البرهان - برهان

البرهان - برهان میزان الحکمه ، جلد 1 ، صفحه 549 - 553

البرهان

برهان

و لمزيد الاطّلاع راجع : بحار الأنوار : ٩ / ٢ ـ ٢٥٤ «احتجاجات اللّه تعالى على أرباب الملل» . بحار الأنوار : ٩ / ٢٥٥ أبواب احتجاجات الرّسول صلى الله عليه و آله . بحار الأنوار : ١٠ / ١ ـ ٣٩٢ «احتجاجات الرّسول صلى الله عليه و آله و الأئمّة عليهم السلام» . انظر : عنوان ٩٩ «الحجّة» .

٣٥٨ - بُرهانُ اللّه ِ

برهان خداوند

(يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمْ بُرْهَانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورا مُبِينا) . [1]«اى مردم! شما را از سوى پروردگارتان برهانى آمده است و براى شما نورى روشنگر فرو فرستاديم».

(فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِنْ رَبِّكَ إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَئِهِ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْما فَاسِقِينَ) . [2]«اين دو از جانب پروردگارت برهانهاى تو براى فرعون و مهتران اوست ، كه آنان مردمى نا فرمانند».

١٨٣٢- حلية الأولياء عن عِياضِ بنِ غَنمٍ أنّه سَمِعَ رسُولَ اللّه ِ صلى الله عليه و آله يقولُ : إنَّ مِن خيار اُمّتي قَومَا ... يَتَقَرَّبُونَ بِالوسِيلَةِ ، يَلبَسُون الخِلْقانَ ، وَ يْتَبعونَ البُرهَانَ ، و يَتلُونَ الفُرقَانَ و يقَرِّبونَ القُربانَ . [3]حلية الأولياء ـ به نقل از عياض بن غنم ـ : شنيد[م] كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد : برگزيدگان امّت من كسانى اند كه ... به من توسّل و تقرّب مى جويند ، كهنه مى پوشند و تابع برهان و تلاوت كننده قرآن اند و پيش آورنده نيكى و احسان .

١٨٣٣- الإمامُ عليٌّ عليه السلام ـ في صِفَةِ القُرآن الكَريمِ ـ : جَعَلَهُ اللّه ُ رَيّا لِعَطَشِ العُلَماءِ وَ رَبيعَا لِقُلوبِ الفُقَهاء ... وَ بُرهانا لِمَن تَكَلَّم بهِ ، و شاهِدا لِمنَ خَاصَمَ بِهِ . [4]امام على عليه السلام ـ در وصف قرآن كريم ـ فرمود : خداوند آن را مايه سيراب نمودن عالمان و بهار دلهاى فقيهان قرار داده است ... و برهانِ هر كه بدان سخن گويد و شاهد آن كه در احتجاجش بدان تكيه كند .

١٨٣٤- عنه عليه السلام ـ في فَضلِ الإسلامِ ـ : هُوَ عِندَ اللّه ِ وَثيقُ الأَركَانِ، رَفيعُ البُنيانِ، مُنيرُ البُرهانِ، مُضِيءُ النِّيرَان، عَزيزُ السُّلطَانِ .[5] امام على عليه السلام ـ درباره ارزش اسلام ـ فرمود : پايه هاى اين دين در پيشگاه خداى بزرگ استوار و پابرجاست و بنايش بلند و دليلش آشكار و روشنايى هايش درخشان و برهانش هميشه غالب و پيروز .

١٨٣٥- فَاطِمَةُ عليها السلام ـ في خُطبَتِها في مَعنى فَدَك ـ : كِتابُ اللّه ِ بَيِّنَةٌ بَصائُرهُ ، و آيٌ مُنكَشَفةٌ سرائِرهُ ، وَ بُرهانٌ مُتجَلِّيّةٌ ظَواهِرهُ . [6]فاطمه عليها السلام ـ در خطبه فدكيه ـ فرمود : كتاب خدا ، بصيرت هايش آشكار است و آيه هايش شفاف و روشن و برهانى است پيدا و پر جلوه .

١٨٣٦- الإمامُ الصَّادقُ عليه السلام: كنّا نَجوماً يُستضاءُ بِنا و للبرِيَّةِ نحنُ اليومَ بُرهانٌ . [7]امام صادق عليه السلام : ما ستارگانى بوديم فانوسِ راه و اكنون براى مردمان ، برهان .

(انظر) الحجّة : باب ٧١٨ ، ٧١٩ .

٣٥٩ - المُحاجَّةُ بإتيانِ البرهانِ

برهان خواهى خداوند

(أَمَّنْ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللّه ِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ) . [8]«يا آن كه مخلوقات را مى آفريند، سپس آنها را باز مى گرداند و آن كه از آسمان و زمين به شما روزى مى دهد، آيا معبودى با خداست؟ بگو: اگر راست مى گوييد برهان خويش بياوريد».

(وَ مَنْ يَدْعُ مَعَ اللّه ِ إِلها آخَرَ لا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الكافِرُونَ) . [9]«آن كس كه با اللّه خداى ديگرى مى خواند كه بر او هيچ برهانى ندارد جز اين نيست كه حسابش نزد پروردگارش خواهد بود، به يقين كافران رستگار نمى شوند».

  ١٨٣٤- عنه عليه السلام ـ في فَضلِ الإسلامِ ـ : هُوَ عِندَ اللّه ِ وَثيقُ الأَركَانِ، رَفيعُ البُنيانِ، مُنيرُ البُرهانِ، مُضِيءُ النِّيرَان، عَزيزُ السُّلطَانِ . [10] امام على عليه السلام ـ درباره ارزش اسلام ـ فرمود : پايه هاى اين دين در پيشگاه خداى بزرگ استوار و پابرجاست و بنايش بلند و دليلش آشكار و روشنايى هايش درخشان و برهانش هميشه غالب و پيروز .

١٨٣٥- فَاطِمَةُ عليها السلام ـ في خُطبَتِها في مَعنى فَدَك ـ : كِتابُ اللّه ِ بَيِّنَةٌ بَصائُرهُ ، و آيٌ مُنكَشَفةٌ سرائِرهُ ، وَ بُرهانٌ مُتجَلِّيّةٌ ظَواهِرهُ . [11] فاطمه عليها السلام ـ در خطبه فدكيه ـ فرمود : كتاب خدا ، بصيرت هايش آشكار است و آيه هايش شفاف و روشن و برهانى است پيدا و پر جلوه .

١٨٣٦- الإمامُ الصَّادقُ عليه السلام: كنّا نَجوماً يُستضاءُ بِنا و للبرِيَّةِ نحنُ اليومَ بُرهانٌ . [12]امام صادق عليه السلام : ما ستارگانى بوديم فانوسِ راه و اكنون براى مردمان ، برهان .

(انظر) الحجّة : باب ٧١٨ ، ٧١٩ .

٣٥٩ - المُحاجَّةُ بإتيانِ البرهانِ

برهان خواهى خداوند

(أَمَّنْ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللّه ِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ) . [13]«يا آن كه مخلوقات را مى آفريند، سپس آنها را باز مى گرداند و آن كه از آسمان و زمين به شما روزى مى دهد، آيا معبودى با خداست؟ بگو: اگر راست مى گوييد برهان خويش بياوريد».

(وَ مَنْ يَدْعُ مَعَ اللّه ِ إِلها آخَرَ لا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الكافِرُونَ) . [14]«آن كس كه با اللّه خداى ديگرى مى خواند كه بر او هيچ برهانى ندارد جز اين نيست كه حسابش نزد پروردگارش خواهد بود، به يقين كافران رستگار نمى شوند».

پی‌نوشت‌ها

[1] . النساء : ١٧٤ .

[2] . القصص : ٣٢ .

[3] . حلية الاُولياء : ١ / ١٦ .

[4] . نهج البلاغة : الخطبة ١٩٨ .

[5] . نهج البلاغة : الخطبة ١٩٨.

[6] . كتاب من لا يحضره الفقيه : ٣ / ٣٧٢ / ١٠ عن زينب بنت عليّ عليهما السلام.

[7] . المناقب لابن شهرآشوب : ٤ / ٢٧٧ ، بحار الأنوار : ٧٤ / ٢٦ نقلاً عن مناقب الدمعة السالَبة : ٦ / ٣٠٤ .

[8] . النمل : ٦٤ .

[9] . المؤمنون : ١١٧ .

[10] . نهج البلاغة : الخطبة ١٩٨ .

[11] . . كتاب من لا يحضره الفقيه : ٣ / ٣٧٢ / ١٠ عن زينب بنت عليّ عليهما السلام .

[12] . المناقب لابن شهرآشوب : ٤ / ٢٧٧ ، بحار الأنوار : ٧٤ / ٢٦ نقلاً عن مناقب الدمعة السالَبة : ٦ / ٣٠٤ .

[13] . النمل : ٦٤ .

[14] . المؤمنون : ١١٧ .

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

 

جدیدترین ها در این موضوع

ای کاش عظمت گناهش را بدانیم

ای کاش عظمت گناهش را بدانیم

أمیرالمؤمنین(علیه السلام) مکرر تأکید می نمود که بازرگانان قبل از ورود به تجارت احکام آن را مطالعه کنند مثلا حضرت فرمود : "ای جمعیت بازرگانان! اول احکام معاملات بعد تجارت اول احکام معاملات بعد تجارت اول احکام معاملات بعد تجارت " "کسی که احکام معاملات را نمی داند نباید در بازار بنشیند و به خرید و فروش مشغول شود "
پرخورری ممنوع!

پرخورری ممنوع!

در هر حال، این مواقع بخاطر این كه نتوانسته‌ایم جلوی شكم خودمان را نگه داریم چنان بیمار می‌شویم كه تا مدت‌ها از خوردن بسیارى از غذاها و میوه‌‌ها و خوراكى‌ها محروم ‌شده و به دستور پزشك تا چند روز، جز غذاى ساده، نباید به چیز دیگرى لب بزنیم.
تفاوت اخلاقی مردان و زنان

تفاوت اخلاقی مردان و زنان

برخی از نیکوترین خلق و خوی زنان ، زشت ترین اخلاق مردان است ، مانند ،تکبّر ، ترس ، بخل ؛ هرگاه زنی متکبّر باشد بیگانه را به حریم خود راه نمی دهد ، و اگر بخیل باشد اموال خود و شوهرش را حفظ می کند ، و چون ترسان باشد از هر چیزی که به آبروی او زیان رساند فاصله می گیرد
اخلاق نبایسته کارگزاران در نهج البلاغه

اخلاق نبایسته کارگزاران در نهج البلاغه

در سخنان امیر مومنان در نهج البلاغه توصیه های فراوانی به کارگزاران حکومتی وجود دارد.که می توان آنها را اخلاق کارگزاران نامید.این توصیه ها را می توان به دو دسته بایسته ها و نبایسته ها تقسیم نمود. نمونه هایی از نبایسته های اخلاقی کارگزاران در سخنان امیر مومنان چنین است:تکبر و استبدادگری,خیانت در اموال ,تجمل گرایی و...

پر بازدیدترین ها

تفاوت اخلاقی مردان و زنان

تفاوت اخلاقی مردان و زنان

برخی از نیکوترین خلق و خوی زنان ، زشت ترین اخلاق مردان است ، مانند ،تکبّر ، ترس ، بخل ؛ هرگاه زنی متکبّر باشد بیگانه را به حریم خود راه نمی دهد ، و اگر بخیل باشد اموال خود و شوهرش را حفظ می کند ، و چون ترسان باشد از هر چیزی که به آبروی او زیان رساند فاصله می گیرد
پرخورری ممنوع!

پرخورری ممنوع!

در هر حال، این مواقع بخاطر این كه نتوانسته‌ایم جلوی شكم خودمان را نگه داریم چنان بیمار می‌شویم كه تا مدت‌ها از خوردن بسیارى از غذاها و میوه‌‌ها و خوراكى‌ها محروم ‌شده و به دستور پزشك تا چند روز، جز غذاى ساده، نباید به چیز دیگرى لب بزنیم.
ای کاش عظمت گناهش را بدانیم

ای کاش عظمت گناهش را بدانیم

أمیرالمؤمنین(علیه السلام) مکرر تأکید می نمود که بازرگانان قبل از ورود به تجارت احکام آن را مطالعه کنند مثلا حضرت فرمود : "ای جمعیت بازرگانان! اول احکام معاملات بعد تجارت اول احکام معاملات بعد تجارت اول احکام معاملات بعد تجارت " "کسی که احکام معاملات را نمی داند نباید در بازار بنشیند و به خرید و فروش مشغول شود "
اخلاق نبایسته کارگزاران در نهج البلاغه

اخلاق نبایسته کارگزاران در نهج البلاغه

در سخنان امیر مومنان در نهج البلاغه توصیه های فراوانی به کارگزاران حکومتی وجود دارد.که می توان آنها را اخلاق کارگزاران نامید.این توصیه ها را می توان به دو دسته بایسته ها و نبایسته ها تقسیم نمود. نمونه هایی از نبایسته های اخلاقی کارگزاران در سخنان امیر مومنان چنین است:تکبر و استبدادگری,خیانت در اموال ,تجمل گرایی و...
Powered by TayaCMS