های مورد استفاده عموم باید برای نان خوران خود بخرد (حکیمی، ۱۳۸۰، ۶ /۲۰۷).

تأمل و دقت نظر در این روایت اهمیت برنامه ریزی اقتصادی در خانواده را بر ما آشکار می کند.البته،باید توجه داشت که برخی نکات جزیی این دستورات صرفاً مختص زمان و مکان خاصی بوده است و رعایت مضامین کلی این نوع روایات (با تطبیق آنها با شرایط زمان و مکان خود) نیاز به تأمل بیشتری دارد.

به طور کلی، تأمین آسایش و رفاه خانواده نباید دور از نظر بماند و سخت گیری در این خصوص کاملاً مذموم و ناپسند می باشد. امام سجاد (ع) فرموده اند: پسندیده ترین شما در نزد خدا، آن کس است که رفاه بیشتری برای اهل و عیال خود فراهم آورد (حکیمی، ۱۳۸۰، ۶ /۲۰۶).

همچنین،توجه به شرایط خاص (مانند اعیاد) نیز ازاین جمله هستند. امام صادق (ع) در حدیثی اشاره داشته اند: به هنگام عید طعام بیشتری برای خانواده فراهم آورد،و ازچیزهایی که در روزهای معمولی نمی خریده است بخرد (حکیمی، ۱۳۸۰، ۶/ ۲۰۸). امیرالمومنین (ع) نیز فرموده اند: هرشب جمعه با میوه، نزد خانواده های تان بیایید. (غفاری ساروی، ۱۳۵، ۱۳۸) امام صادق (ع) نیز فرموده اند: هر میوه ای که همگانی شود، مرد باید از آن برای خانواده خویش بخرد (حکیمی، ۱۳۸۰، ۶/ ۲۰۶).

همان طور که اشاره گردید،افراط و تفریط در این خصوص به شدت نهی شده است. ائمه ی معصومین (ع) در دعاهای شان از انواع گناهان به ذات اقدس الهی پناه می بردند،اما تفسیر وتوضیح یکی از آن ادعیه در روایتی از امام زین العابدین (ع) نقل شده است. ایشان درباره ی یکی از این گناهان اشاره شده در آن دعا فرموده اند: گناهانی که موجب پرده دری می گردند عبارتند از قرض کردن با این نیت که نپردازد، در مخارج زندگی زیاده روی نمودن، در پرداخت مخارج زندگی خانواده و فرزندان و نزدیکان بخل ورزیدن،بد اخلاقی، کم طاقتی، بی قراری و تنبلی و دینداران را خوار دانستن (غفاری ساروی، ۱۳۷۵، ۳۵۰).

۲-۳) برنامه ریزی فرهنگی

همان طور که برنامه ریزی اقتصادی در خانواده اهمیت دارد و تأمین معاش و امنیت خانواده باید مورد توجه قرار گیرد، برنامه ریزی های فرهنگی نیز برای تأمین سلامت و امنیت روانی و عاطفی اعضای خانواده بسیار مهم است. تمام اعضای خانواده باید برای خود برنامه های فرهنگی داشته باشند و دراین راه به یکدیگر کمک کرده و سعی در رشد و اعتلای عمومی خانواده خود داشته باشند. بنابراین، روابط تربیتی و عاطفی به هیچ عنوان یک سویه و از بالا به پایین نخواهد بود،بلکه والدینی می توانند مربیان خوبی برای فرزندان خود باشند که در وهله ی نخست،رشد اخلاقی و معنوی خود را مدّ نظر داشته باشند. البته، نحوه ی پیاده سازی چنین دیدگاهی نیازمند مدیریتی مدّبرانه و دقیق است.

یکی از مهم ترین فعالیت های فرهنگی که در یک خانواده اسلامی باید بدان توجه شود، دعوت اعضای خانواده به ایمان و عمل به وظایف و تکالیف دینی است. خداوند کریم فرموده اند: ای کسانی که ایمان آورده اید خود و خانواده ی خویش را از آتشی که هیزم آن انسان ها و سنگ هاست نگه دارید؛ آتشی که فرشتگانی برآن گمارده شده که خشن و سخت گیرند و هرگز فرمان خدا را

مخالفت نمی کنند و آنچه را فرمان داده شده اند (به طور کامل) اجرا می نمایند (تحریم، ۶). همچنین،درجایی دیگر فرموده اند: خانواده خود را به نماز فرمان ده؛ و بر انجام آن شکیبا باش؛ از تو روزی نمی خواهیم؛ (بلکه) ما به تو روزی می دهیم؛ و عاقبت نیک برای تقواست! (طه، ۱۳۲). در روایتی آمده است که سلیمان بن خالد گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: «من خانواده ای دارم که از من شنوایی دارند. آنها را به امر امامت دعوت کنم؟ آری خداوند عزّ و جلّ در کتابش می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید؟ خود و خاندان خود را از آتشی که آتش گیره ی آن مردم و سنگ است برکنار دارید» (کلینی، بی تا، ۳ /۳۰۱). البته، همان طور که اشاره شد این دعوت همیشه به صورت امری و مستقیم نیست، بلکه میزان پای بندی بزرگترهای خانواده به اخلاق و شرایع نسبت به وظایف دینی خود کوتاهی یا سهل انگاری می کنند نباید رعایت چنین مواردی را از فرزندان خود انتظار داشته باشند. پس دعوت به اعضا و جوارح (در مقابل دعوت زبانی) ازاهمیت بیشتری برخوردار است.

همچنین، گنجاندن برنامه های متنوع فرهنگی درفهرست فعالیت های روزانه (مانند شرکت در مراسم نماز جماعت مسجد یا مطالعه ی روزانه)، هفتگی (مانند شرکت در مجالس و مراسم مذهبی یا ملاقات با اولیای تربیتی مدرسه ی فرزندان مان)، ماهانه (مانند خرید کتاب و نرم افزارهای آموزشی و فرهنگی یا رفتن به مراکز فرهنگی مثل سینما) و سالانه (مانند مسافرت های زیارتی) خانواده می تواند نقش بسیار مهمی در اعتلای سطح فرهنگی و معنوی خانواده داشته باشد.

مسائل تربیتی فرزندان نیز در تمامی مراحل آن (پیش از انعقاد نطفه تا تولد و رشد فرزند در سنین مختلف) باید مدّ نظر قرار گرفته و والدین برنامه های خاصی را بدین امر اختصاص دهند.

تنظیم خانواده اولین نکته مهمی است که باید بدان توجه گردد. بی تردید،

آیین اسلام، بلکه تمامی ادیان آسمانی، پیروان خود را به افزایش جمعیت با ایمان و شایسته،به اندازه ای که در توان آنان باشد، فرا می خوانند. اما، فراهم نمودن شرایط و لوازم فرزند آوری و زمینه سازی مادی و معنوی رشد و تربیت فرزند از اهمیت بسزایی برخوردار است.

از سوی دیگر، توجه به همه ی ابعاد رشد فرزندان در زمینه های جسمانی، شناختی، عاطفی و اجتماعی ضرورت برنامه ریزی همه جانبه ای را برای ما روشن می سازد. ائمه ی معصومین (ع) دستورات مؤکدی در این باره دارند. توجه به نوع غذاهای فرزندان،گفتگوی مهربانانه و دل سوزانه با فرزندان، نگاه مهربانانه به آنها و دست کشیدن برسرشان، بوسیدن و در آغوش کشیدن فرزندان، بازی با کودکان، دوری از ابراز خشم نسبت به آنها، رعایت عدالت و مساوات در برخورد عاطفی با فرزندان و… ازجمله مواردی است که برای هریک از آنها احادیث و روایات متعددی نقل شده است (سالاری فر، ۱۳۸۵، ۸۴-۸۱) .

منبع:نشریه اندیشه حوزه ،شماره ۷۸-۷۷

علی توحیدی نژاد

http://alitohidi.blogfa.com

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

 

جدیدترین ها در این موضوع

مهمان خدا

مهمان خدا

ما هميشه خود را ميهمان خدا مي بينيم . ” هميشه ! يعني اينكه ماها هميشه و هميشه ، حداقل اون حالي رو كه در مهماني هاي با مردم داريم ، در زندگي مون نسبت به خدا داريم . ما دو راه داريم : راه اول اينكه : در اين زماني كه زنده هستيم و در اين كره زمين زندگي مي كنيم ، با وسواس و سختگيري به خودمون چه در مسائل مادي و چه مسائل معنوي ، با تكلف و ناراحتي و سختي يك زندگي سخت رو داشته باشيم و..
از خود تا خدا (قسمت نهم)

از خود تا خدا (قسمت نهم)

من دنيا رو به دلم نبستم ، هروقت هم دلم خواست رهاش مي كنم . پس رمز دل نبستن به دنيا اينه كه انسان وابسته نباشه .
از خود تا خدا (قسمت ششم)

از خود تا خدا (قسمت ششم)

خواجه نصيرالدين توسي از كساني بود كه خيلي اعتقاد داشت بايد خدا رو از طريق عقل شناخت . هر كسي از راه مي رسيد ازش سؤال مي كرد : آقا ! من مي گم خدا نيست ، نظر تو چيه ؟ خيلي بحث مي كرد ، به يه بيابوني رسيد ديد يه پيرمرد خاركني بيل مي زنه ، هر بيلي كه مي زد مي گفت : يا الله . بهش گفت : ببخشيد پدرجان ! اگه يه كسي بگه : خدا نيست ، تو چكار مي كني ؟ گفته بود : كي گفته ؟! ـ حالا اگه يه نفر پيدا بشه و بگه خدا نيست ! گفت : همچين با اين بيل مي زنم تو سرش كه مُخش بياد تو دهنش !
از خود تا خدا (قسمت پنجم)

از خود تا خدا (قسمت پنجم)

خيلي ها اومدند در مورد خلقت ، چيزهايي گفتند ، يه عده گفتند :‌ هدف از خلقت اين هست كه ماها عبادت كنيم و به بهشت برسيم . يه عده گفتند : مثلاً خدا مي خواست نشون بده چقدر قويه ، چقدر قادره ، چقدر رحيمه ، چقدر كريمه ، يه محيطي فراهم كرد كه تو اين محيط اينها رو ثابت كنه ! اون روايتي كه مي گه : خداوند فرمود ” كُنْتُ كَنْزَاً مَخْفِيّاً ” من يه گنج مخفي بودم . مردم و ‌همه موجودات را خلق كردم براي اينكه بفهمند من چي هستم و كشف بشم . اون يه بحث جداگانه است .
از خود تا خدا (قسمت چهارم)

از خود تا خدا (قسمت چهارم)

ارزش مؤمن : بعضي وقتها با خودم فكر مي كنم كه آيا اونهايي كه ايمان مي آورند و مخصوصاً‌ جوان تر هستند ، آيا مي توانند در سيلابهاي مختلف خودشون رو حفظ كنند ؟ و آيا واقعاً توقع بي جايي نيست كه ما فكر كنيم برادر و خواهر جوانمان با يكي دو ساعت پاي منبر نشستن ديگه اونقدر قوي بشه كه بتونه وارد يك جامعه خيلي خيلي فاسدي بشه كه اصلاً از همة در و ديوارش فساد مي باره ، و اينكه بتواند خودش را حفظ كند . آيا اين توقع زيادي نيست ، ارزشهايي كه با خون ، جنگ ، باروت ، بدبختي ، به دل ما نشسته ، جوانهاي امروز با چند تا منبر و سخنراني و خاطره به اينها برسند ؟

پر بازدیدترین ها

از خود تا خدا (قسمت اول)

از خود تا خدا (قسمت اول)

براي ارتباط با خداوند مراقب باش . ارتباطت با خداوند يه ارتباطي باشه كه خودت خجالت نكشي . بعضي وقتها خدا به بنده ها ايراد مي گيره ، مي گه : بندة من ! خودت رو مسخره كردي ؟! مثلاً مي گه : چي شده ؟ خدا مي گه : ما هر وقت تو رو ديديم اومدي در خونة ما قيافه ات مثل گداها بوده ، ” بده در راه خدا ! ” من مگه گدا خونه باز كردم ؟! من تو رو براي معارف عاليه خلق كردم .
آرمان‏های انقلاب

آرمان‏های انقلاب

خلاصه سخنرانی | آرمان‏های انقلاب انقلاب هم شیرینی دارد و هم سیلی. ما اگر در شرایط سخت انقلاب و شکنجه و خفقان بودیم، آیا واقعاً دیندار می ماندیم ؟! * انقلاب ما انقلاب در مادیات نبود،انقلاب در معنویات و ارزش ها بود.
از خود تا خدا (قسمت چهارم)

از خود تا خدا (قسمت چهارم)

ارزش مؤمن : بعضي وقتها با خودم فكر مي كنم كه آيا اونهايي كه ايمان مي آورند و مخصوصاً‌ جوان تر هستند ، آيا مي توانند در سيلابهاي مختلف خودشون رو حفظ كنند ؟ و آيا واقعاً توقع بي جايي نيست كه ما فكر كنيم برادر و خواهر جوانمان با يكي دو ساعت پاي منبر نشستن ديگه اونقدر قوي بشه كه بتونه وارد يك جامعه خيلي خيلي فاسدي بشه كه اصلاً از همة در و ديوارش فساد مي باره ، و اينكه بتواند خودش را حفظ كند . آيا اين توقع زيادي نيست ، ارزشهايي كه با خون ، جنگ ، باروت ، بدبختي ، به دل ما نشسته ، جوانهاي امروز با چند تا منبر و سخنراني و خاطره به اينها برسند ؟
No image

دعای ماه رجب یامن ارجوه

از خود تا خدا (قسمت ششم)

از خود تا خدا (قسمت ششم)

خواجه نصيرالدين توسي از كساني بود كه خيلي اعتقاد داشت بايد خدا رو از طريق عقل شناخت . هر كسي از راه مي رسيد ازش سؤال مي كرد : آقا ! من مي گم خدا نيست ، نظر تو چيه ؟ خيلي بحث مي كرد ، به يه بيابوني رسيد ديد يه پيرمرد خاركني بيل مي زنه ، هر بيلي كه مي زد مي گفت : يا الله . بهش گفت : ببخشيد پدرجان ! اگه يه كسي بگه : خدا نيست ، تو چكار مي كني ؟ گفته بود : كي گفته ؟! ـ حالا اگه يه نفر پيدا بشه و بگه خدا نيست ! گفت : همچين با اين بيل مي زنم تو سرش كه مُخش بياد تو دهنش !
Powered by TayaCMS