سيرۀ اميرالمؤمنين علی علیه السلام در موضوع امنیت

سيرۀ اميرالمؤمنين علی علیه السلام در موضوع امنیت

کلید واژه:

چکیدۀ بحث:

کلیات

بخش اول: عوامل برقراری امنیت

1. ایمان به خدا

2. بصیرت مردم

3. وحدت

5 و4. امر به معروف و نهی از منکر

6. مسؤولان

7. نیروهای اطلاعاتی و امنیتی

1/7. نظارت داخلی

2/7. کنترل اطلاعات برون مرزی

8 . مدارا با دشمنان

بخش دوم: موانع برقراری امنیت

فصل اوّل: موانع داخلی

1. بی سوادی

2. کوچک شمردن دشمن

3. همکاری با دشمنان

4. مسؤولان سست عنصر

5. مخالفین حکومت

فصل دوم: موانع خارجی

1. اختلاف

2. فتنه

3. گرایش مسؤولین به سمت دشمن

4. شبهات و تأویل ناصحیح قرآن

منابع:

معرفی کتاب جهت مطالعه بیشتر:

بسم الله الرحمن الرحیم

محمد واحدی نژاد

کلید واژه:

امنیت، آسایش، دشمن، فتنه، اختلاف، مسؤولین، امان، امیرالمؤمنین، وحدت،

چکیدۀ بحث:

امنیت، مفهومی بدیهی است که ذهن هر انسان آن را درک می کند و در پی رسیدن به آن تلاشی فراوان انجام می دهد. این مقاله در 3 بخش کلیات، عوامل برقراری امنیت و موانع برقراری امنیت به این موضوع می پردازد.

عوامل برقراری امنیت در جوامع، شامل ایمان به خدا، بصیرت مردم، وحدت، امر به معروف و نهی از منکر، مسؤولان، نیروهای اطلاعاتی وامنیتی و در نهایت، مدارا با دشمن است.

عوامل مانع برقراری امنیت در کشور در بخش داخلی عبارتند از: عدم تعقل، غفلت از دشمن، امید به دشمن، مدیران نالایق، مخالفین معاند و در بخش خارجی، ایجاد اختلاف، ایجاد فتنه، استفاده از شخصیتهای سرشناس در جهت اهداف خود، ایجاد شبهه و تأویل ناصحیح قرآن جهت گمراهی مسلمین می باشد.

کلیات

امنیت در لغت به معنای بی خوفی و امن، بی بیمی، ایمنی، جای امن، ایمن شده، در امان بودن، امنیت دادن، راحت و آسوده و بی بیم گردانیدن می باشد.[1]

و در اصطلاح سیاسی، امنیت فردی، حالتی است که در آن، فرد، فارغ از ترسِ آسیب رسیدن به جان یا مال یا آبروی خود یا از دست دادن آنها زندگی کند.[2]

امیرالمؤمنین علی علیه السلام دربارۀ اهمیت امنیت می فرماید: نعمتی گواراتر از امنیت نیست.[3] و بدترین شهرها، شهری است که در آن امنیت و آبادانی نیست.[4]

این، اهمیت وجود امنیت است کهزیر سایۀ آن، گذران امور، به راحتی انجام می شود و آسوده می توان به فعالیت ها ادامه داد یا فعالیت های جدیدی آغاز کرد اما حضرت دربارۀ دوران آسایش وامنیت توصیه می کنند: در حالی که در امنیت و آسایش به سر می بری از بلا ایمن مباش.[5] زیرا احساس آرامش بدون کنترل رفتارهای دشمن، بیم آور است. چنانکه حضرت می فرمایند: زنهار که فریفته نشوی به امنیت؛ که به راستی تو از همان مکان امن خود، ربوده خواهی شد.[6]

بخش اول: عوامل برقراری امنیت

برای رسیدن به خواستۀ فطری هر انسان، یعنی امنیت، راهکارهایی اصولی وجود دارد که در جای جایِ کلام امیرالمؤمنین علیه السلام بدان اشاره شده و پیمودن این روش های اصولی را ضامن برقراری امنیت مطلوب و حقیقی دانسته اند.

1. ایمان به خدا

خداوند متعال، امنیت را معلول ایمان و عمل صالح می داند؛ آنجا که می فرماید: خداوند به کسانی که از شما ایمان آورده اند و اعمال صالح انجام داده اند وعده می دهد که آنها را قطعاً خلیفۀ روی زمین خواهد کرد، همان گونه که پیشینیان را خلافت روی زمین بخشید[7]

امیرالمؤمنین علی علیه السلام نداشتن دین را به دلیل نداشتن امنیت، برابر با زندگی با هراس می داند و می فرمایند: کسی را که آگاه شوم بر یکی از خصلت های نیک استوار است، بپذیرم و از نداشتن خصلت های نیکِ دیگر، چشم پوشم. ولی از نداشتن خرد و دین نگذرم؛ زیرا جدایی از دین، جدایی از امان یافتگی است و زندگی همراه با هراس [وناامنی]، گوارا نباشد. و نداشتن خرد، نداشتن زندگانی است و بی خردان، تنها با مردگان مقایسه شوند.[8]

یکی از شعارهای اساسی مسلمانان لا اله الا الله است و این مفهوم را به ذهن می رساند که قدرت مطلق خداوند است و دستورات او مقدم بر همه دستورات عالم است؛ بنابراین نباید در برابر هیچ کس جز خداوند سر فرود آورد؛ لذا نیروی مقاومت در برابر ناامنی ها در انسان به وجود می آید و تا زمانی که این قوه و اعتقاد در رگ های حیات ملتی باشد هیچ دشمنی نمی تواند به حمله کند و امنیت در جامعه مستحکم و برقرار می شود. گسترش روحیه ایمان و اعتقاد به خداوند خود به خود مانعی برای انجام دستورات مخالف با خداوند در میان مردم می شود و این عامل بازدارنده، امنیت را به ارمغان خواهد آورد. امیرالمؤمنین می فرماید: کسی که از خدا بترسد خداوند سبحان از هر چیز او را ایمنی بخشد.[9]

2. بصیرت مردم

شناخت اینکه دشمن کیست، دشمنی چیست و اینکه دشمن از چه راهی در جوامع نفوذ می کند، خود عامل به وجود آورنده امنیت است. چه بسا انسان با غفلت از دشمن و حرکات او، در موضعی از حیرت قرار گیرد که به هنگام دفاع از خود، به جبهه خودی حمله کند و ناخواسته باعث ناامنی در جامعه و انجام دستورالعمل دشمن شود. اما اگر دشمن را خوب بشناسد، راه های دشمنی او را نیز بشناسد و بداند که راه های نفوذ دشمن از چه سمتی است، خود به خود راه های ناامنی را بسته است و امنیت در جامعه پایدار خواهد شد.

امیرالمؤمنین علیه السلام درباره ضرورت بصیرت در مسلمانان فرمودند: به خدا سوگند! شما بد وسیله اى براى افروختن آتش جنگ هستید. شما را فریب مى دهند اما فریب دادن نمى دانید. سرزمین شما را پیاپى مى گیرند و شما پروا ندارید. چشم دشمن براى حمله شما خواب ندارد ولى شما در غفلت به سر مى برید.[10]

روزى على علیه السلام در كوفه سخنرانى مى كرد و ضمن سخنرانى فرمودند: قبل از، از دست دادن من، از من سؤال كنید كه من از مادون عرش، از هر آنچه سؤال شود پاسخ خواهم داد و چنین ادعایى را پس از من جز دروغگویان نخواهند كرد.

مردى از یهودیان عرب از گوشه مجلس با صداى بلند و با لحنى زننده فریاد زد كه: من چیزهایى سؤال خواهم كرد كه در آن درخواهى ماند. اصحاب و دوستان على علیه السلام از برخورد بى ادبانه او خشمگین شدند و به وى هجوم آوردند. على علیه السلام آنان را منع کرده و فرمودند: رهایش كنید و وى را به شتاب و دستپاچگى مكشانید. حجج الهى با شتابزدگى و كم خردى استوار نمى گردد و با فرصت گرفتن از سائل، براهین الهى نمود پیدا نمى كند.[11]

عجله برای هموار کردن اعتقادات و افکار ناصحیح در مردم، باعث بروز دعوا و کشمکش و در نتیجه هرج و مرج در جامعه می شود و هرج و مرج عامل از بین برنده امنیت می باشد. بلکه باید با ایجاد شناخت صحیح راه های رسیدن به حقیقت جامعه را ایمن نگاه داشت.

3. وحدت

در بحث وحدت و یکپارچگی، کلام بسیار است و گنجایش این مقام، کم. اما اگر آب دریا را نتوان کشید لکن به اندازه رفع تشنگی می توان چشید.

امیرالمؤمنین علیه السلام درباره وحدت می فرماید: حالات گذشتگان را در خوبی ها و سختى ها به یاد آورید و بترسید كه همانند آنها باشید. پس آنگاه كه در زندگى گذشتگان مطالعه و اندیشه مى كنید عهده دار چیزى باشید كه عامل عزت آنان بود و دشمنان را از سر راهشان برداشت و سلامت و عافیت زندگى آنان را فراهم كرد و نعمت های فراوان را در اختیارشان گذاشت و كرامت و شخصیت به آنان بخشید؛ كه از تفرقه و جدایى اجتناب كردند و بر وحدت و همدلى همت گماشتند و یكدیگر را به وحدت واداشتند و سفارش كردند و از كارهایى كه پشت آنها را شكست و قدرت آنها را درهم كوبید، چون كینه توزى با یكدیگر، پر كردن دلها از بخل و حسد، به یكدیگر پشت كردن و از هم بریدن، و دست از یارى هم كشیدن، بپرهیزید.

امیرالمؤمنین علیه السلام نتیجه وحدت را یکرنگی و همسو شدن اهداف و تمایلات می داند آنجا که می فرماید: پس، اندیشه كنید كه چگونه بودند آنگاه كه وحدت اجتماعى داشتند. خواسته هاى آنان یكى، قلبهاى آنان یكسان و دست هاى آنان مددكار یكدیگر، شمشیرها یارى كننده، نگاه ها به یكسو دوخته، و اراده ها واحد و همسو بود.[12]

یکی از مهمترین عوامل به وجود آورندۀ وحدت و انسجام، وجود حکومت اسلامی است. چه بسا مردم، یکپارچه باشند و به نتیجه ای هم برسند لکن در صورت وجود یک حکومت برخاسته از اسلام، نتایج بزرگتری حاصل می شود.

امام علی علیه السلام می فرماید: مردم، به زمامدارى نیك یا بد، نیازمندند تا مؤمنان در سایۀ حكومت، به كار خود مشغول و كافران هم بهره مند شوند و مردم در استقرار حكومت، زندگى كنند. به وسیله حكومت، بیت المال جمع آورى مى گردد و به كمك آن با دشمنان مى توان مبارزه كرد. جاده ها امن و امان، و حق ضعیفان از نیرومندان گرفته مى شود، نیكوكاران در رفاه و از دست بدكاران، در امان مى باشند.

امام در باب تقدم رهبر صالح برای حکومت داری می فرماید: در حكومت پاكان، پرهیزكار به خوبى انجام وظیفه مى كند. ولى در حكومت بدكاران، ناپاك از آن بهره مند مى شود تا مدتش سرآید و مرگ فرا رسد.[13]

امام در بیان هدف خود از قبول حکومت می فرماید: خدایا تو مى دانى كه جنگ و درگیرى ما براى به دست آوردن قدرت و حكومت و دنیا و ثروت نبود؛ بلكه مى خواستیم نشانه هاى حق و دین تو را در جایگاه خویش باز گردانیم و در سرزمینهاى تو اصلاح را ظاهر كنیم تا بندگان ستمدیده ات در امن و امان زندگى كنند و قوانین و مقررات فراموش شده تو بار دیگر اجرا گردد.[14]

ایشان در روز آخر عمر شریف خود می فرماید: فردا ارزش ایام زندگی مرا خواهید دید و راز درونم را خواهید دانست. پس از آن که جای مرا خالی دیدید و دیگری بر جای من نشست مرا خواهید شناخت.[15]

5 و4. امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف (دستور دادن به خوبی ها و وظائف) و نهی از منکر (بازداشتن از بدی ها و ناصوابها)، پادزهری است برای ایمن کردنِ بدنِ جامعه در برابر ویروس های دشمنان و دستوری است سیاسی _ الهی.

امام علی علیه السلام می فرماید: کسی که امر به معروف کند پشتِ مؤمنان را محکم کرده است.[16]و کسی که نهی از منکر کند بینی فاسقان را به خاک مالیده (و آنها را خوار و خفیف گرداند).[17]

ترک این دو دستور مهم به گونه ای است که نه تنها باعث ناامنی جامعه و نفوذ دشمنان به داخل می شود بلکه باعث خشم و غضب خداوند نیز می گردد. آنجا که امام می فرماید: امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که بدهای شما بر شما مسلط می گردند؛ آنگاه هرچه خدا را بخوانید جواب ندهد.[18]

6. مسؤولان

مسؤولان، در هر ردۀ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و ... ، زمامداران و طلایه داران ایجاد و پایداری امنیت در کشور هستند و انحراف این گروه، باعث انحراف در مسیر امنیت و در نتیجه زمینه سازی ناامنی در کشور خواهد بود. پس ابتدا باید خود را در معرض تلاش و خطر قرار دهند تا مردم نیز به دنبال آنان حرکت کنند.

امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: هرگاه آتش جنگ زبانه مى كشید و دشمنان هجوم مى آوردند پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله اهل بیت خود را پیش مى فرستاد تا به وسیله آنها، اصحابش را از سوزش شمشیرها و نیزه ها حفظ فرماید؛ چنانكه عبیده بن حارث در جنگ بدر، و حمزه در احد، و جعفر در موته، شهید گردیدند.[19]

امام علی علیه السلام پیوند مردم و مسؤولین را عامل استحکام دین و جامعه می دانند. ایشان می فرمایند: در میان حقوق الهى، بزرگترین حق، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است. حق واجبى كه خداى سبحان، بر هر دو گروه لازم شمرد و آن را عامل پایدارى پیوند ملت و رهبر، و عزت دین قرار داد. پس رعیت اصلاح نمى شود جز آنكه زمامداران اصلاح گردند، و زمامداران اصلاح نمى شوند جز با درستكارى رعیت. و آنگاه كه مردم، حق رهبرى را ادا كنند و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزت یابد و راههاى دین، پایدار و نشانه هاى عدالت برقرار و سنت پیامبر صلّی الله علیه و آله پایدار گردد، پس روزگار اصلاح شود، و مردم در تداوم حكومت امیدوار، و دشمن در آرزوهایش مأیوس مى شود. اما اگر مردم بر حكومت چیره شوند، یا زمامدار بر رعیت ستم كند، وحدت كلمه از بین مى رود، نشانه هاى ستم آشكار، و نیرنگبازى در دین فراوان مى گردد. و راه گسترده سنت پیامبر صلّی الله علیه و آله متروك، هواپرستى فراوان، احكام دین تعطیل، و بیماریهاى دل فراوان گردد. مردم از اینكه حق بزرگى فراموش مى شود، یا باطل خطرناكى در جامعه رواج مى یابد، احساس نگرانى نمى كنند. پس در آن زمان نیكان، خوار و بدان قدرتمند مى شوند و كیفر الهى بر بندگان، بزرگ و دردناك خواهد بود.

پس بر شماست كه یكدیگر را نصیحت كنید، و نیكو همكارى نمایید. ... كه یكى از واجبات الهى، یكدیگر را به اندازۀ توان نصیحت كردن و بر پا داشتن حق و یارى دادن به یكدیگر است.[20]

امیرالمؤمنین به عنوان حاکم حکومت اسلامی، دائماً بر مسؤولین مناطق مختلف نظارت می کرد و مسؤولی را که خطاکار بود اگر با تذکر و راهنمایی قابلیت هدایت را داشتند هدایت می کرد اما آنجا که بحث حق مردم بود، هیچ ملاحظه ای نمی کردند.

ابن هرمه، متولّى و مراقب بازار اهواز، مرتكب خیانتى شد. هنگامى كه خبر خیانت وى به امیرالمؤمنین علیه السلام رسید، فورا نامه اى به این مضمون براى رفاعة بن شدّاد، حاكم اهواز، نوشت: وقتى كه نامه ام به دستت رسید، فوراً ابن هرمه را از مسئولیت بازار، عزل مى كنى. به خاطر حقوق مردم، او را زندانى كن و همه را از این كار باخبر نما تا اگر شكایتى دارند بگویند. این حكم را به همه كارمندان زیر دستت گزارش كن تا نظر مرا بدانند. در این كار، نسبت به ابن هرمه نباید غفلت و كوتاهى شود، و الاّ نزد خدا هلاك خواهى شد و من هم به بدترین وجه، تو را از كار بركنار مى كنم، و تو را به خدا پناه مى دهم از این كه در این كار، كوتاهى كنى .

اى رفاعه! روزهاى جمعه، او را از زندان خارج كن و سى و پنج تازیانه بر او بزن و او را در بازار بگردان. پس اگر كسى از او شكایتى با شاهد آورد، او و شاهدش را قَسَم بِده، آن وقت حق او را از مال ابن هرمه بپرداز. سپس دست بسته و با خوارى او را به زندان برگردان و بر پایش زنجیر بزن.

اى رفاعه! نام جانشین او را گزارش كن و حقوق ابن هرمه را قطع كن.[21]

سرآمد نامه های حضرت دربارۀ مسؤولین مختلف کشوری، نامۀ 53 نهج البلاغه خطاب به مالک اشتر است.

7. نیروهای اطلاعاتی و امنیتی

نیروهای اطلاعاتی هر کشور، همچون شبکه اطلاع رسانی بدن می باشند که اخبار را از هر نقطه به مرکز ارسال می کنند. بنابراین نقش مهمی در جلوگیری انحرافات جامعه دارند. نیروهای اطلاعاتی خارج از کشور و در میان دشمنان نیز می توانند با اطلاعات دقیق، جامعه را از نقشه های پلید دشمنان مصون بدارند.

1/7. نظارت داخلی

امیرالمؤمنین علیه السلام در زمان حکومتش، افراد مختلفی را برای با خبر شدن از فعالیت های مسؤولین کشور گماردند و این امر را در نامه های متعددی به مسؤولین رده اول، توصیه می کردند.

ایشان به مالک اشتر می فرمایند: رفتار كارگزاران را بررسى كن، و جاسوسانى راستگو، و وفاپیشه بر آنانبگمار، كه مراقبت و بازرسى پنهانى تو از كار آنان، سبب امانتدارى، ومهربانى با رعیت خواهد بود. و از همكاران نزدیكت سخت مراقبت كن، و اگر یكىاز آنان دست به خیانت زد، و گزارش جاسوسان تو هم آن خیانت را تایید كرد،به همین مقدار گواهى، قناعت كرده او را با تازیانه كیفر كن و آنچه ازاموال كه در اختیار دارد از او بازپس گیر. سپس او را خوار دار و خیانتكاربشمار و طوق بدنامى به گردنش بیافكن.[22]

امام علی علیه السلام در نامه ای به کارگزارانش فرمود: مردانی با ما بیعت داشتند و [اینک] گریخته اند. پس گمان می بریم که به سوی شهرهای ناحیه بصره رفته اند. ازمردمان شهرهایت درباره آنان پرس و جو کن و دیده بانی (خبرچینی) از هر سوی سرزمین خود، بر آنان بگمار. آنگاه آنچه را که بدان رسیدی برایم بنویس.[23]

2/7. کنترل اطلاعات برون مرزی

حضرت در مدت 5 سال حکومت خود، افرادی را در میان دشمن، جهت کسب اطلاعات می گماشت. مثلا حصین بن مالک، اسرار معاویه، و قیس بن زرارة بن عمر بن همدانی، اسرار شام را به اطلاع حضرت می رساندند.[24]

امام از مسأله جاسوسان دشمن نیز غفلت نمى كرد. به عنوان نمونه، معقلة بن هبیره پس از فرار به سوى معاویه براى برادر خود، نعیم بن هبیره، نامه اى نوشت و به او اطلاع داد كه با معاویه، سخن گفته و زمینه امارت و... را براى او فراهم ساخته است. معقله، این نامه را توسط یكى از نصرانیان بنى تغلب براى برادرش فرستاد، این نصرانى دستگیر شد و او را به حضور امام آوردند. حضرت دستور دادند كه دست نصرانى را قطع كنند.[25]

8 . مدارا با دشمنان

سیره حضرت در برابر دشمن، کنترل و به صلاح کشاندن آنان با کمتریتن هزینه بود. و در واقع حضرت تلاش می کردند تا دشمنان را نیز تحت کنترل خود درآورده و در این کنترل افراد دشمن راه حقیقت را بیابند و دست از سرکشی بردارند. حافظ می گوید:

آسایش دوگیتی تفسیر این دوحرف استبا دوستان مروت، با دشمنان مدارا

امام علی علیه السلام می فرماید: کسی که دشمن خود را اصلاح کند عدد (افراد) خود را زیاد گرداند.[26] و به صلاح آوردن و اصلاح دشمنان با گفتار نیک وکردار زیبا، آسان تر است از برخورد و پیروز شدن بر آنها به وسیلۀ پیکارهای مصیبت بار.[27]

حضرت در نامه ای به مالک اشتر می فرماید: هرگز پیشنهاد صلح از طرف دشمن را كه خشنودى خدا درآن است رد مكن؛ كه آسایش رزمندگان، و آرامش فكرى تو، و امنیت كشور، در صلحتأمین مى گردد. لكن زنهار! زنهار! از دشمن خود پس از آشتى كردن؛ زیرا گاهىدشمن نزدیك مى شود تا غافلگیر كند، پس دوراندیش باش، و خوشبینى خود رامتهم كن (و به دشمن سوء ظن داشته باش).[28]

بخش دوم: موانع برقراری امنیت

موانع برقراری امنیت از دو موضع قابل بررسی است؛ 1. موانعی که ناشی از خود مسلمانان است. 2. موانعی که از سوی دشمن خارجی بر سر راه امنیت قرار می گیرد.

فصل اوّل: موانع داخلی

1. بی سوادی

در دنیای امروزی جهل، بی سوادی و بی خبری، عامل تسلط بیگانگان بر ملل مختلف گردیده است و هر چه این زمینه در مردم وجود داشته باشد کار برای دشمن راحت تر خواهد بود.

در زمان امیرالمؤمنین نیز، معاویه مدعی خال المؤمنین و عایشه با عنوان أُم المؤمنین، مردم نادان را علیه جبهۀ حق، تحریک می کردند و با حق نمایی، به جنگ شخصیتی پرداختند که پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله درباره او فرمود: علی با حق و قرآن است و حق و قرآن نیز با علی خواهند بود و از هم جدا نمی شوند تا اینکه بر کوثر بر من وارد شوند.[29]

به ماجرایی که در زمان حکوت امیرالمؤمنینن علیه السلام اتفاق افتاد دقت کنید؛

كلمه "ناقه" در عربى به معنى "شتر ماده" و كلمه "جمل" به معنى "شتر نر" مى باشد. بعد از اتمام جنگ صفین، شترسوارى از مردم كوفه، كه مركز خلافت حضرت على علیه السلام بود، وارد شام، پایتخت معاویه، شد. یكى از شامیان چون آن مرد كوفى را با شتر دید با وى گلاویز شد و گفت: این ناقه كه تو بر آن سوارى مال من است و تو آن را در صفین هنگامى كه در ركاب على علیه السلام بودى از من گرفتی. مرد كوفى منكر شد. گروهى از شامیان نیز به طرفدارى از مرد شامى برخاستند و براى حل این دعوا جملگى نزد معاویه رسیدند. مرد شامى پنجاه نفر شاهد را آورد كه ناقه حاضر متعلق به اوست. شاهدان نیز موضوع را گواهى كردند. معاویه هم دستور داد تا شتر را بگیرند و به مرد شامى بدهند.

مرد كوفى وقتى موضوع را چنین دید، گفت: اى معاویه! شاهدان همگى گفتند: این ناقه متعلق به این مرد شامى است در صورتى كه این شتر، ناقه نیست بلكه جمل است و آن ماده نیست بلكه نر است و این هم علامت آن.

معاویه گفت: با این وصف، چون شهود گواهى داده اند حكم، صادر شده است و باید اجرا شود!

سپس معاویه، مرد كوفى را به خلوت برد و قیمت شتر را از او پرسید و دو برابر قیمت آن را به وى بخشید. آنگاه به او گفت: از جانب من به على بگو در جنگ آینده با صد هزار نفر از مردمى كه میان شتر نر و ماده فرق نمى گذارند با تو روبرو خواهم شد.[30]

2. کوچک شمردن دشمن

هر حکومتی در جهان، دائماً در حال جنگ با دشمنان خود است و در هر لحظه باید مراقب نفوذ دشمن باشند.

حضرت امیر می فرمایند: همانا برادر جنگ، هوشیاری و بیداری است. هرآنکس که به خواب رود، دشمن او نخواهد خوابید.[31] و نیز می فرمایند: هیچ دشمنی راکوچک مشمار؛ اگر چه ناتوان باشد.[32]

سعدی در این رابطه می گوید:

دانی که چه گفت زال را رستم گرددشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد

امام علی علیه السلام فرمود: بپرهیز از کوچک شمردن دشمن. چرا که از مراقبت باز می دارد. و چه بسیار کوچک هایی که بر بزرگ ها پیروز گشتند.[33]

3. همکاری با دشمنان

برخی از کشورهای دنیا گمان می کنند در صورت همکاری کامل با دشمنان، دیگر آسیبی از جانب دشمن به آنها نمی رسد و امنیت در سراسر کشور به صورت رودخانه ای روان به حرکت در می آید. اما وقتی این ویروس را به تنِ خود وارد کردند، به ناگهان خود را ضعیف تر از قبل یافتند و آرزوهای خود را بر باد رفته.

امام علی علیه السلام می فرماید: کسی که برای رسیدن به نیاز و حاجت خود، از دشمن کمک خواهد، دوری خود را از آن حاجت افزون کند.[34]

ایشان درباره حد نزدیک شدن به دشمن می فرمایند: به دشمنت به اندازه ای نزدیک شو که به خواسته ات برسی و در نزدیکی به او، زیاده روی منما تا خود و یاورت را خوار سازی. در چوبی که در برابر خورشید نصب شده بنگر؛ اگر آن را مایل کنی سایه اش بسیار شود و اگر در مایل کردن زیاده روی کنی سایه کم گردد.[35]

بدین معنا که هرگاه در نزدیک شدن به دشمنت زیاده روی نمودی بلندی عزتت به پستی و زبونی تبدیل می شود و نابود می شوی.

4. مسؤولان سست عنصر

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام نگرانی خود را از افتادن حکومت به دست نااهلان و ایجاد ناامنی، با این جملات بیان می فرمایند که از این اندوهناكم كه بیخردان و تبهكاران این امت،حكومت را به دست آورند، آنگاه مال خدا را دست به دست بگردانند و بندگاناو را به بردگى كشند، با نیكوكاران در جنگ، و با فاسقان همراه باشند.[36]

ایشان در نامه ای به اشعث بن قیس، فرماندار آذربایجان، می نویسد: همانا پست فرماندارى براى تو وسیلۀ آب و ناننخواهد بود، بلكه امانتى است در گردن تو، باید از فرمانده و امامت اطاعتكنى. تو حق ندارى نسبت به رعیت استبداد ورزى و بدون دستور، به كار مهمىاقدام نمایى. در دست تو اموالى از ثروتهاى خداى بزرگ و عزیز است، و توخزانه دار آنى تا به من بسپارى، امیدوارم براى تو بدترین زمامدار نباشم.[37]

5. مخالفین حکومت

مخالفین حکومت بر2 قسم اند:

الف. منتقدان: که در چهارچوب پذیرفته شدۀ نظام، انتقاد کرده و به سلاح متوسل نمی شوند و به اصطلاح، با شیوۀ سیاسی به مبارزات خود ادامه می دهند.

ب. معارضان: یعنی آنان که در برابر نظام اسلامی، شورش مسلحانه می کنند که به اصطلاح فقهی باغی محسوب می شوند. واضح است نحوۀ رفتار با این دو گروه متفاوت است.

شیوه ای که پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله و امامان علیهم السلام در برخورد با گروه اوّل داشتند اجازه اظهار نظر دادن به مخالفان و سپس روشنگری آنها بوده است.[38]

امام در برابر فردی از خوارج که میان خطبه نماز جمعۀ امام برخاسته بود و شعار لاحکم الّا لله را سر می داد فرمود: آگاه باشید! تا با ما هستید (نه بر ما و مخالفت مسلحانه) شما را از سه حق ممنوع نخواهم کرد:

الف. شما را از حضور در مسجد برای یاد خدا ممنوع نخواهیم کرد.

ب. حقوقتان را مادامی که با ما هستید قطع نخواهیم ساخت.

ج. تا وقتی که دست به سلاح نشدید با شما نخواهیم جنگید.[39]

اما پرواضح است که وقتی افرادی از مملکت، علیه کشور و نظام، دست به اسلحه بردند باید با آنها مقابله کرد؛ زیرا امنیت کشور را به خطر خواهند انداخت.

فصل دوم: موانع خارجی

حکومت های اسلامی و کشورهایی که دارای ثبات فکری و عقیدتی مثبتی هستند همواره با دشمنانی روبرو بوده اند که برای نابود کردن این ملتها، روزها و شب ها خواب را از چشمانشان ربودند و نقشه های مختلفی طراحی کردند تا پس از نابودی، به راحتی حکمرانی کرده و به ظلم و فساد بپردازند .

حضرت علی علیه السلام درباره انواع دشمنان می فرماید: سست ترین دشمنان در مکر و حیله، آن دشمنی است که دشمنی خود را آشکار سازد.[40]

بنابراین، حیله گرترین دشمنان، دشمنی خود را آشکار نکرده بلکه با جنگ نرم، ذره ذره ملتها را از بنیان نابود می کند.

مستر همفر، جاسوس انگلیس در کشورهای اسلامی، در خاطرات خود می نویسد: در سال 1710م وزارت مستعمرات، من را به مصر، عراق، تهران، حجاز و استانبول فرستاد تا اطلاعات کافی برای ناتوان کردن مسلمانان و چیرگی بیشتر بر آنان را به دست آورم.[41]

1. اختلاف

بیشترین تلاش دشمن برای از بین بردن ملتها، طبق قانون اختلاف بیانداز و حکومت کن می باشد .

حضرت امیر می فرمایند: اختلاف، نابودکننده اندیشه است.[42] زیرا در زمان فقدان اندیشه، تشخیص دشمن از غیر دشمن، بسیار سخت و چه بسا محال خواهد بود. چه بسیار افرادی که به هنگام اختلاف، ردّ پای دشمن را ندیدند و به جبهۀ خودی حمله کردند.

امیرالمؤمنین می فرمایند: از پراکندگی بپرهیزید؛ چرا که انسانِ تنها، بهره شیطان است آنگونه که گوسفندِ تنها طعمۀ گرگ خواهد بود.[43]

همفر در میان اسناد جاسوسی انگلیس، راههای به اختلاف انداختن جوامع مسلمان را در موارد زیر یافت:

ایجاد درگیری های شدید میان ترک و فارس و افروختن آتش قومی و نژادی میان دوطرف، شعله ور کردن آتش جنگ میان قبایل و ملتهای مسلمان همسایه و کشورهای اسلامی، زنده کردن مذاهب، حتی آنها که ازبین رفته اند و برانگیختن اختلاف در میان مذاهب.[44]

2. فتنه

امیرالمؤمنین می فرماید: فتنه ها نشانه هاى دین را خراب و یقین را از بین مى برد. فتنه هایى كه افراد زیرك از آنبگریزند و افراد پلید در تدبیر آن بكوشند. آن فتنه ها پررعد و برق وپرزحمت است. در آن، پیوندهاى خویشاوندى قطع مى گردد و از اسلام جدا مى گردند، فتنه ها چنان ویرانگرند كه تندرست ها بیمار، و مسكن گزیدگان كوچ مى كنند. در آن میان كشته اى است كه خونش به رایگان ریخته و افراد ترسویى كهطالب امانند. با سوگندها آنان را فریب مى دهند، و با تظاهر به ایمان آنهارا گمراه مى كنند.

پس سعى كنید شما پرچمفتنه ها و نشانه هاى بدعتها نباشید، و آنچه را كه پیوند امت اسلامى بداناستوار است، و پایه هاى طاعت بر آن پایدار بر خود لازم شمارید، و بر خدا،ستمدیده وارد شوید نه ستمگر. از درافتادن درون دامهاى شیطان، و قرار گرفتندر وادى دشمنی ها بپرهیزید و لقمه هاى حرام به شكم خود راه ندهید. شما دربرابر دیدگان خداوندى قرار دارید كه گناهان را حرام كرد و راه اطاعت وبندگى را آسان فرمود.[45]

حضرت علی علیه السلام در جای دیگری می فرماید: فتنه هاآنگاه كه روى آورند با حق شباهت دارند، و چون پشت كنند حقیقت چنانكه هست،نشان داده مى شود، فتنه ها چون مى آیند شناخته نمى شوند، و چون مى گذرند،مورد شناسایى قرار مى گیرند. فتنه ها چون گردبادها مى چرخند؛ از همه جاعبور مى كنند؛ در بعضى از شهرها حادثه مى آفرینند و از برخى شهرها مى گذرند. ... ما اهل بیت پیامبر علیهم السلام از آن فتنه هادر امانیم و مردم را بدان نمى خوانیم.[46]

3. گرایش مسؤولین به سمت دشمن

معاویه که دشمن سر سخت علی و پیامبر علیهماالسلام بود برای فریفتن مسلمین و نفوذ در میان آنها، از شخصیتهای سرشناس و معروفی چون طلحه و زبیر و عایشه استفاده و افراد بسیاری را متمایل به خودکرد.

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در این رابطه می فرماید: طلحه و زبیر و یارانشان بر من خروج كردند، وناموس رسول خدا صلّی الله علیه وآله را به همراه خود مى كشیدند؛ چونان كنیزى را كه به بازاربرده فروشان مى كشانند، به بصره روى آوردند، در حالى كه همسران خود را پشتپرده نگهداشتند. پرده نشین حرم پیامبر صلّی الله علیه وآله را در برابر دیدگان خود ودیگران قرار دادند.[47]

4. شبهات و تأویل ناصحیح قرآن

کثیر بن نمر گوید: در نمازجمعه شرکت کرده بودم و مستمع خطبه های حضرت بودم. دراین هنگام مردی شعار خوارج را سرداد که لا حکم الا لله سپس یکی دیگر از خوارج از جای دیگر مسجد برخاست و همان شعار راداد (با هماهنگی می خواستند درنماز جمعه مولا اخلال ایجاد کنند) حضرت به آنها فرمود: بنشینید! بله حکمی جز حکم خدا نیست لکن این جمله ای است که از آن اراده باطل شده (حکم یعنی قانون، قانونی بهتر از قانون خدا نیست و لکن خوارج آن را به معنای حاکم می گرفتند یعنی حاکمی غیر از خداوند نیست). سپس حضرت در ادامه فرمود: من هم منتظر حکم خدا درمورد شما هستم.[48]

امام علی علیه السلام دربارۀ شعار دهندگان صفین فرمود: به درخت رسالت استدلال کردند اما میوه اش را ضایع ساختند.[49]

والسلام

منابع:

1.قرآن کریم، ترجمۀ آیت الله مکارم شیرازی.

2.نهج البلاغه، سید رضی، محمد دشتی، قم، اسوه (ناشر: دفتر نظارت و بازرسی انتخابات استان قم)، 1384.

3.لغت نامه دهخدا، دهخدا، علی اکبر، تهران، موسسۀ انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1373، نوبت اوّل از چاپ جدید.

4.هزار و یک داستان از زندگانی امام علی علیه السلام ، رمزی اوحدی، محمد رضا، قم، انتشارات سعید نوین، 1379، سوم.

5.غررالحکم و دررالکلم، آمدی، قاضی ابوالفتح عبدالواحد بن محمد بن عبدالواحد تمیمی، سیدهاشم رسولی محلاتی، 2ج، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1377، چاپ اوّل.

6.1001 داستان از زندگانی امام علی، رمزی اوحدی، محمد رضا، قم، انتشارات سعید نوین، 1379، چاپ سوم.

7.اصول کافی، کلینی، محمد، صادق حسن زاده، 4ج، قم، انتشارات قائم آل محمد، 1386، چاپ سوم.

8.بحارالانوار، علامه مجلسی، محمد تقی، ج10و33، بیروت لبنان، موسسة الوفاء، 1403ﻫ ، چاپ دوم.

9.شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، قاهره- مصر، دار احیاء الکتب العربیه، 1387 ﻫ ، چاپ دوم.

10.سیاستنامه امام علی علیه السلام ، محمدی ری شهری، محمد، مهدی مهریزی، قم، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، 1381، چاپ سوم.

11.سیره دفاعی امام علی علیه السلام ، دبیرخانه همایش تبیین سیره دفاعی امام علی علیه السلام ، تهران، انتشارات دفاع، 1387، چاپ اول.

12.مجموعه الگوهای رفتاری امام علی (سیره اطلاعاتی وامنیتی)، دشتی، محمد، قم، نشرمؤسسه فرهنگی و تحقیقاتی، 1379، اوّل.

13.سیره سیاسی امام علی علیه السلام ، خاتمی، سید احمد، تهران، نشر مطهر، 1385، چاپ اوّل.

14. خاطرات مستر همفر (جاسوس انگلیس در کشورهای اسلامی)، همفر، علی کاظمی، قم، نشر اخلاق، زمستان 1388، چاپ ششم.

15.دانشنامه سیاسی (فرهنگ اصطلاحات و مکتب های سیاسی)، آشوری، داریوش، تهران ، انتشارات مروارید، 1364.

معرفی کتاب جهت مطالعه بیشتر:

1.الغارات، ابراهیم بن محمّد بن سعید بن هلال ثقفى اصفهانى.

2.الفتوح، ابن اعثم کوفی.

3.الکامل فی التاریخ، ابن اثیر.

4.عیون الحکم والمواعظ، كافى الدین ابوالحسن على بن محمد اللیثى الواسطى.

5.امام علی علیه السلام از طلوع تا غروب، علی حاجی وند.

6.مجموعه مقالات کنگره بین المللی امام علی علیه السلام ، دکتر مهدی گلشنی.

7.داستان هایی از امام علی علیه السلام (قضاوت ها، معجزه ها و آداب زندگی)، حمید خرمی.

8.دانشنامه امام علی علیه السلام ، علی اکبر رشاد.

9.دولت آفتاب (اندیشه سیاسی و سیره حکومتی علی علیه السلام ).

10.الامام علی، تاریخ ابن عساکر، ج1و2و3، ابن عساکر.

11.اخلاق کارگزاران در حکومت اسلامی، جوادی آملی.

12.امام علی و حقوق بشر، هادی خسروشاهی.

13.جاذبه و دافعه علی، شهید مطهری.


[1]. لغتنامه دهخدا، ج8، ص212-211.

[2]. دانشنامه سياسي، ص39.

[3]. غررالحکم، ح756.

[4]. سياستنامه امام علي، ص349.

[5]. غررالحکم، ح1205.

[6]. غررالحکم، ج1، ح757.

[7]. نور، 55.

[8] . اصول کافي، ج1، باب العقل و الجهل، ص65، ح 30.

[9] . غررالحکم، ج1، ح2623.

[10] . نهج البلاغه، خطبه 34، بند 4.

[11] . بحارالانوار، ج10،ص126 - 1001 داستان از زندگاني امام علي عليه السلام ، ص402.

[12] . نهج البلاغه، خطبه 192، بند80 .

[13] . نهج البلاغه، خطبه 40.

[14] . نهج البلاغه، خطبه 131، بند3.

[15] . نهج البلاغه،خطبه 149.

[16]. غررالحکم، ج1، ح586.

[17]. غررالحکم، ج2، ح10015.

[18]. نهج البلاغه، نامه47، بند6.

[19]. نهج البلاغه، نامه 9، بند 4.

[20]. نهج البلاغه،خطبه 216، بند6.

[21]. الگوهای رفتاری امام علی علیه السلام (امام علی و امور اطلاعاتی و امنیتی)، ج5 .

[22]. نهج البلاغه، نامه 53، بند75.

[23]. سیاستنامه امام علی علیه السلام ، ص350- بحارالانوار، ج33، ص407، ح628.

[24]. سیاستنامه امام علی علیه السلام ، ص351.

[25]. 1001 داستان از زندگانی امام علی علیه السلام ، ص584.

[26]. غررالحکم، ج2،ح6216 _ سیاستنامه امام علی علیه السلام ، ص 352 .

[27]. سیاستنامه امام علی علیه السلام ، ص 352_ غررالحکم، ج2، ح6198.

[28]. نهج البلاغه، نامه53، بند132.

[29]. سیرۀ دفاعی امام علی علیه السلام ، ص109.

[30]. 1001 داستان از زندگانی امام علی علیه السلام ، ص349.

[31]. نهج البلاغه، نامه 62، بند14_ سیاستنامه امام علی علیه السلام ، ص354.

[32]. غررالحکم، ج2، ح6228.

[33]. شرح نهج البلاغه بن ابی الحدید، ج20، ص282، 231 _ سیاستنامه امام علی علیه السلام ، ص355.

[34]. سیاستنامه امام علی علیه السلام ، ص356.

[35]. شرح نهج البلاغه، ج20، ص342، ح923 _ سیاستنامه امام علی علیه السلام ، ص363.

[36]. نهج البلاغه، نامه62، بند8.

[37]. نهج البلاغه، نامه5.

[38]. سیرۀ سیاسی امام علی علیه السلام ، ص123.

[39]. سیرۀ سیاسی امام علی علیه السلام ، ص125.

[40]. غررالحکم، ح6237 .

[41]. دستهای ناپیدا، ص14.

[42]. نهج البلاغه، حکمت215.

[43]. نهج البلاغه، خطبه127، بند7.

[44] . خاطرات مستر همفر، ص101و 116 و120.

[45]. نهج البلاغه، خطبه151، بند8 .

[46]. نهج البلاغه ، خطبه 93.

[47]. نهج البلاغه، خطبه172، بند5 .

[48]. سیره سیاسی امام علی علیه السلام ، ص125.

[49]. نهج البلاغه، خطبه67، بند2.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آيين زمامداری در سيره ي حكومتی اميرالمومنين علی عليه السلام

آيين زمامداری در سيره ي حكومتی اميرالمومنين علی عليه السلام

فتوحات خلفای پیش از امیرمومنان علی علیه السلام سرزمینی وسیع و پهناور برای حکومت ایشان به ارث گذاشت (که شامل تمام کشورهای کنونی شبه جزیره، ایران، عراق، شامات کنونی، مصر و...) زمامداری موفقیت آمیز ایشان برآن سرزمین با ابزار و سایل و سطح فرهنگی آن زمان می تواند بهترین الگوی زمامداری برای ما شیعیان ایشان باشد.
برخورد با استهزاء گران از ديدگاه قرآن

برخورد با استهزاء گران از ديدگاه قرآن

آياتي كه در قرآن از استهزا به ميان آورده بيشتر مربوط به حوزۀ عقيده و دين بوده كه در آن دشمنان، انبياي الهي، مومنان، وحي، آيات قرآن، احكام عبادي، معاد، پيامبران و حتي خداوند را به تمسخر گرفته و از استهزا به عنوان حربه اي براي رويارويي با دين الهي بهره مي جستند
تربيت توحيدی در سیره اهل بیت پیامبر (صلوات الله علیهم)

تربيت توحيدی در سیره اهل بیت پیامبر (صلوات الله علیهم)

سیرۀ پیامبر و اهل بیت صلوات الله علیهم در تربیت اعتقادی در زمینۀاصل توحید دارای مراحل سه گانۀ تبیین، توصیف و تثبیت بوده است.اولا:در مواجهه با اکثریت مردم اصل وجود خدا را مفروض گرفته اما در برابر عقاید انحرافی از دلایل روشن و قوی استفاده می کردند. ثانیا: در مقام معرفی خدا تاکید بر بیان صفات خدا می کردند با رعایت سطح فکری مخاطب. ثالثا: برای ارتقا و رشد ایمان فرد را به ارتباط با خدا و حفظ و تقویت ارتباط با خدا دعوت می کردند.
No image

تربيت فرزند در سيره معصومان (عليهم السلام)

بانگاهی هر چند اجمالی به آیات و روایاتی كه در مورد فرزند وارد شده، می توان به نگرش عمیق اسلام درباره فرزند و جایگاهش در اندیشه اسلامی پی برد. فرزندان نعمت های الهی نزد والدین اند، هم می توان آنها را بر انجام اعمال ناشایست و خلاف فطرت الهی شان به خاك ذلّت و پستی نشاند.

پر بازدیدترین ها

No image

دشمن شناسي از ديدگاه امام علي (عليه السلام)

اکثر مشکلاتی که جامعه اسلامی را از درون و برون تهدید می کند و از سوی بعضی از مغرضین به ناکارآمدی و عقب ماندگی تفسیر می شود، در سایه ی عدم دشمن شناسی درست جوامع اسلامی است.
No image

تقيه در سيره معصومين «عليهم السلام»

در سیره اهل بیت علیهم السلام تقیه از جایگاه و اهمیت فوق العاده ای برخوردار بوده است. در اقع تقیه تاکتیکی بی نظیر و یکی از شکل های دفاع در هنگام کمی یاران و تسلط باطل به شمار می آید.
No image

رذائل اخلاقي كارگزاران از منظر اميرالمونین علی علیه السلام

على عليه السلام خطر كارگزاران غافل و ناتوان را مدام گوشزد مى كردند و از اينكه حكومت مردم به دست افراد سست عنصر و ويرانگر بيفتد، نگران بودند؛ لذا بطور مداوم به كارگزاران هشدار مى دادند و ايشان را از كم كارى برحذر مى داشتند؛ ، لذا در نامه به كميل فرماندار هيت او را به خاطر ترك مقابله با لشكريان مهاجم شام نكوهش مى كند
Powered by TayaCMS