اسماء و صفات فاطمه زهراسلام الله علیها

اسماء و صفات فاطمه زهراسلام الله علیها

اسماء و صفات فاطمه زهراسلام الله علیها

نویسنده: الف . آشوری
براى فاطمه سلام الله علیها نزد خداى متعال نُه اسم است: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا. آنگاه فرمود: معنى و تفسیر فاطمه را می دانى؟ گفتم: آقاى من! شما بفرمایید. فرمود: فاطمه سلام الله علیها را از آن جهت فاطمه گویند که از شر به دور است.»

دربارهٔ حضرت فاطمهٔ زهراسلام الله علیها اسمها، القاب و صفات فراوانی در آیات قرآن و احادیث وارد شده است.

امام صادق علیه السلام فرمود: «لِفَاطِمَةَ تِسْعَةُ أَسْمَاءٍ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَاطِمَةُ وَ الصِّدِّیقَةُ وَ الْمُبَارَکَةُ وَ الطَّاهِرَةُ وَ الزَّکِیَّةُ وَ الرَّضِیَّةُ وَ الْمَرْضِیَّةُ وَ الْمُحَدَّثَةُ وَ الزَّهْرَاءُ ثُمَّ قَالَ تَدْرِی لِأَیِّ شَیْ ءٍ سُمِّیَتْ فَاطِمَةَ قُلْتُ أَخْبِرْنِی یَا سَیِّدِی قَالَ فُطِمَتْ مِنَ الشَّرِّ؛ (1)
براى فاطمه سلام الله علیها نزد خداى متعال نُه اسم است: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا. آنگاه فرمود: معنى و تفسیر فاطمه را می دانى؟ گفتم: آقاى من! شما بفرمایید. فرمود: فاطمه سلام الله علیها را از آن جهت فاطمه گویند که از شر به دور است.»
همچنین براى وجه تسمیهٔ فاطمه سلام الله علیها وجوه دیگرى نقل شده است که عبارتند از:
1. فاطمه از اسم خداوند؛ یعنى فاطر گرفته شده است. (2)
2. چون دوستان و شیعیان او از آتش جهنم در امان اند. (3)
3. چون از عادت ماهانه بریده و منقطع بوده است. (4)

ما در این مقاله به جهت اختصار به تعدادى از آن متذکر می‌شویم .

1 . کوثر
«إِنَّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انْحَرْ * إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ» (5)
زمانى که پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله دو تن از فرزندان پسر خود (عبدالله ـ قاسم) را از دست داد، دشمنان او لب به کنایه و شماتت گشودند. از جمله «عاص بن وائل»، (6)(7)
امام فخر رازى مفسّر بزرگ و متعصّب اهل سنّت نیز می نویسد: «مراد از کوثر، فرزندان پیامبر صلی الله علیه وآله است؛ چون این سوره در رد کسى که بر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله طعن زد و گفت: او فرزند ندارد، نازل شد. پس معناى کوثر آن است که خداوند نسلى به او عطا کرد که در گذر زمان باقى می ماند...» (8)

2 . مطهَّره
«إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً» (9)
ام سلمه، همسر گرامى پیامبر صلی الله علیه وآله می گوید: «روزى فاطمه سلام الله علیها در حالى که ظرف سفالى در دست داشت و حسن و حسین علیهما السلام در کنارش بودند، نزد پیامبر صلی الله علیه وآله آمد. حضرت فرمود: پسر عمویت را نیز صدا کن! على علیه السلام نیز آمد. پیامبر امام حسن علیه السلام را روى زانوى راست و امام حسین علیه السلام را روى زانوى چپ نشاند. على و فاطمه هم یکى در پشت سر و دیگرى در جلو نشستند. رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: بار الها! اینها اهل‌بیت من هستند. تمام پلیدیها را از اینها برطرف کن و آنان را پاکیزه کن.» (10)
در منابع اهل سنت نیز به طرق مختلف از ام سلمه (با تفاوتهایى در متن حدیث) روایت شده است که این آیه در خانۀ او نازل شده است. (11) این مضمون در بیش از هفتاد روایت که در میان آنها راویان اهل سنت بیش از شیعه هستند، نقل شده است. فخر رازى نیز می نویسد: «در جریان مباهلۀ پیامبر صلی الله علیه وآله با علماى نجران، رسول اکرم صلی الله علیه وآله بعد از بازگشت از مباهله، آیۀ تطهیر را در حق على، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام تلاوت فرمود.» (12)

3 . محبوبه
«قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فیها حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَکُور»؛ (13)
ابن عباس می گوید: «چون اسلام پس از هجرت به مدینه استحکام یافت، انصار گفتند نزد پیامبر صلی الله علیه وآله برویم وبگوییم در گرفتاریهایى که پیش می آید، اموال ما در اختیار تو است و می توانى استفاده کنى. آیۀ شریفه نازل شد که: بگو من جز مودت و دوستى خویشاوندانم اجر و پاداشى از شما نمی خواهم و هر که کار نیکو کند، ما بر نیکویى او می افزاییم که خدا بسیار آمرزنده و پذیرندۀ شکر بندگان است.»
محى الدین عربى در تفسیر این آیه می نویسد: «معناى آیه به طور کلى نفى پاداش خواستن است؛ زیرا ثمرۀ دوستى و محبت اهل‌بیت نصیب دوستداران آنان است. روشن است که محبت اقتضاى تناسب روحانى بین محب و محبوب دارد و سبب حشر آنان با یکدیگر است... بنابراین دوستدار آنان جز کسى که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول هم او را دوست دارند، نیست؛ چرا که اگر محبوب خدا نبودند، رسول الله صلی الله علیه وآله هم آنان را دوست نمی داشت. مراد از اهل‌بیت همان چهار نفرى هستند که در روایت ذکر شده اند.» (14) سپس روایت ابن عباس را ذکر می کند که: از رسول خدا صلی الله علیه وآله پرسیدیم: «قربى» که دوست داشتن شان بر ما واجب شده است چه کسانى هستند؟ فرمود: «على، فاطمه و دو فرزندش علیهم السلام.» (15)
علامۀ طبرسى نیز می نویسد: «رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: خداوند پیامبران را از درختان مختلفى آفرید و من و على از یک درخت آفریده شدیم. من ساقۀ درختم و على شاخۀ آن، فاطمه شکوفه، حسن و حسین علیهما السلام میوه هاى آن و پیروان ما برگهاى آن، هرکس به شاخه اى از شاخه هاى آن دست گیرد، نجات می یابد و آنکه انحراف یابد، سقوط خواهد کرد؛ حتى اگر بنده اى هزار سال عبادت کند و هزار سال دیگر و هزار سال دیگر هم عبادت کند، چنان‌که چون مشک کهنه شود؛ ولى ما را دوست نداشته باشد، خداوند او را با سر در آتش می افکند سپس آیۀ مودّت را تلاوت فرمود.» (16)

4 . برّ (نیکوکار)
«إِنَّ الْأَبْرارَ یَشْرَبُونَ مِنْ کَأْسٍ کانَ مِزاجُها کافُوراً عَیْناً یَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ یُفَجِّرُونَها تَفْجیراً یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ یَخافُونَ یَوْماً کانَ شَرُّهُ مُسْتَطیراً وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً»؛ (17)
ابن عباس می گوید: «حسن وحسین علیهما السلام مریض شدند. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله همراه تعدادى از یاران به عیادت آنان آمده، خطاب به على علیه السلام فرمود: خوب بود براى شفاى فرزندان خود نذر می کردى!
على، فاطمه (بنابر قولى حسن و حسین علیهما السلام) و فضه نذر کردند که اگر آن دو شفا یابند، سه روز روزه بگیرند. چندى نگذشت که آن دو شفا یافتند. خانواده نیز به نذر خود عمل کردند و چون در منزل چیزى نبود، على علیه السلام سه مَن جو قرض کرد. فاطمه سلام الله علیها یک سوم آن را آسیاب کرد و به تعداد اعضاى خانواده نان پخت؛ امّا لحظۀ افطار مسکینى آمد و تقاضاى نان کرد. آنها نیز نان خود را به او دادند. روز دوم یتیم و روز سوم نیز اسیرى آمد و آنان باز طعام خود را به آنها دادند و خود با آب افطار کردند. روز بعد على علیه السلام دست فرزندانش را گرفت و نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله رفت. پیامبر صلی الله علیه وآله مشاهده کرد که آنان از شدت گرسنگى بر خود می لرزند. فرمود: چقدر ناراحت شدم که شما را این گونه دیدم. آن گاه برخاست و به همراه آنان به خانۀ دخترش فاطمه سلام الله علیها آمد. فاطمه سلام الله علیها را دید که از شدت گرسنگى شکمش به پشت چسبیده؛ ولى با این حال در محراب عبادت است. در این لحظه جبرییل نازل شد و گفت: بگیر اى محمد! خداوند تو را دربارۀ خاندانت تبریک می گوید و آن گاه حضرت را به خواندن آیاتى از سوره دهر واداشت. (18)

5 . بحر
«مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ * بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیان» (19)
علامۀ بحرانى می نویسد: «مراد از بحرین على و فاطمه علیهما السلام هستند که هیچ گاه بر یکدیگر سرکشى نمی کنند.» (20)
ابن عباس معتقد است: «برزخ میان آن دو مهر و محبتى است که از بین رفتنى نیست. بعضى دیگر از روایات «بحرین» را دو دریاى علم على علیه السلام و حلم فاطمه سلام الله علیها دانسته اند.» (21)

6 . مشکوة
«اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ فیها مِصْباحٌ * الْمِصْباحُ فی زُجاجَةٍ * الزُّجاجَةُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ...» (22)
طبق روایت امام صادق علیه السلام «مشکوة» بر فاطمه سلام الله علیها تطبیق شده است و او را ستارۀ درخشان در آسمان زنان دنیا، زنان بهشت و زنان دو عالم و «کوکبٌ درىٌ بین نساءِ العالَمین» شمرده اند. (23)

7 . ذریه
«وَ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیَّاتِنا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِینَ إِماماً» (24)
ابوسعید خدرى به نقل از پیامبر صلی الله علیه وآله در معناى این آیه می نویسد: «منظور از «أَزْواجِنا» خدیجه، «ذُرِّیَّاتِنا» فاطمه و «قُرَّةَ أَعْیُنٍ» حسنین و (امام) على است.» (25)

8 . سیدة نساء العالمین
«فَمَنْ حَاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبینَ» (26)
شأن نزول این آیه چنین است که: مسیحیان نجران که عیسى را فرزند خدا می دانستند و تولّد فرزند را بدون پدر باور نمی کردند، به سخنان پیامبر صلی الله علیه وآله دربارۀ تولّد حضرت عیسى علیه السلام ایراد می گرفتند. پس از لجاجت آنها دستور مباهله نازل شد.
پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: طرفین دست به سوى آسمان بلند کنیم و از خدا بخواهیم حق را پیروز و باطل را ریشه کن کند. پس از قرار مباهله، اسقف نجران به نمایندگانش رو کرد و گفت: اگر دیدید محمد تنها با فرزندان و اهل‌بیت خود آمد، مباهله نکنید. همین طور هم شد و روز موعود آنها پیامبر صلی الله علیه وآله را به همراه فاطمه، على، حسن و حسینعلیهم السلام دیدند. پیامبر فرمود: «اللهم هؤلاء اهلى
سپس حضرت به آنها فرمود: «وقتى دعا کردم، آمین بگویید!» وقتی رئیس گروه
نجرانیها آنها را شناخت، به همراهانش گفت: «اى جماعت نصارى! صورتهایى را می بینم که اگر از خدا بخواهند، کوهى را از زمین برکند و به دعاى آنان این کار را می کند. با اینان مباهله نکنید که هلاک خواهید شد و تا روز قیامت دیگر هیچ نصرانى روى زمین نخواهد ماند.» (27)
مفسران شیعه و سنى در اینکه مراد از «انفسنا» على علیه السلام و «ابناءنا» حسن و حسین و «نساءنا» فقط فاطمه سلام الله علیها است، اتفاق نظر دارند. (28)
نکتi ظریف این است که دعوت آیۀ شریفه شامل تمام فرزندان، زنان و جانها می شود (29) و در عین حال پیامبر صلی الله علیه وآله فقط این چهار نفر را آورد و این دلیل برترى آنها بر همi فرزندان، زنان و جانهاى دیگر است. و البته در مواردى دیگر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرموده بود: «ابْنَتِی فَاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ؛ دخترم فاطمه سلام الله علیها بانوى زنان عالم است.» (30)

9. صدیقه
صدیقه به کسى می‌گویند که هرگز دروغ نگوید و سخنش را با عمل خود تصدیق کند، می گویند. (31)
عایشه می گفت: «کسى را از فاطمه سلام الله علیها راستگوتر، جز پدرش، ندیدم.» هرگاه بین فاطمه سلام الله علیها و عایشه مطلبى رخ می داد، عایشه می گفت: «اى رسول خدا! از فاطمه سلام الله علیها سؤال کن. او دروغ نمی گوید.» (32)
رسول خدا صلی الله علیه وآله به على علیه السلام فرمود: «سه چیز به تو داده شده است که به هیچ کس؛ حتى به من داده نشده:
اول، تو داماد رسول خدا صلی الله علیه وآله هستى و من داماد کسى نیستم که پدرزنم مانند پدر زن تو باشد.
دوم، همسرى صدیقه مانند دختر من دارى که من چنین همسرى ندارم.
و سوم، فرزندانى مانند حسن و حسین دارى که من ندارم. با این وصف شما از من و من از شما هستم، (33)
«علّت اینکه فاطمه سلام الله علیها را على علیه السلام غسل داد، این بود که فاطمه سلام الله علیها صدیقه بود و صدیقه را جز صدیق نباید غسل دهد. همان طور که مریم را حضرت عیسى علیه السلام غسل داد.» (34)

10. محدثه
ابن بابویه از امام صادق علیه السلام نقل کرده است: «حضرت فاطمه سلام الله علیها را به این سبب محدثه می گفتند که ملائکه از آسمان فرود می آمدند و او را ندا می دادند، همان طور که مریم سلام الله علیها دختر عمران را ندا می دادند، سپس می گفتند: خداوند عالمیان تو را برگزیده و مطهر و معصوم گردانیده است و تو را اختیار کرده است بر زنان عالمیان. اى فاطمه! عبادت کن و براى پروردگار خود خاضع شو. و سجود و رکوع کن با رکوع کنندگان. پس او با ملائکه سخن می گفت و ملائکه با او سخن می گفتند. پس شبى به ملائکه گفت: آیا کسى مثل مریم، دختر عمران برگزیدi زنان عالمیان نیست؟ ایشان گفتند: مریم سلام الله علیها بهترین زنان زمان خود بود؛ اما خداى تعالى تو را بهترین زنان زمان خود و زمان مریم و بهترین زنان اولین و آخرین قرار داد.» (35)

پی نوشت :

1) بحارالانوار، ج 43، ص 10.
2) همان، ص 65.
3) همان، ص 16.
4) همان، ص 16.
5) کوثر /1 ـ 3.
6) الدر المنثور، ج 6، ص402.
7) المیزان، ج 7، ص370.
8) تفسیر کبیر، ج 32، ص122.
9) احزاب/ 33.
10) بحار الانوار، ج 17، ص359.
11) البرهان، ج 3، ص38.
12) تفسیر کبیر، ج 8، ص85.
13) شورى/ 23.
14) تفسیر القرآن الکریم، ج 2، ص433.
15) کشاف، ج 4، ص219.
16) مجمع البیان، ج 5، ص29.
17) دهر/ 5 ـ 8.
18) الغدیر، ج 3، ص107 به بعد، که علامه امینى نام 34 نفر از اهل سنت را که با تفاوتهاى اندک این شأن نزول را نقل کرده اند، می نویسد.
19) الرحمن/19 و 20.
20) تفسیر البرهان، ج 4، ص265.
21) همان.
22) نور/35.
23) تفسیر برهان، ج 3،ص 136.
24) فرقان/ 74؛ شواهد التنزیل، ج 1، ص539.
25) تأویل الآیات الظاهرة، ص381.
26) آل عمران/ 61.
27) تفسیر کبیر، ج 8، ص85.
28) نور الثقلین، ج 1، ص349، ح 163.
29) کلمه جمع (ابناء، نساء، انفس) اگر اضافه شود (به ضمیر نا اضافه شده اند) شامل تمامى افراد می شود.
30) بحار الانوار، ج 43، ص22.
31) لسان العرب.
32) چهل حدیث در فضایل محمد، ص44.
33) فاطمه زهرا سلام الله علیها من المهد الى اللحد، ص59.
34) علل الشرایع، باب 148، ص22.
35) همان، ص182.

منبع : کتاب حضرت زهرا(سلام الله علیها) / معاونت تبلیغ و آموزشهای کاربردی حوزه علمیه قم/ چاپ اول-1390 .

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

 

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آفرينش اهل بيت (ع) در نهج البلاغه

يكى از پژوهش گران سنّى، نيكو و دادگرانه سخن گفته، آن جا كه گويد:هر كس يكى از اصحاب پيامبر را بر ديگر اصحاب برترى دهد، منظور او به يقين برترى دادن بر على نيست؛ زيرا على از اهل بيت پيامبر است.پس برترين آفريدگان بعد از حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله خاندان او هستند، و اين، همان واقعيّت و حقيقت است؛ زيرا آنان مانند پيامبر بر تمامى پيامبران الاهى برترى جستند و آنان مهتر آفريدگان در آفرينش، اخلاق و كمالات هستند.
 نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
 امامت از ديدگاه نهج البلاغه

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
 رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
 امامت به مفهوم حجت در نهج البلاغه

امامت به مفهوم حجت در نهج البلاغه

اين جمله ها هر چند نامى ولو به طور اشاره از اهل بيت برده نشده است، اما با توجه به جمله هاى مشابهى که در نهج البلاغه درباره اهل بيت آمده است، يقين پيدا مى شود که مقصود، ائمه اهل بيت مى باشند. از مجموع آنچه در اين گفتار از نهج البلاغه نقل کرديم معلوم شد که در نهج البلاغه علاوه بر مساله خلافت و زعامت امور مسلمين در مسائل سياسى، مساله امامت به مفهوم خاصى که شيعه تحت عنوان " حجت " قائل است عنوان شده و به نحو بليغ و رسائى بيان شده است.

پر بازدیدترین ها

 رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
 اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
 امامت از ديدگاه نهج البلاغه

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
No image

آفرينش اهل بيت (ع) در نهج البلاغه

يكى از پژوهش گران سنّى، نيكو و دادگرانه سخن گفته، آن جا كه گويد:هر كس يكى از اصحاب پيامبر را بر ديگر اصحاب برترى دهد، منظور او به يقين برترى دادن بر على نيست؛ زيرا على از اهل بيت پيامبر است.پس برترين آفريدگان بعد از حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله خاندان او هستند، و اين، همان واقعيّت و حقيقت است؛ زيرا آنان مانند پيامبر بر تمامى پيامبران الاهى برترى جستند و آنان مهتر آفريدگان در آفرينش، اخلاق و كمالات هستند.
 نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʃ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(3)

اویس کریم؛ در کتاب المعجم الموضوعی لنهج البلاغه، با انتقاد از باب بندی های گذشته و ناقص دانستن آنها، مباحث نهج البلاغه را در 22 باب تقسیم نموده و هر یک چندین فصل دارد و هر فصلی دارای موضوعاتی است که مجموعاً 604 موضوع می شود. عناوین باب های آن چنین است: 1) العقل و العلم؛ 2) الاسلام و الایمان و الیقین و الشرک و الشک؛
Powered by TayaCMS