شرایط انتخاب همسر از دیدگاه امیر المومنین (ع)

شرایط انتخاب همسر از دیدگاه امیر المومنین (ع)

اهمیت ازدواج

تداوم نسل از رموز پیچیده آفرینش است. خداوند آدم و حوا را آفرید و از نسل آن دو، ذریه هایی پدید آورد که عده آنها در عصر ما متجاوز از شش میلیارد نفر است. وجود خانواده برای تداوم و بقای نسل، امری بسیار ضروری است. هم چنین انسان در حیات اجتماعی خود نیاز به حمایت و یاری دارد و محتاج به همدم و مونس می باشد. زیرا مصیبت ها و مشکلاتی پیش می آید که بدون حمایت دیگران قابل رفع نیستند. هم چنین انسان برای دفاع در برابر بعضی حملات و دشمنی ها نیاز به یاری و مدد سایرین دارد. بنابراین، نیاز به دفاع و حمایت می تواند یکی از انگیزه های تشکیل خانواده باشد.

حضرت علی (ع) می فرمایند:

ای مردم! بی گمان هیچ کس از خویشاوندان خود و دفاع و حمایت آنان با دست و زبان بی نیاز نیست. هر چند ثروتمند و دارای مال فراوان باشد. چرا که به هنگام نزول بلا و وقوع حوادث دلسوزتر از هر کسی می باشند و به او دل بستگی بیشتری دارند.

● مفهوم ازدواج

ازدواج از ریشه زوج است. در زبان عربی لغت زوج و زوجین به معنای هر دو چیزی است که مقابل هم باشند. به گفته راغب، زوج عبارت است از: دو قرین، هم مذکر هم مؤنث. این امر درباره حیوانات نیز صادق است. در آفرینش، این سخن درباره گیاهان و حتی اشیاء نیز آمده است و عمومیت آن تا حدی است که می توان گفت اساس آفرینش بر زوجیت می باشد.

معنای زوج در رابطه با انسان جفت است؛ فردی که انسان با او قرارداد همسری را امضا می کند و در سایه کمک های او به تشکیل و تربیت نسل، همت می گمارد. در دیوان منسوب به امام علی (ع) آمده است که :

أفلح من کان له مزخه یزخها ثم ینام (النهایه فی غریب الحدیث و الاثر ج3 ص418)

رستگار آن کسی است که جفتی دارد و در همزیستی با او میتواند به خوبی استراحت کند.

● همسر شایسته

آن چه در اسلام و نیز در سخن امیرمؤمنان (ع) تأکید است، انتخاب همسری صالح و شایسته می باشد سخنی از حضرت امیر (ع) آمده است:

الزوجه الصالحه احد الکسبین(تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص405)

همسر شایسته، یکی از دو چیزی است که انسان کسب کند.

درسخن دیگری از حضرت علی (ع) به نقل از رسول خدا (ص) آمده است که می فرماید:

... و زوجه صالحه تعینه علی امر الدنیا و الاخره

چهار چیز است که وقتی به ادمی داده می شود خیر دنیا و آخرت به او داده شده است. یکی از آنها همسر شایسته است که او را در امر دنیا و آخرت کمک باشد.

● مهم ترین ملاک های گزینش همسر

حال به برخی ملاک های کلی در انتخاب همسر مورد سفارش امام علی (ع) می باشد، اشاره می نماییم: دین و ایمان: بیشترین تأکید و تکیه امام (ع) گزینش همسر، بر دین و ایمان است. زیرا اگر هر مرد و زنی به واقع مؤمن باشد، هرگز در زندگی دچار صدمه و آسیب خواهد شد و پیوندشان به جدایی منجر نخواهد شد. حضرت علی (ع) در این زمینه فرمایشات فراوانی دارند از جمله می فرمایند:

إذا أتاکم من ترضون دینه و امانته فزوجوه(مستدرک الوسائل و مستنبط الرسائل ،ج14ص188)

اگر فردی آمد که از دین و امانت داری او راضی دید، با او ازدواج کنید.

▪ اخلاق: ملاک دیگری که راز بعثت پیامبر (ص) و زمینه ساز حیات جمعی توأم با انس و آرامش و صفاست، اخلاق نیکو است و این امر تا آن حد مهم است که باید گفت: تداوم حیات خانوادگی در سایه ایمان و اخلاق است. در اسناد اسلامی نیز توصیه های فراوانی در مورد اخلاق شده است. یکی از سخنان حضرت علی (ع) در این زمینه است این است که :

رأس الایمان حسن الخلق.(تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص254)

اخلاق خوش، رأس ایمان است.

▪ هوش و خرد: این نیز ملاک و معیار مهمی در انتخاب همسر می باشد. امام علی (ع) در این مورد می فرماید:

المرءُ بفطنه لا بصورته.(تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص448)

ارزش آدمی در گرو هوشمندی اوست نه به چهره زیبایش.

▪ خانواده و تبار: امام علی در این مورد می فرمایند: هر نهالی که به پاکی نشانده شده و ریشه در آب پاک داشته باشد، پاک می ماند و درختی شیرین بار می شود. اما نهالی که به ناپاکی غرس شود و در آب ناپاک ریشه بتواند درختی ناپاک شده و ثمره تلخ به بار می آورد.

▪ ادب و فرهنگ: انسان در خانه و زندگی، نیاز به هم دل و هم رازی دارد که دارای ادب و فرهنگ باشد. کمال آدمی را باید در ادب و فرهنگ او جستجو کرد:

همان گونه که حدیث می فرماید:

الأدب کمالُ الرجِل.(تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص247)

هم چنین جوانمردی آدمی در گروه دین اوست و بهترین تبار او ادب و فرهنگ است.

▪ زیبایی : در صورتی که شرایط فوق در افراد مختلفی به طور مساوی وجود داشته باشد، آن وقت در انتخاب همسر می توان ملاک زیبایی را مدنظر قرار داد. امام علی (ع) در این رابطه می فرمایند:

الصوره الجمیله احَدُ السَّعادَتین.(تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص325)

صورت زیبا یکی از دو عامل سعادت است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

 

جدیدترین ها در این موضوع

مهمان خدا

مهمان خدا

ما هميشه خود را ميهمان خدا مي بينيم . ” هميشه ! يعني اينكه ماها هميشه و هميشه ، حداقل اون حالي رو كه در مهماني هاي با مردم داريم ، در زندگي مون نسبت به خدا داريم . ما دو راه داريم : راه اول اينكه : در اين زماني كه زنده هستيم و در اين كره زمين زندگي مي كنيم ، با وسواس و سختگيري به خودمون چه در مسائل مادي و چه مسائل معنوي ، با تكلف و ناراحتي و سختي يك زندگي سخت رو داشته باشيم و..
از خود تا خدا (قسمت نهم)

از خود تا خدا (قسمت نهم)

من دنيا رو به دلم نبستم ، هروقت هم دلم خواست رهاش مي كنم . پس رمز دل نبستن به دنيا اينه كه انسان وابسته نباشه .
از خود تا خدا (قسمت ششم)

از خود تا خدا (قسمت ششم)

خواجه نصيرالدين توسي از كساني بود كه خيلي اعتقاد داشت بايد خدا رو از طريق عقل شناخت . هر كسي از راه مي رسيد ازش سؤال مي كرد : آقا ! من مي گم خدا نيست ، نظر تو چيه ؟ خيلي بحث مي كرد ، به يه بيابوني رسيد ديد يه پيرمرد خاركني بيل مي زنه ، هر بيلي كه مي زد مي گفت : يا الله . بهش گفت : ببخشيد پدرجان ! اگه يه كسي بگه : خدا نيست ، تو چكار مي كني ؟ گفته بود : كي گفته ؟! ـ حالا اگه يه نفر پيدا بشه و بگه خدا نيست ! گفت : همچين با اين بيل مي زنم تو سرش كه مُخش بياد تو دهنش !
از خود تا خدا (قسمت پنجم)

از خود تا خدا (قسمت پنجم)

خيلي ها اومدند در مورد خلقت ، چيزهايي گفتند ، يه عده گفتند :‌ هدف از خلقت اين هست كه ماها عبادت كنيم و به بهشت برسيم . يه عده گفتند : مثلاً خدا مي خواست نشون بده چقدر قويه ، چقدر قادره ، چقدر رحيمه ، چقدر كريمه ، يه محيطي فراهم كرد كه تو اين محيط اينها رو ثابت كنه ! اون روايتي كه مي گه : خداوند فرمود ” كُنْتُ كَنْزَاً مَخْفِيّاً ” من يه گنج مخفي بودم . مردم و ‌همه موجودات را خلق كردم براي اينكه بفهمند من چي هستم و كشف بشم . اون يه بحث جداگانه است .
از خود تا خدا (قسمت چهارم)

از خود تا خدا (قسمت چهارم)

ارزش مؤمن : بعضي وقتها با خودم فكر مي كنم كه آيا اونهايي كه ايمان مي آورند و مخصوصاً‌ جوان تر هستند ، آيا مي توانند در سيلابهاي مختلف خودشون رو حفظ كنند ؟ و آيا واقعاً توقع بي جايي نيست كه ما فكر كنيم برادر و خواهر جوانمان با يكي دو ساعت پاي منبر نشستن ديگه اونقدر قوي بشه كه بتونه وارد يك جامعه خيلي خيلي فاسدي بشه كه اصلاً از همة در و ديوارش فساد مي باره ، و اينكه بتواند خودش را حفظ كند . آيا اين توقع زيادي نيست ، ارزشهايي كه با خون ، جنگ ، باروت ، بدبختي ، به دل ما نشسته ، جوانهاي امروز با چند تا منبر و سخنراني و خاطره به اينها برسند ؟

پر بازدیدترین ها

کاریزمای مهدوی

کاریزمای مهدوی

در دین مبارک اسلام و در مکتب حقه ی شیعه، ما معتقد به این هستیم که منطق به تنهایی کارگزار نیست. در قرآن، خداوند خطاب به پیامبرش می فرماید : لو كنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولك... اگر با محبت با مردم برخورد نمی کردی، مردم از اطرافت متفرق می شدند: کاریزمای قوی.
مهمان خدا

مهمان خدا

ما هميشه خود را ميهمان خدا مي بينيم . ” هميشه ! يعني اينكه ماها هميشه و هميشه ، حداقل اون حالي رو كه در مهماني هاي با مردم داريم ، در زندگي مون نسبت به خدا داريم . ما دو راه داريم : راه اول اينكه : در اين زماني كه زنده هستيم و در اين كره زمين زندگي مي كنيم ، با وسواس و سختگيري به خودمون چه در مسائل مادي و چه مسائل معنوي ، با تكلف و ناراحتي و سختي يك زندگي سخت رو داشته باشيم و..
شب مخصوص زیارتی امام رضا (ع )

شب مخصوص زیارتی امام رضا (ع )

شب 25 ذی القعده ، شب مخصوص زیارتی آقا امام رضا (ع) . شب دحو الارض یعنی شبی که زمین آفریده شده و همچنین به روایتی شب شهادت آقا امام رضا (ع) هستیم و در کنار قبر برادر بزرگوار ایشون آقا احمد ابن موسی (ع) و ان شالله که خداوند زیارت امشب ما رو در کنار حرم آقا امام رضا (ع) قرار بده.
از خود تا خدا (قسمت پنجم)

از خود تا خدا (قسمت پنجم)

خيلي ها اومدند در مورد خلقت ، چيزهايي گفتند ، يه عده گفتند :‌ هدف از خلقت اين هست كه ماها عبادت كنيم و به بهشت برسيم . يه عده گفتند : مثلاً خدا مي خواست نشون بده چقدر قويه ، چقدر قادره ، چقدر رحيمه ، چقدر كريمه ، يه محيطي فراهم كرد كه تو اين محيط اينها رو ثابت كنه ! اون روايتي كه مي گه : خداوند فرمود ” كُنْتُ كَنْزَاً مَخْفِيّاً ” من يه گنج مخفي بودم . مردم و ‌همه موجودات را خلق كردم براي اينكه بفهمند من چي هستم و كشف بشم . اون يه بحث جداگانه است .
از خود تا خدا (قسمت ششم)

از خود تا خدا (قسمت ششم)

خواجه نصيرالدين توسي از كساني بود كه خيلي اعتقاد داشت بايد خدا رو از طريق عقل شناخت . هر كسي از راه مي رسيد ازش سؤال مي كرد : آقا ! من مي گم خدا نيست ، نظر تو چيه ؟ خيلي بحث مي كرد ، به يه بيابوني رسيد ديد يه پيرمرد خاركني بيل مي زنه ، هر بيلي كه مي زد مي گفت : يا الله . بهش گفت : ببخشيد پدرجان ! اگه يه كسي بگه : خدا نيست ، تو چكار مي كني ؟ گفته بود : كي گفته ؟! ـ حالا اگه يه نفر پيدا بشه و بگه خدا نيست ! گفت : همچين با اين بيل مي زنم تو سرش كه مُخش بياد تو دهنش !
Powered by TayaCMS