ده پرتو از مشترکات دو بانوی بهشتی(پرتو سوم: مقام عبادت)

ده پرتو از مشترکات دو بانوی بهشتی(پرتو سوم: مقام عبادت)

اشاره

ده پرتو از مشترکات دو بانوی بهشتی

پرتو سوم: مقام خضوع و عبادت

هدف از خلقت جن و انس به دلالت "وَ ما خلقتُ الْجِنَّ وَ الانسَ اِلاَّ لِیعبدونَ؛(32) و جن و انس را نیافریدم مگر برای پرستش." همانا عبادت و بندگی پروردگار است که جز با شناخت و معرفت الهی میسور نمی باشد. امام حسین(ع) در این باره می فرماید:

عبادت و ذکر ربّ العالمین، خروج از وادی غفلت و بی توجهی، و ورود به جنت المأوای قرب الهی است که و چشیدن از شهد شیرین انس با حق را به دلالت "یا مَنْ ذِکرُهُ حُلْو"(36) ثمر می دهد؛ شهد گوارایی که شفا بخش دلهای بیمار و جلا دهنده قلوب تیره و مایه بصیرت و آگاهی می باشد؛ چنان که مولای متقیان، علی(ع) فرموده اند:

عبادت مریم سلام الله علیها

رزق در محراب:

جواب مریم پس از دفن:

عبادت کریمه:

مکان عبادت :

اشاره

نویسنده: مهدی رضوانی پور

ده پرتو از مشترکات دو بانوی بهشتی

پرتو سوم: مقام خضوع و عبادت

هدف از خلقت جن و انس به دلالت "وَ ما خلقتُ الْجِنَّ وَ الانسَ اِلاَّ لِیعبدونَ؛(32) و جن و انس را نیافریدم مگر برای پرستش." همانا عبادت و بندگی پروردگار است که جز با شناخت و معرفت الهی میسور نمی باشد. امام حسین(ع) در این باره می فرماید:

"ایُّهَا النَّاسُ اِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِکْرُهُ ما خَلَقَ الْعِبَادَ اِلاَّ لِیَعرِفُوهُ فَاِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَاِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنُوا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَهِ مَنْ سِوَاهُ؛(1)

ای مردم! به درستی که خداوند متعال بندگان را نیافرید، مگر برای آنکه او را بشناسند. پس هنگامی که او را شناختند، پرستشش می کنند و هنگامی که او را پرستش کردند، با پرستش او از عبادت غیرش بی نیاز می شوند."

چنین عبادتی است که حقیقت و ذاتش به بیان "العبودیهُ جوهرهٌ کُنْهُهَا الرُّبُوبِیَهُ"(2) ربوبیت حق است و آن گاه که بنده ای در محضر خدای رحمان عارفانه قیام می نماید و خاشعانه به رکوع می رود و عاشقانه به سجده می افتد، زیبنده ترین لحظه حیات و زمینه تجلی کامل ترین نقش انسانی بر صحیفه هستی را فراهم می نماید. امام خمینی(س) می فرماید: "میزان در کمال انسانیت و حقیقت آن، عروج به معراج حقیقی و صعود به اوج کمال و وصول به باب الله با مرقات نماز است."(3)

عبادت و ذکر ربّ العالمین، خروج از وادی غفلت و بی توجهی، و ورود به جنت المأوای قرب الهی است که و چشیدن از شهد شیرین انس با حق را به دلالت "یا مَنْ ذِکرُهُ حُلْو"(36) ثمر می دهد؛ شهد گوارایی که شفا بخش دلهای بیمار و جلا دهنده قلوب تیره و مایه بصیرت و آگاهی می باشد؛ چنان که مولای متقیان، علی(ع) فرموده اند:

"اِنَّ الله جَعَلَ الذِّکْرَ جِلاَءً لِلقُلوبِ، تَسْمَعُ بِهِ بَعْدَ الْوَقْرَهِ وَ تُبْصِرُ بِهِ بعْدَ الْعَشْوَهِ و تَنْقادُ بِهِ بَعْدَ المُعَانَدَهِ؛(4)

همانا خداوند سبحان و متعال، ذکر خود را صفا و جلای دلها قرار داده که پس از سنگینی، شنوا و پس از شب کوری بینا و پس از سرکشی رام و مطیع گردند."

عبادت مریم سلام الله علیها

در ماجرای درس آموز دختر عمران، پس از نوید فرشتگان مبنی بر گزینش و اصطفای مریم(س) از سوی خداوند متعال، طنین هدایت بخش ملائکه این گونه در رواق دل او پیچید که

"یَا مریمُ اقْنُتِی لِرَبِّکِ وَ اسْجُدِی وَ ارْکَعِی مَعَ الرَّاکعِینَ؛(5) ای مریم برای پروردگار خود خضوع کن و سجده بجا بیاور و با رکوع کنندگان رکوع نما."

از این رو، آن مخدّره آنچنان غرق در عبادت و بندگی رب العالمین و خدمت خاضعانه در خانه خدا، بیت المقدس گردید که حریم خلوتیان ملکوت و مأوای عرشیان جبروت را به رایحه مناجات روحانی خود معطر نمود و منظر فرشتگان الهی را به تلألؤ جمال خویش منوّر ساخت. امام محمد باقر(ع) درباره آن حضرت می فرماید:

"کانتْ اَجْمَلُ النِّسَاءِ فَکَانتْ تُصَلّی وَ یَضی ءُ الْمِحْرَابَ لِنُورِهَا؛(6) (مریم) از زیباترین زنان بود، پس نماز می خواند و محراب را با نور خویش روشنایی می بخشید."

و به گفته ابن عباس "هنگامی که نه ساله شد، روزها را روزه می گرفت و شبها را به عبادت می پرداخت و چنان در پرهیزگاری و معرفت رب پیش رفت که از احبار و دانشمندان پارسای آن زمان نیز پیشی گرفت."(7) عبارت "اِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحمَنِ صَوْماً"(8) نیز بیانگر صفحه ای از قاموس عبودیت و بندگی خالصانه وی به ساحت مقدس خدای رحمان می باشد.

رزق در محراب:

به گونه ای است که در عنفوان جوانی شایستگی آن را دارد تا در محراب خویش از عبادت عارفانه، وجد و حال عاشقانه و طعام روح بخش بهشتی برخوردار باشد و در وجود مربّی و کفیل الهی خویش، زکریای نبی(ع) آن چنان تأثیر بگذارد که او نیز در محضر ربوبی دست به دعا بر دارد و ذریّه ای طیّب را از خداوند درخواست نماید:

"کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیهَا زَکَریَّا الِْمحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقاً قَالَ یَا مَریمُ اَنَّی لَکِ هذَا قَالت هُوَ مِنْ عِنْد اللَّه اِنَّ اللَّه یَرْزُقُ مَن یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ، هُنَالِکَ دَعَا زکریَّا رَبَّهُ قَال ربِّ هَبْ لی مِنْ لَدُنْکَ ذُرَّیهً طَیِّبَهً اِنّکَ سمیعُ الدُّعَاء؛(9)

هر زمان زکریا وارد محراب او می شد، رزقی در نزد او می دید. از او پرسید: ای مریم! این را از کجا آورده ای؟ گفت: این از ناحیه خداست. خداوند هر کس را بخواهد بی حساب روزی می دهد. در آن هنگام، زکریا پروردگار خویش را خواند و عرض کرد: پروردگارا! از ناحیه خود فرزند پاکیزه ای به من عطا فرما که تو شنونده دعایی."

جواب مریم پس از دفن:

و آن گاه که روح مطهر مریم عذرا(س) به ملکوت اعلا پر کشید و از دنیا مفارقت نمود، میل و اشتیاق خویش را برای بازگشت به دنیا، تنها برای عبادت خاضعانه حضرت ربّ ابراز نمود:

"فِی حدیثِ وَفاهِ مریمَ اِنَّ عیسی(ع) نَادَاهَا بَعدَ ما دُفِنَتْ فَقالَ یَا اُمَّاهُ هَلْ تُریدینَ اَنْ تَرجِعِی اِلَی الدُّنیَا قالَتْ نَعَمْ لاُصَلِّی لِلهِ فِی لَیْلَهٍ شَدِیدَهِ الْبَردِ وَ اَصُومَ یَوماً شَدِیدَ الْحَرِّ یَا بُنَیَّ فَاِنَّ الطَّریقَ مَخوُفٌ؛(10)

در حدیث وفات مریم(س) آمده است که عیسی(ع) او را بعد از دفنش صدا کرد و گفت: ای مادر! آیا می خواهی که به دنیا باز گردی؟ جواب داد: آری! برای آنکه در شبهای خیلی سرد برای خدا نماز بخوانم و در روزهای خیلی گرم روزه بگیرم. ای پسرم! همانا راه، ترسناک است."

عبادت کریمه:

عبادت و راز و نیاز توأم با عشق و معرفت حضرت فاطمه معصومه(س) نیز از نجواهای پرسوز و گداز شبانگاهی و تسبیح و نماز سرشار از خشوع هفده روزه ای هویداست که در واپسین روزهای عمر شریفش در قم با آنها قرین بود و پیوسته با سرشک دیده از جام عنایت الهی پیمانه فیض برمی گرفت؛ ایام کوتاهی که خود نشانگر یک عمر عبودیت و انس عاشقانه با معبود خویش و دل بریدن از ماسوای اوست که "دَلیلُ الْحُبِّ ایثارُ الَْمحْبُوبِ عَلی ما سِواهُ؛(11) علامت عشق گزینش محبوب بر ماسوای اوست."

مکان عبادت :

مکان عبادت این طاووس زیبا روی فردوس برین که هنوز به اشراق مناجات آن خاتون منوّر می باشد، روضه ای است از رضوان با طراوت الهی و معروف به "بیت النور"؛ عبادتگاهی که در واقع، منزل موسی بن خزرج، میزبان آن کریمه آل طه(س) بوده است و هم اکنون روشنایی بخش دلهای شیفتگان اهل بیت(ع) و هدایت بخش دوستداران ولایت می باشد. بر سر در این جایگاه مقدس، دو بیت ذیل جلوه می نماید:

شده بنیاد این کاخ منوّر به پاس دختر موسی بن جعفر

عبادتگاه معصومه است اینجا کز اینجا قم شرافت یافت دیگر(12)

پاورقی

  1. علل الشرائع، ج 1، ص 9، ح 1.
  2. مصباح الشریعه، باب 100.
  3. سر الصلوه، ص 6.
  4. نهج البلاغه، خطبه 213.
  5. سوره آل عمران: 3، آیه 43.
  6. تفسیر العیاشی، ج 1، ص 170.
  7. مجمع البیان، ج 2، ص 436.
  8. سوره مریم: 19، آیه 26.
  9. سوره آل عمران: 3، آیه 37 و 38.
  10. مستدرک الوسائل، ج 7، ص 506، ح 8759.
  11. مصباح الشریعه، ب 56.
  12. فاطمه بنت موسی بن جعفر، ص 141.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

 

جدیدترین ها در این موضوع

مهمان خدا

مهمان خدا

ما هميشه خود را ميهمان خدا مي بينيم . ” هميشه ! يعني اينكه ماها هميشه و هميشه ، حداقل اون حالي رو كه در مهماني هاي با مردم داريم ، در زندگي مون نسبت به خدا داريم . ما دو راه داريم : راه اول اينكه : در اين زماني كه زنده هستيم و در اين كره زمين زندگي مي كنيم ، با وسواس و سختگيري به خودمون چه در مسائل مادي و چه مسائل معنوي ، با تكلف و ناراحتي و سختي يك زندگي سخت رو داشته باشيم و..
از خود تا خدا (قسمت نهم)

از خود تا خدا (قسمت نهم)

من دنيا رو به دلم نبستم ، هروقت هم دلم خواست رهاش مي كنم . پس رمز دل نبستن به دنيا اينه كه انسان وابسته نباشه .
از خود تا خدا (قسمت ششم)

از خود تا خدا (قسمت ششم)

خواجه نصيرالدين توسي از كساني بود كه خيلي اعتقاد داشت بايد خدا رو از طريق عقل شناخت . هر كسي از راه مي رسيد ازش سؤال مي كرد : آقا ! من مي گم خدا نيست ، نظر تو چيه ؟ خيلي بحث مي كرد ، به يه بيابوني رسيد ديد يه پيرمرد خاركني بيل مي زنه ، هر بيلي كه مي زد مي گفت : يا الله . بهش گفت : ببخشيد پدرجان ! اگه يه كسي بگه : خدا نيست ، تو چكار مي كني ؟ گفته بود : كي گفته ؟! ـ حالا اگه يه نفر پيدا بشه و بگه خدا نيست ! گفت : همچين با اين بيل مي زنم تو سرش كه مُخش بياد تو دهنش !
از خود تا خدا (قسمت پنجم)

از خود تا خدا (قسمت پنجم)

خيلي ها اومدند در مورد خلقت ، چيزهايي گفتند ، يه عده گفتند :‌ هدف از خلقت اين هست كه ماها عبادت كنيم و به بهشت برسيم . يه عده گفتند : مثلاً خدا مي خواست نشون بده چقدر قويه ، چقدر قادره ، چقدر رحيمه ، چقدر كريمه ، يه محيطي فراهم كرد كه تو اين محيط اينها رو ثابت كنه ! اون روايتي كه مي گه : خداوند فرمود ” كُنْتُ كَنْزَاً مَخْفِيّاً ” من يه گنج مخفي بودم . مردم و ‌همه موجودات را خلق كردم براي اينكه بفهمند من چي هستم و كشف بشم . اون يه بحث جداگانه است .
از خود تا خدا (قسمت چهارم)

از خود تا خدا (قسمت چهارم)

ارزش مؤمن : بعضي وقتها با خودم فكر مي كنم كه آيا اونهايي كه ايمان مي آورند و مخصوصاً‌ جوان تر هستند ، آيا مي توانند در سيلابهاي مختلف خودشون رو حفظ كنند ؟ و آيا واقعاً توقع بي جايي نيست كه ما فكر كنيم برادر و خواهر جوانمان با يكي دو ساعت پاي منبر نشستن ديگه اونقدر قوي بشه كه بتونه وارد يك جامعه خيلي خيلي فاسدي بشه كه اصلاً از همة در و ديوارش فساد مي باره ، و اينكه بتواند خودش را حفظ كند . آيا اين توقع زيادي نيست ، ارزشهايي كه با خون ، جنگ ، باروت ، بدبختي ، به دل ما نشسته ، جوانهاي امروز با چند تا منبر و سخنراني و خاطره به اينها برسند ؟

پر بازدیدترین ها

کاریزمای مهدوی

کاریزمای مهدوی

در دین مبارک اسلام و در مکتب حقه ی شیعه، ما معتقد به این هستیم که منطق به تنهایی کارگزار نیست. در قرآن، خداوند خطاب به پیامبرش می فرماید : لو كنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولك... اگر با محبت با مردم برخورد نمی کردی، مردم از اطرافت متفرق می شدند: کاریزمای قوی.
مهمان خدا

مهمان خدا

ما هميشه خود را ميهمان خدا مي بينيم . ” هميشه ! يعني اينكه ماها هميشه و هميشه ، حداقل اون حالي رو كه در مهماني هاي با مردم داريم ، در زندگي مون نسبت به خدا داريم . ما دو راه داريم : راه اول اينكه : در اين زماني كه زنده هستيم و در اين كره زمين زندگي مي كنيم ، با وسواس و سختگيري به خودمون چه در مسائل مادي و چه مسائل معنوي ، با تكلف و ناراحتي و سختي يك زندگي سخت رو داشته باشيم و..
شب مخصوص زیارتی امام رضا (ع )

شب مخصوص زیارتی امام رضا (ع )

شب 25 ذی القعده ، شب مخصوص زیارتی آقا امام رضا (ع) . شب دحو الارض یعنی شبی که زمین آفریده شده و همچنین به روایتی شب شهادت آقا امام رضا (ع) هستیم و در کنار قبر برادر بزرگوار ایشون آقا احمد ابن موسی (ع) و ان شالله که خداوند زیارت امشب ما رو در کنار حرم آقا امام رضا (ع) قرار بده.
از خود تا خدا (قسمت پنجم)

از خود تا خدا (قسمت پنجم)

خيلي ها اومدند در مورد خلقت ، چيزهايي گفتند ، يه عده گفتند :‌ هدف از خلقت اين هست كه ماها عبادت كنيم و به بهشت برسيم . يه عده گفتند : مثلاً خدا مي خواست نشون بده چقدر قويه ، چقدر قادره ، چقدر رحيمه ، چقدر كريمه ، يه محيطي فراهم كرد كه تو اين محيط اينها رو ثابت كنه ! اون روايتي كه مي گه : خداوند فرمود ” كُنْتُ كَنْزَاً مَخْفِيّاً ” من يه گنج مخفي بودم . مردم و ‌همه موجودات را خلق كردم براي اينكه بفهمند من چي هستم و كشف بشم . اون يه بحث جداگانه است .
از خود تا خدا (قسمت ششم)

از خود تا خدا (قسمت ششم)

خواجه نصيرالدين توسي از كساني بود كه خيلي اعتقاد داشت بايد خدا رو از طريق عقل شناخت . هر كسي از راه مي رسيد ازش سؤال مي كرد : آقا ! من مي گم خدا نيست ، نظر تو چيه ؟ خيلي بحث مي كرد ، به يه بيابوني رسيد ديد يه پيرمرد خاركني بيل مي زنه ، هر بيلي كه مي زد مي گفت : يا الله . بهش گفت : ببخشيد پدرجان ! اگه يه كسي بگه : خدا نيست ، تو چكار مي كني ؟ گفته بود : كي گفته ؟! ـ حالا اگه يه نفر پيدا بشه و بگه خدا نيست ! گفت : همچين با اين بيل مي زنم تو سرش كه مُخش بياد تو دهنش !
Powered by TayaCMS