حکمت 230 نهج البلاغه : مشكلات تشكيل خانواده

حکمت 230 نهج البلاغه : مشكلات تشكيل خانواده

متن اصلی حکمت 230 نهج البلاغه

موضوع حکمت 230 نهج البلاغه

ترجمه مرحوم فیض

ترجمه مرحوم شهیدی

شرح ابن میثم

ترجمه شرح ابن میثم

شرح مرحوم مغنیه

شرح شیخ عباس قمی

شرح منهاج البراعة خویی

شرح لاهیجی

شرح ابن ابی الحدید

شرح نهج البلاغه منظوم

متن اصلی حکمت 230 نهج البلاغه

230 وَ قَالَ عليه السلام الْمَرْأَةُ شَرٌّ كُلُّهَا وَ شَرُّ مَا فِيهَا أَنَّهُ لَا بُدَّ مِنْهَا

موضوع حکمت 230 نهج البلاغه

مشكلات تشكيل خانواده

(اخلاقى، اجتماعى)

ترجمه مرحوم فیض

230- امام عليه السّلام (در نكوهش زن) فرموده است

1- همه چيز زن (احوال و صفاتش) بد است و بدتر چيزيكه در او است آنست كه (مرد را) چاره اى نيست از (بودن با) او.

( ترجمه وشرح نهج البلاغه(فيض الاسلام)، ج 6 ص 1192 و 1193)

ترجمه مرحوم شهیدی

238 [و فرمود:] زن همه اش بدى است و بدتر چيز او اين كه از او چاره نيست.

( ترجمه مرحوم شهیدی، ص 400)

شرح ابن میثم

224- و قال عليه السّلام:

الْمَرْأَةُ شَرٌّ كُلُّهَا وَ شَرُّ مَا فِيهَا أَنَّهُ لَا بُدَّ مِنْهَا

المعنى

و أراد أنّ أحوالها كلّها شرّ على الرجل: أمّا من جهة مئونتها فظاهر، و أمّا من جهة لذّتها و استمتاعه بها فلاستلزام ذلك البعد عن اللّه تعالى و الاشتغال عن طاعته.

و أسباب الشرّ شرور و إن كانت عرضيّة. و لمّا كان كونها لابدّ منها أعنى وجوب الحاجة إليها في طبيعة الوجود الدنيويّ هو السبب في تحمّل الرجل للمرأة و وقوعه في شرورها وجب أن يكون ذلك الاعتبار أقوى الشرور المتعلّقة بها لأنّ السبب أقوى من المسبّب.

( شرح ابن میثم، ج 5 ص 361)

ترجمه شرح ابن میثم

224- امام (ع) فرمود:

الْمَرْأَةُ شَرٌّ كُلُّهَا وَ شَرُّ مَا فِيهَا أَنَّهُ لَا بُدَّ مِنْهَا

ترجمه

«تمام حالات زن بد است، و بدتر از همه آن كه مرد را از آن گريزى نيست».

شرح

مقصود امام (ع) آن است كه تمام حالات زن براى مرد، بد است: امّا از نظر هزينه كه روشن است، و امّا از نظر لذّت و كامجويى، چون باعث دورى از خدا و غفلت از بندگى او مى گردد. انگيزه هاى بدى، خود بد هستند، هر چند كه عرضى باشند، و چون هر مردى ناگزير از زن است، يعنى در طبيعت زندگانى دنيا، ضرورت نياز باعث آن است كه مرد، زحمات زن و بديهاى آن را تحمل كند، و از آن رو كه سبب هميشه مهمتر از مسبب است، پس اين نياز مبرم به وجود زن، بالاترين بديهاى مربوط به زن مى باشد.

( ترجمه شرح نهج البلاغه ابن میثم، ج 5 ص 613)

شرح مرحوم مغنیه

237- المرأة شرّ كلّها و شرّ ما فيها أنّه لا بدّ منها.

المعنى

قال قائل: ان عائشة حاربت عليا، لأنه أشار على رسول اللّه (ص) بتجاهلها و اختيار غيرها في الإفك.. و أيضا قال هذا القائل: ان رأي علي في المرأة جاء من خلال بغضه لعائشة لأنها حاربته. و ذهل هذا القائل عن موقف الإمام مع معاوية حين سقاه الماء بعد أن منعه منه، و مع ابن العاص الذي كشف عن سوأته، و عن سائر مواقفه التي تنطق بعصمة آرائه عن الأهواء و الرغبات. و في الخطبة 170 شبه اعتذار عن عائشة في خروجها حيث ألقى المسئولية على طلحة و قال: «فخرجوا يجرون حرمة رسول اللّه (ص) كما تجر الأمة عند شرائها.. و أبرزوا حبيس رسول اللّه (ص) لهما و لغيرهما».

و تكلمنا عن ذلك مفصلا في شرح الخطبة 78 ج 1 ص 373 و أجبنا عن هذا القول بخمسة أجوبة، منها ان ما قاله الإمام عن المرأة أخذه عن النبي بشهادة ما جاء في صحيح البخاري الجزء الأول، كتاب الحيض، باب ترك الحائض الصوم، و نعطف على ما نقدم ان ما قاله النبي و علي عن المرأة قاله كثيرون من الأدباء و الفلاسفة من قبل و من بعد. فقد جاء في كتاب «كيف يحيا الإنسان» للفيلسوف الصيني «لين يوثانج» ان الأديب الانكليزي «أوسكار و ايلد» ظل يقول: «لا يستطيع الرجل أن يعيش مع المرأة كما لا يستطيع أن يعيش بدونها».

أليس هذا تعبير ثان عن قول الإمام: «المرأة شر كلها، و شر ما فيها انه لا بد منها» و أيضا نقل صاحب كتاب «كيف يحيا الإنسان»- قصة هندوكية- يرجع تاريخها الى أربعة آلاف عام، تعكس رأي الإمام عن المرأة بكل وضوح، و هي: ان اللّه عند ما خلق المرأة أخذ من الأزاهير جمالها، و من الأمواج ضحكتها، و من قوس القزح ألوانه، و من الطيور أغاريدها، و من النسيم قبلاته، و من الحمل و داعته، و من الثعلب مكره، و من زخاخ المطر تقلبه، و نسجها كلها في مخلوقة أنثى، و قدمها الى آدم لتكون زوجة له.

و سرّ آدم بها، و ما عاشرها اياما حتى جاء الى ربه و قال له: ابعد عني هذه المرأة، فإني لا أستطيع العيش معها، فأخذها منه، و لكن آدم أحس بعدها بالوحشة و الغربة، فعاد الى ربه و قال: اعطني حوائي فأنا لا أستطيع الحياة بدونها، فأعادها اليه.. و لم تمض ايام حتى عاد بها آدم الى ربه و قال: عجزت عن حملها و لا حاجة لي بها، خذها عني، فأخذها عنه. و لكن عاد و طلبها بعد ايام، فقال اللّه له: اقسم بأن لا تغير فكرك من جديد، فأقسم و رضي نصيبه معها.

و معنى هذه القصة بطولها ان المرأة شر لا بد منه منذ آدم و الى يوم يبعثون.. و أيضا معنى هذا ان رأي الإمام في المرأة واحد من مئات.

( فی ضلال نهج البلاغه، ج 4 ص 359 و 360)

شرح شیخ عباس قمی

301- المرأة شرّ كلّها، و شرّ ما فيها أنّه لا بدّ منها. أي أنّ أحوالها كلّها شرّ على الرجل، أمّا من جهة مئونتها فظاهر، و أمّا من جهة لذّتها و استمتاعه بها فلاستلزام ذلك، البعد عن اللّه و الاشتغال عن طاعته.

و أسباب الشرّ شرور و إن كانت غرضيّة. و لمّا كان كونها لا بدّ منها، أعني وجوب الحاجة إليها في طبيعة الوجود الدنيويّ هو السبب في تحمّل الرجل للمرأة، و وقوعه في شرورها وجب أن يكون ذلك الاعتبار أقوى الشرور المتعلّقة بها، لأنّ السبب أقوى من المسبّب.

( شرح حکم نهج البلاغه شیخ عباس قمی، ص 229)

شرح منهاج البراعة خویی

الثامنة و العشرون بعد المائتين من حكمه عليه السّلام

(228) و قال عليه السّلام: المرأة شرّ كلها، و شرّ ما فيها أنّه لا بدّ منها.

المعنى

للرّجل مواجهة و ارتباط مع الشئون الدنيوية الّتي تمسّ حياتها من نواح شتّى، فمواجهة مع المال، و مواجهة مع الأعمال، و مواجهة مع الامراء، و مواجهة مع العمّال، و مواجهة مع الجيران و الأقرباء و الأولاد و هكذا.

و له في هذه المواجهات مشاكل و مصاعب، و سهولات و مرافق، و خيرات و شرور ترجع إلى سوء سيرة الرّجل في الحياة أو حسنها، و إلى ما يقهره و يقدر له.

و أصعب هذه المواجهات هي المواجهة مع المرأة في شتّى شئون الحياة و قد نبّه عليه السّلام إلى أنّ هذه المواجهة تكون شرا للرّجل من جميع النواحي: إن كانت فتّانة تسلب لبّه، و إن كانت قبيحة تروع قلبه، إن كانت زوجة تكلفه نفقتها، و إن كانت أجنبية تجرّه إلى الفجور و الفضاحة، و إن كانت عدوّة تغلبه بالبهتان و الزور حتّى يكون شرّ شرورها أنّها لا بدّ منها، و لا يمكن التخلّص عنها.

الترجمة

فرمود: زن همه بلا است و بدتر از خودش اينست كه از اين بلا گريزى نيست

  • زن بلا باشد و بدتر زين بلا آنكه بايست كشيد اين ابتلا

( منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه(الخوئی) ج 21 ص307و308)

شرح لاهیجی

(269) و قال (- ع- ) المرأة شرّ كلّها و شرّ ما فيها انّه لا بدّ منها يعنى و گفت (- ع- ) كه زن بد است جميع اوضاع و احوال و صفاتش و بدتر چيزى كه در او است اينست كه ناچار است از معاشرت با او

( شرح نهج البلاغه (لاهیجی) ص 313)

شرح ابن ابی الحدید

235: الْمَرْأَةُ شَرٌّ كُلُّهَا وَ شَرُّ مَا فِيهَا أَنَّهُ لَا بُدَّ مِنْهَا حلف إنسان عند بعض الحكماء- أنه ما دخل بابي شر قط- فقال الحكيم فمن أين دخلت امرأتك- . و كان يقال أسباب فتنة النساء ثلاثة- عين ناظرة و صورة مستحسنة و شهوة قادرة- فالحكيم من لا يردد النظرة حتى يعرف حقائق الصورة- و لو أن رجلا رأى امرأة فأعجبته- ثم طالبها فامتنعت هل كان إلا تاركها- فإن تأبى عقله عليه في مطالبتها- كتأبيها عليه في مساعفتها- قدع نفسه عن لذته قدع الغيور إياه عن حرمة مسلم- . و كان يقال من أتعب نفسه في الحلال من النساء- لم يتق إلى الحرام منهن- كالطليح مناه أن يستريح

( شرح نهج البلاغة(ابن أبي الحديد)، ج 19 ، صفحه ى 69)

شرح نهج البلاغه منظوم

[229] و قال عليه السّلام:

المرأة شرّ كلّها، و شرّ ما فيها أنّه لا بدّ منها.

ترجمه

همه چيز زن بد، و بدتر چيزى كه در او است آنست كه مرد را از وى گزيرى نيست (و وجودش در زندگى ضرورى است).

نظم

  • زنان را خو همه زشت است و ناپاكضعيف و سستشان عقل است و ادراك
  • بتر ز اخلاقشان آن شد كز آناننباشد چاره از بهر مردان
  • زن از كردار نيكو گر بدور است وجودش مرد را حتم و ضرور است
  • زنان هر چند پركيدند و مكّاربدام مكرشان مردان گرفتار
  • بدلشان ذرّه مهر و وفا نيست وز آنان ديده يارى روا نيست
  • چو مصباحى درونشان پر ز روغنبرون از نورشان روشن چو گلشن
  • بخانه گر چه زن ناسازگار است بناى زندگى زو پايدار است

( شرح نهج البلاغه منظوم، ج 10 ص 13 و 14)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

 

جدیدترین ها در این موضوع

مهمان خدا

مهمان خدا

ما هميشه خود را ميهمان خدا مي بينيم . ” هميشه ! يعني اينكه ماها هميشه و هميشه ، حداقل اون حالي رو كه در مهماني هاي با مردم داريم ، در زندگي مون نسبت به خدا داريم . ما دو راه داريم : راه اول اينكه : در اين زماني كه زنده هستيم و در اين كره زمين زندگي مي كنيم ، با وسواس و سختگيري به خودمون چه در مسائل مادي و چه مسائل معنوي ، با تكلف و ناراحتي و سختي يك زندگي سخت رو داشته باشيم و..
از خود تا خدا (قسمت نهم)

از خود تا خدا (قسمت نهم)

من دنيا رو به دلم نبستم ، هروقت هم دلم خواست رهاش مي كنم . پس رمز دل نبستن به دنيا اينه كه انسان وابسته نباشه .
از خود تا خدا (قسمت ششم)

از خود تا خدا (قسمت ششم)

خواجه نصيرالدين توسي از كساني بود كه خيلي اعتقاد داشت بايد خدا رو از طريق عقل شناخت . هر كسي از راه مي رسيد ازش سؤال مي كرد : آقا ! من مي گم خدا نيست ، نظر تو چيه ؟ خيلي بحث مي كرد ، به يه بيابوني رسيد ديد يه پيرمرد خاركني بيل مي زنه ، هر بيلي كه مي زد مي گفت : يا الله . بهش گفت : ببخشيد پدرجان ! اگه يه كسي بگه : خدا نيست ، تو چكار مي كني ؟ گفته بود : كي گفته ؟! ـ حالا اگه يه نفر پيدا بشه و بگه خدا نيست ! گفت : همچين با اين بيل مي زنم تو سرش كه مُخش بياد تو دهنش !
از خود تا خدا (قسمت پنجم)

از خود تا خدا (قسمت پنجم)

خيلي ها اومدند در مورد خلقت ، چيزهايي گفتند ، يه عده گفتند :‌ هدف از خلقت اين هست كه ماها عبادت كنيم و به بهشت برسيم . يه عده گفتند : مثلاً خدا مي خواست نشون بده چقدر قويه ، چقدر قادره ، چقدر رحيمه ، چقدر كريمه ، يه محيطي فراهم كرد كه تو اين محيط اينها رو ثابت كنه ! اون روايتي كه مي گه : خداوند فرمود ” كُنْتُ كَنْزَاً مَخْفِيّاً ” من يه گنج مخفي بودم . مردم و ‌همه موجودات را خلق كردم براي اينكه بفهمند من چي هستم و كشف بشم . اون يه بحث جداگانه است .
از خود تا خدا (قسمت چهارم)

از خود تا خدا (قسمت چهارم)

ارزش مؤمن : بعضي وقتها با خودم فكر مي كنم كه آيا اونهايي كه ايمان مي آورند و مخصوصاً‌ جوان تر هستند ، آيا مي توانند در سيلابهاي مختلف خودشون رو حفظ كنند ؟ و آيا واقعاً توقع بي جايي نيست كه ما فكر كنيم برادر و خواهر جوانمان با يكي دو ساعت پاي منبر نشستن ديگه اونقدر قوي بشه كه بتونه وارد يك جامعه خيلي خيلي فاسدي بشه كه اصلاً از همة در و ديوارش فساد مي باره ، و اينكه بتواند خودش را حفظ كند . آيا اين توقع زيادي نيست ، ارزشهايي كه با خون ، جنگ ، باروت ، بدبختي ، به دل ما نشسته ، جوانهاي امروز با چند تا منبر و سخنراني و خاطره به اينها برسند ؟

پر بازدیدترین ها

از خود تا خدا (قسمت چهارم)

از خود تا خدا (قسمت چهارم)

ارزش مؤمن : بعضي وقتها با خودم فكر مي كنم كه آيا اونهايي كه ايمان مي آورند و مخصوصاً‌ جوان تر هستند ، آيا مي توانند در سيلابهاي مختلف خودشون رو حفظ كنند ؟ و آيا واقعاً توقع بي جايي نيست كه ما فكر كنيم برادر و خواهر جوانمان با يكي دو ساعت پاي منبر نشستن ديگه اونقدر قوي بشه كه بتونه وارد يك جامعه خيلي خيلي فاسدي بشه كه اصلاً از همة در و ديوارش فساد مي باره ، و اينكه بتواند خودش را حفظ كند . آيا اين توقع زيادي نيست ، ارزشهايي كه با خون ، جنگ ، باروت ، بدبختي ، به دل ما نشسته ، جوانهاي امروز با چند تا منبر و سخنراني و خاطره به اينها برسند ؟
کاریزمای مهدوی

کاریزمای مهدوی

در دین مبارک اسلام و در مکتب حقه ی شیعه، ما معتقد به این هستیم که منطق به تنهایی کارگزار نیست. در قرآن، خداوند خطاب به پیامبرش می فرماید : لو كنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولك... اگر با محبت با مردم برخورد نمی کردی، مردم از اطرافت متفرق می شدند: کاریزمای قوی.
از خود تا خدا (قسمت ششم)

از خود تا خدا (قسمت ششم)

خواجه نصيرالدين توسي از كساني بود كه خيلي اعتقاد داشت بايد خدا رو از طريق عقل شناخت . هر كسي از راه مي رسيد ازش سؤال مي كرد : آقا ! من مي گم خدا نيست ، نظر تو چيه ؟ خيلي بحث مي كرد ، به يه بيابوني رسيد ديد يه پيرمرد خاركني بيل مي زنه ، هر بيلي كه مي زد مي گفت : يا الله . بهش گفت : ببخشيد پدرجان ! اگه يه كسي بگه : خدا نيست ، تو چكار مي كني ؟ گفته بود : كي گفته ؟! ـ حالا اگه يه نفر پيدا بشه و بگه خدا نيست ! گفت : همچين با اين بيل مي زنم تو سرش كه مُخش بياد تو دهنش !
از خود تا خدا (قسمت نهم)

از خود تا خدا (قسمت نهم)

من دنيا رو به دلم نبستم ، هروقت هم دلم خواست رهاش مي كنم . پس رمز دل نبستن به دنيا اينه كه انسان وابسته نباشه .
شب مخصوص زیارتی امام رضا (ع )

شب مخصوص زیارتی امام رضا (ع )

شب 25 ذی القعده ، شب مخصوص زیارتی آقا امام رضا (ع) . شب دحو الارض یعنی شبی که زمین آفریده شده و همچنین به روایتی شب شهادت آقا امام رضا (ع) هستیم و در کنار قبر برادر بزرگوار ایشون آقا احمد ابن موسی (ع) و ان شالله که خداوند زیارت امشب ما رو در کنار حرم آقا امام رضا (ع) قرار بده.
Powered by TayaCMS