رسیدن به مقام خشنودی پروردگار

رسیدن به مقام خشنودی پروردگار

    خشنودی خدا

    لقمانُ عليه السلام‏- لابْنِهِ-: يا بُنَيَّ مَن يُرِدْ رِضوانَ اللَّهِ يُسخِطْ نفسَهُ كثيراً، ومَن لا يُسخِطْ نفسَهُ لا يَرضى‏ بهِ..[1]

    لقمان عليه السلام‏- به فرزندش- فرمود: فرزندم! كسى كه خشنودى خدا را بخواهد، نفْس خود را زياد ناخشنود مى‏ كند و هركه نفْس خويش را ناخشنود نكند، خدا را خشنود نسازد.

    خشنودی خدا

    الإمامُ عليٌّ عليه السلام: ‏ثلاثٌ يُبلِغْنَ بالعَبدِ رِضوانَ اللَّهِ: كَثرَةُ الاستِغفارِ، وخَفْضُ الجانِبِ، وكَثرَةُ الصَّدَقَةِ [2]

    امام على عليه السلام: سه چيز است كه بنده را به خشنودى خدا مى‏رساند: استغفار زياد، فروتنى، و صدقه دادن زياد.

    اذیت کردن بدن

    الإمامُ عليٌّ عليه السلام: مَن أسخَطَ بَدَنَهُ أرضى‏ رَبَّهُ، ومَن‏ لَم يُسخِطْ بَدَنَهُ عَصى‏ رَبَّهُ. [3]

    امام على عليه السلام: هركه بدن خود را ناخشنود سازد پروردگارش را خشنود كند و هركه‏ بدن خود را ناخشنود نكند پروردگارش را نافرمانى كرده باشد. .

    چهار چیز در دل چهار چیز نهفته است

    ‏الإمامُ عليٌّ عليه السلام: ‏إنّ اللَّهَ تباركَ وتعالى‏ أخفى‏ أربَعةً في أربَعةٍ: أخفى‏ رِضاهُ في طاعَتِهِ فلا تَستَصغِرَنَّ شيئاً مِن طاعَتِهِ فرُبّما وافَقَ رِضاهُ وأنتَ لا تَعلَمُ ..[3]

    امام على عليه السلام: خداوند تبارك و تعالى چهار چيز را در دل چهار چيز نهفته است: ... خشنودى خود را در طاعتش نهفته است؛ پس هيچ طاعتى از او را خُرد مشمار؛ زيرا، بسا كه آن طاعت با خشنودى خدا همراه باشد و تو بى‏خبر باشى.

    الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلام: إنَّ أرضاكُم عِندَ اللَّهِ أسبَغُكُم على‏ عِيالِهِ.[5]

    امام زين العابدين عليه السلام: همانا مرضى ‏ترين شما نزد خداوند كسى است كه خانواده خود رابيشتر در گشايش و رفاه قرار دهد.

منابع:

  1. بحار الأنوار: 70/ 78/ 13.
  2. بحار الأنوار: 70/ 78/ 13.
  3. بحار الأنوار: 70/ 312/ 11.
  4. الخصال: 209/ 31.
  5. بحار الأنوار: 78/ 136/ 13.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

 

جدیدترین ها در این موضوع

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدايا! تو براى عاشقانت بهترين مونسى

خدايا! تو براى عاشقانت بهترين مونسى

و دلهايشان به جانب تو در غم و اندوه. اگر تنهايى آنان را به وحشت اندازد ياد تو مونسشان شود، و اگر مصائب به آنان هجوم آرد به تو پناه جويند، زيرا مى دانند زمام

پر بازدیدترین ها

دعا در نهج البلاغه

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS