عبادت یعنی آنطور که خدا می خواهد نه خودت

عبادت یعنی آنطور که خدا می خواهد نه خودت

    عبرت گرفتن از کار ابلیس

    الإمامُ عليٌّ عليه السلام: فاعتَبِرُوا بما كانَ مِن فِعلِ اللَّهِ بِإبليسَ؛ إذ أحبَطَ عَمَلَهُ الطَّويلَ وجَهدَهُ الجَهِيدَ (الجميلَ) وكانَ قد عَبَدَ اللَّهَ سِتَّةَ آلافِ سَنَةٍ، لايُدرى‏ أمِن سِني الدُّنيا أم مِن سِني الآخِرَةِ عن كِبْرِ ساعَةٍ واحِدَةٍ.

    امام على عليه السلام: از كارى كه خدا با ابليس كرد عبرت بگيريد؛ چه، كار دراز مدت و كوشش‏هاى توان‏فرساى او را، به سبب لحظه‏اى تكبر، باطل ساخت. او شش هزار سال خدا را پرستش كرده بود كه معلوم نيست آيا از سالهاى دنياست يا از سالهاى آخرت.[1]

    آن‏گونه كه‏ خودم مى‏ خواهم، اطاعت شوم

    الإمامُ الصّادقُ عليه السلام: أمَرَ اللَّهُ إبليسَ بالسُّجودِ لِآدَمَ، فقالَ: يا ربِّ وعِزَّتِكَ إن أعفَيتَني مِن السُّجودِ لآدَمَ لَأعبُدَنَّكَ عِبادَةً ما عَبَدَكَ أحَدٌ قَطُّ مِثلَها، قالَ اللَّهُ جَلَّ جلالُهُ: إنّي‏ احِبُّ أن اطاعَ مِن حيثُ ارِيدُ.

    امام صادق عليه السلام: خداوند به ابليس دستور داد بر آدم سجده كند. او گفت: پروردگارا! سوگند به عزّتت، اگر مرا از سجده بر آدم معاف دارى، تو را چنان پرستشى كنم كه هرگز كسى مانند آن تو را نپرستيده باشد. خداوند، جلّ جلاله، فرمود: من دوست دارم آن‏گونه كه‏ خودم مى‏ خواهم، اطاعت شوم.[2]

منابع:

  1. نهج البلاغة: الخطبة 192.
  2. بحار الأنوار: 63/ 250/ 110.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

 

جدیدترین ها در این موضوع

میزان حسنات

میزان حسنات

مهمان خدا

مهمان خدا

ما هميشه خود را ميهمان خدا مي بينيم . ” هميشه ! يعني اينكه ماها هميشه و هميشه ، حداقل اون حالي رو كه در مهماني هاي با مردم داريم ، در زندگي مون نسبت به خدا داريم . ما دو راه داريم : راه اول اينكه : در اين زماني كه زنده هستيم و در اين كره زمين زندگي مي كنيم ، با وسواس و سختگيري به خودمون چه در مسائل مادي و چه مسائل معنوي ، با تكلف و ناراحتي و سختي يك زندگي سخت رو داشته باشيم و..
از خود تا خدا (قسمت نهم)

از خود تا خدا (قسمت نهم)

من دنيا رو به دلم نبستم ، هروقت هم دلم خواست رهاش مي كنم . پس رمز دل نبستن به دنيا اينه كه انسان وابسته نباشه .
از خود تا خدا (قسمت ششم)

از خود تا خدا (قسمت ششم)

خواجه نصيرالدين توسي از كساني بود كه خيلي اعتقاد داشت بايد خدا رو از طريق عقل شناخت . هر كسي از راه مي رسيد ازش سؤال مي كرد : آقا ! من مي گم خدا نيست ، نظر تو چيه ؟ خيلي بحث مي كرد ، به يه بيابوني رسيد ديد يه پيرمرد خاركني بيل مي زنه ، هر بيلي كه مي زد مي گفت : يا الله . بهش گفت : ببخشيد پدرجان ! اگه يه كسي بگه : خدا نيست ، تو چكار مي كني ؟ گفته بود : كي گفته ؟! ـ حالا اگه يه نفر پيدا بشه و بگه خدا نيست ! گفت : همچين با اين بيل مي زنم تو سرش كه مُخش بياد تو دهنش !
از خود تا خدا (قسمت پنجم)

از خود تا خدا (قسمت پنجم)

خيلي ها اومدند در مورد خلقت ، چيزهايي گفتند ، يه عده گفتند :‌ هدف از خلقت اين هست كه ماها عبادت كنيم و به بهشت برسيم . يه عده گفتند : مثلاً خدا مي خواست نشون بده چقدر قويه ، چقدر قادره ، چقدر رحيمه ، چقدر كريمه ، يه محيطي فراهم كرد كه تو اين محيط اينها رو ثابت كنه ! اون روايتي كه مي گه : خداوند فرمود ” كُنْتُ كَنْزَاً مَخْفِيّاً ” من يه گنج مخفي بودم . مردم و ‌همه موجودات را خلق كردم براي اينكه بفهمند من چي هستم و كشف بشم . اون يه بحث جداگانه است .

پر بازدیدترین ها

No image

سخنرانی استاد رفیعی با عنوان ویژگیهای دوران جوانی و جوانان

سخنرانی استاد رفیعی با عنوان ویژگیهای دوران جوانی و جوانان در رابطه با موضوع اخلاق در این قسمت قرار دارد.
حضور قلب در نماز

حضور قلب در نماز

نعمت هاي معنوي

نعمت هاي معنوي

Powered by TayaCMS