مهارت جذ ب جوانان 15

مهارت جذ ب جوانان 15

روش ترسیم سیمای معقول و زیبای دین

راههای زیبا جلوه دادن دین:

بسم الله الرحمن الرحیم

جوان نه تنها از ارتباط با خدا گریزان نیست بلکه مشتاق آن نیز هست و گرایش جوان به امور دینی در دوران جوانی از همة دوران ها بیشتر است. علاقة به دینی که جوان دارد بخشی از گرایش های معنوی جوان به دین را تشکیل می دهد و دائماً در جست و جوی کمال و معنویت است و گرایش به دین به بهترین وجه پاسخ به این نیاز جوان را تأمین می کند و او را به کمال یابی و حالت معنوی نزدیک می کند.

در قرآن می فرماید: سرانجام کسی به موسی ایمان نیاورد مگر فرزندان از قوم وی. با توجه به این ویژگی جوان و با توجه به ویژگی انحصاری و اختصاصی که زیبایی خواهی و زیبایی جویی از ویژگی های جوان است و در روایات به این نکته تأکید شده است زیبایی جویی یکی از زمینه های فطری است. در جذب جوان به دین باید از این نیازهایش کمک گرفت تا به سمتی که مي خواهیم سوق دهیم. خداوند متعال زیبای مطلق است و هر زیبایی را دوست دارد. «إن الله جمیل و یحب الجمال» جوانی که عاشق کمال و جمال است گمشده اش را در جمیل مطلق پیدا مي کند که خدا باشد. حتی طبیعت گرایی جوان منشعب از همین که به طبیعت علاقه شدید دارد ریشه در زیبایی گرایی و زیبایی جویی او دارد و خداوند هم زیبایی های فراوانی را در طبیعت قرار داده. «إنا جعلناه علی الارض زینة لها» (کهف آیه 7) «ولقد جعلنا فی السماء بروجا و زیناها للناظرین» (حجر آیه 15) «أفلم ینظروا الی السماء فوقهم کیف بنیناها و زیناها» (ق آیه 5) نکاتی است که تأکید به زیباگرایی جوان دارد. برای جذب او باید زیبایی ها و جاذبه های دین را برایش تبیین کنیم.

روش سوم

روش ترسیم سیمای معقول و زیبای دین

ذات دین در نهایت معقولیت و زیبایی است هم از ناحیة خدای حکیم و جمیل است و هم راه هدایتی که نه تنها قوة نظری و عقلی انسان را به کمال می رساند بلکه به او شخصیتی با زیبایی های معنوی می بخشد، کار دین این است. گاهی این دین زیبا و معقول با کج سلیقگی ها و افراط و تفریط هایی روبروست و بگونه ای معرفی می شود که برای مخاطب یا جوان جاذبه چندانی ندارد.

بنده خدایی بچه اش پرسید پدر صاعقه و رعد و برق و این نور چیست؟ پدر گفت این برق شمشیر خداست وقتی خدا عصبانی می شود شمشیر بهم می زند این برق شمشیرش است بچه ترسید و رفت کنار. چند روز بعد در کلیسا به او گفتند این صاعقه و برقی که از آسمان می زند این نور فلاش عکس گرفتن خداست. پدر دید موقعی که صاعقه و رعد و برق می شود بچه می خندد گفت پسرم چرا می خندی؟ گفت برای اینکه عکسم قشنگ بیفتد تو کلیسا به من گفتند که این نور فلاش دوربین خداست. یک وقتی در نهایت خشم و غضب و خشونت معرفی می کند. فرد همین مطلب را یکی طوری بیان می کند که در اوج زیبایی و دل انگیزی است.

معارف نظری دین را باید همان گونه که هستند در نهایت اتقان و استحکام عقلی و عملی عرضه شوند که عقل را قانع کنند و احکام و دستورات عملی آن نیز باید بصورتی طرح گردند که یک زندگی بسیار زیبا و جذاب را برای مخاطب ترسیم کنند. بخصوص دستورات عملی در روایت هست جوانی مسلمان شد آمد نزد پیغمبر (ص) و گفت من مادر پیری دارم که نمی توانم ناراحتی اش را ببینم و برایم سخت است که او ناراحت باشد که من خداپرست هستم و او کافر است. پیغمبر فرمود اگر این چنین است برو بیشتر از سابق به مادرت خدمت کن به طوری که برای مادر سؤال پیش آمد پسرم چه شده که تو بیشتر از این به من خدمت می کنی؟ گفت من اخیراً به دین و آیینی ایمان آورده ام این دین به من می گوید باید به مادرت بیشتر از سابق خدمت کنی.

امام صادق (ع): احکام و دستورات عملی دین را باید به صورتی طرح کرد که یک زندگی بسیار زیبا و جذابی را برای طرف ترسیم کند.

«إنی بعثت بالحنفیة سمحه سهله» این جزء اصول اولیة دین پیامبر است «لا عسر ولاحرج فی الاسلام» معاذ وقتی مي خواهد برود تبلیغ به یمن؛ می آید نزد پیامبر که یا رسول الله ما داریم می رویم سفارش خاصی ندارید پیامبر می فرماید: معاذ تو الان بر مردمی وارد می شوی که از تو سؤال می کنند کلید بهشت چیست؟ بگو اقرار به یگانگی خدا. معاذ! بر مردم آسان بگیر سخت نگیر، امید و بشارت بده.

دو رکعت نماز بخوان با وضو بخوان رو به قبله بخوان ایستاده هم بخوان اگر نتوانستی تکیه بده، نتوانستی بنشین، بخواب، با اشاره، در ذهنت و....

دین آسان است «لایکلف الله نفساً الا وسعها» در تمام زوایای زندگی و دستورات عملی دین این اجازه را داده که هر مقدار مي توانیم انجام دهیم. خداوند سوگند یاد کرده است بچه های سقط شده از مادر را وارد بهشت کند. فردای قیامت این بچة سقط شده می آید بر در بهشت خداوند می فرماید برو بهشت می گوید تا پدر و مادرم را نفرستی من نمی روم. گاهی اهل یک قبرستان بخاطر وجود یک فرد که دفن می شود اهل قبرستان را خدا می بخشد. «رحمة للعالمین» است یعنی یک نفر هم نیست که پیامبر شفاعت نکند.

باید زیبایی ها و جاذبه های دین را جهت جذب او برایش تبیین کرد.

زیبایی چیست؟ زیبایی عبارت است از برخورداری یک شیء در شیئیت خود در کمال تعادل با معیارهای فطرت. بر این اساس دین اسلام به عنوان کامل ترین و فطری ترین و زیباترین دین است.

از یک نگاه زیبایی ها به دو بخش تقسیم می شوند:

آنچه که جوان زیبا مي داند و می بیند.

  1. الف) نیازهای واقعی و فطری: آراستگی ظاهری؛ غرایض جنسی؛ مقبولیت و محبوبیت؛ عدالت طلبی؛ آرمان خواهی.
  2. ب) نیازهای کاذب: جوان دوست دارد آتل و باطل بچرخد اما نمی توان برای دفاع از آن از دین مایه گذاشت، زیرا واقعا دین مخالف بیکاری است.
  3. زیبایی های نهفتة در دین و دستورات آن.
  1. اسلام دین علم و معرفت است، اول حرف دین به دینداران «إقرأ» است. از جاذبه دارترین و زیباترین جلوه های دین سفارش مؤکّد و توصیه های مکرر به علم آموزی و کسب معرفت و بصیرت است. اگر علم محوری ترین عامل موفقیت انسان در زندگی باشد اسلام بدان توصیه فرموده است.

امام علی (ع) می فرماید: «یا کمیل! ما من حرکة إلا و أنت محتاج فیها إلی معرفة» (تحف العقول، ص 171)

پیامبر (ص): «طلب العلم فریضة علی کل مسلم و مسلمة»

»امیرالمؤمنین (ع): «سلونی قبل أن تفقدونی

یا قرآن می فرماید: «» فسئلوا أهل الذکر إن کنتم لا تعلمونسفارشات و توصیه های دین به کسب علم و معرفت است.

چون اسلام دین حق و علم است، اگر مکتبی باطل باشد می خواهد مردم چیزی نفهمند.

«العلم و الدین توأمان اذ افترقا احترقا» اینها همیشه باید با هم باشند اگر جدا شوند آتش مي گیرند.

اسلام دین علم و دانش است «والذین أتوا العلم درجات» در مورد کهکشان ها دین حرف دارد «ویتفکرون فی خلق السماوات» در جغرافیا «قل سیروا فی الارض» در جنین و حیوان شناسی «أفلا ینظرون إلی الابل و إلی السماء کیف...» در گیاه شناسی علم طب و .... اولین چاپخانة دنیا در فرانسه بود و اول کتابی که در این چاپخانه چاپ شد کتاب علمی بوعلی سینا (ره) بود.

عوامل جدایی دین و علم یکی از افکار مسموم و خطرناکی است که منشأ آن از اروپا و کلیسا شروع شد. پندار ناسازگاری دین و علم و دانش از افکار کلیسا است که سالها پیش با علم مبارزه کردند. طی 18 سال 10220 نفر را زنده سوزاندند بخاطر اینکه یکسری نکات جدید علمی گفتند کلیسا گفت در جریان یارتلمی در پاریس و انگلستان و اسپانیا به جرم فکر کردن و تخطی از پاپ 5 میلیون نفر کشته شدند گالیله گفت آفتاب مرکز منظومه شمسی است و زمین متحرک است گفتند مظنون به فساد عقیده و کارش باعث سستی مبانی ایمان است.

مسلمانان با علمی که سرچشمه از وحی می گرفت در بخشی از دنیا نوری را بوجود آوردند بطوری که کشورها و قاره های کشف نشده در جاهلیت به سر می بردند در اطراف و اکناف دنیا وقتی دیدند نوری در اینجا بوجود آمد همه هجوم آوردند تا اینکه مسلمانان را محصور کردند با فساد و فحشا و.... دار و ندار علمی مسلمانان را گرفتند و به نام خودشان ثبت کردند.

دانشجویان اروپایی برای تحصیل به دانشگاههای اسلامی می شتافتند.

آنان هر وقت شهری را می گرفتند ابتدا به ساختن مسجد و مدرسه اقدام می کردند. (تمدن اسلام و عرب، ص 557)

یکی از نویسنده های اروپایی می گوید: فرهنگی در دنیای اسلام پدید آمده بود که حتی معمولی ترین افراد تشنة خواندن بودند و گاهی کارگران به غذایی کم و جامه ای کهنه قناعت می کردند تا بتوانند آخرین پول خود را کتاب بخرند مدرسه هایی که در آن فقط قرآن کریم و حدیث آموزش داده نمی شد بلکه دانشجویان هر علمی را که برای مردم مفید بود یاد می گرفتند در این روزگار دانشجویان اروپایی برای تحصیل به دانشگاههای اسلامی می شتافتند و پادشاهان آنان برای معالجه به بیمارستان مسلمانان مراجعه مي کردند. با اینکه در آن زمان صنعت چاپ اختراع نشده بود در کشورهای اسلام کتاب و کتابخانه وجود داشت. دانشگاه بیت الحکمه در بغداد 4 میلیون جلد کتاب داشت، کتابخانة ترابلس در شام 3 میلیون جلد، رصدخانة مراغه 400 هزار جلد و..... (تاریخ تمدن اسلام، ج 3، ص 318)

راههای زیبا جلوه دادن دین:

  1. اسلام دین علم و بصیرت و معرفت است.
  2. اسلام دین حکمت و موعظة حسنه است. قرآن کتاب اسلام است و حکیم است «یس والقرآن الحکیم»
  3. محمد بن سنان به امام رضا (ع) عرض کرد: عده ای می گویند خدا گناهان را گناه قرار داد برای تشخیص عاصی و مطیع. حضرت فرمود: ما تمام محرمات را با علم که سرچشمه از وحی مي گیرد بررسی کردیم، دیدیم هر چه که حرام شده چون ضرر و مفسده ای داشته است که حرام شده پس اسلام دین حکمت است. بخار دهان افراد غیبت کننده را گرفتند در لولة آزمایشگاه برودت دادند و منجمد کردند و جرمهایی گندم گونه جمع شد اینها را تراشیدند دادند پرنده خورد و مُرد. افراد خبیث و بدجنس به داروها دیرتر جواب می دهند.

  4. اسلام دین عقل و خرد و فکر است. سراسر قرآن دارد یتدبرون، یتفکرون، أولوالباب یک ساعت فکر کردن بهتر از هفتاد سال عبادت مستحبی است، در اسلام یکی از چهار کتاب معتبر شیعه اصول کافی است 16 هزار حدیث در این کتاب هست یک باب از 34 باب این کتاب در مورد عقل است.
  5. اسلام دین عدل و احسان است یعنی قانون و خیرخواهی است مرحوم فلسفی می فرمود: اگر صاحبخانه ای دید مدت اجاره مستأجرش تمام شده عدل و قانون می گوید می توانی بیرونش کنی ولی احسان می گوید تمدیدش کن.
  6. اسلام دین تلاش و فعالیت و کوشش است؛ اسلام دین کار است «ملعون من القی کلّه علی الناس» منفور ترین چیز در نزد دین آدمی است که زندگی اش را کلّ بر دیگران کند از رحمت خدا دور باد کسی که خود را سربار جامعه قرار بدهد. «من لا معاش له لا معاد له».
  7. اسلام دین اعتماد به نفس، خودباوری است. هیچ گاه نگویید نمی شود خداوند شما را آفرید و به خودش «فتبارک الله احسن الخالقین» گفت. یکی از کارهای بزرگ امام خمینی این بود که به مردم ایران تفهیم کرد که شما می توانید.
  8. اسلام دین آزادی و قانون است. [حساب شده] لااکراه فی الدین در چارچوب قدتبین رشد من الغی است. انا هدینا السبیل در چارچوب اما شاکرا و اما کفورا است. آیت الله خوانساری می گوید: شخص با گفتن لاإله إلا الله حرمت پیدا می کند. «الناس مسلطون علی اموالهم و انفسهم» کسی حق تعدی به اموال دیگران را نداشته باشد این یعنی آزادی. «لاضرر ولاضرار فی الاسلام» کسی حق ضرر و زیان به دیگران ندارد. برادری 99 گوسفند داشت یک گوسفند برادر دیگرش را هم می خواست حضرت داود فرمود نه تو آزادی او حق ندارد این کار را بکند و گوسفند تو را بگیرد. «یا شیعة ابی سفیان ان لم یکن لکم دین و کنتم لاتخافون المعاد فکونوا احرارا» در تمام زمینه ها آزادی را دین دارد. سیاسی: «لاتکن عبد غیرک وقد جعلک الله حر»
  9. اسلام دین توصیة به عمل است. از مهمترین ابعاد دین این است که عمل اهل دین و مبلغان باید توأم با گفته هایمان باشد. در دین اسلام بدترین تعبیرات برای عالمان بی عمل بکار برده شده در قرآن آنها را به سگ و الاغ تشبیه کرده (اعراف 176)
  10. دین و فرصت جوانی است بهایی که به جوان می دهد.
  11. تکریم شخصیت جوان است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

 

جدیدترین ها در این موضوع

مهمان خدا

مهمان خدا

ما هميشه خود را ميهمان خدا مي بينيم . ” هميشه ! يعني اينكه ماها هميشه و هميشه ، حداقل اون حالي رو كه در مهماني هاي با مردم داريم ، در زندگي مون نسبت به خدا داريم . ما دو راه داريم : راه اول اينكه : در اين زماني كه زنده هستيم و در اين كره زمين زندگي مي كنيم ، با وسواس و سختگيري به خودمون چه در مسائل مادي و چه مسائل معنوي ، با تكلف و ناراحتي و سختي يك زندگي سخت رو داشته باشيم و..
از خود تا خدا (قسمت نهم)

از خود تا خدا (قسمت نهم)

من دنيا رو به دلم نبستم ، هروقت هم دلم خواست رهاش مي كنم . پس رمز دل نبستن به دنيا اينه كه انسان وابسته نباشه .
از خود تا خدا (قسمت ششم)

از خود تا خدا (قسمت ششم)

خواجه نصيرالدين توسي از كساني بود كه خيلي اعتقاد داشت بايد خدا رو از طريق عقل شناخت . هر كسي از راه مي رسيد ازش سؤال مي كرد : آقا ! من مي گم خدا نيست ، نظر تو چيه ؟ خيلي بحث مي كرد ، به يه بيابوني رسيد ديد يه پيرمرد خاركني بيل مي زنه ، هر بيلي كه مي زد مي گفت : يا الله . بهش گفت : ببخشيد پدرجان ! اگه يه كسي بگه : خدا نيست ، تو چكار مي كني ؟ گفته بود : كي گفته ؟! ـ حالا اگه يه نفر پيدا بشه و بگه خدا نيست ! گفت : همچين با اين بيل مي زنم تو سرش كه مُخش بياد تو دهنش !
از خود تا خدا (قسمت پنجم)

از خود تا خدا (قسمت پنجم)

خيلي ها اومدند در مورد خلقت ، چيزهايي گفتند ، يه عده گفتند :‌ هدف از خلقت اين هست كه ماها عبادت كنيم و به بهشت برسيم . يه عده گفتند : مثلاً خدا مي خواست نشون بده چقدر قويه ، چقدر قادره ، چقدر رحيمه ، چقدر كريمه ، يه محيطي فراهم كرد كه تو اين محيط اينها رو ثابت كنه ! اون روايتي كه مي گه : خداوند فرمود ” كُنْتُ كَنْزَاً مَخْفِيّاً ” من يه گنج مخفي بودم . مردم و ‌همه موجودات را خلق كردم براي اينكه بفهمند من چي هستم و كشف بشم . اون يه بحث جداگانه است .
از خود تا خدا (قسمت چهارم)

از خود تا خدا (قسمت چهارم)

ارزش مؤمن : بعضي وقتها با خودم فكر مي كنم كه آيا اونهايي كه ايمان مي آورند و مخصوصاً‌ جوان تر هستند ، آيا مي توانند در سيلابهاي مختلف خودشون رو حفظ كنند ؟ و آيا واقعاً توقع بي جايي نيست كه ما فكر كنيم برادر و خواهر جوانمان با يكي دو ساعت پاي منبر نشستن ديگه اونقدر قوي بشه كه بتونه وارد يك جامعه خيلي خيلي فاسدي بشه كه اصلاً از همة در و ديوارش فساد مي باره ، و اينكه بتواند خودش را حفظ كند . آيا اين توقع زيادي نيست ، ارزشهايي كه با خون ، جنگ ، باروت ، بدبختي ، به دل ما نشسته ، جوانهاي امروز با چند تا منبر و سخنراني و خاطره به اينها برسند ؟

پر بازدیدترین ها

کاریزمای مهدوی

کاریزمای مهدوی

در دین مبارک اسلام و در مکتب حقه ی شیعه، ما معتقد به این هستیم که منطق به تنهایی کارگزار نیست. در قرآن، خداوند خطاب به پیامبرش می فرماید : لو كنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولك... اگر با محبت با مردم برخورد نمی کردی، مردم از اطرافت متفرق می شدند: کاریزمای قوی.
مهمان خدا

مهمان خدا

ما هميشه خود را ميهمان خدا مي بينيم . ” هميشه ! يعني اينكه ماها هميشه و هميشه ، حداقل اون حالي رو كه در مهماني هاي با مردم داريم ، در زندگي مون نسبت به خدا داريم . ما دو راه داريم : راه اول اينكه : در اين زماني كه زنده هستيم و در اين كره زمين زندگي مي كنيم ، با وسواس و سختگيري به خودمون چه در مسائل مادي و چه مسائل معنوي ، با تكلف و ناراحتي و سختي يك زندگي سخت رو داشته باشيم و..
از خود تا خدا (قسمت نهم)

از خود تا خدا (قسمت نهم)

من دنيا رو به دلم نبستم ، هروقت هم دلم خواست رهاش مي كنم . پس رمز دل نبستن به دنيا اينه كه انسان وابسته نباشه .
از خود تا خدا (قسمت پنجم)

از خود تا خدا (قسمت پنجم)

خيلي ها اومدند در مورد خلقت ، چيزهايي گفتند ، يه عده گفتند :‌ هدف از خلقت اين هست كه ماها عبادت كنيم و به بهشت برسيم . يه عده گفتند : مثلاً خدا مي خواست نشون بده چقدر قويه ، چقدر قادره ، چقدر رحيمه ، چقدر كريمه ، يه محيطي فراهم كرد كه تو اين محيط اينها رو ثابت كنه ! اون روايتي كه مي گه : خداوند فرمود ” كُنْتُ كَنْزَاً مَخْفِيّاً ” من يه گنج مخفي بودم . مردم و ‌همه موجودات را خلق كردم براي اينكه بفهمند من چي هستم و كشف بشم . اون يه بحث جداگانه است .
از خود تا خدا (قسمت ششم)

از خود تا خدا (قسمت ششم)

خواجه نصيرالدين توسي از كساني بود كه خيلي اعتقاد داشت بايد خدا رو از طريق عقل شناخت . هر كسي از راه مي رسيد ازش سؤال مي كرد : آقا ! من مي گم خدا نيست ، نظر تو چيه ؟ خيلي بحث مي كرد ، به يه بيابوني رسيد ديد يه پيرمرد خاركني بيل مي زنه ، هر بيلي كه مي زد مي گفت : يا الله . بهش گفت : ببخشيد پدرجان ! اگه يه كسي بگه : خدا نيست ، تو چكار مي كني ؟ گفته بود : كي گفته ؟! ـ حالا اگه يه نفر پيدا بشه و بگه خدا نيست ! گفت : همچين با اين بيل مي زنم تو سرش كه مُخش بياد تو دهنش !
Powered by TayaCMS