امام شناسی حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)

امام شناسی حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)

امام شناسی حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)

نویسنده:جواد خرمی
شناخت امام و امامت از مهم‌ترین مسائلی است که در قرآن و منابع روایی بدان اشاره شده است. قرآن کریم مقام امامت را بالاتر از نبوت دانسته؛ لذا به حضرت ابراهیم(علیه السلام) بعد از مقام ـ نبوت به عنوان ترفیع درجه ـ مقام امامت عطا می‏شود...

غصهٔ غصب خلافت

حضرت زهرا(سلام الله علیها) نه تنها امامت علی(علیه السلام) را شناخت و آن را ابراز کرد؛ بلکه در اوج غصه های خود که رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) بود، غصهٔ اصلی اش این بود که خلافت علی(علیه السلام) غصب شده است.
ام سلمه می گوید: خدمت حضرت زهرا(سلام الله علیها) رسیدم و پرسیدم: ای دختر رسول خدا! شب را چگونه صبح کردی؟ (حالت چگونه است؟) فرمود: «اَصْبَحْتُ بَیْنَ کَمَد وَ کَرْب فُقِدَ النَّبِیُّ وَ ظُلِمَ الوَصِیُّ هُتِکَ وَ اللهِ حِجَابُهُ...؛ (40)صبح کردم در میان حزن شدید و اندوه عظیم، در حالی که پیامبر از دست رفته، و وصی او مظلوم واقع شده و سوگند به خدا! پرده [حشمت و عظمت] او دریده و نابود شده است....»

وصیت حضرت فاطمه(سلام الله علیها) دربارهٔ غاصبان خلافت
حضرت در تداوم مبارزه منفی و حمایت از امامت امام خویش در کاغذی نوشت: «لَا تُصَلِّی عَلَیَّ اُمَّةٌ نَقَضَتْ عَهْدَ اللهِ وَ عَهْدَ اَبِی رَسُولُ اللهِ(صلی الله علیه و آله) فِی اَمِیرِ المُومِنِینَ عَلِیٍ(علیه السلام)...؛ (41) امتی که عهد و پیمان خدا و پیامبرش(صلی الله علیه و آله) را در [ولایت و رهبری] امیرمؤمنان، علی(علیه السلام) شکستند، حق ندارند بر من نماز بگذارند.»

دفاع از امام تا پای جان
حضرت فاطمه(سلام الله علیها) امام خویش را شناخت و هم با گفتار خویش از او حمایت کرد و هم تا پای جان در مقابل دشمنان امام ایستاد و سرانجام جان خویش را فدا کرد و شهید راه امامت شد. آن حضرت در لحظهٔ غمباری که علی(علیه السلام) را با زور به طرف مسجد می بردند، فریاد کشید: «وَ اللهِ لَا اَدَعُکُم تَجُرُّونَ اِبْنِ عَمِّی ظُلْماً...؛ (42) به خدا سوگند! نمی گذارم پسر عمویم را ظالمانه بکشانید.»
از آنچه بیان داشتیم، به خوبی به دست آمد که حضرت فاطمه(سلام الله علیها) از آغاز امام خویش امیرمؤمنان علی(علیه السلام) را شناخت و در موارد مختلف از امامت او تبلیغ کرد و با غاصبان خلافت او درگیر شد و تا پای جان از مقام امامت علی(علیه السلام) دفاع کرد.
اگر این نتیجه را با آنچه در بخش اول بیان گشت، همراه کنیم که «هر کس امام خویش را نشناخت، به مرگ جاهلی از دنیا رفته است.» نتیجهٔ گران سنگی به دست می آید که می تواند تاریخ اسلام را عوض کند و باید کسانی که چنین امامی را نشناختند، به تاریخ اسلام و بشریت جواب دهند و از چنین انحرافی در پیشگاه الهی عذر تقصیر بیاورند.
آن روز تمام آسمان نیلی بود                بر دوش علی بیعت تحمیلی بود

وقتی ثمر باغ فدک قسمت شد            ای وای که سهم فاطمه سیلی بود

  پی نوشت :
40) بحار الانوار، ج43، ص175؛ فرهنگ سخنان فاطمه(س)، ص147؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 2، ص205.
41) بحار الانوار، ج43، ص204؛ فرهنگ سخنان فاطمه(س)، ص213؛ علل الشرایع، ج1، ص176.
42) فرهنگ سخنان فاطمه(س)،ص 106و شبیه آن در بحار الانوار، ج43، ص47، ح46.
منبع : کتاب حضرت زهرا(سلام الله علیها) / معاونت تبلیغ و آموزشهای کاربردی حوزه علمیه قم/ چاپ اول-1390 .

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

 

جدیدترین ها در این موضوع

میزان حسنات

میزان حسنات

مهمان خدا

مهمان خدا

ما هميشه خود را ميهمان خدا مي بينيم . ” هميشه ! يعني اينكه ماها هميشه و هميشه ، حداقل اون حالي رو كه در مهماني هاي با مردم داريم ، در زندگي مون نسبت به خدا داريم . ما دو راه داريم : راه اول اينكه : در اين زماني كه زنده هستيم و در اين كره زمين زندگي مي كنيم ، با وسواس و سختگيري به خودمون چه در مسائل مادي و چه مسائل معنوي ، با تكلف و ناراحتي و سختي يك زندگي سخت رو داشته باشيم و..
از خود تا خدا (قسمت نهم)

از خود تا خدا (قسمت نهم)

من دنيا رو به دلم نبستم ، هروقت هم دلم خواست رهاش مي كنم . پس رمز دل نبستن به دنيا اينه كه انسان وابسته نباشه .
از خود تا خدا (قسمت ششم)

از خود تا خدا (قسمت ششم)

خواجه نصيرالدين توسي از كساني بود كه خيلي اعتقاد داشت بايد خدا رو از طريق عقل شناخت . هر كسي از راه مي رسيد ازش سؤال مي كرد : آقا ! من مي گم خدا نيست ، نظر تو چيه ؟ خيلي بحث مي كرد ، به يه بيابوني رسيد ديد يه پيرمرد خاركني بيل مي زنه ، هر بيلي كه مي زد مي گفت : يا الله . بهش گفت : ببخشيد پدرجان ! اگه يه كسي بگه : خدا نيست ، تو چكار مي كني ؟ گفته بود : كي گفته ؟! ـ حالا اگه يه نفر پيدا بشه و بگه خدا نيست ! گفت : همچين با اين بيل مي زنم تو سرش كه مُخش بياد تو دهنش !
از خود تا خدا (قسمت پنجم)

از خود تا خدا (قسمت پنجم)

خيلي ها اومدند در مورد خلقت ، چيزهايي گفتند ، يه عده گفتند :‌ هدف از خلقت اين هست كه ماها عبادت كنيم و به بهشت برسيم . يه عده گفتند : مثلاً خدا مي خواست نشون بده چقدر قويه ، چقدر قادره ، چقدر رحيمه ، چقدر كريمه ، يه محيطي فراهم كرد كه تو اين محيط اينها رو ثابت كنه ! اون روايتي كه مي گه : خداوند فرمود ” كُنْتُ كَنْزَاً مَخْفِيّاً ” من يه گنج مخفي بودم . مردم و ‌همه موجودات را خلق كردم براي اينكه بفهمند من چي هستم و كشف بشم . اون يه بحث جداگانه است .

پر بازدیدترین ها

No image

سخنرانی استاد رفیعی با عنوان ویژگیهای دوران جوانی و جوانان

سخنرانی استاد رفیعی با عنوان ویژگیهای دوران جوانی و جوانان در رابطه با موضوع اخلاق در این قسمت قرار دارد.
حضور قلب در نماز

حضور قلب در نماز

نعمت هاي معنوي

نعمت هاي معنوي

Powered by TayaCMS